سیالات حفاری

معماری فرهنگ قوم لر حفاری وسیالات حفاری تمدن لرستان

 
هارپ (HAARP)
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٦
 

ماورا الطبیعه و عجایب دنیا

هارپ چیست؟

نویسنده: sas - ۱۳٩۱/۵/٢۶

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع «پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن»  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

 

 

به صدای هارپ گوش دهید 

( توضیح آنکه: جنگ هایی که از  امواج «رادیویی»، «لیزر» و «نیروی مغناتیس» برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چیست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

 

 

 

 

 

 

 

این لایه تشعشات خطرناک «ماورای بنفش» و «اکس ری» خورشید را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر  از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

لایه آیونوسفیر چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵٠/٢٣متر) تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

 

 

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

 

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند «رادیو ترموگرافی» (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج کوتاه «رادیو ترموگرافی» به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.

با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 

 

 

 

از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به  داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ «با ویژگی معادن یابی» برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:

 ١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.      برای تعاریف «فرکانس باند» ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

 

    

 

٢-  با قابلیت تکنولوژی «ترموگرافی» می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleansطوفان گانو عمان .

۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.

 ۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد «غش» و تولید  »وهم» در مغز انسانها.

 ۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.

 ٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.

٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که «هارپ» میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در این مقاله ما فقط  به نکته ١،یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت «پژوهشگاه زلزله شناسی ایران«  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

 

 

 

 

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

   ۴/۶٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با :   ۴/٢٠۶ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت «جی ان اس – نیوزیلند» به دست آوردم.

 

 

 

٣/١۵۵٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

  ٢/١۵٢٠۶  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با:  ۴۶/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت «مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا» به دست آمده است.

 

 

 

 

٩/۴٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/١٨۶۵٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠

 

  چرا درصد زلزله ها در عمق ١۴ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

 در حین جستجو ها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم  غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١۴ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.

 

 

 

یاد آور می شویم:  زمین لرزه های خطر ناک در لبه های «رگه گسل»  یا «Fault lines» تولید میگردند.

ارگ بم چه شد؟

 

 

  بم بعد از ٢٠٠٠سال ایستایی؟!

 

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  »عادل کهن» (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زیر مشاهده می کنید:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه…

 برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجااشاره کنید.

 

 

 

 

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

 

دلفین های چه شدند؟

 

 

 

در سال ١٣٨۶ , ١۵٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه «خودکشی» کرده اند، یا اینکه به خاطر «فعالیت های صیادی» مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب «علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر که یک ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این کارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام کرده‌اند که در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد که در نتیجه آن یکی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یکی از آن‌ها برای شکار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل که شیب ملایمی دارد، گیر کرده‌اند.» ٢/١٢/١٣٨۶

 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس «هارپ» نیست؟

 

 

 آیا این اثر سوختگی نیست؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای «بررسی و تحقیق» درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم «هارپ» در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیما ها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.

نتایج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات رادیویی هارپ باعث سرخ شدن لایه آیونوسفیر شده و این لایه را  به نوسان در می آورد.

این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمین، زمین زلزله ایجاد می کنند.

 با توجه به ازدیاد درصد زلزله در سطح ایران در دهه اخیر نسبت به دهه پیشین که متجاوز به ۴/٢٠۶ % بوده است میتوان به وجود تاثیرات دیگری در ایجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه این ازدیاد پس از آغاز فعالیت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پیشگیری و دریافت پیش اخطار از این قبیل زلزله ها میتوان ایستگاهایی در حوزه های وسیع تاسیس و بکار گرفت و با اندازه گیری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دریافت پیش اخطارهای ELF بین ١۵ دقیقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغیر است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گیری فرکانسELF/ULF  در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.

نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید. برای اطلاعاب بیشتر بر روی آنها اشاره کنید.

 

           

 

 

                        ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz                        Bell-5180-Magnetometer               

                                     

 

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد «هارپ» کتابی بنام  Angels Don’t Play This HAARP  بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ویدیو،  یکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don’t Play This HAARP و ویدیوی دیگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don’t Play This HAARP تهیه شده است.

 در مورد جنگ ویتنام (Vietnam) و باران های سیل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمریکا (اغلب باران های استوایی از طریق ماهواره و سمپاشی از هواپیما بر روی ابر ها ایجاد می شدند) آقای دکتر  باب فیتریکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فیلمی از کنفرانس خود در این زمینه  تهیه کرده که بخشی از آن را در کلیپ ویدیویی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS میتوانید مشاهده کنید.    

 مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نامHAARP PROJECT تهیه شده است که فقط به جنبه تحقیقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غیر انسانی آن توجهی نشده است.

 سوالی به بقاء موجودیت و در آینده ای نه چندان دور؟ به اینجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنید.

 برای پیوند های مطالعاتی امواج رادیویی زیر فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنید.

دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟

اعتراض شرکت  بوئینگ (Boeing) به هارپ در این رابطه بخوانید

……………………………………………………………………….

هارپ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ‏۰۳″ ۰۹′ ۱۴۵°غربی ‏۳۰″ ۲۳′ ۶۲°شمالی / خطای عبارت: عملگر < دور از انتظار ۶۲٫۳۹۱۶۷جنوب / خطای عبارت: کلمه ناشناخته «w»;-۶۲٫۳۹۱۶۷

این مقاله درباره پروژه‌ای پژوهشی است. برای ساز هارپ به چنگ (ساز) مراجعه شود.

 

 

ساختمان هارپ در گاکونا ایالت آلاسکا

 

 

رفتار امواج رادیویی در برخورد با لایه یونوسفر

برنامه پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا (به انگلیسی: High Frequency Active Auroral Research Program)‏ معروف به هارپ (به انگلیسی: HAARP)‏، یک پروژه پژوهشی است که در سال ۱۹۹۳ برای بررسی و پژوهش درباره لایهٔ یونوسفر با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF تاسیس شده‌است.

این تاسیسات مشترکا توسط نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، دانشگاه آلاسکا در فیربنکس، و نزدیک به ۱۵ دانشگاه آمریکایی دیگر اداره و استفاده می‌شود. شرکت سازنده این تاسیسات، شرکت BAE Advanced Technologies است.[۱]

این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتن‌های مخصوص شامل ۱۸۰ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵۰/۲۳ متر تشکیل شده که بر روی زمین پهناوری به مساحت ۲۳٬۰۰۰ متر مربع در آلاسکا نصب شده‌است. این آنتن‌ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را با ۳٫۶ مگاوات[۲][۳] ERP تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند.

