سیالات حفاری

معماری فرهنگ قوم لر حفاری وسیالات حفاری تمدن لرستان

 
تاریخ سکونت در خرم آباد

تاریخ سکونت در خرم آباد

 

شهری که امروزه به نام خرم آباد نامبردار شده‌است، از نخستین سکونت گاهای مردم ایران به شمار می‌رود. غارهای مسکون دره خرم آباد (غارهای کنجی، یافته، پاسنگر، گراجنه، اشکفت قمری و...) حاوی آثار زندگی انسان غار نشین در دوره‌های موسترین، بارادوستی و زارزی است و «بنابر تاریخ گذاریهای از را آزمایش رادیو کربن در غار کنجی (واقع در دره خرم آباد لرستان)قدمت آثار از 40 تا 50 هزار سال است». گزارش و نتیجه پژوهش و بررسیهای دکترفرانک هو استاد دانشگاه رایس[5] آمریکا و همکارش، فلانری و دیگر پژوهشگران همراه ایشان که در سالهای 1342 و 1343 خورشیدی در لرستان انجام گردید و به سال 1967 در امریکا نشر یافت (دوره پیش از تاریخ در جنوبغربی ایران «لرستان»، ص 4)در بردارنده اطلاعات ارزنده‌ای از دوره پیش از تاریخ خرم آباد است. فرانک هول می‌نویسد: «بهترین اطلاعات ما راجع به سکونت و نحوه امرار معاش انسانهای اواخر پلاستوسن {دوره چهارم زمین شناسی } مربوط به دره خرم آباد لرستان واقع در جنوب غربی ایران است. دره خرم آباد به درازای 15و پهنای 10کیلومتر بین کوههای آهکی که به موازات هم کشیده شده‌اند و در ارتفاع 1170 متر از سطح دریا واقع شده‌است. کوههای اطراف آن به صورت یک منبع ذخیره آب در آمده‌اند. دره خرم آباد دارای چشمه‌های آب خنک و تعدادی غار است. به هم فشردگی این دره و وجود غارهای متعددی که به وسیله انسانهای پیش از تاریخ اشغال گردیده، سبب شد که ما این دره را مرکز تحقیقات مربوط به دوره پالئولیتیک میانه دیرینه سنگی قرار دهیم. تا کنون ما 17 محل از اقامتگاههای انسانی دوره دیرینه سنگی را در این دره یافته‌ایم آنچه مسلم است این است که با تحقیقات بیشتر می‌توان محلهای بیشتری پیدا نمود. از این 17 غار، دست کم 5 غار از انها مربوط به دوره دیرینه سنگی بوده و شامل تمدن موستری [ دوره میانه دیرینه سنگی ] و متجاوز از شش غار دیگر متعلق به دیرینه سنگی فوقانی و شامل تمدن بارادوستی است، 2 غار دیگر نیز مربوط بهپایان دیرینه سنگی فوقانی و شامل تمدن زارزی بوده شاید شش غار دیگر نیز مربوط به دیرینه سنگی فوقانی باشند.آثار خرم آباد حاکی از سکونت دامنه دار و مداومی در زاگرس هستند.فرانک هول « 13مورد تاریخ یابی به وسیله رادیو کربن از آثار دیرینه سنگی در دره خرم آباد» انجام داده ایت که «دو مورد مربوط به دوره موستری و 11 مورد مربوط به مرحله، بارادوستی بوده، 2 مورد نمونه موستری از لایه زیرین غار کنجی به دست آمده و تاریخ آن متجاوز از 40 هزارسال» است و «نمونه بارادوستی به دست آمده از غار یافته بین 21 هزار تا 40 هزار سال پیش تاریخ گذاری شده‌اند» فرانک هول «به علت وفور محلهای دوره دیرینه سنگی دردره خرم آباد به یک دسته بندی موقتی از محلهای مسکونی» به شرح زیر دست یافته‌است : «1-اقامتگاههای فصلی که احتمالا به وسیله 1 یا 2خانواده پدر سالاری در مدت کوتاهی و یک فصل از سال اشغال می‌شده‌اند.2- اقامتگاههای کشتار که به وسیله گروهی از شکارچیان برای یک یا دو روز اشغال می‌شده‌اند که بین 40 هزار تا 100 هزار سال قبل از میلاد مسیح مورد استفاده بوده‌اند.3- اقامتگاههای موقتی که شکارچیان برای لحظاتی کوتاه جهت برررسی وضع شکار یا ساختن ابزار سنگی در آنجا توقف نموده و معمولا پس از ترک کردن دیگر به آنجا مراجعه نمی‌نمودند» وی در ادامه پژوهشهای خود «در دره خرم آباد به محل اردوگاههای شبانی که مربوط به 6000 تا5800 سال پیش از میلاد مسیح» بوده‌اند، دست یافته و نتیجه گرفته‌است که بین 45 هزار تا 38 هزرا سال پیش از این مردمانی غار نشین در این دره سکونت داشته‌اند که گاهی برای شکار غذایی اصلی خود کوچ می‌کرده‌اند.دیگر آثاری که از هزارهای پیش از میلا مسیح در این سرزمین به جای مانده‌اند حکایت از زیست اقوام و تأثیر مردمان و فرهنگ ان بر فرهنگ ایران باستان دارند. پیشرفت آنان به ویژه کاسیها – قدیمی ترین ساکنان و حکام آریایی این دیار که 576 سال بر بابل حکومت کردند – باعث اعجاب جهانیان شده‌است، و به همین دلیل لرستان را«مهد تمدن مفرغ (برنز)» نامیده‌اند.اما در تواریخ نام عیلامیان به عنوان نخستین دولت که به طور منظم بر لرستان حکومت کرده‌اند ثبت شده‌است

 

ا

 

 

 

 

 

BRONZES DU LORESTAN
IIIe-Ier MILLENAIRE AVANT J -C

 

 

ازمناطق لرستان امروزی و ارتفاعات آن بسوی قسمت هائی که نواحی آغازین بین النهرین (میان رودان) را در بر میگیرند، از شروع قرن بیستم به این سو، هزاران قطعه برنز(مفرغ) باستانی بدست آمده است. قطعات نمایشگاه "برنز لرستان، اسرار قدیم آیران" از کلکسیون های عمومی و خصوصی تشکیل شده اند. تعدادی از این آثار در تحقیقات باستانشناسی بدست آمده ولی قسمت اعظم آنها از منابع غیررسمی (غارتگران) خریداری شده اند. شامل 230 قطعه از هزاره سوم تا هزاره اول پیش از میلاد میباشند.
این آثار بی نظیر و بی سابقه، نشان دهنده غنای فرهنگی و تکنیک بالای صنعت ریخته گری در هزاره های پیش از میلاد در این منطقه میباشند که در سالهای 1930 هیجان بسیاری در میان دوستداران آثار باستانی بوجود آوردند.
شاید بتوان گفت که ویژه ترین این آثار، متعلق به عصر آهنII، با پیکرنگاری (iconographie) متفاوت، مانند: موجودات چند گونه نیمه انسان و نیمه حیوان، موجودات افسانه ای-اسطوره ای هستند.
این اشیاء بی نظیر نشانگر هنری هستند، که در طول هزاره ها در سایه بسر میبرده. برای اولین بار در سال 1960 در اثر تحقیقات باستانشناسی در منطقه، گوشه ای از این پرده تاریک کنار زده شد.
نمایشگاهی که در موزه"سرنوشی" پاریس برپاست (4 مارس تا 22 ژوئن 2008)، کوششی است با کمک دو تن ازبهترین متخصصین معماری باستانی آقای "ژان پیئر کروسُن"
(Jean-Pierre Crusson) و خانم "وِرُنیک بَرنئو" (Véronique Barnéoud) وسعی در افکندن شعاع نوری در پس این پرده تاریک دارد.

 

تاریخ کلکسیون ها و تحقیقات
منطقه لرستان در قسمت میانه رشته کوه های زاگرس واقع است. دره هائی عمیق ارتفاعات را از هم جدا می کنند و این دره ها هر کدام ار طریق راه های صعب العبور و گردنه هائی اغلب مملو از برف با هم ارتباط دارند.
منطقه پشتکوه در غرب زاگرس(استان امروزی ایلام) با حصار بلندی های کبیرکوه وبسوی مناطق آغازین بین النهرین قرار دارد.
منطقه پیشکوه با راه هائی قابل دسترس تر، چراگاه ها و مراتع پهناوربرای دام ها در شرق زاگرس و رودخانه سیمره گسترده است.
در اوائل سال های 1930 به ناگهان اشیاء برنزی عجیب و زیبائی در بازارهای مختلف عتیقه یافت شدند که تشابه بسیاری با هم داشتند. کارشناسان از این شباهت ها نتیجه گیری بعمل آوردند که این اشیاء مربوط به یک تمدن هستند.
در آن دوران از قول روستائیان و فروشندگانی که این اشیاء را در قبور می یافتند، نام منطقه لرستان بر سر زبان ها افتاد و از آن زمان به بعد این اشیاء بین کلکسیونر ها نام برنز لرستان را به خود اختصاص دادند.
بخاطر اشتیاق کلکسیونر ها و تشویق آنان، تحقیقات اعلان نشده ای در نقاط دور افتاده و دور از دسترس محققین رسمی در لرستان اغاز شد و همین کارها باعث رونق بیشتر حفاری غیر مجاز توسط روستائیان و رونق بازار کپی برداری نیز شد.

