سیالات حفاری

معماری فرهنگ قوم لر حفاری وسیالات حفاری تمدن لرستان

 
هنر درعصرهخامنشیان
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

آیا می دانید سنخیت زیبای با هنرچیست که این چنین آدمی را وا می داردکه بنگارد یا بنوازد یا حیات را بی قیل وقال بیآراید مگر می شود گفت هنر زاییده استعداد یا غریزه است در حالی که از خداوند خبری نیست و حکایت هنرمند واستاد وراز نهانی عشق را درامرهنرنادیده گرفت هنر در انسانها به اشکال گوناگون از طرف خداوند به ودیعه گذشته شده است که این چنین آدمی را وا می دارد که از نهان بسوزد و بسازد

زیبایی تنها واژه ای که با شنیدنش آه از نهان بر می خیزد وهر کس به گونه ای آنراتعبیرو معنا می بخشد روانشناسان زیبایی را نسبی می دانند عرفا زیبایی را ماندگار نمی بینندو همواره به جستجوی زیبای مطلق هستندکه شاید در کنار آن به آرامش جاودان برسند پس همواره سعی در زیبا کردن وجود خود هستند تا به آن زیبای مطلق بیآ میزند پس این هنر و زیبایی چیست که آدمی را از خود بی خود و اندوهان را آشکارا از پیش می کند باری انسان همواره درجستجوی زیبایی بوده است واین در تاریخ با نمادها ونشانه هایی چون معماری،نقاشی ، موسیقی ، و....... همراه بوده است که اینک این نمادهاو نشانه ها را را با نام هنر می شناسیم هنری که کنون دسته بندی شده و در نهایت با مقایسه انتزاعی و اندیشه وار به سر حد متعالی وغیرمتعالی دسته بندی می شود که در منظر اشخاص به هرگونه ای قابل درک است و بی گمان درعرصه های تاریخی نمود و نشانه های ماندگاری وحقیقی یافته است

هنر درعصرهخامنشیان

بعد از بیان هنر و اندیشه های هنری به حقیقت می توان گفت ما ایرانیان همواره چه در اعصار گذشته و چه در حال حاضر زبان هنر و بیان حقیقت هنررا از تمام وجود شناخته و به آن بالیده ایم هنری که موجب آن شده که اینک از آن با زبانی جاودان یاد کنیم از مهم ترین و بارزترین زبان بی بدیل فرهنگ وهنرکشورمان وجود نمادها و نشانه های بر جای مانده از فرهنگ هخامنشی است که با اینک از ساخت آنها سالیان سال است که می گذردهمچنان معنا و اقتدارهنری خود را حفظ کرده است

هنر ایران در دوره هخامنشیان نه ابتدایی است و نه ساده .هنر این دوره بار نفوذ و تاثیرات چندی را به دوش می کشید و شاید بتوان سهم هریک از اسلوبهای بیگانه را در آن روشن کرد کلده آشوربیشترین تاثیررا در هنر عصر هخامنشی بخشیدند.ساختن صفه های مصنوعی و پله هایی که در دو طرف آن حجاری شده است از بناهای کلده و آشور تقلید شده دردره دجله و فرات،نظیر کلده در ساختمان بنا آجر به کارمی برند. در تخت جمشید کف زمین ، چهارچوب در و ستونها را از سنگ کرده اند ، اما دیوارها از خشت بود از این رو اکنون نشانه ای از آنها باقی نمانده است . صورت سازیهای در گاهها ، بالای طا قنماها و پا گرد پله ها اقتباس از آشور بود به تقلید ازمعماری آشور ، تندیسهای بزرگ مدخل بنا را نگه می دارد اهورا مزدا در هوا بال گشوده و هاله ای دورادور وی را فرا گرفته است که (( یادآور قرص خورشید)) است ، شاه بر تختی نشسته و بندگانش اطراف وی را گرفته اند.

اما ویژگی بسیار بر جسته ای معماری عصر هخامنشی را از سبک بنا سازی آشور جدامی کند و آن اهمییت زیادی است که در معماری هخامنشیان به ستون داده می شود و حال آنکه در معماری آشور ستون سازی از اهمییت چندانی بر خوردار نبوده است بکار بردن ستون در بناهای تقلیدی بود که ایرانیها از تالار بزرگ معبد تب در مصر یاد گرفته بودند بنابراین تنها پس از فتح مصر به دست کمبوجیه بود که ایرانیها به فکر برافراشتن ستون های خیاره دار با عظمتی افتادند که با گذشت بیست و پنج قرن هنوز پا برجاست آراستن کا خها ی شاهی نیز تقلید از معابد مصری بود زیرا ایرانیان معابدی نداشتند تا این تزئینات را در آنجا بکار برند اما یافتن منشاء سر ستونها ی شگفت انگیز ابنیه هخامنشی سخت دشوار است زیرا نمونه اینگونه سر ستونها در درجا ی های دیگر یا فت نشده است شاید بتوان ریشه های آن را نیز در معماری آشور جست و جو کرد 