پروژه هارپ پروژه‌ای علمی است و از طریق آن دانشمندان با ایجاد تغییراتی در یونوسفر که دورترین و ناشناخته‌ترین بخش جو زمین است امکان مطالعه در مورد آن را پیدا کرده و از آن به صورت یک آزمایشگاه طبیعی در می‌آورند. هارپ این کار را با امواج رادیویی فرکانس بالا که توسط رادارهای خود منتشر می‌کند انجام می‌دهد. بخشی از این امواج در ارتفاع ۱۰۰ تا ۳۵۰ کیلومتری جذب شده و باعث افزایش شتاب الکترون‌ها در آن منطقه و در نتیجه گرم شدن یونوسفر می‌شوند. هارپ در دوران جنگ سرد با این هدف راه‌اندازی شد که روش‌هایی را برای ارتباط با زیردریایی‌های مجهز به سلاح اتمی کشف کند. این زیردریایی‌ها در آن زمان اهمیت استراتژیکی فراوانی داشتند چرا که «تضمین نابودی متقابل» در جنگ اتمی را محقق می‌ساختند. اما حتی از قبل از ساخت خود نیز با شایعات فراوانی در مورد هدف و کاربردهای آن همراه گره‌خورده‌است. تئوری‌های توطئه گوناگونی در مورد آن مطرح شده و از انتشار پرتوهای مرگ تا کنترل ذهن به آن نسبت داده شده است. تکمیل هارپ حدود دو دهه طول کشید و با ۲۵۰ میلیون دلار هزینه‌های ساخت و عملیاتی آن بود.[۴]

محتویات

[ویرایش] تاریخچه و کاربردها

پروژه هارپ در اصل برای تسهیل ارتباطات زیردریایی‌های مجهز به سلاح اتمی طراحی شد. در زمان جنگ سرد زیردریایی‌هایی مجهز به موشک‌های دارای کلاهک اتمی آمریکا و شوروی در آب‌های عمیق حرکت کرده و یک بازی پیچیده پنهان شدن از همدیگر و جستجو کردن یکدیگر را به راه انداخته بودند. آن‌ها با رفتن به زیر آب خود را از شناسایی مخفی می‌کردند اما با این کار امکان ارتباط با آن‌ها کم می‌شد. یکی از راه حل‌هایی که برای این مشکل پیشنهاد شد استفاده از الکتروجت‌ها بود. یعنی انتشار ذرات باردار در یونوسفر مانند یک آنتن واقعی عمل کرده و امکان فرستادن پیام به زیردریایی‌ها را فراهم می‌کند. وقتی در میانه های دهه ۱۹۸۰ این فرضیه به طور آزمایشگاهی ثابت شد تلاش برای ساخت تاسیساتی به این منظور آغاز شد. در آن زمان نیروی هوایی آمریکا در حال برچیدن سایت‌های راداری بود که وظیفه رهگیری بمب‌افکن‌های شوروی را داشتند. یکی از این تاسیسات در گاکونا قرار داشت که مکان ایده‌آلی برای ساخت تاسیسات هارپ بود. در این مرکز نیروی دریایی امکان بررسی امواج ELF را داشت و یک گرم‌کننده یونوسفری هم برای دانشمندان فراهم می‌شد ضمن اینکه ادامه حیات این تاسیسات نظامی را در آلاسکا تضمین می‌کرد.[۵]

با این وجود حتی پیش از آغاز ساخت هارپ بحث‌هایی در مورد این که چنین تاسیساتی برای چه منظور ساخته و استفاده خواهد شد درگرفت. تد استیونس سناتور وقت آلاسکا در یک کنفرانس خبری در سال ۱۹۹۰ گفت که با این تاسیسات انرژی شفق شمال به زمین آورده می‌شود و مشکل کمبود انرژی زمینن حل خواهد شد که ادعای او با موجی از تمسخر همراه شد. پسر یک نماینده دیگر آلاسکا هم گفت که هارپ در واقع یک سیستم دفاع موشکی است. به گفته نیکلاس پاپادولوس از موسسان هارپ این اشتباهات به این دلیل بود که یکی از مشاوران شرکت سازنده هارپ قابلیت‌های احتمالی بسیار عجیبی را در مورد این اختراع به ثبت رسانده بود. برای مثال اینکه از تکنولوژی مشابه هارپ می‌توان به عنوان یک سپر دفاعی برای تبدیل گاز طبیعی به میکروویو استفاده کرد که می‌توانند موشک‌های شوروی را سرنگون کنند. به گفته پاپادوپولوس این ادعا حتی در گروه مشورتی دفاعی جیسون مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت به عنوان «چرندیات» کنار گذاشته شد.[۶]

با فروپاشی شوروی اهمیت ارتباط با زیردریایی‌ها کاهش یافت و حامیان تاسیس هارپ کاربردهای دیگری را برای این پروژه مطرح کردند تا توجیهی برای ادامه ساخت آن باشد. برای مثال پیشنهاد شد در مورد قابلیت امواج برای نقشه‌نگاری سنگرهای زیرزمینی دشمن همچون سنگرهایی که کره شمالی از آن استفاده می‌کند، مطالعه شود.[۷]

در سال ۲۰۰۲ نیز پیشنهاد شد تا در مورد امکان استفاده از تاسیسات هارپ برای مقابله با تاثیرات منفی یک انفجار اتمی در ارتفاع بالای جو زمین مطالعه شود. چنین انفجاری با آزاد کردن الکترون‌های با انرژی بالا ماهواره‌های نزدیک به زمین را در خطر قرار خواهد داد. یک سناریوی عجیب این است که اگر کره شمالی در جریان یک بلبشوی نظامی اقدام به شلیک موشکی با کلاهک اتمی کند که در ۱۲۰ کیلومتری زمین منفجر شود. در این صورت اتمسفر پر از الکترون‌های قاتلی می‌شود که در طول چند روز سیستم الکترونیکی تمام ماهواره‌های نزدیک به زمین را از بین می‌برند. و این به معنای خسارتی چند صد میلیارد دلاری است. در چنین حالتی آیا با انتشار امواج رادیویی می‌توان این الکترون‌ها را از اتمسفر خارج کرد یا نه. به گفته مدیر برنامه هارپ با توجه به کمبود داده‌ها در این حوزه هیچکس نمی‌تواند با اطمینان بگوید آیا چنین کاری ممکن است یا خیر چون این تئوری جلوتر از مشاهدات عملی است. یک گروه از دانشمندان نیوزیلندی هم در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۶ نوشتند که هر نوع تلاشی برای از بین بردن آثار رادیواکتیو انفجار اتمی در جو به اختلال بیشتر در سیتم‌تهای ارتباطی و ناوبری منجر می‌شود. برخی نیز معتقدند مقابله با انفجار اتمی در جو کاری غیرواقعی است. فیلیپ کویل از مدیران سابق آزمایشگاه لایومور و از آزمایش‌کنندگان ارشد سلاح‌ها در دوره بیل کلینتون می‌گوید «به عقیده من تحقیات علمی برای فهم بهتر از یونوسفر تلاشی باارزش است اما کسی نمی‌داند چه میزان انرژی برای انتقال الکترون‌ها لازم است یا تزریق چنین انرژی عظیمی چه تغییراتی در یونوسفر ایجاد خواهد کرد.[۸]

[ویرایش] تأسیسات مشابه در جهان

 

 

«تاسیسات سورا در روسیه با هارپ قابل قیاس است».[۹]

در سال ۱۹۹۹، کمیسیون روابط خارجه و امنیت و دفاع اروپا در گزارشی به پارلمان اروپا از احتمال استفاده از هارپ بعنوان یک سلاح ابراز نگرانی کرده[۱۰] و خواستار پایبندی به مفاد قطع‌نامه‌های سازمان ملل در اینباره[۱۱] گردید.[۱۲] با اینحال اتحادیه اروپا در نروژ، و روسیه در نیژنی نووگورود نیز تاسیسات مشابهی در حال فعالیت دارند که از هارپ پرقدرت‌تر می‌باشند[۱۳]. بگفتهٔ روزنامه روسی پراودا در سال ۲۰۰۵، «در حالیکه سیاستمداران روسی در مورد پروژهٔ هارپ کماکان ابراز وحشت می‌کنند، اما به این نکته کاملاً بی‌توجهند که روسیه تاسیسات همانندی در ۱۵۰ کیلومتری شمال نیژنی نووگورود دارد که دارای قدرت مشابه با تاسیسات هارپ است، و مدتهاست مورد استفاده دانشمدان روسی بوده‌است».[۱۴]

در مقایسه با هارپ ۳٫۶ مگاواتی، سایر تاسیسات مشابه جهان بر حسب Effective Radiated Power عبارتند از:

[ویرایش] شایعات پیرامون هارپ

 

 

تاسیسات مشابه هارپ در روسیه با نام
Sura Ionospheric Heating Facility

نظریات متعددی در مورد «خطرات پروژه»[۱۷]، و یا استفاده از این تأسیسات بعنوان یک سلاح تا کنون عنوان گردیده‌است.از ایجاد وقوع زمین لرزه‌های متعدد در مناطق مختلف جهان، تا کنترل آب و هوا[۱۸]، ده‌ها ادعای مختلف در مورد پروژه هارپ عنوان گردیده‌است.[۱۹][۲۰][۲۱] مشهورترین این نظریات توطئه از طرف گزارش روزنامه پراودا در روسیه[۲۲] و نیز هوگو چاوز در سال ۲۰۱۰ مطرح گردید که در آن مدعی شدند آمریکا با این تاسیسات زلزله هائیتی را خلق کرد.[۲۳] پرس تی‌وی گزارش یک وب‌سایت ونزوئلایی را به نقل از منبعی روسی با عنوان ناوگان شمالی روسیه به عنوان یک گزارش تایید نشده نقل کرد که نیروی دریایی آمریکا قصد داشته با استفاده از پروژه هارپ زلزله‌ای را در ایران ایجاد کند که «اشتباهاً هائیتی مورد اصابت امواج زلزله‌ساز آن قرار گرفت». در این گزارش به تئوری‌های توطئه متعدد دیگری که در مورد هارپ مطرح شده از جمله ارتباط آن با زلزله سیچوان در چین و زلزله ۶.۵ ریشتری کالیفرنیا اشاره کرده بود.[۲۴]

در سال ۲۰۰۲ هم ۹۰ نماینده دومای روسیه درخواست کرده بودند تا ممنوعیتی برای انجام پروژه‌های ژئوفیزیکی عظیم همچون هارپ وضع شود چون این برنامه قادر خواهد بود به یک سلاح تمام و کمال نظامی تبدیل شود که با انتشار حجم عظیمی از امواج رادیویی فرکانس بالا قدرت تاثیرگذاری بر کل کره زمین را دارد. به گفته آن‌ها این جهش نظامی از نظر کیفی قابل مقایسه با جهش بشر از سلاح‌های فلزی به سلاح‌های آتشین یا سلاح‌های متعارف به بمب اتمی خواهد بود. به ادعای آن‌ها این برنامه نظامی قادر به تخریب ارتباطات رادیویی، و تجهیزات فضاپیماها و راکت‌ها است، احتمال وقوع تصادفات خطرناکی در شبکه‌های الکتریکی و خط لوله‌های نفت و گاز را بالا می‌برد و می‌تواند تاثیر منفی بر سلامتی مردم تمام مناطق بگذارد.[۲۵] مشابهاً، برخی نیز مدعیند که توفان کاترینا توسط تاسیسات مشابه روس‌ها ساخته شده تا به آمریکا ضرر بزند.[۲۶][۲۷]

با اینکه امکان کنترل آب و هوا و غیره توسط پروژه‌هایی مثل هارپ از طرف افرادی چون جسی ونتورا با عنوان «نظریات توطئه» مورد بررسی قرار گرفته[۲۸]، اما منابع متعدد دیگری نیز، از جمله نیروی هوایی آمریکا،[۲۹] این مباحث را مورد بررسی قرار داده‌اند. لیکن با اینکه چنین موضوعاتی از طرف منابع مختلف بسیاری مطرح گردیده‌اند، اما هیچگونه سند یا مدرک مستدل علمی در پشتیبانی از تاثیرات هارپ و ادعاهای مربوطه تا کنون در مجامع علمی مطرح و یا منتشر نگردیده، و توسط بسیاری از منتقدین «افسانه»[۳۰][۳۱] و «نظریات توطئه‌انگیز» اطلاق گردیده‌اند.

……………………………………………………………………………..

 

پروژه «هارپ» سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت

Top of Form

امتیاز کاربران به این مطلب:    پروژه "هارپ "، جایگزین زمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای که پدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریکا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریکا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شکلی اقتصادی تر، اما بسیار خطرناکتر، از سر بگیرد، با این تفاوت که این بار طرح برروی کره زمین انجام می پذیرد.

 

پروژه «هارپ» سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت

 
 
 اشاره
 بدون شک، فجایع طبیعی در هر دورانی به وقوع پیوسته و خساراتی گاه جبران ناپذیر به بار آورده اند. اما، آنچه امروز کمتر از گذشته طبیعی می نماید شدت عجیب و بی سابقه این پدیده های به ظاهر طبیعی است که اغلب با بستر فصلی خود در ناهماهنگی کامل بسر می برند. این بی نظمی های آب و هوایی عموماً به حساب تأثیرات گازهای گلخانه ای گذارده می شوند. اما آیا حقیقتاً ارتباطی میان تغییرات آب و هوا و اثرات گلخانه ای این گازها وجود دارد؟ موضوعی که مدت هاست سفره رسانه ها و فعالان صلح سبز را رنگین کرده و به بهانه ای برای توجیه علت هر فاجعه طبیعی تبدیل گردیده است. اما، آنچه از همگان پنهان مانده و توجهات را کمتر به خود معطوف می دارد، این واقعیت است که امروز خطری تازه، از نوعی دیگر، سراسر جهان را تهدید می کند که با تغییرات عجیب وضعیت آب و هوا در ارتباط است و در راستای بلندپروازی های کشورهایی که خود را یک «قدرت» و «ارباب جهان» می دانند، عمل می کند. و آمریکا یکی از همین اربابان «خودخوانده» است که در ادامه بلندپروازی های «جنگ ستارگان» خود در تلاش برای دستیابی به سیستم تسلیحاتی بسیار گسترده ای است که قادر است اعماق زمین را در جست وجوی پایگاه های مخفی بکاود، تمامی اشکال ارتباطات هرتزی را متوقف سازد، بر رفتارهای انسانی تأثیر گذارد، جریانات آب و هوایی را تغییر دهد، هواپیماها را همانند مایکروفری که به کمک امواج کوتاه عمل می کند، در آسمان «بریان» کند، و یا انفجارهایی به قدرت یک بمب اتمی پدید آورد. اما، نه فقط آمریکا... و اگر چه «به ظاهر» هیچ نشانی حکایت از استفاده از این تکنولوژی مرگبار ندارد، اما موضوع آنقدر جدی است که سازمان ملل در حاشیه بحث های خود پیرامون تأثیرات گازهای گلخانه ای بر آب و هوا، پرداختن به مسئله «جنگ زیست محیطی» را نیز آغاز کرده است. هرچند که، به رغم اطلاعات علمی موجود مسئله دست بردن در وضعیت آب و هوا با اهداف نظامی هرگز بخشی از برنامه سازمان ملل درمورد تغییرات آب و هوا نبوده، پیامدهای تکنولوژی نظامی بر وضعیت آب و هوای جهان محور هیچ گفتمانی را تشکیل نداده و هیچکس را نیز نگران نکرده است. و بحث های جاری پیرامون تغییرات آب و هوا که صرفا بر موضوع گازهای گلخانه ای متمرکزند، نیز به هیچوجه اهداف استراتژیک و دفاعی واشنگتن را به زیر سؤال نمی برد.
 
 تکنیک های تغییر محیط زیست به اهداف نظامی بخشی از تحقیقاتی را تشکیل می دهندکه اطلاعات چندانی درمورد آنها در دست نیست، چراکه در پس دیگر پروژه های ارائه شده با هدف بهبود شرایط زیست محیطی پنهان اند. با این حال، «لوک مانپائی» پژوهشگر محیط زیست، خاطرنشان می سازد، «از سال های دهه 1950، گزارش ها و بیانیه هایی رسمی در آمریکا انتشار یافته است که بر فواید نظامی تکنیک های تغییر شرایط آب و هوا تأکید دارند. و از آن زمان، تحقیقات در جهت کنترل عناصر طبیعی هرگز متوقف نگردیده، حداکثر آن که کنوانسیون سال 1977 پیرامون ممنوعیت استفاده از تکنیک های تغییر محیط زیست با اهداف نظامی و یا هر هدف خصومت آمیز دیگر، از سرعت این تحقیقات کاسته است.»
 
 پروژه «هارپ»(High-Frequency Active Auroral Research Program HAARP) ، جایگزین زمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای که پدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریکا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریکا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شکلی اقتصادی تر، اما بسیار خطرناکتر، از سر بگیرد، با این تفاوت که این بار طرح برروی کره زمین انجام می پذیرد.
 
 در واقع، همه چیز از سال های دهه 60 و ارائه طرحی به منظور تسهیل ارتباط با زیردریایی ها آغاز گردید. چراکه، تنها راه ارتباط با زیردریایی ها که به دلیل قرار گرفتن در اعماق آب ها فاصله بسیاری با سطح دارند، استفاده از امواجی با طول موج بسیار کوتاه است. اما، استفاده از این گونه امواج نصب آنتن های بسیار بزرگ را می طلبد. بنابراین، آنچه این طرح باید میسر می ساخت، ایجاد آنتنی عظیم آنهم در لایه های فوقانی آتمسفر بود.
 هارپ چیست؟
 
 «هارپ» یک فرستنده امواج الکترومغناطیسی است که آسمان را هدف گرفته، الکترون های آزاد لایه یونوسفر را در بالای آتمسفر در ارتفاع حدود 275کیلومتری که از دمایی معادل 1400 درجه سانتیگراد برخوردار است، «منقلب» می سازد و با این کار مقادیر زیادی انرژی به آنها منتقل می کند. بدینسان، دما می تواند تا 20درصد افزایش یافته، این مناطق را کاملا منبسط سازد.
 
 با دستکاری در این تزریق نیرو به یونوسفر، نوسانات وسیعی در این لایه حاصل گردیده، آن را به آنتنی با طول موج های بسیار مهم و فرکانس های بسیار پایین (از 40 هرتز تا یک هزارم هرتز!) تبدیل می کند. برد این امواج بدین ترتیب به هزاران کیلومتر رسیده، آنها را قادر می سازد در هر چیزی بر روی کره زمین حتی بدن انسان، نفوذ کنند.
 
 «هارپ» پروژه مشترک نیروی هوایی و دریایی آمریکاست، اگرچه روس ها نیز از خیلی پیش بدان توجه دارند و اروپایی ها نیز به رغم اعتراض هایشان در خفا و از نزدیک آن را دنبال می کنند. چرا که، کدام قدرت از تسلط کامل بر کره زمین و افراد بشر بیزار است؟
 
 پایگاه رسمی «هارپ» در «گاکونا» آلاسکا واقع است. این پایگاه از 360 آنتن به ارتفاع 72 پا تشکیل گردیده که بر زمینی به وسعت 400 کیلومترمربع اشراف دارند. امکان تأسیس و نصب این آنتن ها از سوی مالکان چاه های نفتی همجوار فراهم آمده است.
 
 تکنولوژی مورد استفاده پروژه «هارپ» براساس تجاربی پنهان که سال هاست در این منطقه کوچک انجام می پذیرد، استوار بوده و پیشرفت های بسیاری داشته است. هدف عمده «هارپ» که در اصل یک سلاح کشتار جمعی است که بخشی از برنامه نظامی «جوینت ویژن 2020» (Joint Vision 2020) آمریکا به حساب می آید، عمدتا بر دانش دما و کنترل اندیشه به منظور آزمایش بر روی مردم متمرکز می گردد. این طرح به ظاهر با هدف کاوش ذخایر نفتی و کانی ارائه گردیده است، اما اهداف پنهان آن خطری برای بشریت محسوب می شود.
 
 اجرای پروژه «هارپ» بسیاری از دانشمندان و کارشناسان تسلیحاتی، و نیز نمایندگان پارلمان اروپا را بسیار نگران کرده است. به طوری که، یک کارشناس انرژی به نام «گراتان هیلی» که مشاورت نمایندگان پارلمان اروپا را برعهده دارد، هم اکنون درحال جمع آوری اسنادی است تا به کمک آنها بتواند به این طرح «پایان جهانی» خاتمه بخشد. و «مگوا هالووت»، نماینده بلژیکی که ریاست گروه سبزهای پارلمان اروپا را عهده دار است، مسئولیت این پرونده را به عهده گرفته، مسئولیت رسمی پیگیری درخواست های اعضای گروه خود برای توضیح و وادار ساختن پارلمان اروپا به فشار بر ناتو- و از این طریق، وادار کردن آمریکا به پاسخ به تمامی سؤالات لازم-، با اوست. «مگدا هالووت» تأکید دارد که این نوع تسلیحات علاوه بر پیامدهای زیست محیطی، می تواند آزادی های فردی و دموکراسی را نیز به خطر اندازد.
 
 از دیگر سو، بسیاری از دانشمندان، پژوهشگران، روزنامه نگاران و فعالان محیط زیست به امید کشف چهره واقعی و پنهان پروژه «هارپ» که از سوی نیروی هوایی و دریایی آمریکا یک برنامه تحقیقاتی «ساده و بی خطر» معرفی شده است، نقش کارآگاه خصوصی را در ارتش آمریکا ایفا می کنند. قدر مسلم آن که، هیچگونه اتفاق نظری در مورد این پروژه در آمریکا وجود ندارد و شهروندان آن به استفاده از این گونه روش های «علمی» به شدت معترضند. مانند دکتر «روزالی تربل»، یک شخصیت علمی رده بالا و بسیار شناخته شده که در دوران ریاست جمهوری «ریگان» مسئولیت تحقیقات پیرامون تأثیرات پروژه تسلیحاتی «جنگ ستارگان» را برعهده داشته است. وی که درحال حاضر مشاورت پارلمان اروپا را عهده دار است، تأکید می کند که دانشمندان نظامی آمریکا تمامی توجه و تلاش خود را بر روی سیستم های آب و هوایی به عنوان یک سلاح بالقوه متمرکز ساخته اند.
 
 در سال 1995، کتابی با عنوان «فرشتگان با این هارپ نمی نوازند» (توضیح م. «هارپ» معنای ساز «چنگ» را دارد که در این جا نویسنده منظور خود را با بازی با این واژه ادا کرده است) که پروژه «هارپ» را محکوم می کند، در شمار پرفروش ترین کتاب سال آمریکا قرار گرفت.
 
 پروژه «هارپ» درواقع به لطف انتشار مقالات متعددی در روزنامه ها و نیز برنامه های متعدد تلویزیونی در این زمینه، افشا گردید و در پی این افشاگری، موجی از مخالفت ها در برابر این پروژه شکل گرفت. از میان مخالفان این طرح، اطلاعات ارزشمند دو دانشمند به نام های «ریچارد ویلیام» (شیمی دان) و پروفسور «زیلینسکی» (فیزیکدان آلمانی و متخصص الکترونیک کوانتومی) به نگارش کتب متعددی پیرامون «هارپ» انجامید. به گفته این کارشناسان، قدرت عظیم ارسال انرژی ایستگاه «گاکونا» می تواند برآب و هوای هر کشوری تأثیرگذارده، پیامدهای مثبت و یا فجایع بی شماری از قبیل زلزله های شدید، سیل ها، تسونامی ها و... به بار آورد. بدینسان، پروژه «هارپ» که مکمل زمینی طرح «جنگ ستارگان» است، به دلیل ماهیت ویژه سیگنال انتشار خود «سلاح نهایی» آمریکا محسوب می شود.
 
 یک پروژه 30میلیون دلاری
 در پس این تحقیقات که در زمینه فرکانس های بالا انجام پذیرفته و در آفاق شمالی به اجرا درمی آید، در وهله نخست یک پروژه 30میلیون دلاری نهفته است که ارتش آمریکا می کوشد آن را تحقیقاتی در منطقه یونوسفر جلوه دهد. بانیان این طرح به منظور جلب اعتماد افکار عمومی از هیچ تلاشی- چه به لحاظ انرژی و وقتی که صرف آن می سازند، و چه به لحاظ دلارهایی که در راه تبلیغات هزینه می کنند- فروگذار نیستند. معهذا، هنگامی که می دانیم طرف های اصلی قرارداد نیروی دریایی و هوایی و وزارت دفاع آمریکا هستند، باور این مطلب که پروژه مزبور فاقد اهداف نظامی است، بسیار دشوار می گردد.
 
 در عمل «هارپ» به چه چیز شباهت دارد؟
 درواقع، پروژه «هارپ» از تأسیساتی گسترده تشکیل گردیده که چندین هکتار از زمین های «گاکونا»- منطقه ای کوچک در شمال شرقی «آنکوریج» آلاسکا- را به خود اختصاص می دهد. این محل چندان نیز دورافتاده نیست، چراکه تأسیسات مزبور در جوار ذخایر گازی و نفتی متعلق به شرکت «آرکو» (Arco) قرار دارد که درعین حال امتیازات تکنولوژیک تشکیل دهنده «هارپ» را به خود اختصاص می دهد وشرکت پوششی این تجهیزات نیز هست.
 
 علاوه براین، «هارپ» به یکی از قدرتمندترین رایانه های کره زمین- که در «دانشگاه آلاسکا» در «باتروویچ بیلدینگ» نصب گردیده- مرتبط است. درخصوص ظاهر آن نیز باید گفت که محیطی وسیع و بدون درخت است که در آغاز 48 آنتن 20متری در آن نصب گردیده بود. هریک از این آنتن ها به فرستنده ای به قدرت یک میلیون وات متصل است. طبق این پروژه، سپس بر تعداد این آنتن ها و قدرت و رقم فرستنده ها افزوده شده، قدرت نهایی به یک میلیارد وات افزایش یافت که از 360 آنتن به دست می آمد. فرستنده ها توسط 6 توربین به قدرت هریک 3600 اسب بخار تغذیه می شوند که 95 تن مازوت در روز می سوزانند.
 
 اما، این تشکیلات به چه کار می آید؟ به طوررسمی، دانشمندانی که بر روی این فرستنده رادیویی غول پیکر کار می کنند، قصد مطالعه بر روی یونوسفر را دارند. با این حال و در پس پرده، «هارپ» از لایه یونوسفر بهره گرفته، آن را به سلاحی ساخته شده از انرژی مبدل می سازد.
 
 یونوسفر لایه فوقانی استراتوسفر بوده، از اجزای یونیزه بسیار پرباری تشکیل گردیده است. این لایه از ارتفاع متوسط 48کیلومتری سطح زمین آغاز می شود و تا ارتفاع 600کیلومتری بالا می رود. وجود این لایه که تراکم انرژی در آن بسیار بالاست، برای سیاره ما حیاتی است، چراکه همانند لایه اوزون نقش اساسی «سپر» را ایفا و ما را در برابر پرتوهای زیانبار خورشید محافظت می کند. لایه یونوسفر ازجمله اجزایی را که بار الکتریکی داشته و از «بادها و توفان ها»ی خورشیدی و کیهانی به وجود می آ یند، «جذب» خود می سازد. تحقیقاتی که از یک قرن پیش توسط تعدادی از دانشمندان انجام پذیرفته است، نشان می دهد که این «مانتوی انرژی» که از زمین محافظت به عمل می آورد، می تواند به کمک یک تکنولوژی مناسب به سلاحی استراتژیک و بسیار مهم مبدل شود.
 
 «هارپ» براساس تحقیقات «برنارد ایستلاند» طراحی گردیده که خود از تلاش های «نیکلاتسلا»، یک دانشمند کروات و مخترع نبوغ اوایل قرن بیستم- که جریان آلترناتیو و نیز جریان سه فازه را مدیون وی هستیم- الهام گرفته است. «تسلا» از جمله روندی را بنیان نهاد که اجازه می داد مقادیر بسیار بالایی از انرژی الکتریک بدون کمک کابل در فاصله ای 42 کیلومتری انتقال یابد. وی بخش اعظم تحقیقات خود را به «انرژی یونوسفریک» و پدیده های الکترومغناطیسی اختصاص داد. تأمین هزینه تحقیقات «تسلا» را «جی پی مورگان» بانکدار و شرکت «وستینگهاوس» برعهده داشتند، اما این حمایت بعدها به دلایل مالی متوقف گردید.
 
 اندکی کمتر از یک قرن بعد، «برنارد ایستلاند» با استفاده از تحقیقات اولیه «تسلا» در زمینه انرژی الکترومغناطیسی، بین سال های 1987 و 1994 نتایج 12 تحقیق خود را به ثبت رساند که ساختار پروژه «هارپ» و تکنولوژی های مشتق از آن در زمینه تسلیحات را تشکیل می دهند. اما، امروز مالک اصلی امتیاز اختراعات ثبت شده دیگر «ایستلاند» نیست، بلکه شرکت «آپتی-آرکو» (Apti-Arco)، یک کنسرسیوم نفتی است که در پس خود نیروی دریایی و هوایی و نیز وزارت دفاع آمریکا را دارد. از هنگام ثبت تحقیقات «ایستلاند»، هرگونه تحقیقی در زمینه انرژی الکترومغناطیسی- حتی با اهداف پزشکی- مسدود گردیده و بدینسان، میدان بسیار نویدبخش وسیعی از علوم و پزشکی به انحصار منافع ارتش آمریکا درآمده است.
 
 جنگ امواج؟!
 تمامی تکنولوژی به کاررفته در «هارپ» برپایه نشانه روی مجموعه ای از امواج بلند به سمت یونوسفر، و سپس مشاهده نتیجه آن استوار است. پیامد بمباران منطقه ای مشخص از یونوسفر به کمک امواج بلند، ایجاد آینه مجازی عظیمی است که همانند یک آنتن عمل می کند. این آنتن مجازی فرکانس هایی بسیار کوتاه رابه زمین ارسال می دارد. برای تصویر بهتر عمل صورت گرفته، می توان گفت که علاوه بر آنتن مجازی که بدین شکل در آسمان پدید آمده است، نوعی «مایکروفر» عظیم در بخشی مشخص از یونوسفر به وجود می آوریم. و وای به حال هواپیماها و موشک هایی که در این لحظه از آسمان عبور کنند! برحسب قدرت فرستنده ها، می توان همچنین سیستم های راهنمای الکترونیکی، رادارها و دیگر دستگاه های رادیویی این موشک ها و فضاپیماها را کاملاً مختل و یا آنها را به سادگی «کباب» کرد!
 
 از دیگر سو، به لطف آنتن مجازی تشکیل شده از امواج فوق کوتاه، این امکان نیز پدید می آید که پوسته زمین تا اعماق بسیار زیاد اسکن و به نوعی رادیوگرافی شود. بدین ترتیب، نظامیان آمریکایی با افتخار تمام مدعی اند که به کمک «هارپ» دیگر هیچ کشوری قادرنخواهد بود پایگاه های مخفی زیرزمینی خود را که پناهگاه سلاح های هسته ای هستند، پنهان نگاه دارد... طبق تحقیقات کارشناسان تسلیحاتی آمریکا، همچنین می توان با زیردریایی هایی که در اعماق آب در دورترین نقاط اقیانوس ها سیر می کنند، ارتباط برقرار کرده، هر نوع موشک یا هواپیمایی - حتی هواپیماهای «فریتو» - را که وارد فضای هوایی آمریکا شوند، ردیابی و یا نابود کرد. هدف نهایی، ایجاد یک سپر محافظ کلی است که قادر باشد اهداف دشمن- اعم از هسته ای یا متعارف- را از یکدیگر متمایز ساخته، به شیوه ای متناسب به آنها «بپردازد». و بالاخره، هدف «هارپ» به ویژه جلوگیری از برقراری کلیه ارتباطات رادیویی و ماهواره ای دشمنان در منطقه ای مشخص است. علاوه بر این، با تحقق این پروژه، صاحبان آن خواهند توانست سیستم ارتباطاتی خود را به سیستمی تقریباً غیرقابل نفوذ مبدل سازند.
 
 استفاده از امواج و خواص الکترومغناطیسی آنها سلاحی است که به شکلی وحشتناک مؤثر واقع می گردد. دکتر «روزالی برتل» تاکید دارد که آمریکایی ها آزمایشات خود پیرامون این گونه تسلیحات را از چهل سال پیش پنهان از دید همگان و با نادیده شمردن کنوانسیون های بین المللی آغاز کرده اند. بدینسان، پروژه های متعددی شکل گرفته است که عبارتند از: «آرگوس» (1958، Argus)، «استارفیش» (1962، Starfish)، «سولار پاورساتلایت» (1968و 1967، Solar Power Satellite)، «اسپیس شاتل اکسپریمنتز (1985، Space Shuttle Experiments)، «مایتی اوکز» (1986، Mighty Oaks) و یا «دیزرت استورم» (1991، Desert Storm).
 
 در تمامی این پروژه ها، به دلایل و بهانه های گوناگون چون قطع ارتباطات دشمن، سلاح های پلاسمایی و...، هدف جز بازی با یونوسفر و یا برخی امواج نبوده است. بنابراین، «هارپ» آخرین فصل این پروژه هاست. آمریکایی ها حتی قصد دارند شبکه ای واقعی از ایستگاه های مشابه «گاکونا» در سراسر جهان پدید آورند و بدین گونه، نوعی سپر قابل تغییر برحسب اوضاع و احوال و شرایط برای خود برقرار سازند و بسیاری از دیگر قدرت ها نیز همین سودا را در سرمی پرورانند. در راستای این هدف است که می بینیم مجموعه های تحقیقاتی دیگری پیرامون یونوسفر، ازجمله در پورتوریکو، نروژ (ترومسو)، پرو (خیکامارکا)، روسیه (در نزدیکی مسکو) و یا «نیژنی نوگورود» در اوکراین یا تاجیکستان به وجود آمده است.
 
 بدینسان، مشاهده می کنیم که در پس این پروژه تحقیقاتی به ظاهر ساده «هارپ» سلاحی مخوف نهفته است، و این سلاح مخوف چنین امکانی را فراهم می آورد که برحسب باند فرکانس به کار گرفته شده (بسیار بلند و یا فوق کوتاه)، تاثیرات خاصی- مانند کاوش در اعماق زمین از طریق اسکن آن، قطع کلیه ارتباطات هرتزی (جنگ خلیج فارس در سال 1991)، تغییر رفتار انسانی (جنگ خلیج فارس، افغانستان)، تغییر آب و هوا، «ذوب» هرگونه دستگاه پرنده در آتمسفر (جنگ ستارگان)، ایجاد زمین لرزه ها و توفان های ویرانگر، انفجارات قدرتمند در ارتفاعات (جنگ خلیج فارس)- از فاصله دور بر محیط زیست گذارده شود. نظامیان پنتاگون بر این ادعا هستندکه قدرت انتقال این سیستم بسیار زیاد و تا بدان حد است که یونیزاسیون لایه های فوقانی آتمسفر را برمی انگیزد و آن را به آینه ای بازتاب دهنده مبدل می سازد، و بدین گونه است که با استفاده از این پدیده امکان برقراری ارتباط با واحدهای دریایی و هوایی فراهم می آید.
 
 آنچه که نظامیان نمی گویند
 یکی دیگر از زمینه های اجرایی« هارپ» که بسیار نگران کننده می نماید، سلاح روانی- الکترونیک» است. در سال 1952، دکتر «خوزه دلگادو» استاد دانشگاه «ییل» آمریکا، به این مهم دست یافت که می توان با قرار دادن افراد در معرض برخی فرکانس ها و انواع موج ها، بر رفتار احساسی آنها تأثیر گذارد. دانشمندانی چون «دلگادو» و دکتر «رابرت بکر» بدین ترتیب موفق گردیدند ثابت کنند که دو موج در کنار یکدیگر قرار داده شده که فرکانس یکی از آنها تغییر یافته باشد، اثراتی به بار می آورند که براساس آنها می توان عملکردهای مغزی عمیق انسان را از فاصله دور تحت کنترل درآورد، و نتایج آن نیز «بسیار محسوس» خواهد بود.
 
 در واقع، برخی امواج بسیار کوتاه (حدود 7 هرتز) می توانند سبب پیدایش عناصری شیمیایی در مغز گردند که «طیف وسیعی از پاسخ های احساسی و یا عقلانی» را برمی انگیزند. و این، برنامه پنهان برخی قدرت ها از جمله سرکردگان نظامی آمریکاست که اربابانی «خودخوانده»اند و تلاش دارند تا از طریق نسلی تازه از سلاح های روانی- الکترونیک موسوم به «میلیترویو»، میدان الکترو مغناطیسی قدرتمندی را- که به کمک سیستم «هارپ» و برحسب نیاز تغییر یافته است- انتقال دهند. هدف، خنثی کردن نیروهای دشمن و یا کنترل کامل بر مردم بدون اطلاع آنهاست.
 
 از دیگر سو، به لطف تلاش های «بلاکمن» و «رزی ادی» می دانیم که امواج انتقالی تغییراتی در فشار خون پدید آورده، سبب تغییر جریانات یون های کلیسم، پتاسیم و سدیم می گردند. این جریانات با عبور از جداره های سلولی سیگنال هایی میکروالکتریک به وجود می آورند که در سیستم عصبی پخش گردیده، مغز را از آنچه در اطرافمان می گذرد، مطلع می سازند. بدینسان، مغز پس از آگاهی از اطلاعات به نوبه خود سبب واکنش یک ماهیچه، اتخاذ یک تصمیم و بروز یک احساس و یا حتی یک بیماری می گردد. علاوه بر این، این امواج PH خون را تغییر داده و سیستم ایمنی بدن را تضعیف می کنند.
 
 به این ترتیب، اگرچه پروژه مزبور به داستان های تخیلی بیشتر شباهت دارد، اما جامعه ای «روانی- متمدن» پدید می آورد که می توان با قرار دادن اعضای آن در معرض امواج الکترومغناطیسی، آنها را به اطاعت از یک «صدا» وادار ساخت. همانطور که می دانیم، سرکردگان نظم نوین جهانی به دو گروه تقسیم شده اند: در وهله نخست، بانکداران جهان و آژانس های سیاسی و مذهبی که خواستار کنترل مطلق بر اقتصاد جهان از طریق پول جهانی و منابع طبیعی هستند، و سپس نظامیان و سرویس های مخفی که با دانشمندان تکنولوژی همدست و متحدند.
 
 در اواسط سال های دهه 1970، «زبیگنیو برژینسکی» رئیس شورای امنیت ملی در دوران ریاست جمهوری «جیمی کارتر»، چنین پیش بینی کرد که تکنولوژی کنترل افکار و مدیریت جامعه بتدریج ظاهر خواهد گردید. این جامعه گروهی از زبدگان را هدایت خواهد کرد که برای دستیابی به اهداف خود از هیچ کوششی، از جمله بهره گیری از ابزار تکنولوژیک، تأثیر بر مردم و نظارت و کنترل کامل بر جامعه، فروگذار نخواهند بود.
 
 تمامی این حقایق در کتاب «فرشتگان این هارپ را نمی نوازند» آمده است. در سال 1997، «نیک بگیش» یکی از دو نویسنده کتاب در مصاحبه ای که در سایت «لیدینگ اج نیوز» انتشار یافت، اظهار داشت که نمایندگان پروژه «هارپ» طرح هایی را تدارک می بینند که از مردم پنهان نگاهداشته شده، اما به کار نظامیان خواهد آمد. وی بر اساس مقاله ای از «واشنگتن پست» خاطر نشان کرد که مقصد 40 درصد بودجه تجهیزات نیروی هوایی آمریکا پروژه های مخفی است و افزود: «این پروژه ها آنقدر مخفی هستند که کنگره آمریکا حتی نمی داند بر کدام پایه استوارند!»
 
 از سال 1964، توجه نظامیان به گونه ای خاص به استفاده از امواج معطوف گردید. در همین زمان بود که دانشمندانی چون «رزی ادی» و «با وین» کشف کردند که یک فرکانس 450 مگاهرتزی که به 16 هرتز تغییر یافته باشد، شیمی مغز مرغ ها و گربه ها را مختل می سازد. برای ارتش ها کاملاً بارز بود که تجربه این امواج بر مجموع پستانداران می تواند سلاحی وحشتناک و بسیار مؤثر باشد.
 
 سلاح های نوترونی به سه دسته تقسیم می شوند: سلاح های مرگبار با پرتوهای الکترومغناطیسی، سلاح های غیرمرگبار با هدف خنثی سازی موقت افراد که در تظاهرات های خشونت بار قابلیت استفاده دارد، و سلاح های القاکننده ذهنی یا کنترل رفتار.
 
 کارشناسان استراتژی پنتاگون قاطعانه با استفاده از اینگونه روش ها موافقت دارند. این را در نشریه داخلی «انقلاب در امور نظامی» (مؤسسه تحقیقات استراتژیک- کالج جنگ ارتش آمریکا) که در دسترس عموم قرار ندارد، می خوانیم: «ارزش های ما تغییر می کنند و آفاق تازه ای به روی تکنولوژی گشوده می شود. مدت زمانی پیش، به هنگام جنگ سرد، عملیات و تسلیحات روانی هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار داشت. اما، اکنون که پا به عصر الکترونیک و بیوالکترونیک می گذاریم، لازم است در مرزهای روانی و اخلاقی که با ممنوع ساختن هرگونه تکنولوژی که بتواند روح و روان دشمنانمان را، چه در داخل و چه در سطح بین المللی، به بازی بگیرد برای خود در نظر گرفته ایم، بازنگری کنیم... بلافاصله که امکان آن فراهم آید، شرکت های خصوصی و یا نیمه خصوصی را به بهره برداری از یک تکنولوژی مناسب تشویق خواهیم کرد. به همین ترتیب، می توانیم به کمک انواع تسلیحات جدید مانند سلاح های میکروبی فلج کننده، سلاح های روانی- تکنولوژی پیشرفته و... وارد عمل شویم!»
 
 اما، واقعیت گاه از بهترین فیلم های تخیلی نیز فراتر می رود. روس ها و آمریکایی ها از هنگام برقراری پایگاه های خود در نقاط مختلف کره زمین، مشترکا به استفاده از تکنولوژی «هارپ» پرداخته اند. این دو قدرت بزرگ که به ظاهر علیه یکدیگر عمل می کنند، پیوسته به مبادله نتایج تحقیقات علمی خود پرداخته اند.
 
 برخی تحلیلگران معتقدند که «هارپ» هیچ چیز پنهان در خود ندارد، چرا که اطلاعات پیرامون آن در اینترنت نیز انتشار یافته است. مدافعان «هارپ» همچنین مدعی اند که «گاکونا»- که در نزدیکی قطب واقع است- نمی تواند زیانی را که مخالفانش ادعا می کنند، به کره زمین وارد آورد. آنها حتی می گویند که ایستگاه «گاکونا» به هیچوجه به یک پایگاه نظامی نمی ماند، چرا که هیچگونه تأسیسات امنیتی، حصار یا سگ های محافظ و محافظان مسلح در آن دیده نمی شود.
 
 در واقع، هرکس می تواند به منطقه آنتن ها نفوذ کند و در وهله نخست همه چیز شفاف به نظر می رسد. اما، اگر هدف از این شفافیت ظاهری پنهان ساختن جنبه حقیقی «هارپ» باشد، چه؟ پایگاه «گاکونا»، محل تولد «هارپ»، امروز به یک ویترین تکنولوژیک تبدیل شده است و شعبات گوناگونی در خاک روسیه و آمریکا دارد. از دیگر سو، سیستم فرستنده «هارپ» به راحتی قابل انتقال به وسیله کامیون ها و یا هواپیمای بزرگ نظامی است.
 درواقع، عملیات «درهای باز» گاکونا هیچ چیز را ثابت نمی کند، چراکه استفاده از فیزیک کوانتومی را فاش نمی سازد.
 
 فجایع طبیعی یا حمله نظامی؟
 اتحاد شوروی سابق و آمریکا از سال های 1950 تمامی توجه خود را معطوف آتمسفر ساختند. دانشمندان این دو قدرت متوجه شده بودند که ارسال امواج یونیزه کننده بسیار قوی امکان تغییر آب و هوا را فراهم می آورد. در اواسط دهه 1970، مهندسان شوروی تمامی تلاش خود را برای دستکاری یونوسفر به کار گرفتند و فرستنده قدرتمند خود را به کار انداختند. بدینسان، مردم آلاسکا زمستانی به طور استثنایی گرم را پشت سر گذاردند، برای نخستین بار در میامی و جزایر باهاما که عملاً در خط استوا قرار دارند، برف بارید، و شوروی نیز از زمستانی ملایم بهره مند گردید.
 
 ایجاد نوعی آب و هوا در یک منطقه و یا یک کشور صرفاً با کاهش احتمال آن در منطقه ای دیگر میسر می گردد. در سال 1973، هندوراس کشور آمریکا را متهم کرد که با دزدیدن باران و تغییر مسیر توفان «فی فی» با هدف نجات صنعت جهانگردی خود، این کشور را با خشکسالی عظیمی روبرو ساخته است. این توفان خساراتی به بار آورد که در تاریخ هندوراس بی سابقه بود! السالوادور نیز اتهاماتی مشابه به آمریکا وارد آورد، و ژاپن مدعی شد که با ایجاد توفان در «گوام»، باران لازم برای ادامه حیاتش را دزدیده اند. در این حال، (زیمبابوه کنونی) و اسرائیل به دزدیدن باران کشورهای همسایه متهم شدند. طبق شایعات، دگرگونی عظیم آب و هوایی سال های 83-1982 ناشی از پدیده «ال نینو» در اقیانوس آرام نیز براثر اقدامات شوروی در یونو سفر پدید آمد. اما، به شکلی شگفت انگیز بازگشت «ال نینو» پس از آن تأثیراتی مشابه برجای نگذارد.
 
 در دسامبر 1975، «هوارد بندیکت» خبرنگار آسوشیتدپرس، در گزارشی پیرامون جنگ آب و هوایی باعنوان «آب و هوا، سلاحی مخفی؟»، درمورد علت تکذیب وجود چنین سلاح هایی از سوی سخنگویان آمریکایی و روس نوشت: «اگر آنها اعتراف کنند که از سلاح های برتر آب و هوایی برخوردارند، تصور واکنش مردم چندان دشوار نخواهد بود. چراکه، کمترین ناهنجاری آب و هوایی آنها را به این فکر می اندازد که: جنگ است!»
 
 و البته، نگران نکردن افکار عمومی یک اولویت است و رسانه های تحت کنترل کشورها در این راستا بسیار می کوشند. در فرانسه که سانسور درمورد پدیده های آب و هوایی کامل است، تنها یک نویسنده- «ژان مارک فیلترمن» کتابی درمورد جنگ آب و هوایی به نگارش درآورد که «سلاح های تاریکی» نام دارد. «ژان موسی برتبرگ»، خبرنگار هفته نامه «و.اس.د» نیز این شهامت را یافت که بنویسد: «سرویس های مخفی به دنبال تخیلات خود می روند. توفان های دسامبر1999 پدیده ای طبیعی بود یا حمله تروریستی؟» این روزنامه نگار در تحقیقاتی پیرامون سرویس های ویژه و نظامی مختلف آمریکا در سال 1970 فاش ساخت که «زبیگنیو برژینسکی» در کتابی پیرامون کنترل وضعیت آب و هوا تحت عنوان «بین دونسل»، پرده از برنامه نظامی جنگ مخفی جدید آمریکا برداشته است. جنگی نامرئی با هدف نابودی بخش های مختلف تولید در کشورهای رقیب: «تکنیک های تغییر آب و هوا می تواند در راستای ایجاد دوران های طولانی خشکسالی و یا بارانی به کار رود.» سلاحی خاموش برای جنگی بی صدا!
 
 کنترل افکار
 دانشمندان می گویند، نظامیان هنوز در مراحل تجربی کارهای خود قرار دارند، اما در همین حد نیز نتایج بدست آمده بسیار «نویدبخش» است. نشریه «دیفنس نیوز»، ارگان نظامی رسمی آمریکا (شماره 19، مورخ 13 آوریل 1992) پیرامون جنگ خلیج فارس و عملیات «توفان صحرا» در سال 1991 نوشت: ایالات متحده در میدان نبرد سلاحی الکترومغناطیسی (EMP Weapon) به کار گرفت که هدفی دوگانه داشت: قطع هرگونه ارتباط رادیویی دشمن، و تأثیری وحشتناک در زمینه جنگ روانی! بدین ترتیب، بهتر می توان درک کرد به چه دلیل ده ها سرباز عراقی بدون جنگیدن خود را تسلیم کردند.
 
 دیگر شکل بکارگیری تکنولوژی چند منظوره «هارپ»، انتقال مقادیر بسیاری انرژی بدون استفاده از کابل است، که به عنوان مثال برای تغذیه باتری های الکتریک یک زیردریایی کاربرد دارد. اما، زمینه اجرایی دیگری نیز وجود دارد که بسیار وحشتناک است. کافی است آزمایشات مخفی و وحشتناک انجام گرفته برروی سربازان بیچاره را به خاطر آوریم که طی آنها مقادیر زیادی موادمخدر به منظور تغییر رفتار این سربازان به آنها تزریق گردید. و یا، همانطور که در بالا بدان اشاره شد، تأثیرگذاری بر فعالیت های مغزی به کمک امواج الکترومغناطیسی. دکتر «نیک بگیچ» بی تردید تأکید می کند که یکی از اهداف پروژه «هارپ» کاربردی کردن چنین سلاحی است. «خوزه دلگادو» و یا دکتر «رابرت بکر» موفق شده بودند نشان دهند که امواجی از نوع امواج بسیار کوتاه(ELF) به همراه یک جریان آلترناتیو فرکانس هایی را پدید می آورد که می توان از آنها با نتایجی کاملاً ملموس استفاده کرد. بنابراین، قابل درک است که تکنولوژی هایی از این دست برای کارشناسان استراتژی پنتاگون بسیار جذاب بنمایند.
 
 منابع: سایت های هارپ آلاسکا، مولتی مانیا، ارت پالس، کنسپیراسیون، موندیالیزاسیون، آلترانفو، سیتی نت،ژئو لیبرتر،بیلبیت نامبرز