از سوی دیگر، کاوش ها وتحقیقات رسمی باستانشناسان از سال های 1960 آغاز شد و تا انقلاب 1979 ادامه داشتند. آگاهی هائی که ما امروزاز هنری فراموش شده به نام برنزلرستان بدست آورده ایم، نتیجه این تحقیقات میباشند.
در این تحقیقات مجموعه بسیار وسیعی از کارهای فلزی در لرستان پیدا شدند که تاریخ پیدایش آن ها به 650 تا 3100 پیش از میلاد باز میگردد.
محققین اشیاء مربوط به تاریخ 750-1150 ق.م را به عنوان قطعات نموداری
(Bronze Canonique) طبقه بندی میکنند زیرا این دسته از یافته ها را نمون? بارز و استیلیست این منطقه ارزیابی میکنند.
متاسفانه، محققین تا کنون نتوانسته اند هیچگونه متن، تعریف، تعبیرو یا سندی از نگاره های ترکیبی و متعدد کار شده روی آثار برنز، که یقینأ از اعتقادات، باور ها و یا افسانه ها و اسطوره های مشترک مردمان ساکن در این مناطق برآمده اند، بدست آورند.

 





 

 

عصر برُنزI
- پشتکوه، عصر برُنز I-II
تیم باستانشناسی بلژیکی به سرپرستی آقای" لوئی واندِنبرگ" (Louis Vanden Berghe)، تحقیقات خود را در منطقه پشتکوه متمرکز کرده بود. " واندنبرگ" می گوید: "به نظر میرسد که منطقه پشتکوه در نیمه دوم هزاره چهارم قبل از میلاد(عصر برنزI)1 یک منطقه کویری بوده است. آثار یافت شده از دوران برنز میانی(عصربرنزII) نشان می دهند که در این دوران مردمانی که کوچ میکرده اند در این منطقه زندگی می کرده اند. نقش و نگار های کار شده بر روی سفال ها و برنزهای مربوط به این دوره حاکی از آن است که در بخش شمالی پشتکوه ارتباط و در نتیجه تاثیر پذیری از فرهنگ بین النهرین وجود داشته است. این ارتباط میتواند به دلیل کنترل سیاسی کمتر در بخش شمالی و یا پیمان ها و تماس های خاص بوده باشد".

عصر برُنز III
از دوران متأخر برنز هنوز اطلاعات داده به حدی نیست که بتوان تاثیرات و یا تحولات خاصی را تعیین کرد. در این دوران هنوز تاثیر هنر بین النهرین به چشم میخورد.

- پیشکوه
تحقیقات در منطقه پیشکوه نشان میدهد که مردمان این ناحیه در یک محل ساکن بوده اند. جالب توجه اینکه آثار سکونت تا دوره های بعدی یعنی دوران آهن رفته ،رفته کمتر شده و جای خود را به کوچ نشینی می دهد.

 



گورها
گورستان های میانه هزاره سوم، اکثرأ دارای گور های دست جمعی هستند. این گور ها دارای بنائی به طول 8 تا 16 متر، عرض 7,1 تا 3 متر و عمق 2 متر هستند.تنها در یک گورستان از این دوره در محوطه باستانی "بنی سرمه" (Bani Sorme) دیده شده که این گورستان دارای گور های انفرادی و بسیارمتمایز است. کناره های گورهای "بنی سرمه" از سنگ آهکی تشکیل شده اند، کف آن ها از خاک سفت و سقف آنان از سنگ های صاف دوشیبه که در برخی موارد وزن آن ها به ششصد کیلو میرسد، پوشیده می شده است. بنظر می رسد، هر گور دست جمعی برای افراد یک فامیل در نظر گرفته میشده است. در اواخر هزاره سوم این سنت به مرور از میان رفته است. 63 گوری که از دوران های بعدی در سایت"میرخیر"(Mir Kheir) اکتشاف شده اند، همگی انفرادی هستند. شاید جالب توجه باشد اگر اضافه کنیم که تمامی این گور ها به طور کلی به موازات کوه های زاگرس، با سمت و سوی شمال-غرب و جنوب-شرقی تعبیه شده اند.

 



عصر آهنII
کشفیات باستان شناسی عصرآهن بیشتر در منطقه پشتکوه توسط گروه آقای" لوئیس واندنبرگ" انجام شده. آثار یافت شده در پشتکوه تاثیر پذیری فرهنگی از "بابل" را مشخص میکند اما این تاثیر پذیری در دوران 1150 برای مدتی طولانی پایان می یابد. در این دوران آثار بدیلی در منطقه پشتکوه بوجود میاید که ویژه گی خاص خود را دارد و نشانگر هنر عصر آهن همین منطقه است. محققین این آثار را، آثار نموداری می نامند.
برای پایان یافتن تاثیرات فرهنگی بین النهرین در منطقه پشتکوه میتوانسته دو موضوع موثر واقع شده باشد: جنگ شاه عیلام "شوتروک-ناهونته" (Shutruk Nahunte) با بابلیان و همچنین خشکسالی سختی که در همان دوران در خاور میانه پیش آمده.
در برنز های نموداری که در این دوران بوجود می آیند (1150-900 ق.م) استفاده از آهن در برنز ها برای ساختن زینت آلات، و اسلحه ها بمرور به چشم میخورد و فزونی میگیرد. همچنین طرح و فرم های کاراکتریستیکی و ترکیبی تری بوجود می آید.
در سال های 900 تا 750 پیش از میلاد هر دو فلز برنز و آهن برای ساختن اسلحه بکار برده می شدند. فرم خاکسپاری ها از گروهی (فامیلی) به انفرادی تغییر میکند.
از سالهای 800 پیش از میلاد به بعد با بوجود آمدن نمونه های جدیدی از سفال نقش و نگار دار، از تعداد برنز های نموداری کاسته میشود.
آثار یافت شده از سالهای 800 تا 650 پیش از میلاد نشان می دهند که رشد جمعیت رو به فزونی بوده و متعاقب با آن بر ثروت اجتماعات نیز افزوده شده است. فرم های جدیدی از سفال نقش دار و همچنین ساخت اشیاء با کمک دو فلز برنز و آهن به چشم میخورد. همچنین نشانه های روابط جدید با بین النهرین در آثار این دوران قابل توجه است. عمده قطعات نموداری بدست آمده از این دوره شمایل ها (idoles) هستند.

 



داده های باستان شناسی عصر آهن
در این دوره گورستان ها دارای گور های انفرادی، نزدیک به یکدیگر و با سمت و سوهای مختلف هستند.
تمامی این گورستان ها در کنار آب رود خانه ها و یا چشمه سارها قرار دارند.
محققان در قبرستان "بردی بال" (Bard-i Bal) و "کتل گل گل" (Kutal-i Gul Gul)،شمایل هائی با تصاویر بز، همچنین تبر زین های گوناگون با نقش دست و انگشتان و قطعات و ظروف برنزی دیگری از عصر آهنII و III یافته اند که همگی از آثار نموداری برنز لرستان هستند.
در این دوره گور ها با سنگ های آهکی به شکل چهار گوش و با زاویه های گرد شده ساخته شده اند. روی گورها با سنگی صاف و افقی پوشیده شده.
در اواخر این دوره، گورها شکل بیضی به خود گرفته اند، دیوارهایشان سنگی است و سقفشان با سنگی صاف پوشیده می شده است. در سایت "چامازی موما" (Chamahzi Mumah) دور گور ها سنگ چین شده اند.

 





برنز های نموداری 1150-750 ق.م. :

 

 

 

اسلحه ها: با تیغ های منحنی و با دسته هائی فرم داده شده به شکل پنجه انسان و اشکال حیوانات. دیده می شود که بمرور زمان،بدلیل وقوع جنگ ها، اسلحه های بزرگتری ساخته شده اند.

 

 

 

 

روکش ترکش: با نقش و نگارهندسی ( یافت شده در گورستان ورکبود war kabud) یا نقش نموداری لرستان (از منبع غیررسمی).

 

 

 

 

دهن? اسب: معروفترین قطعات یافت شده نموداری برنز لرستان، قطعات تکمیل کننده قست سر لوازم اسب می باشند.
متن های بین النهرینی شهادت مستندی از رام کردن اسب و سوار کار بودن مردم اطراف بابل و ارابه دو اسبه از عصر آهن به دست می دهند. همچنین این اسناد به ما خبر می دهند که مردمان غرب ایران از آغاز هزاره اول پیش از میلاد بواسطه پرورش اسب شهره بوده اند. اهمیت این مورد بخصوص پس از بوجود آمدن سپاه سواره رو به افزایش گذارده است.
دهنه های اسب که در تحقیقات رسمی پیدا شده اند، عمدتا در گورها و همراه مردگان به خاک سپرده شده بودند. این دهنه ها به تمامی دارای وزن و اندازه قابل توجهی هستند و آثار سائیده گی بروی آنها نشان میدهد که مورد استفاده قرار گرفته اند. محور اصلی نقوش این قطعات موجودات چند گونه یا انسان هائی هستند که بر حیوانات ساطه دارند.

 



سنجاق ها: با نگاره های پر کار و متفاوت. بنظرمیرسد که بعنوان زینت استفاده میشده اند. سنجاق هائی که از تحقیقات رسمی به دست آمده اند، همگی در سایت "سرخ دم" (Surkh Dum) پیدا شده اند.
تحقیقات در "سرخ دم" نتیجه برنامه تحقیقاتی بود که آقای "اریش اشمیت" (Erich Schmitt) محقق و باستان شناس پس از افزایش فروش برنز لرستان در سال 1938 آغاز کرد. آقای "اشمیت" محل ساختمانی را پیدا کرد که از نظر او محل عبادت است. در میان اتاق اصلی این ساختمان باقیمانده یک ساختار آجری با محلی که پر از خاکستر و استخوان حیوانات بود وجود داشت. امکان داده می شود که این ساخته آجری پایه یک ستون باشد. اشیاء برنزی و در کنار آنها سنجاق هائی که "اشمیت" به آنها دست یافت در داخل سوراخ های دیوارهای این ساختمان قرار داده شده بودند. به نظر "اشمیت" این سنجاق هابرای ادای نذر و نیاز و خواسته در داخل سوراخ های مخصوص این کار در دیوار ها قرار داده شده اند این یافته ها بسیار مهم بودند ولی برای اولین بار در سال 1989 به آگاهی عموم رسانده شدند.
نقش های محوری سنجاق های پیدا شده در "سرخ دم"، باروری زنانه، افزونی محصول و سلطه بر حیوانات هستند.
تعداد دیگری از سنجاق ها که از منبع غیررسمی بدست آمده اند، طرح هائی متفاوت از موتیو های سنجاق های بدست آمده از "سرخ دم" از لباس ها و آرایش مو، انسان ها و حیوانات را نشان میدهند.

 




 


شمایل ها ( idoles): بنظر می آید که ساخت این فیگور ها و شمایل ها در طول زما
ن از ساده ترین طرح ها به ترکیبی ترین و پر نقش و نگارترین طرح ها تکامل یافته اند.

 

 

 

شمایل ها دارای سه نوع موتیو هستند:
• موتیو حیوانات مانند بز، گربه سانان (گورستان بردی بال Bard –i bal عصر آهن I-II).
• موتیواشکال انسانی که در مرکزو بین دو حیوان قرار دارند (سایت تل تولبانTaltulban عصر آهن III).
• شمایل های انسانی به فرم استوانه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساغرها: ساغرهای برنزی منطقه پیشکوه مربوط به عصر آهن II و III

 

با لوله ای بلند برای ریختن مایعات بنظر پیشگامان همین دست ظروف از نوع

 

سفال باشند.

 

 

 

 

 

 

غُرابه ها: این دست از ظروف گروه مهمی را تشکیل می دهند. در حالی که منبع آنان به درستی مشخص نیست.

 

دارای نقوش دقیق و استیل بسیار مشخصی هستند. موتیو های آنان غالبا صحنه های عمومی، شکار، ضیافت و موجودات چند گونه را تشکیل میدهند که بیشتر یاد آور هنر آشور و بابل (هم زمان با عصر آهن II و III در ایران) می باشد. برخی از این غرابه ها دارای خط میخی هستند.

 


شایان ذکر است که تا کنون چنین ظروفی در بین النهرین یافت نشده اند.


1) عصر برنز : 3300-1300 ق.م(خاورنزدیک)
عصر برنز
I : 3300-2000 ق.م.- عصر برنزII : 2000-1600 ق.م.- عصر برنزIII : 1600-1300 ق

 

2) عصر آهن : 1300 تا 650 ق.م.(خاورنزدیک)
عصر آهن
I : 1300 تا 1100 ق.م.- عصرآهن II: 1100 تا 900 ق.م.- عصر آهن III : 900 تا 650 ق.م

 

3) در سال های اخیر گروهی از محققین و باستان شناسان عصر آهن IV را که شامل دوره های تاریخی هخامنشی و اوایل اشکانی میگردد را نیز به این تقسیم بندی اضافه کرده اند.

 

 

.

 

 

 

ارتباط بعضی از نامها در لرستان با زبانهای مختلف آریایی

 

 

نام  برخی از  مکان ها و لغات در لرستان

 

 و پیوند  آن با دیگر  زبانهای  آریایی

 

 

 

خورمووه  خورمآوه(خرم آباد)

 

از دو بخش «خور»(khor) به معنی خورشید و« موه» یا «ماوه»   به معنی «ماه» تشکیل شده و به محلی اتلاق می شده که در آن به وسیله خورشید ماههای سال را در قلعه شاپور خواست (12 برجی ) مشخص و به دیگران اعلام می کردند . برخی نیز واژه «خرمووه» را با تلفظ کنونی به معنی محل طلوع خورشید از پس کوههای سفیدکوه (جاییکه خورشید می آید یا می شود- خورمووه) و«خورمآوه» را  سرزمین خورشید وآب و آبادانی نیز می خوانند.

 

 

 

 

وروگرد ورویِرد (بروجرد)

 

از دو کلمه «ورو » ( که برخی معتقدند همان  «بر او» است ) به معنی «بهرام» و «گرد» (به معنی دایره یا شهر) تشکیل شده و به معنی « بهرام گرد» یا «شهر بهرام» می باشد (بعضی آن را به معنی « بر گرد او » یا «بر او گرد» یا همان «وروگرد» می دانند و معتقدند هنگام حکمرانی بهرام در لرستان ؛سپاهیان و مردم منطقه در بروجرد « برگرد او»  جمع شده و لذا وجه تسمیه بروجرد از براوگرد می باشد ) .

 

در اوستا بهرام به معنی « پیروزمند و کشنده دشمن » ابتدا بشکل verehragna  یا ورترغن بکار رفته و با توجه به اصل موجز شدن کلمات به مرور زمان  و تبدیل برخی از آنها در زبان شناسی ، حرف اول و آخر «ورتهرغن»   ( و- ن) به مرور زمان به (ب-م) تبدیل  و «ورهرام»  به «بهرام» مبدل شده است . «ورهرام» در گویش لری بصورت «ورو» تلفظ و بکار برده شده است . قلب «ن» به «و» در زبان لری بسیار متداول است ( « تهران» که در لری به آن «تیرو» گفته می شود) .

 

 توه باواس -  َبئـُس ( دخمه باباعباس)

 

در محل  چگنی  دخمه ای  به نام  بابا عباس است  که در گویش  لری بگونه توه باواس   َبئـُس Baos  تلفظ میگردد  و  به غلط  آنرا  بابا عباس  معنی کرده اند   ( با توجه  به   بررسی  های  بعمل آمده  همچین  قبری  در   این  منطقه و  معبد  مهری  وجود ندارد) این معبد   در ابتدای  سینه کش  سفید کوه  قرار  دارد  .  به  چندین   دلیل  معبد  بئس  بمعنی  بابا عباس  نمی باشد: نخست  آنکه  نام  عباس  ریشه اسلامی  دارد  اما   نام  محلی  َبئـُس ریشه اوستایی  دارد  .  در اوستا  َبئـُسی  بمعنی  بت پرستی   ذکر گردیده است  .  دوم  آنکه   در محل چگنی  و حتی  خرم آباد  به آن  منطقه  (توه َبئـُس) Tua Baos  گفته می شود  واژه توه  در  لهجه لری  بمعنی  توبه  می باشد  و  این دو کلمه  روی هم  توبه  بت پرستی  را می رساند ناگفته نماند  آئین مهر پرستی  چندین  هزار سال قبل  از  زرتشت  در ایران وجود داشته  و  به دوران  فریدون  شاه می  رسد  .  و بت  دگرگون شده  بودا  است  که در اوستا  بگونه َبئـُس ذکر  شده است .   

 

 اسبسو (اسپستان)

 

نام  دیگری که  ریشه  کهن  دارد  اسبسو  Asbeso  می باشد  و آن منطقه ای است  در نزدیک  جنوب خرم آباد  . این  نام در  او ستا  بگونه  ( اسپوستان) Aspo – Astana و به معنی  اسبستان  است  (جای اسب)  ذکر شده است  .

 

  ملاوی ، ملایر، مالمیر

 

ملاوی Melowi   به معنای  مال : سرزمین    آوی : آبی(  سرزمین  آبی )

 

 ملایر  از دو کلمه «مل» (mal = مال و خانه ) و «آیر» (Ayer= آتش ) تشکیل شده لذا ملایر (مال آیر ) را بدلیل داشتن آتشگاه بزرگی (از دو هزار سال پیش به این سو) به معنی سرزمین آتش ویا آتشکده خوانده یا نامیده اند. 

 

مالمیر Malmir   این کلمه لری بختیاری است   مال : سرزمین   میر : بزرگ  در لکی مال  به معنای خانه است

 

 زاگــــرس

 

بعضی معتقدند ریشه این نام اوستایی است. در زبان اوستایی زاگر Za-G"R" به معنای کوه بزرگ است. اما نظری که بیشتر مورد تایید است این است که این کلمه از نام مهاجران هند واروپایی ساکن در این منطقه معروف به زاگارثی/ساگارتی (Zagarthians/Sagarthians) گرفته شده. نام قدیمی این رشته‌کوه در زبان فارسی «پاطاق» و پیش از آن « کهستان »  و «پهله» بود.واژه «زاگرس» یا «زاگروس» از بیش از هشت دهه پیش و از اواخر دوره قاجار از طریق ترجمه آثار نویسندگان اروپایی (و بعضا از زبان یونانی) وارد زبان فارسی شده و سپس بر روی نقشه ایران نیز گذاشته شد. ظاهراً حسن  پیرنیا  اولین کسی است که واژه زاگرس را در حاشیه صفحه ? کتاب خود بنام « تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان» آورده است. او خود تاکید نموده که اروپایی ها چنین (یعنی زاگرس) نامند.

 

بعد از نوشته پیرنیا بارها به اشتباه از زاگرس به نام کوه یا دره نامبرده شد که برداشت نادرستی است زیرا واژه زاگرس بخش گسترده‌ای از شمال غربی تا جنوب شرقی ایران را با بیش از ??? نام از رشته کوه، دشت، دره، رود و شهر و بخش و روستا در استان‌های آذربایجان، کردستان، کرمانشاهان و اصفهان و خوزستان و بالاخره لرستان را شامل می‌شود.

 

 محمد  قزوینی در کتاب خود می‌نویسد: «زاگرس نام یونانی سلسله جبال غربی ایران مخصوصا بختیاری در غرب ایران است». دردانشنامه لاروس  از زاگرس به کوتاهی به‌عنوان نام دره‌ای که نفت‌خیز است ذکر شده است.

 

 دیاکف نیز در کتاب تاریه ماد خود در شرح حمله آشوری‌ها به پارسوا و نفوذ در خاک ماد به استناد کتیبه‌های خوانده شده می‌نویسد: «بطوری که در متن تصریح شده، آخرین نقطه لشکر کشی ظاهراً دژ مادی زاکروتی بود».

 

به استناد مطالب ذکر شده ریشه واژه زاگرس از زبان مادی یا اوستایی است و یونانی‌ها با افزودن «S» (س) به آخر آن این واژه را به شکل یونانی مبدل نمودند. لذا واژه زاگرس (همانند واژه بختیاری) هم نام کوه و دژ و هم ایل، قوم، قبیله و محلی از مادها بوده است.

 

 

 

افرینه(آبشار افرینه)

 

 Afrina یا افرینه  نام آبشار بسیار زیبائی در لرستان می باشد . واژه اَفرَنکه وَنت (afrangehvat) و همچنین اَفرَجیَمن (Afrajyyama) در اوستا به ترتیب به معنی « آب زا و آب دهنده » و « همیشه روان و خشک نشونده» بکار برده شده است .

 

 چگنــــی

 

نام منطقه ای واقع در غرب خرم آباد که شامل دهستانهای سرآب دوره ؛ ناوه کش و چگنی است .

 

در اوستا کلمه چَگ ( chag)  به معنی « جستجو کردن » آمده و واژه « چَگوَنه (chagvanh) به معنی کاوشکر و آرزو کننده بکار رفته است . واژه چَیَنگه (chayangah)  به معنی «آگاهی؛ آشتی و آرامش اندیشه » بکار برده شده است.

 

رش  رشنو رشوند

 

در مزدیسنان سه فرشته «مهر و سروش و رشن» به داوری روز واپسین گماشته شده اند . واژه «رش» در لکی و کردی به معنای «سیاه» بکار رفته است اما در منابع کهن این واژه به معنی «عادل و دادگر» می باشد 

 

یکی از طایفه های« دشی نو بیرانوند» بنام «رش»(Rash) و نام خانوادگی برخی از مردم در لرستان نیز « رشنو» می باشد . در اوستا و کتب پهلوی نام فرشته دادگستر رشنو  (Rashnu) ذکر شده و یشت دوازدهم اختصاص به وی دارد . روز هیجدهم هر ماه به نگهبانی این فرشته سپرده شده است.

 

 ویس ( ویسی یو،ویسیان ، ویس کرمی )

 

واژه «ویس»(veis) در اوستا به معنی اسم مکان  دهکده ؛ روستا و کوی و همچنین فعل «مطیع و سر بفرمان بودن» بکار رفته است . در نوشته های بیستون «ویس» (vis) به معنای« خاندان» و «عشیره» مورد استفاده قرار گرفته . در زبان روسی« وِس»(ves)  به معنی دهکده و مکان مسکونی  می باشد .   

 

  بالاگریــوه

 

منطقه ای واقع در بخش پاپی است .گریوه  اگر چه در زبان لری به معنی گریه و فغان می باشد اما در اوستا واژه «گریوه» (Griwa) به معنی گردنه (کوه) ؛ جای تنگ و باریک  و لانه جانور درنده ذکر شده است .

 

 ساکی سکوند و سپهوند

 

 ساکها (سکاها یا اسکیت ها) از قبایل ایرانی زبانی بوده اند که از قرن هفتم  قبل از میلاد تا قرون 4 و 5 بعد از مبلاد در آسیای میانه تا کرانه های دریای شمال و دریای سیاه زندگی می کردند و در  سنگ نوشته های  داریوش بزرگ  نیز نام چند  طایفه از آنها ذکر گردیده است قبل از استقرار سکاها در ناحیه کرانه دریاچه هامون (قرن دوم قبل از میلاد) ناحیه سیستان کنونی بنام «ذرانگیانا» خوانده می شد که بعد حضور سکاها بنام ایشان «سکستان» (سرزمین سکاها) نامیده شد. در قرون وسطی به این ناحیه «سجستان» و سپس به آن «سیستان» گفته شد.

 

یونانیان از این قبایل بنام «اسکیت » و «سرمت» یاد کرده اند. در سنسکریت از آنها بنام «شکا» (shaka) و در چینی بنام « سک» (sek- که بعدها تبدیل به «سی» (sai) شد) نام برده اند. سکاها ؛مادها و پارسیان باستان مشابهت های زبانی بسیاری داشته اند.

 

واژه «سگ» در زبان اوستائی و مادی بگونه «سپکه» (Spaka) و در پارسی باستان بنام «سکه» در زبان روسی «ساباکه» در تاتی «اسپا» و در طالشی «سپه» گفته می شود.

 

نام برخی از سرداران سکائی از نام سک یا سگ چون اسپاکا(Spaca) به معنی «سگ نر»  گرفته شده است . نام دایه کوروش بزرگ نیز «اسپاکو» (Spaco ) به معنی «سگ ماده»  بوده است  . برخی از نویسندگان فارسی واژه های سپاه و سگ را به معنی  شجاع و جنگجو  خوانده و آنها را یکی قلمداد نموده اند.

 

سکاها خود را آشکودا(ushkuda) می نامیدند و یکی از پادشاهان آنها بنام «پارتورا» در کشور «اشکوزا» حکومت می رانده است که بسیار شبیه اسامی و نامهای  اشکانی و پارتی است. اشکانیان خود را «کتک خوتای» (کدخدای) می نامیدند و این نام  را به معنی پادشاه بزرگ بکار می بردند. هنوز هم یکی از تیره های طایفه سکوند(سگوند) در لرستان بنام «کت خدا» معروف می باشند.

 

 

 

 

 

 

شهر کنونی خرم آباد :در در دره ای در شمال شاپورخواست بوسیله بلندی های مخمل کوه محصور شده است . پهنای دره نزدیک 4 کیلومتر است . آغاز بنا و رونق این شهر پس از ویرانی شاپورخواست به اواخر قرن هفتم هجری می رسد که به علت توسعه بی رویه شهر و قطع درختان باغها و تبدیل آنها به ساختمان مسکونی دچار تغییرات شده است . بخش قدیمی شهر بین رودخانه ، سفید کوه و کوه چهاریاران واقع شده و به عنوان مرکز و حاکم نشین لر کوچک در طول شش قرن کانون سیاست و داد و ستد بوده است .

 

خرم آباد یک بار بر اثر حمله تیمور زیانهای فراوان دید . پس از قتل شاهوردیخان آخرین اتابک لر کوچک به دست شاه عباس اول ، حسین خان والی لرستان شد و تا اوایل سلطنت رضا شاه پشت کوه لرستان به وسیله جانشینان وی اداره می شد .

 

خرم آباد یک بار در سال 1345 از سوی سازمان جلب سیاحان وقت در بین شهرهای کوچک عنوان نمونه گرفت و لوحه افتخار دریافت کرد .