دیود وروس سیسیلی می گوید که هنرمندان مصری در بنا های تخت جمشید و شوش کار می کردند از ویژگی کا ملا خاص در معماری عهد باستان پیکره ها فرو رفته مصری است که ویژه سرزمین فراعنه است که ماآن را در تمامی فواصل میان دو ستون و بالای طاق نما های  پنجره ها و در ها می بینیم دلیل دیگر در اثبات این امر مقابر پادشاهان هخامنشی است آرامگاه کوروش که بعدا از آن سخن می گوییم ساخته دست آدمی است اما قبر داریوش و جانشینانش در دل کوه کنده شده است کند ه کاری  های تزئینی بیرون این مقابر گورهای زیرزمینی مصر را بیاد می آورد اما این نماها سبک ویژهای دارند در این  نماهاایرانیان رو گرفتی از کاخ شاهی تصور می کنند که بر با لای آن آتشکده ای و با لا تر از همه نقش اهورا مزدا نشان داده می شود شاید این آرایشها را بتوان تقلیدی هنرمندانه خواند تا آفرینشی اصیل .

تعیین سهم هنر یونانی در هنرهای عصر هخامنشی دشوار تر است شاید حضور هنر یونانی بیشتر در معماری این دوره بوده است نباید فراموش کرد که پیکرتراشی در یونانی در دوره ای که ما از آن سخن می رانیم تازه می رفت که سد کهنه گرایی را بشکند و کور مال به راه مستقل در افتد می گوید که تل فانس ازی برای داریوش و خشایار کارمی کرده . تل فانس یا نمی خواسته با همشهریانش پس از شورش یونیا ییها در مهاجرت همراه شود یا آنکه می خواسته با کارکردن برای فاتحان آسیای مقدم خویش را باز خرد کنده کاریهای بر جسته تخت جمشید شگفت آورانه با حجاریهای نینوا شباهت دارد اما اگر بدقت بررسی شوند علی رغم شباهت ظا هری نا همگونی آشکار ی در نمایش جامه ها مشاهده می گردد در حجاریهای آشور بنظر می رسد که جامه پیکره ها صاف به بدن چسبیده است و حال آنکه در ایران ذهن هنرمند را تا و چین اشغال کرده بود و در واقع گه گاهی این جامه ها شباهت زیادی با جامه هایی دارند نقش آنها بر  بقایای معبد باستانی افزا که در ایام پادشاهی کرزوس بنا گردید مشاهده می شود هنر ایرانی نهادی ابتکاری دارد و آن هم در تناسب است که در آن عناصر بر گرفته از بیگانان در هم می آمیزد در عظمت شگفت آور بناها و در زیادی تز ئینات و اگر ارو پاییان کنونی با سوء تعبیر از عبارت عشق به عظمت خواهی آن را بد نام نمی کردند من این روح را علاقه مندی در بنا های ساختمانهای با شکوه را چنین می خواندم در ایران بر خلاف یونان و بعدها در امپراتوری روم هنرمند نا چار به ملاحظه در علایق شخصی یا شهر نبود بلکه تنها از یک کار فرما یعنی شاهنشاه اطاعت می برد              

در عصر هخامنشی برخلاف یونان باستان و دوران امپراتوری روم ، هنرمند هیچ گونه آزادی عمل در راستای خلاقیت هنر و علایق شخصی نداشته بلکه در همه امور تنها از یک کار فرما ، یعنی پا دشاه اطاعت می کرد به عبارت دیگر هنر ایران در این عصر ترکیبی و زاییده تخیلات شاه بود زیرا شاه به هر شکل هنری که در شهر های آشور و مصر و بخش یونانی آسیای صغیر بر خوردار کرده بود در یک و حدت علمی و قدر تمند جمع کرده و در راستای علایق شخصی خود با ابتکار خاصی کو شش در ایجاد یک هنر مافوق همه آنها می نمود در حقیقت هنر این عصر زاییده بلهوسی و دوستدار آثار هنری با شکوه و پر زرق برق و با جلال بود مردم عادی غیر از فر مانبر داری کمترین خلاقیتی در هنر این عصر نداشته بلکه طبق اوامر پادشاهان و نقشه طرح ریزی شده از پیش مجبور به انجام آن دستورات می شدند بنابراین هنر ایران در دوران هخامنشی کاملا ماهیت در باری داشته ودر یک چهار چوب مشخص رشد و تکامل یا فته است وعلی رغم تاثیر پذیری معماری هخامنشی از هنر معماری بیگانگان یک ویژگی بسیار چشم گیری که معماری هخامنشی را از سبک ساختمان سازی آشور و مصر وآسیا ی صغیر و یونان و غیره جدا می سازد اهییمت زیادی است که در معماری هخامنشی به ستون داده می شود وحال آن که در معماری کشورهای فوق ستون سازی از اهمییت چندانی بر خوردار نبوده است       

