سیالات حفاری

معماری فرهنگ قوم لر حفاری وسیالات حفاری تمدن لرستان

 
عناصر تشکیل دهنده ی معماری ایران در دوره اسلامی
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱
 

عناصر تشکیل دهنده ی معماری ایران در دوره اسلامی

 


هر بنای دوره ی اسلامی چه بنای مذهبی، مانند مسجد و مدرسه و چه غیرمذهبی، مانند کاروانسرا و کاخ از فضاهای گوناگون تشکیل می شود و گاهی نیز ممکن است فضای تازه به صورت الحاقی به بناهای دیگر اضافه شود؛ مثلاً مناره یا منار در مسجد و مدرسه که جزئی از بناست و به طور مجزا هم کاربرد دارد.

میانسرا 

میانسرا- حیاط و صحن- یکی از ویژگیهای معماری اسلامی است. مساجد، مدارس و کاروانسراها عمدتاً دارای صحن یا حیاط مرکزی هستند. میانسرا در دوره اسلامی دو نقش مهم داشت: اول اینکه نیاز مسلمانان را به وضوخانه و محل تطهیر در مساجد و مدارس و نیاز مسافران را به استراحت، بارگیری و باربندی در حیاط کاروانسرا تأمین می کرد. دوم اینکه با کانون قراردادن فضای داخلی، بنا را از سر و صدا و فعالیت زندگی روزمره و عادی جدا می کرد. 
شکل میانسرا عموماً مربع و مستطیل بود، ولی گاهی از نقشه های چند ضلعی و مدور هم استفاده می شد. میانسرا راه دسترسی به شبستان و بناهای وابسته مانند راه پله ها و اتاقها را مشخص می کرد و دارای ایوانی در یک یا دو یا چهار طرف بود. 

ایوان 

ایوان از زمان اشکانی مورد استفاده قرار گرفته و ساخت آن تاکنون به شیوه های گوناگون ادامه یافته است. 
ایوان که معمولاً از یک طاق آهنگ تشکیل می شود از سه طرف بسته و به طرف میانسرا باز می شود. ایوانها به صورت فضاهای ورودی و خروجی ساخته می شوند و در حالی که برای جریان یافتن هوا باز هستند، از تابش آفتاب جلوگیری می کنند و به عنوان یکی از اجزای تشکیل دهنده اهمیت فوق العاده ای داشته، به بنا، برجستگی و شکوه می بخشند. ایوان کانونی است برای تزیینات مختلف بنا، چون ایجاد مقرنسها با شیوه ی آجرکاری، گچبری و کاشیکاری. 

رواق

به فضاهای سرپوشیده ی ستوندار یا متشکل از چشمه طاقهایی گفته می شود که در طرفین صحن یا میانسرای مساجد یا اماکن مذهبی ساخته می شود. دهانه ی اینگونه فضاها روبه صحن است و در ورودی مسجد را به شبستان یا گنبدخانه متصل می سازد. 

گنبد 

گنبد نیز مانند ایوان یکی از مهمترین عناصر معماری ایران است که سابقه ی آن به قبل از اسلام می رسد. پوشش گنبدی در معماری اسلامی ویژگیهای متعددی دارد و بیش از هر نوع پوششی کاربرد داشته است. 
ایجاد گنبد روی فضای مربع و یا چند ضلعی دارای چند مرحله بوده است: نخست اتاق چهار گوش با درها و طاقچه ها و سپس بخش انتقالی بین اتاق چهارگوش و گنبد و در پایان گنبد اصلی معماران ایرانی روی بناهای گوناگون، بویژه روی مقبره ها، مساجد و مدارس، زیباترین گنبدها را ساخته اند. گنبدهای ایرانی دارای اشکال مختلفی است که برخی از آنها عبارتند از: گنبد مخروطی یا رک، گنبد یک پوش، گنبد دو پوش و سه پوش، گنبد پیوسته و گسسته (تصویر 7-1). 
شکوه و زیبایی معماری ایران در دوره ی اسلامی بستگی زیادی به گنبدهای آن داردکه اغلب با کاشیکاری معرق تزیین شده اند (مانند مسجد شیخ لطف الله).

شبستان ستوندار 

شبستانهای ستوندار- که ارتفاع چندانی ندارند- معمولاًَ در طرفین گنبدها بنا شده اند. این شبستانها به گونه ای ساخته شده اند که بتوان با افزودن یا برداشتن دهانه هایی، آنها را توسعه دارد یا کوچک کرد. به این ترتیب چنین منطقه ی سرپوشیده ای را می توانستند با دیواری تیغه مانند که هیچ گونه عملکرد ساختمانی نداشت محصور کنند (مانند مسجدنو تربت جام و امیرچخماق یزد).

چهارصفه

قرن هشتم هجری تاریخ تکامل چهار صفه با موارد استفاده گوناگون است. این بنا در اصل عبارت است از یک فضای مربع یا مستطیل شکل که با اتاقهای متصل به هم احاطه شده، به طوری که در اطراف فضای مرکزی تعدادی اتاقهای شاه نشین مانند به وجود آورده است (تصویر 8-1).
اصطلاح چهار صفه را می توان برای اتاق یا چهار طاق (صلیبی شکل) یا تالار مستطیل به کار برد، که با چند طاق پوشیده شده باشد. چهار صفه های ساده معمولاً در گوشه های عمارتی که در وسط حیاط قرار دارد ساخته شده اند (مانند مدرسه ی خرگرد خراسان).

حجره 

حجره یا اتاق معمولاً در اطراف حیاط مرکزی یا میانسرا به صورت مربع، مستطیل و یا چند ضلعی ساخته می شد. اینگونه حجره ها در مدارس برای استفاده ی طلاب و در کاروانسراها برای استراحت مسافران و گاهی به منظور چله نشینی و عزلت گزینی درویشان بنا می شد. 
در بعضی موارد حجره ها به صورت دو طبقه ساخته می شد که رفتن به طبقه بالا از طریق راهروهای ارتباطی انجام می گرفت. معمولاً چنین اتاقهایی از حداقل روشنایی برخوردار بودند، سقف آنها کوتاه بود و از نوع طاق آهنگ ساخته می شد.

مناره 

مناره یا منار به معنای جای نور است و به بنایی بلند و کشیده اطلاق می شود که عموماً کنار بناهای مذهبی مانند مدارس، مساجد و مقبره ها ساخته می شدند. 
قبل از اسلام از منار برای راهنمایی استفاده می کردند که گاهی نیز معرّف وجود آتشکده و آتشگاههای بزرگ بود و به آن میل می گفتند (مانند میل نورآباد، میل فیروزآباد). در دوره ی اسلامی احداث مناره گسترش بیشتری یافت. یکی از قدیمترین مناره ها متعلق به مسجد جامع دمشق است. از دیگر مناره های باقیمانده اوایل اسلام می توان به منار مساجد سامره اشاره کرد. 
اگرچه معلوم نشده که قدیمترین مناره در ایران در کدامیک از بناهای مذهبی ساخته شده، ولی منار مسجد جامع سمنان و دامغان را می توان از قدیمترین مناره های ایران دانست.
لازم به یادآوری است که در آغاز مناره ها عموماً به صورت منفرد در مجاورت مساجد ساخته می شدند، ولی از دوره ی سلجوقی به بعد بتدریج مناره ها به صورت زوجی بر سردر ورودی و یا بر ایوان اصلی احداث گردید (مانند مسجد جامع اصفهان، مدرسه دو منار گلشن طبی). از نظر معماری مناره ها از سه قسمت اصلی پایه، ساقه یا بدنه و کلاهک یا تاج بخشهای پلکان و نورگیر تشکیل می شود. مناره ها به اشکال استوانه ای، مخروطی و چند ضلعی ساخته شده اند. مناره ها در آغاز احداث بسیار ساده و عاری از تزیینات بودند، ولی بتدریج همانند دیگر عناصر معماری با تزییناتی چون آجرکاری، کاشیکاری، مقرنس و کتیبه آراسته شدند. مصالح ساختمانی مناره ها از آجر و سنگ بوده است. مناره ها برای استحکام بخشیدن و جلوگیری از رانش بنا ساخته می شدند (تصویر 9-1). 

بادگیر

معماران و استادکاران ایرانی با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی مناطق گوناگون ایران شیوه های معماری را در شهرهای مختلف توسعه بخشیدند؛ همان طور که به دلیل سرما ایجاد بناهای فاقد میانسرا در آذربایجان متداول بوده، ساختن بادگیر نیز در مناطق کویری رواج داشته است. 
سالیان بس دراز، بادگیر یکی از اجزای مهم بناها در نواحی گرم و خشک ایران بوده است. هر بادگیر شامل برجهای تهویه بر فراز ساختمان است. در بالای هر برج یک رشته دهانه های عمودی وجود دارد که در مقابل بادهای وزان قرار گرفته و برای گرفتن نسیم و هدایت آن به اتاق همکف یا زیرزمین که رطوبت را از یک حوض آب اخذ می کند، تعبیه شده است. 
در شهرهای کویری ایران مانند کاشان، یزد و کرمان از بادگیر در بناهای مختلف به نحو مطلوب استفاده شده است. در بعضی بناها حتی چندین بادگیر ساخته شده است (مانند آب انبار پنج بادگیر یزد).

پله 

گرچه پله یک اثر معماری مهم به حساب نمی آید، ولی کاربردهای سودمندی در معماری دارد. راه پله های مارپیچ داخل مناره ها و پله هایی که به بامها و فضاهای داخلی و خارجی بنا و به پاشیرهای سراشیبی آب انبارها منتهی می شود از اهمیت ویژه ای برخوردارند. 
همچنین پله ها، راههای ارتباطی مفید به طبقه دوم یا پشت بام به شمار می روند. در بعضی از بناها پله ها علاوه بر کاربرد ارتباطی، وسیله ی سبک کردن حجمهای ساختمانی نیز هستند (مانند بنای تایباد خراسان). مدرسه ی غیاثیه ی خرگرد دارای هشت دستگاه پله است. همچنین مسجد کبود تبریز پله هایی در شش قسمت دارد که دو دستگاه پله به نمای اصلی متصل است و چهار دستگاه در گوشه های گنبدخانه یا شبستان قرار دارد که به طبقه ی دوم متصل می شود. مصالح ساختمانی پله ها اغلب آجر است. 

سردابه 

تعداد بسیاری از آرامگاهها مدفن اصلی شخصیتی مذهبی یا سیاسی هستند که زیر طبقه ی همکف ساخته می شدند. از آنجا که طبقه ی همکف باید محلی برای زیارت یا مراسم مذهبی می داشت، معمولاً محل تدفین را در طبقه ای پایین تر از سطح زمین می ساختند. احداث سردابه بیشتر در آرامگاههای ناحیه ی شمال و آذربایجان مرسوم بوده است. 
از قرن هشتم هجری به بعد نصب ضریح چوبی در روی مزارها به صورت سمبلیک متداول شد. صندوقهای چوبی منبت کاری شده نام بسیاری از درودگران هنرمند را برخود دارد. 

روشهای ساخت و تزیین (1)

به طور کلی آگاهی ما از نحوه ی ساخت، طراحی و سایر امور ساختمانی دوره ی اسلامی بسیار کم و محدود است. بدون شک ایجاد بناها، چه مجموعه های مذهبی و چه غیرمذهبی، مستلزم آگاهی از علومی چون هندسه، ریاضی و طراحی بوده است و استادکاران طی قرون متمادی با بهره گیری از این علوم، توانسته اند شاهکارهایی در هنر معماری به وجود آورند. متأسفانه در متون تاریخی دوره ی اسلامی مطالب مهم و تصاویر چندانی در مورد چگونگی ایجاد بناها به چشم نمی خورد. تنها نمونه های قابل ذکر دو نقاشی منسوب به بهزاد، با تاریخ 872 هجری، در ظفرنامه و خمسه ی نظامی است. این نقاشیها در حال حاضر در دانشگاه هابکینز آمریکا نگهداری می شوند و در آنها نحوه ی ساخت مسجد جامع تیمور و همچنین کاخ خورنق به شیوه ی منیاتور به تصویر کشیده شده است (تصویر 10-1). در این نقاشیها تا حدودی تزیینات و ابزار و وسایل معماری مرسوم آن روزگار مانند داربست، گونیای چوبی، اره، خط کش، بیل، تیشه، ماله، نردبان و... و همچنین مصالح ساختمانی مانند سنگ، آجر، گچ، ملاط و کاشی و مراحل اجرای ساختمان نشان داده شده است. 
برخی محققان بر این عقیده اند که علت فقدان مطالب سودمند درباره ی معماران دوره ی اسلامی و روشهای طراحی و ساختمانی آنها، این است که معماران در مقایسه با شاعران، فیلسوفان و مورخان، کمتر مورد توجه بوده اند. البته این رأی درست به نظر نمی رسد؛ زیرا در ادوار مختلف نیاز همگان به معمار و استادکاران ساختمانی برای ایجاد محلهای مسکونی، تجاری و عبادی امری مسلم بوده است. 
مورخان اسلامی چون بیهقی، ابن خلدون و خواجه رشیدالدین، مطالب سودمندی درباره ی معماری و معماران نوشته اند؛ از جمله نوشته اند معماران از علوم ریاضی و هندسه اطلاع داشتند و در احداث بناها قبل از هر چیز به طراحی و نقشه کشی مبادرت می ورزیدند. فارابی فیلسوف بزرگ ایران می گوید معماری مبتنی بر علم الحیل است و حیل، مهارت، هنر و فنی است که با کار استادانه و هنرمندانه در اشکال هندسی نشان داده می شود. هندسه مبنای معماری بود و معمار بسیار ماهر و استاد را مهندس می گفتند که به معنای هندسه دان است. (2)
همچنین متونی در دست است که در آنها از هندسه و طرحهای هندسی برای معماران بحث می شود و سراسر این کتابها دارای توضیحاتی است که به معماری عملی ارتباط پیدا می کند. بخشی ازکتاب مفتاح الحساب نوشته ی جمشید کاشی ریاضیدان و منجم عصر تیموری، به معماری اختصاص یافته و در آن بخش از روشهای ساختن طاق و گنبد و مقرنس بحث می کند، از انواع طاقهایی که او شرح می دهد برخی را در بناهای تیموری می توان دید. 
معماران، استادکاران، بنایان و دیگر گروههای وابسته به علم معماری، با آگاهی کامل از فن معماری و با ابتکار و ابداعات خاص خود و رعایت کامل اصول هندسه و مهارتهای سنتی و همچنین الهام از عقاید دینی فضای معماری ایران را شکوهی جاودانه بخشیدند.
مسئولیت ساخت بنا نیز به عهده ی گروه های متعددی بوده است؛ مثلاً گروهی مسئول احداث ساختمان تا مرحله ی سفت کاری، و گروهی مسئول تزیینات بنا مانند آجرکاری، گچبری و کاشیکاری بوده اند. همچنین بین استادکاران، سلسله مراتبی وجود داشته، مانند مهندس، معمار، بنّا، سرکارگر، گچکار، کاشیکار و کارگر ساده که هر یک مسئولیت خاصی داشتند. 
لازم به یادآوری است که معماران ایرانی به علت فروتنی از ثبت کردن نام خود بر بناها خودداری می کردند؛ به همین علت جز تعدادی از بناها که نام معمار یا سازنده ی آن مشخص شد، بقیه فاقد نام استادکار یا سازنده ی آن است. (3)

مصالح ساختمانی 

مصالحی که در ایجاد بناهای دوره ی اسلامی به کار رفته متنوع است. 
آجر. مهمترین مصالح ساختمانی در ایران قبل و بعد از اسلام آجر بوده است. آجرهای به کار رفته در معماری عموماً مربع شکل است که در کارگاههای آجرپزی در سراسر ایران ساخته می شد. آجر علاوه بر استفاده در ساختن بدنه ی بنا برای تزیین آن نیز نقش مهمی داشت و از اوایل اسلام تا دوره ی تیموری تزیین بیشتر بناها با آجرکاری است. همچنین از آجرهای ترشدار و قالبی نیز استفاده می شد. آجرهای پخته رنگهای گوناگونی چون زردکمرنگ، قرمز و قرمزتیره داشته که بیشتر در ابعاد 3 ضربدر 20 ضربدر 20، 5 ضربدر 20 ضربدر 20 و 5 ضربدر 25 ضربدر 25 سانتیمتر ساخته می شد و در قسمتهای مختلف بنا مانند ایوانها، طاقنماها، گنبدها، مناره ها و اتاقها به کار می رفت (برجهای خرقان، گنبد قابوس، مناره ی مسجد ساوه).
گچ. گچ از دیگر مصالح ساختمانی است که در تمامی ادوار، در معماری استفاده شده است. از آنجایی که گچ از مصالح ارزان قیمت بوده و زود سفت می شده است، کاربردهای متعدد داشته و مورد توجه معماران بوده است. گچبری برای آراستن سطوح داخلی بناها، نوشتن کتیبه ها، تزیین محرابها، زیرگنبدها و ایوانها به کار می رفته است. بسیاری از بناهای عصر سلجوقی و ایلخانی با گچبری تزیین شده اند. اهمیت گچبری در بناهای اسلامی به حدی بود که هنرمندان این رشته به «جصاص» معروف بودند و نام بسیاری از این هنرمندان در کتیبه های بناها به یادگار مانده است. علاوه بر این، هنرمندان گچبر در قرن پنجم تا دهم هجری از شیوه های گوناگونی مانند گچبری رنگی، گچکاری وصله ای، گچکاری توپر و توخالی، گچبری مشبک و گچبری مسطح و برجسته استفاده کرده اند (مانند اصفهان: محراب اولجایتو، زنجان: گنبد سلطانیه، همدان: گنبد علویان و اشترجان: محراب اشترجان).
کاشی (1). استفاده از کاشی برای تزیین و همچنین استحکام بخشیدن به بناها از دوره ی سلجوقی آغاز شد و در طی قرون متمادی بویژه در عهد تیموری و صفوی به اوج رسید. کاشی نقش عمده ای در تزیین بناهای دوره ی اسلامی داشت و با شیوه های متفاوت توسط هنرمندان کاشیکار به کار می رفت. استفاده از کاشیهای یکرنگ، کاشی هفت رنگ، کاشی معرق و تلفیق آجر و کاشی در دوره های سلجوقی، ایلخانی، تیموری و صفوی در تزیین بنا مرسوم بوده و تا عصرحاضر ادامه یافته است. تزیین بخشهای گوناگون بنا، از پوشش گنبد و مناره گرفته تا سطح داخلی بنا و زیرگنبد و دیوارها و محراب با کاشیهای مختلف، بویژه کاشیهای معرق، به بناهای مذهبی و غیرمذهبی ایران دوره ی اسلامی زیبایی خاصی بخشیده است (مانند گناباد: مسجد گناباد و غیاثیه، خرگرد: مدرسه خرگرد، مشهد: مسجد گوهرشاد، تبریز: مسجد کبود، اصفهان: مسجد شیخ لطف الله و مسجد امام).
خشت. از دیگر مصالح ساختمانی معمول در معماری ایران خشت است. در دوره ی اسلامی یا تمامی بنا از خشت بوده یا بخشی از دیوار ها از خشت و بقیه از آجر بوده است. از آنجایی که مقاومت خشت در برابر باد و باران و برف اندک است، بناهای خشتی زیادی از روزگاران گذشته باقی نمانده است. 
سنگ. در معماری اسلامی از سنگ برای کار در شالوده، بدنه، فرش کردن کف و تزیین بنا استفاده می شد. گرچه به علت موقعیت جغرافیایی و اقلیمی استفاده از سنگ در برخی نقاط چون آذربایجان بیشتر دیده می شود، اما بهره گیری از آن تقریباً در سراسر ایران مرسوم و متداول بوده است. استفاده از سنگ در پی بنا و دیوارها اهمیت ویژه ای داشت و برای ساختن کتیبه ها سنگهای گوناگونی چون سنگ سیاه، سنگ آهک، سنگ مرمر- که با دقت تراشیده و گاهی حجاری می شد- به کار می رفت (مرند: کاروانسرای مرند، شیراز: مسجد جامع، کاشان: کتیبه های مسجد میدان).
چوب. استفاده از چوب برای ساختن در، پنجره، صندوقهای ضریح، ستونها و تیر سقف و چهارچوب، از ویژگیهای معماری اسلامی است که در ناحیه ی مازندران و گیلان رواج بیشتری داشته است. درختهای تبریزی، سپیدار، چنار، کاج و گردو از جمله درختهایی بودند که از چوب آنها برای بخشهای گوناگون بنا استفاده می شده است (ورامین: مسجد جامع، تبریز: ارگ علیشاه، ساری: امام زاده صالح).
شیشه. کاوشهای باستانشناسی سالهای اخیر و همچنین بناهای باقیمانده از ادوار مختلف اسلامی نشان می دهد که از شیشه های الوان به رنگهای سرخ، آبی، بنفش و سبز برای تأمین روشنایی و تزیین در و پنجره و قابهای گنبدخانه ها و شبستانها استفاده می شده است. همچنین مطالعه ی متون تاریخی و مشاهده ی مینیاتورهای قرن ششم تا دوازدهم هجری نشان می دهد که شیشه، کاربرد وسیعی داشته است (خرگرد: غیاثیه، شاه زند: مقبره ی شیری بکا آقا، اصفهان: عالی قاپو