هنر معماری د رعصرهخامنشیان

هنر معماری هخامنشی مانند معماری یونانی از هماهنگی و تناسب خاص بر خوردار است و پادشاهان هخامنشی به منظور اتمام طرح ها و برنامه های بزرگ معماری و ساختمانی که در واقع نمودار قدرت و تسلط و عظمت آنها محسوب می شود در تمام قلمرو و امپراتوریپهناور خود هنرمندان و صنعتگران آزموده و مورد نیاز را جستجو می کردند و در این میان حجاران زبر دست یونانی بیش از سایرین نقش داشته اند مهم ترین ابنیه این دوران را کا خها ی عظیم و با شکوه شا هان تشکیل می دهد تاریخ معماری این کاخها احتمالا از ابتدایی قرن هفتم پیش از میلاد شروع می شود و در این زمان است که قبایل ایرانی از حال چادر نشینی به حال نیمه شهرنشینی در می آیند البته این قبایل همگام اقوام هند و آریایی می باشند که بعد از استقرار یا فتن در ایران به نام ما دها و پا رسها مطرح بوده و مادها د ر شمال غربی ایران و پارسها در منطقه خوزستان سکونت اختیار کردهاند مادها بتدریج به رهبری دیا کوا اولین امپراتوری ایرانی را تشکیل داده و یک شهر مشخص را که همان هگمتانه و یا محل اجتماع مردم آن زمان بود برای پایتختی انتخاب کردهاند و با انتخاب هگمتانه به عنوان مرکز سیاسی ، معماری کا خ سازی نیز توسط ما دها در ایران آغاز شده که شکل تکامل یافته آن را در عصر هخامنشی به ویژه در پاسار گاد شوش و تخت جمشید با تناسب خاصی بنا کرده اند.

همان طور که آثار معماری تخت سلیمان نشان می دهد یکی از عنا صر مهم معماری این عصر ایجاد صفه مصنوعی است که پشت به کوه داشته و روی آن اقامتگاه مستحکم شاه را می ساخته اند مجموع این ساختمان ها ی پایه بلند نشان می دهد که معماران با چه جسارت و مهارت کوشش کرده اند کاخها و بناهای مختلف این عصر را روی این صفه ها طوری بسازند که هم از دور وهم از نزدیک منظره بسیار زیبا را و چشمگیری به آنها بدهند برای بالا رفتن از صفه ها  پلکانها سنگی ساخته شده که مهم ترین آنها 25 متر عرض دارد مجموع بنا را حصاری در بر گرفته و این حصار بر آمدگی ها و فرو رفتگی هایی دارد که با قطعات بزرگ سنگ های تراشیده شده ایجاد گردید هاند البته تخته سنگها را بدون ملاط روی هم قرار داده و در پی ریزی ساختمان ها که از قلوه سنگها استفاده شده همچون دیوارها،ملاط به کار برده نشده است و معمولا برای قفل کردن سنگها همچنانکه در معماری یونان نیز مر سوم بود از بست های فلزی استفاده می کردند با توجه به تاریخ هنر معماری ایران در ایران ایجاد ساختمان در روی صفه مصنوعی تازگی نداشته بلکه در ایران پیش از تاریخ همانطوری که در تپه سیلک نیز مشاهده گردیده است خانه رییس قبیله را بیشتر موارد روی صفه مصنوعی می ساختنه اند ولی تراشیدن سنگها ی بزرگ و ایجاد ساختمانهای سنگی از سنگهای حجاری شده منظم در اورارتها و هی تیت ها معمول بود که ایرانی ها از همسایگان غربی خود بویژه از اورارتو چنین شیوه معماری را آموخته و آن را مورد استفاده خود قرار دادهان  مهم ترین آثاری معماری و خود ساختمانی عصر هخامنشی را می توان به ترتیب زیر مورد بررسی و مطالعه قرار داد: