سیالات حفاری

معماری فرهنگ قوم لر حفاری وسیالات حفاری تمدن لرستان

 
تسلا
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٦
 

تونل زمان واقعیت دارد؟
تونل زمان
داستان تخیّلی که حداقل یکبار به حقیقت پیوست

آزمایش فیلادلفیا یا «پروژه رنگین کمان» نام یکی از آزمایش‌های مخفی

ایالات متّحده آمریکا در سال
۱۹۴۳برای ایجاد تونل زمان بود. با این وجود
متأسفانه این آزمایش به طرز وحشتناکی پایان یافت
.
اگر چه اثرات این آزمایش فوق محرمانه هنوز در اطراف بندر فیلادلفیا دیده

می‌شود، ولی دولت امریکا و نیروی دریایی که مسئول این پروژه بود همچنان

آن را به شدّت انکار می کنند
.
خلاصه ماجرا از این قرار است که
:

پیش از جنگ جهانی دوّم و در طول آن، نیروی دریایی آمریکا دست به
آزمایش‌هایی برای نامرئی کردن کشتی‌ها و هواپیماها زد (در سال 2010 نیز

ارتش بریتانیا به آزمایش مشابهی دست زد که مستند آن از صدای امریکا پخش

شد). این نامرئی کردن باید به گونه‌ای باشد که رادارها دیگر قادر به

ردیابی این وسایل نبوده و حتّی با چشم غیرمسلّح هم نتوان آنها را دید. به

این منظور کل جرم وسیله مورد نظر باید به طور کامل وارد بعد دیگری از

زمان-فضا می شود تا جرم آن قابل ردیابی و بمباران شدن نباشد. در نتیجه

زیر نظر بزرگترین فیزیکدانان قرن از جمله «نیکلاس تسلا» و «جان ون نیومن
»
این پروژه در مساحتی بیش از
۵۰ هکتار در کنار بندر فیلادلفیا شروع به کار کرد.

با این که مرگ تسلا در سال ۱۹۵۷ اعلام شد، ولی جسدش هیچگاه به کسی نشان داده نشد (حتّی به بستگان درجه یک او). این مسئله با توجّه به این که
نیکلاس تسلا هرگز در هیچ جنگی از نزدیک حضور نداشته و بیشتر در محیط‌‌های

آزمایشگاهی به سر می‌برده بسیار شک‌برانگیز است

چرا باید جسد یک دانشمند را حتّی به خانواده‌اش نیز تحویل ندهند، مگر آن

که اتّفاقی عجیب برای او افتاده باشد؟

قضیه هنگامی جالب‌تر می‌گردد که برخی شاهدان عینی و شماری از همکاران

سابق وی ادّعا کرده‌اند که او را در سال
۲۰۰۱ نیز زنده دیده‌اند، در حالی
که همچنان دست به آزمایش‌های بسیار خطرناک، غیرقابل بخشش و قربانی کردن

انسانها می‌زند
.

در پروژه فیلادلفیا جان فوون نیومن، همکار تسلا که مسئول پروژه فیلادلفیا
و سپس مونتاک بود، به همراه بیش از
۴۰۰ دانشمند روی این پروژه کار
می‌کردند که آلبرت انیشتین نیز در میان آنها بود
.
در آزمایش‌های اولیه با کمک دستگاه‌های بسیار عجیبی که تسلا ساخته بود

تیم پژوهشی قادر بود وسایل کوچکی مثل میز و صندلی را ناپدید کند، در واقع

به بُعدی ناشناخته وارد کرده و سپس آنها را بازگرداند
.

این آزمایش‌ها پیش از آغاز جنگ جهانی دوم آغاز شده بود. طبق برخی از
مدارک، شمار زیادی از یهودیان مخارج این پروژه عظیم را می‌پرداختند
!

پس از آزمایش‌های اولیه که زیر نظر نیروی دریایی آمریکا صورت می گرفت،
تصمیم بر آن شد که تعدادی حیوان از جمله گوسفند و بز را در داخل یک کشتی

قرار دهند و آن را به بُعد دیگری بفرستند. این حیوانات داخل قفس‌های فلزی

و در عرشه کشتی بودند. کشتی برای چند دقیقه کاملاً ناپدید شد، ولی پس از

بازگشت شماری از حیوانات گم شده بودند و بقیه هم آثار سوختگی روی بدنشان

دیده می شد. تا آنجا که مدارک نشان می‌دهند، قرار بر آن شد که تا کامل

شدن پروژه هیچ انسانی مورد آزمایش قرار نگیرد ولی عطش انسان برای دانستن سیری ناپذیر است
.

در نتیجه در ۱۲ اوت ۱۹۴۳ کشتی USS Eldridge با تمام خدمه‌اش مورد آزمایش قرار گرفت. هیچ کدام از ملوانان خبر نداشتند که چه اتفاقی قرار است بیفتد. پس از
حرکت کشتی به آب‌های آزاد، دستگاه‌ها شروع به کار کردند. کشتی با کلیه افراد درونش از جلوی چشم دانشمندان ناپدید شد... تا چهار ساعت بعد که دوباره در بندر فیلادلفیا ظاهر گشت. طبق گفته شاهدان ماجرا، یک هاله سبز

فسفری در هنگام ناپدید شدن تمام کشتی را احاطه کرده بود
.
پس از ظاهر شدن دوباره کشتی، افراد درون آن در وضع فجیعی بودند. خدمه

کشتی در آتش می سوختند ..تعدادی دیوانه شده بودند..تعدادی دچار حمله قلبی

بودند…تعدادی در بدنه و دیوارهای کشتی ذوب شده بودند و زنده جان می

دادند. بقیه خدمه مرده بودند. گزارش‌های افشا شده نیروی دریایی حکایت از

این دارد که چند ملوانی که زنده مانده بودند در عرض چند هفته در جلوی چشم

حاضران ناپدید شدند (احتمالاً یا بخار شدند یا به بُعد دیگری انتقال یافتند
).

سوال این بود که در این چهار ساعت کشتی به کجا رفته بود؟
دو بازمانده‌ای که در این کشتی حضور داشتند ادعا می کنند که در این چهار

ساعت کشتی در یک تونل زمانی
۴۰ ساله وارد شده بود. به بیان دیگر از سال
۱۹۴۳ به سال ۱۹۸۳ و دقیقاً در زمان آزمایش مشابهی به نام «پروژه مونتاک»
وارد شده بود. آخر چرا و چگونه؟


قضیه از این قرار است که ۴۰ سال پس از آزمایش فیلادلفیا همان دانشمندانی
که نامشان ذکر شد، دست به آزمایش مشابه دیگری در مکانی نزدیک فیلادلفیا

زدند. نام این پروژه در پرونده های نیروی دریایی «پروژه مونتاک» است
.
کشتی ای که در سال
۱۹۴۳ ناپدید شده بود در تونل زمان به سال ۱۹۸۳ و در
زمان انجام پروژه مونتاک جهش کرده بود
.
در این میان دو نفر از خدمه کشتی به نام‌های «دانکن» و «بیلک» به دلایلی

از کشتی بیرون پریدند و در سال
۱۹۸۳ باقی ماندند در حالی‌ که خود
کشتی و سایر خدمه به سال
۱۹۴۳ بازگشت و تمام افراد آن جان باختند.
این دو بازمانده کشتی ناپدید شده، عضو نیروی دریایی نبودند بلکه دو

پژوهشگر و دانشمند فیزیکدان و از دوستان «جان فون نیومن» و «نیکلاس تسلا
»
به شمار می‌رفتند که به هر دلیلی آن روز در عرشه کشتی
Eldridge حضور
داشتند و در زمان مناسب به
۴۰ سال در آینده سفر کردند.

طبق گفته‌های «دانکن» و «بیلک»، «جان فون نیومن» که اثری از آنها در کشتی
ظاهر شده مشاهده نکرد، دو قایق نجات را از پیش برای گرفتن آنها از آب در

سال 1983 و در همان مکان آماده کرده بود
!!!!
به گفته بیلک: «وقتی آنها ما را از آب گرفتند و پیش فون نیومن بردند او پیر شده بود و به ما گفت که چهل سال است منتظر رسیدن ما است!!». پس طبق این گزارش‌های افشا شده، این سفر
۴۰ ساله در زمان با موفقیت انجام شده
است
.

به گفته «دانکن» و «بیلک» یک نفر سوم نیز همراه آنها بوده است، ولی به
سبب اشتباهی که در ساعت زمانی بدن او روی داد، او پس از ورود به سال
۱۹۸۳
در هر ساعت به اندازه یک سال پیر می شد و ظرف چند روز مُرد
.
«دانکن» و «بیلک» هم اکنون در سال
2010 در نیویورک زندگی می کنند و چندین
مصاحبه خصوصی بدون ذکر نام نیز انجام داده‌اند. به گفته آنها پس از

ایشان، این اولین و آخرین باری نبود که سفر در زمان صورت گرفت. «دانکن
»
با دادن مشخصات و مدارک بسیاری بیان می‌کند که برای سفر در زمان تنها به

سه وسیله نیاز است و پس از گشوده شدن تونل زمان و رفتن به بُعد به گفته

او «بی‌زمان» می‌توان به هر زمانی سفر کرد
.

البته گویا ایدر اظهاراتی دیگر از دانکن که برای ما که چیز زیادی در این باره نمی‌دانیم بیشتر جنبه علمی- تخیّلی دارند، پس از موفقیت او در انجام سفر
در زمان، دولت ایالات متّحده امریکا او را در یک پروژه بسیار محرمانه

دیگر نیز شرکت داد
.
به گفته دانکن، او و یک تیم مجرّب 20 نفره از راه تونل زمان به آینده و

سال
6535 میلادی فرستاده شدند. به گفته آنها، در آن زمان و در آنجایی که
آنها بر روی همین زمین (البته در زمانی دیگر) حضور داشتند، اثری از انسان

نبود. در عوض آنها از یک میدان عظیم که یک مجسّمه‌ طلایی غول‌پیکر از اسب

در آن قرار داشت،‌بازدید کردند (شاید آن مجسّمه ساخت انسان‌ها بوده باشد
).
ن آزمایش چند بار دیگر و با گروه‌های دیگری نیز انجام شد که هر بار همان نتیجه را داشت: اثری از انسان در سال
6535 بر روی زمین نبود!ا

............................................................

حول و حوش سال 1915، تسلا تصمیم گرفت سلاحی بسازد که آن قدر قدرتمند باشد که بتواند در برابر هر حمله ای مقاومت کند. او همزمان با کار روی برج واردنکلیف، روی ساخت سلاحش هم کار می کرد تا این که بالاخره در سال 1934 اعلام کرد که کار طراحی اشعه ی مرگ به پایان رسیده است.

البته خود تسلا به سلاحش اشعه ی مرگ نمی گفت، اشعه ی مرگ یا اشعه ی صلح نامی بود که روزنامه ها به آن داده بودند. نامی که تسلا برای سلاحش انتخاب کرده بود، تلفورس بود. تلفورسِ تسلا مثل داستان های علمی-تخیلی لیزر یا موج الکترومغناطیسی نبود. تسلا به این نتیجه رسیده بود که در طراحی سلاحش بهتر است از ذرات باردار استفاده کند.

 

تسلا در مصاحبه هایش گفته بود که ایده ی ساخت اسلحه بعد از بررسی مولد واندوگراف به ذهنش رسیده است. مولد واندوگراف وسیله ای است که از یک گوی آلومینیومی، دو غلتک، یک تسمه و دو الکترود تشکیل شده است و می تواند اختلاف پتانسیل های بسیار بالایی ایجاد کند. وقتی که تسمه شروع به چرخیدن می کند، در علتک پایینی که از سیلیسیم ساخته شده است بار منفی و در غلتک بالایی بار مثبت ایجاد می شود. غلتک پایینی بار های منفی ای که روی تسمه جمع شده اند را هم جذب می کند. الکترود بالایی که به گوی وصل است بار های مثبت و الکترود پایینی بار های منفی را جذب می کند. بدین ترتیب گوی آلومینیومی دارای بار مثبت می شود.

 

این مخترع نابغه متوجه شده بود که با ساخت وسیله ای شبیه مولد واندوگراف می تواند انرژی بسیار بالای مورد نیاز سلاحش را تامین کند. تنها تغییری که تسلا در ساختار واندوگراف داد، استفاده از هوای یونیزه شده به جای تسمه ی پلاستیکی بود.

ساختار اساسی تلفورس، باردار کردن ذرات و شلیک کردن آن ها به بیرون بود. تسلا رشته های کوچک تنگستی را تحت تاثیر میدان الکتریکی بسیار بالایی قرار می داد و سپس با استفاده از نیروی دافعه های حاصل از الکتریسیته ی ساکن، ذرات پرانرژی را به بیرون شلیک می کرد. براساس دست نوشته های خود تسلا، همچین ذراتی می توانند با سرعتی 84 برابر سرعت صوت حرکت کنند. تسلا تصمیم داشت که تلفورس را به بزرگی برج واردنکلیف بسازد تا هر چیزی که نزدیکش می شود را نابود کند.

در همان ابتدا تسلا نامه ای به جی پی مورگانِ پسر نوشت تا از او درخواست کند که روی پروژه ی جدیدش سرمایه گذاری کند ولی مورگان حرف های او را جدی نگرفت. در سال 1937 تسلا مقاله ای به نام «فن ساطع کردن انرژی متمرکز و غیر متفرق از طریق واسطه های طبیعی» نوشت. او در این مقاله سعی کرده بود که توضیح ساده ای از طرز کار و طراحی سلاحش بدهد. توضیحات تسلا خیلی شبیه سلاح هایی هستند که امروزه به آن ها اسلحه پرتوِ ذرات پرانرژی می گویند.

 

تسلا چندین کشور مختلف، از جمله بریتانیا، یوگوسلاوی و آمریکا را به سرمایه گذاری روی پروژه ی تلفورس دعوت کرد ولی هیچ کشوری قبول نکرد. البته بعضی ها می گویند که دولت شوروی با درخواست تسلا موافقت کرده و به او 25000 دلار پرداخت کرده بودند ولی تسلا هیچوقت موفق نشده بود که چیزی به آن ها تحویل بدهد.

این که آیا ایده ی تسلا جدی گرفته شد یا نه هنوز هم مشخص نیست. مطمئنا شکست برج واردنکلیف خاطره ی بدی در ذهن مردم به جای گذاشته بود و سرمایه گذاران به این راحتی ها حاضر به سرمایه گذاری روی پروژه ی دیگر تسلا نبودند. دقیقا مشخص نیست که آیا تسلا نمونه ی اولیه ای ساخته بود یا نه. بعضی ها می گویند که اصلا تلفورس کار نمی کرده است ولی همانطور که گفتم توضیحات تسلا شبیه سلاح های کنونی بود.

تسلا اواخر عمرش ادعا کرد که عده ای برای دزدیدن اسرار ساخت تلفورس، اتاق هتلش را به هم ریخته اند ولی موفق نشده اند چیزی پیدا کنند. تسلا گفت که بیشتر تحقیقاتش در زمینه تلفورس را روی کاغذ ننوشته و همه چیز را در ذهنش نگه داری می کند. همین مسئله هم باعث شد که با مرگش در سال 1943، اسرار تلفورس هم بمیرند.

 

البته بعضی ها می گویند که تلفورس واقعا کار می کرده و تسلا هم تحقیقاتش را روی کاغذ نوشته بوده است، ولی FBI هنگام جستجوی اتاقش بعد مرگ او، دست نوشته هایش را دزدیده و بسیاری از سلاح های کنونی هم از روی همین دست نوشته ها ساخته شده اند، ولی تا کنون کسی موفق نشده است چیزی را ثابت کند!

..........................................................

اسلحه مرگبار تسلا
هیچ سپری در مقابلش توان مقاومت ندارد. در هر وسیله ای براحتی نفوذ می کند ، حتی پناهگاه های زیرزمینی نیز از آن مصون نیستند. هیچ راهی برای فرار از آن نیست. تشعشعات و موج های دائمی آن می تواند به هر جایی که فکر می کنید برود. مرگ را تنها در یک لحظه تحمیل می کند. سلاحی اعجاب انگیز است. تمامی سیستم عصبی را مختل می کند. علاوه بر سلول های زنده بدن ، هرنوع جرم ، باکتری و یا میکرب در داخل بدن را از بین می برد. جسدی که با این اسلحه مرگبار کشته شده است ، 30 الی 45 روز (به دلیل عدم وجود هرگونه باکتری) مانند مومیایی می ماند و متلاشی نمی شود. چندین نمونه از این اجساد را در افغانستان یافتند و در ابتدا همه فکر می کردند که این نوع مرگ ، فقط با استفاده از بمب های شیمیایی بسیار قوی یا گازهای سمی مهلک به وجود می آید. درصورتی که این مرگ ، تنها در اثر مواجهه با اسلحه وحشتناک پرتوی ذرات پرانرژی بود ؛ سلاحی که براحتی حمل می شود. البته در مورد ساخت و تهیه این سلاح ، ابهامات بسیاری وجود دارد. ولی ما از تاریخچه یک کشف علمی و بزرگ تا اختراع یک وسیله مرگبار را برای شما می گوییم.
هیچ سپری در مقابلش توان مقاومت ندارد. در هر وسیله ای براحتی نفوذ می کند ، حتی پناهگاه های زیرزمینی نیز از آن مصون نیستند. هیچ راهی برای فرار از آن نیست. تشعشعات و موج های دائمی آن می تواند به هر جایی که فکر می کنید برود. مرگ را تنها در یک لحظه تحمیل می کند. سلاحی اعجاب انگیز است. تمامی سیستم عصبی را مختل می کند. علاوه بر سلول های زنده بدن ، هرنوع جرم ، باکتری و یا میکرب در داخل بدن را از بین می برد. جسدی که با این اسلحه مرگبار کشته شده است ، 30 الی 45 روز (به دلیل عدم وجود هرگونه باکتری) مانند مومیایی می ماند و متلاشی نمی شود. چندین نمونه از این اجساد را در افغانستان یافتند و در ابتدا همه فکر می کردند که این نوع مرگ ، فقط با استفاده از بمب های شیمیایی بسیار قوی یا گازهای سمی مهلک به وجود می آید. درصورتی که این مرگ ، تنها در اثر مواجهه با اسلحه وحشتناک پرتوی ذرات پرانری بود ؛ سلاحی که براحتی حمل می شود. البته در مورد ساخت و تهیه این سلاح ، ابهامات بسیاری وجود دارد. ولی ما از تاریخچه یک کشف علمی و بزرگ تا اختراع یک وسیله مرگبار را برای شما می گوییم. از کشف میدان مغناطیسی توسط نیکولا تسلا تا اختراع یک اسلحه مغناطیسی توسط روسیه و امریکا.
نیکولا تسلا (۱۸۵۷-1943) در شهر اسمیت جان (کیلا) که هم اکنون بخشی از کشور یوگسلاوی است ، به دنیا آمد. در 27 سالگی به امریکا سفر کرد و تبعه آن کشور شد. ابتدا کارش را در ادیسون پلنت شروع کرد و چندی بعد با جورج وستینگهاوس آشنا شد. در همان سال ها ، تسلا قوانین میدان مغناطیسی را کشف کرد و توانست به وسیله میدان مغناطیسی ، یک موتور القایی بسازد. این کار ، پایه ایجاد موتورهای الکتریکی شد که هم اکنون در سرتاسر جهان استفاده می شود. بعد از تمامی این اختراعات و اکتشافات در سال 1899 میلادی ، دست به تأسیس یک آزمایشگاه در کلورادو زد. او بی درنگ شروع به تحقیق درمورد چگونگی انتقال نیرو بدون استفاده از وسیله ای مانند سیم یا به اصطلاح بی سیم (Wireless) کرد و بدین طریق دریافت که چگونه می توان نیروی مغناطیسی را در فضا پخش و جذب کرد. تسلا در آزمایشگاهش ، احتمالآ اکتشافات بسیاری داشت که اغلب به صورت مفهومی (Concep) یا به صورت یک ایده و تئوری بوده است که بعدها به دست دانشمندان شوروی افتاده که با ارتقای آن تئوری ها ، سلاحی قدرتمند را ساختند.
نیکولا تسلا در سال 1900 ، مقاله ای را با عنوان «مشکلات ازدیاد انرژی انسانی» در مجله قرن (Cenry) به چاپ رساند که در آن مقاله ، به حملات احتمالی اتحاد جماهیر شوروی علیه امریکا اشاره کرد و این نشان دهنده آن است که تسلا می دانست شوروی در ارتقای این دانش ، بیشتر از امریکا تلاش کرده است. او نوشت: ایستگاه های مغناطیسی روی کره زمین ، ما را قادر می سازد که کارهایی را که تاکنون غیرممکن بود ممکن سازیم. با استفاده از آنها می توانیم علائم و سیگنال های خود را به هر نقطه ای از زمین برسانیم. ما می توانیم موجی را روی زمین رها کنیم که با سرعت نور انتشار می یابد و این آرزوی بشر است. در ماه ژوئن سال 1976 (بعد از مرگ تسلا) مجله رادیوالکترونیکی ، مقاله ای را با عنوان «12 میلیون تن» به چاپ رساند که در آن به دستیابی نیکولا تسلا به دستگاهی برای ایجاد شکاف هسته ای (اتمی) اشاره شده بود.
دانشمندان اتحاد جماهیر شوروی ، با نظری بر تئوری های تسلا در رابطه با میدان مغناطیس و پس از استفاده آن در بمباران هسته ای یا شکاف اتم ، دست به تحقیقاتی برای ایجاد یک سلاح شگفت انگیز و وحشتناک به نام اسلحه پرتو ذره ای مرگ (Deah Ray Weapon) زدند. در همان زمان جورج کیگان ، ژنرال بازنشسته اطلاعات نیروی هوایی امریکا ، به سرعت به پنتاگون اطلاع داد و ابراز نگرانی کرد که اگر چنین اسلحه ای ساخته شود ، وضعیت امنیتی امریکا دچار مشکل خواهد شد. احتمالآ پس از آن ، این اسلحه ساخته شد. جزئیات و مشخصات نسبی آن در تاریخ 2 می سال 1977 ، در مجله تکنولوژی فضا و هوانوردی امریکا توضیح داده شد. یکی از جنبه های جالب این سلاح و نگران کننده برای امریکایی ها این بود که اسحله مرگ ، می توانست تمامی موشک های بالستیک امریکا را منهدم سازد.





در کتاب «روشنایی در دستان» نوشته اینس هانت و وانتا دراپر علاوه بر توضیح زندگی نیکولا تسلا ، به صورتی ناواضح در مورد نظریات تسلا نسبت به استفاده های غیرانسانی از نیروی مغناطیسی اشاره شده و حتی نامی هم از اسلحه مرگ برده شده است که تقریبآ مشابه همان سلاح شوروی می باشد. از نکات مورد اهمیت این کتاب ، نظریات خود نیکولا تسلا است.تسلا چندین بار گفته است که با استفاده از این نیروی مغناطیسی ، می تواند اسلحه ای بسازد که برپایه فیزیک نوین است و توانایی انهدام 10 هزار هواپیما را حتی در فاصله 2 هزار و 500 مایلی دارد. تسلا می گوید: با وجود این اسلحه ، امریکا در مقابل تمامی دشمنانش ایمن است. این تشعشع می تواند هر موتوری را ذوب کند و هیچ قدرتی در مقابلش نمی تواند ایستادگی کند و در یک لحظه می تواند میلیون ها نفر را در یک چشم به هم زدن از بین ببرد. چنین سلاح مخربی ، احتیاج به 50 میلیون ولت برق دارد. این سلاح فرضی از طرف نیکولا تسلا ، تلفورس (Teleforce) لقب گرفت.
مطلب دیگر درباره استفاده شوروی از تکنیک ها و تئوری های نیکولا تسلا را می توان در تاریخ 23 سپتامبر سال 1977 در روزنامه واشنگتن پست خواند. این روزنامه گزارش داد که یک وسیله عجیب مانند توپی از نورهای ستارگان ، بر فراز آسمان شهر پتروزاودچ گسترده شده بود. این موضوع شاهدان زیادی دارد ، حتی خبرگزاری تاس (Tass) شوروی هم چنین چیزی را گزارش کرده بود. ولی این واقعه ، این بار در شهر هلسینکی (پایتخت کشور فنلاند) دیده شد که در حدود چندین دقیقه آسمان نورانی شده بود. چندی بعد در مجله تحقیقات ژئوفیزیکی امریکا ، دکتر توروآن مقاله ای نوشت که در آن گفته شده بود: ماهواره های جاسوسی - نظامی امریکا ، تشعشعات بسیار قوی را در روسیه ردیابی کرده اند که برای ایجاد آنها احتیاج به ایجاد 10 تریلیون وات نیرو یا یک میلیارد ول انرژی است. هنوز وجود چنین سلاحی از طرف هیچ کشوری تأیید نشده است و ما تنها می توانیم امیدوار باشیم که این کشورهای ابرقدرت ، همواره صادق و راستگو باشند! ولی متأسفانه این امر ، غیرممکن است.

|+| نوشته شده توسط محمدجوادنصیرلو در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390  | نظر بدهید

............................................................

مقدمه

نیکولا تسلا ( 10 ژولای، 1856 - 7 ژانویه، 1943 ) یک فیزیک دان، مخترع و مهندس برق صربی - آمریکایی بود. مشهورترین کوشش تسلا ارائه تئوری الکتریسیته جریان متناوب چند فاز بود که او در ساخت اولین موتور القایی در سال 1882م به کار برد و نیز توسعه طراحی تعداد زیادی از دیگر ماشین های الکتریکی و فن آوری های مرتبط. تئوری او و بسیاری از اختراعات ثبت شده او زیر بنای سیستم توان الکتریکی پیشرفته کنونی را پایه گذاری کردند. تسلا همچنین برای اختراع سیم پیچی تسلا و توربین بدون تیغه (که بر اساس اصول روان روی مایعات و اثر لایه مرزی کار می کند) مورد توجه قرار گرفته است.

عکس پیدا نشد


مجله life در یک شماره اختصاصی که یک بار چاپ مجدد شد، تسلا را در بین صد نفر از مهمترین افراد هزاره گذشته شمرد. او رتبه 57 را در این بین کسب کرد و در موردش گفته شده بود یکی از دوراندیش ترین مخترعین عصر الکتریکی. آنها بیان می کنند که کار او بر روی میدان دوار مغناطیسی و جریان های متناوب به برق دار کردن جهان کمک کرد http://www.teslasociety.com/lifemag2.jpg. تسلا، واحد SI اندازه گیری چگالی شار مغناطیسی یا القای مغناطیسی (که عموماً به عنوان میدان مغناطیسیB شناخته می شود)، به افتخار او نام گذاری شده است (در
Conférence Générale des Poids et Mesures، پاریس، 1960م ).

بیوگرافی

اطلاعات تکمیلی را می توانید در بیوگرافی نیکلا تسلا بیابید.

سالهای اولیه

تسلا در دهم ژولای 1856 در سمیلجان در نزدیکی گوسپیک، لیکا به دنیا آمد.
پدرش، پدر روحانی میلوتین تسلا، در مرکز صرب ارتودکس کارلوچی یک کشیش بود. مادرش، دوکا ماندیک تجهیزات صنایع خانگی درست می کرد. تسلا یکی از پنج فرزند این خانواده بود. او یک برادر و سه خواهر داشت.

تسلا در کارلواک (آستریا- هانگری) به مدرسه رفت و سپس مهندسی برق را در پلیتکنیک آستریا در گراز، آستریا در سال 1875م به پایان رساند. در این هنگام او به مطالعه ی کاربردهای جریان متناوب پرداخت.

در سال 1881م او به بوداپست رفت تا برای شرکت تلگراف کمپانی آمریکایی تلفن کار کند. هنگام گشایش مرکز تلفن در بوداپست، سال 1881م، تسلا سرتکنسین شرکت بود و بعدها مهندس دولت یوگوسلاو و مهندس اولین سیستم تلفن کشور شد. او یک تکرار کننده تلفن (یا تقویت کننده ) را نیز ساخت.

برای مدت کوتاهی او در ماریبور اقامت کرد. او در اولین شغلش به عنوان کمک مهندس استخدام شد. در این زمان تسلا از یک آشفتگی روانی رنج می برد. در سال 1882م او به پاریس رفت تا در آنجا به عنوان یک مهندس برای شرکت آمریکای شمالی ادیسون بر روی بهبود طراحی تجهیزات الکتریکی کار کند. در همین سال او به فکر موتور القایی افتاد و شروع به ساخت دستگاههای مختلفی کرد که از میدان های مغناطیسی دوار استفاده می کردند (که او برای آن در سال 1888م حق ثبت اختراع گرفت). با شنیدن خبر بیماری مادرش، تسلا به سرعت سراغ مادرش رفت و تنها چند ساعت قبل از مرگ مادرش در سال 1882م پیش او رسید. پس از مرگ مادرش تسلا بیمار شد. او مدت دو الی سه هفته در تومینگاژ صرف بهبود خود کرد.

در سال 1896م، تسلا (بنابر مصاحبه ای که در سال 1916م انجام داد)، نوعی بلندگو ساخت. صداهای بلندگو دارای کیفیت صدای تلفن های آن زمان بود. این اختراع هیچگاه نه ثبت شد و نه به طور عمومی منتشر شد (تا سال ها بعد توسط خود تسلا).

سالهای میانی

در سال 1884م با رها کردن زادگاهش، تسلا به ایالات متحده آمریکا رفت تا شغلی را در شرکت ادیسون در شهر نیویورک به پذیرد. او با 4 سنت، یک کتاب شعر و یک توصیه نامه (از طرف چارلز بتچلور، مدیر او در کار سابقش) به آمریکا رسید.

استخدام اولیه

تسلا برای توماس ادیسون کار کرد و او برای ارتقای دیناموهای DC ادیسون مبلغ 50000 دلار به تسلا پیشنهاد داد. تسلا حدود یک سال برای طراحی جدید آنها کار کرد و وقتی که راجع به پنجاه هزار دلار از ادیسون سوال کرد، او پاسخ داد، تسلا، تو شوخی ما آمریکایی ها را نمی فهمی. تسلا استعفا داد. در سال 1886م تسلا شرکت خودش را تأسیس کرد، روشنایی الکتریکی و تولید صنعتی تسلا. سرمایه گذاران مالی اولیه با تسلا بر سر طرح وی برای یک موتور جریان متناوب مخالفت کردند و در نهایت او را از مسوولیت هایش در شرکت عزل کردند.

تسلا از سال 1886م الی 1887م در نیویورک برای تأمین مالی خودش و جمع آوری سرمایه برای پروژه بعدی اش به عنوان یک کارگر ساده کار کرد. در سال 1887م او موتور القایی ابتدایی جریان متناوب بدون جاروبک را ساخت که آن را در سال 1888م به موسسه مهندسین برق آمریکایی (که اکنون IEEE نامی ده می شود)، ارائه داد. در همان سال او اصول سیم پیچی تسلااش را توسعه داد و شروع به کار با وستینگهاوس، آزمایشگاه پیتسبرگ وستینگهاوس کرد. وستینگهاوس به ایده های او راجع به سیستم های چند فاز که انتقال جریان الکتریکیAC را در طول فواصل بلند ممکن می سازد، توجه کرد.

اشعه های X و دوستی ها

در آوریل 1887م تسلا شروع به تحقیق راجع به آنچه بعدها به عنوان اشعه X شناخته شد، کرد اما توسط دستگاه های خودش کرد که از تیوب های اشعه X بدون الکترود هدف گیری متفاوت بود، مانند تیوبهای انحنا. واژه جدید این فرآیند برمسترالانگ است.

در سال 1891م او یک شهروند آمریکایی به تابعیت در آمده، شد و آزمایشگاه خیابان هاستون خودش را تأسیس کرد. او تیوب های خلا را به صورت بدون سیم در آن روشن کرد و نشان داد که قابلیت انتقال توان بیسیم وجود دارد. در این هنگام، تسلا دوستی نزدیک و همیشگی ای را با مارک توین آغاز کرد. آنها زمان بسیاری از اوقاتشان را با هم در آزمایشگاه تسلا و دیگر جاها صرف کردند. دوستان نزدیک تسلا هنرمندان بودند. او همچنین با آر. ا. جانسون دوست بود که بسیاری از شعرهای صربی زماج را اقتباس کرده بود (که تسلا آنها را ترجمه کرد).

وقتی که او 36 ساله بود، اولین حقوق ثبت اختراع او که راجع به سیستم قدرت چند فاز بود پذیرفته شد. او تحقیقاتش را راجع به سیستم و اصول میدان مغناطیسی دوار ادامه داد. پیش از سال 1892م تسلا از آنچه که بعدها ویلهلم رونتجن به عنوان اثر اشعه X شناسایی کرد، آگاه شد. او آزمایشات متعددی انجام داد (شامل عکس گرفتن از استخوان های دست خودش، بعدها او این تصاویر را برای رونتجن فرستاد) اما او یافته هایش را در معرض اطلاع عموم قرار نداد، اکثر تحقیقات او در آتش سوزی آزمایشگاه خیابان هاستون در سال 1895م از بین رفت.

تسلا اولین کسی بود که خطرات کار با اشعه ی X را گزارش داد اما با دلایل غلط: " راجع به اثرات مضر بر روی پوست ... من فهمیدم که آنها به غلط تفسیر شده اند، این مسایل به علت اشعه های رونتجن نیست، بلکه به علت ازن تولید شده در تماس با پوست است. اسید نیتروژن هم ممکن است علت این امر باشد اما به میزان بسیار کمی. " (تسلا، در نقد الکتریکی، 30 نوامبر 1896).

بیسیم و AIEE

تسلا به عنوان جانشین رئیس موسسه ی مهندسین برق آمریکا (که الان بخشی از IEEE است) از سال 1892م تا 1894م فعالیت کرد. از سال 1893م تا 1895م او بر روی جریان های متناوب فرکانس بالا تحقیق کرد. او ولتاژ متناوبی به اندازه ی یک میلیون ولت ایجاد کرد که از یک سیم پیچی تسلای مخروطی استفاده می کرد و اثر پوستی را در اجسام هادی مورد تحقیق قرار داد. همچنین او مدارات تنظیم شده را طراحی کرد و یک ماشین برای القای خواب، لامپ های خلا گازی بدون سیم و انرژی الکترو مغناطیسی انتقال یافته بدون سیم را ابداع کرد که با این کار، عملاً اولین فرستنده رادیویی را ساخت.

در سنت لوییس، میسوری در سال 1893م، تسلا نمایشی راجع به ارتباطات رادیویی انجام داد (او عبور انرژی رادیویی را در فضا (از یک طرف صحنه به طرف دیگر) نشان داد). او اصول این آزمایش را به طور دقیق برای موسسه فرانکلین در فیلادلفیا، پنسیلوانیا و انجمن روشنایی الکتریکی ملی توضیح داد. هنریش هرتز چنین نمایش هایی را به طور مکرر پنج سال پیش انجام داده بود. نمایش های هنریش عمومی نبودند (او این کار را در دوران درس فیزیکش ارائه داده بود) اما اگر بخواهیم به دقت صحبت کنیم کارهای تسلا هم عمومی نبودند (موسسه فرانکلین تا سال 1934م برای عموم مردم باز نشد).

نمایشگاه جهان

در سال 1893م نمایشگاهی در شیکاگو، الینویس با عنوان نمایشگاه کلمبیای جهان برگزار شد که برای اولین بار ساختمانی را به نمایشگاه الکتریکی اختصاص داد. تسلا و وستینگهاوس طی یک واقعه تاریخی، برق AC را با روشن کردن نمایشگاه توسط آن، به بازدید کنندگان معرفی کردند.
تصویر

جنگ جریان ها

در عصر جنگ جریان ها در اواخر دهه 1880م، به علت تبلیغ ادیسون بر استفاده از جریان مستقیم در توزیع توان الکتریکی در مقابل جریان متناوب که توسط تسلا حمایت می شد، نیکولا تسلا و توماس ادیسون تبدیل به دو رقیب و دشمن شدند. برای اطلاعات دقیق تر جنگ جریان ها را مشاهده کنید.

1899-1896

وقتی که تسلا 41 ساله بود، اولین حق اختراع رادیوی پایه را به ثبت رساند (به شمارهUS645576) یک سال بعد، او طرز کار یک قایق کنترل از راه دور را به ارتش ایالات متحده نشان داد و معتقد بود که ارتش به چیزهایی نظیر اژدرهایی با هدایت رادیویی نیاز خواهد داشت. این دستگاه ها دارای یک کوهیرر ابداعی و یک سری از گیت های منطقی بودند. کنترل از راه دور رادیویی تا دهه 1960م یا همان عصر فضا تازگی خودش را حفظ کرد. در همان سال، تسلا یک شمع الکتریکی برای موتورهای گازوئیلی اختراع کرد که طرز کارش تقریباً مشابه فرآیند به کار رفته توسط موتور احتراق داخلی پیشرفته بود.

کلورادو اسپرینگس

ورود

در سال 1899م تسلا تصمیم گرفت که به کلورادو اسپرینگسرفته و با داشتن مکانی برای آزمایشات فشار قوی و فرکانس بالا، تحقیقاتش را آغاز کند. او این مکان را اولاً به خاطر طوفان های همیشگی اش، ارتفاع بالا (که در آن هوا به علت فشار پایین، توانایی شکست دی الکتریک کمتری داشته و راحتتر منجر به یونیزاسیون می شود) و خشکی هوا (که نشتی بار الکتریکی را از طریق عایق ها کمینه می کند)، انتخاب کرد. و ثانیاً هزینه ها رایگان بودند و توان الکتریکی از شرکت برق E1 پاسو فراهم می شد.

امروزه، جدول های شدت مغناطیسی نیز نشان می دهند که زمین اطراف آزمایشگاه های او میدان مغناطیسی چگال تری را نسبت به محیط اطراف دارد. تسلا در تاریخ 17 می 1899م به کلورادو اسپرینگس رسید. پیش از رسیدن به خبرنگاران گفت که او در حال انجام آزمایشاتی برای ارسال سیگنال ها از قله پیکس به پاریس بوده است.

تسلا خاطراتی از آزمایشاتش را در کلورادو اسپرینگس که حدود 9 ماه را در آنجا سپری کرد، نگاه داشت. این خاطرات شامل: 500 صفحه از دست نوشته های تسلا و حدود 200 طراحی که بین 1 ژوئن 1899م و 7 ژانویه 1900م به ترتیب تاریخی انجام شده به همراه توضیحات آزمایشاتش، می شود. او در حال ساخت سیستمی بود برای تلگراف بیسیم، تلفن و انتقال توان، که با الکتریسیته فشار قوی آزمایش می شدند و امکان انتقال بیسیم و توزیع مقادیر بالای انرژی الکتریکی در طول فواصل بلند را داشت.

او همچنین سیستمی را برای تحقیقات جغرافیایی سیسمولوژی طراحی کرد که او آن را تلجیودینامیکس نامید ... و بیان داشت که از یک دنباله بلند انفجارهای کوچک می توان برای یافتن سنگ های معدن و ایجاد زمین لرزه هایی که قادر به تخریب زمین باشد، استفاده کرد. او این آزمایش را انجام نداد چرا که گمان می کرد نتیجه ی مطلوبی نخواهد داشت.

ساخت و ساز آزمایشگاه

کمی بعد از رسیدن به کلورادو اسپرینگس‏‏، تسلا و یک پیمان کار محلی و تعدادی از دستیارانش شروع به ساخت یک آزمایشگاه کردند. آزمایشگاه در نوب هیل واقع در شرق مدرسه نابینایان و ناشنوایان کلورادو و یک مایلی (6/1 کیلومتر) شرق مرکز شهر، تأسیس شده بود. اهداف این آزمایشگاه در ابتدا آزمایش با الکتریسیته فرکانس بالا و دیگر پدیده ها و دوماً تحقیق بر روی انتقال بیسیم توان الکتریکی بود.

تسلا برای آزمایشگاه، یک ساختمان پنجاه در شصت فوت (15 در 18 متر) با یک سقف هشتاد فوتی (24متر) در نظر گرفت. یک آنتن هادی یک صد و چهل و دو فوتی (43 متر) با یک توپ چوبی پوشیده شده با فویل روی، به ضخامت سی اینچ (760 میلیمتر)، بر روی پشت بام برافراشته شده بود. پشت بام برای جلوگیری از آتش سوزی ناشی از جرقه ها و دیگر اثرات خطرناک آزمایشات، صاف شده بود. آزمایشگاه تجهیزات و دستگاه های حساسی داشت.

فرستنده تقویت کننده

تصویر
«تصویر تسلا که در آزمایشگاه کلورادو اسپرینگس با فرستنده تقویت کننده اش که میلیون ها ولت تولید می کند، نشسته است. جرقه ها حدود 22 فوت (7 متر) هستند».

این آزمایشگاه دارای بزرگ ترین سیم پیچی تسلا بود که تا به حال ساخته شده است که قطرش پنجاه و دو فوت (16 متر) بود و به عنوان فرستنده بزرگ کننده (MT ) شناخته می شد. این دستگاه بر خلاف سیم پیچ های تسلای کلاسیک، یک سیستم تقویت کننده سه سیم پیچه بود که نیازمند تحلیل های مختلفی، متفاوت از تحلیل بر اساس سیم پیچ های رزونانسی کوپل شده ثابت متمرکز بود. این دستگاه در یک فرکانس طبیعی یک چهارم طول موج نوسان می کرد و می توانست در یک حالت موج پیوسته و در یک حالت نوسانی موج ناقص میرا شده نیز کار کند. مطابق محاسبات، تسلا از این دستگاه برای ارسال ده ها هزار وات توان به صورت بیسیم استفاده کرده است. این دستگاه می توانسته میلیون ها ولت الکتریسیته را تولید کرده و صاعقه هایی بلندتر از یک صد فوت (30 متر) را به وجود بیاورد.

تسلا اولین کسی بود که اثرات الکتریکی ای در حد صاعقه را به وجود آورد. دستگاه MT رعدهایی را به وجود آورد که از فواصلی به اندازه کریپل کریک شنیده می شدند. مردم نزدیک آزمایشگاه جرقه هایی را مشاهده می کردند که از زمین و از طریق کفش های شان، به پاهایشان ساطع می شد. برخی جرقه های الکتریکی را از شیر آتشنشانی مشاهده می کردند (تسلا برای مدتی زمین کردن را توسط لوله کشی شهر زمین انجام می داد). محیط اطراف آزمایشگاه با یک کرونای آبی، درخشان شده بود (مشابه آتش الموی مقدس ). یکی از آزمایشات تسلا با MT، ژنراتور شرکت برق کلورادو اسپرینگس را به دلیل بازخورد ژنراتورهای شهر، از بین برد و شهر را دچار خاموشی کرد. شرکت از دسترسی تسلا به تغذیه ژنراتورهای پشتیبان در صورت عدم تعمیر ژنراتور اولیه با هزینه خود تسلا، جلوگیری به عمل آورد. طی چند روز، این ژنراتور دوباره به راه افتاد.

مدارات تنظیم شده

به علاوه تسلا ترانسفورماتورهای رزونانسی بسیار کوچکی ساخت و ایده مدارات الکتریکی تنظیم شده را کشف کرد. او همچنین تعدادی کوهیرر را برای جداسازی و دریافت امواج الکترومغناطیس ساخت و کوهیرر دوار را طراحی کرد و از آن برای شناسایی انواع خاص پدیده های الکترو مغناطیسی که مشاهده کرده بود، استفاده کرد. این دستگاه ها دارای مکانیسمی متشکل از چرخه ای دنده دار بودند که توسط یک مکانیسم رانشی فنری حلقوی که استوانه های شیشه ای کوچکی را می چرخاند، گردانده می شدند. این آزمایشات آخرین مرحله سال های کار بر روی مدارات تنظیم شده هم زمان شده بود.

تسلا در تاریخ 3 ژولای، 1899م در دفترچهاش نوشت که یک ترانسفورماتور رزونانسی جداگانه که در فرکانسی مشابه فرکانس یک ترانسفورماتور بزرگتر و تنظیم شده با ولتاژ بالاتر، انرژی را از سیمپیچی بزرگتر که به عنوان یک فرستنده انرژی بیسیم عمل میکند، دریافت و ارسال میکند. از این مطلب برای تصویب حق انحصاری اختراع تسلا برای رادیو در طی آخرین مباحث مطرح شده دادگاه استفاده شده است. این سیم پیچهای رزونانس فرکانس بالای هسته هوایی، شکل ابتدایی سیستمهای رادیویی تا رادار و تصویر نگاری رزونانسی مغناطیسی پزشکی بودند.

انتشار و رزونانس

در تاریخ 3 ژولای، 1899م تسلا امواج ساکن زمینی را در داخل زمین کشف کرد. او نشان داد که زمین مانند یک هادی نرم و صیقل خورده رفتار میکند و دارای ارتعاشات الکتریکی است. او امواجی را مورد آزمایش قرار داد که ویژگیشان یک کمبود ارتعاش در نقاطی بود که بین آن نقاط نواحی ارتعاش حداکثر، به صورت دورهای رخ میدهد. این امواج ایستا توسط محدود کردن امواج در مرزهای هادی ساخته شده، ایجاد میشدهاند. تسلا نشان داد که زمین میتواند به فرکانسهای از پیش تعریف شده ارتعاشات الکتریکی پاسخ دهد. در این هنگام، تسلا فهمید که دریافت و ارسال توان در اطراف جهان ممکن است.

تسلا آزمایشاتی را به منظور فهمیدن نحوه انتشار الکترومغناطیسی و رزونانس زمین انجام داد. از روی اسنادی که به دقت موجود هستند (از عکسهای مختلف گرفته تا تاریخ آزمایشات) معلوم است که او صدها لامپ را از فاصله 25 مایلی (40 کیلومتر) به صورت بیسیم روشن کرده است. او چندین کیلومتر سیگنالهایی را ارسال کرد و لامپ های نئون را که از طریق زمین هدایت میشدند روشن کرد. او در رابطه با روشهای بهینه سازی یون کره برای ارسال انرژی بدون سیم در طول فواصل بلند، تحقیق کرد. او در تحقیقاتش فرکانس های بسیار پایینی از طریق زمین و بخشهایی از یون کره که لایه طرف سنگین کنلی خوانده میشد، ارسال کرد. تسلا محاسبات ریاضیاش را بر پایه آزمایشاتش انجام داد و کشف کرد که فرکانس رزونانس این بخش تقریباً هشت هرتز است. در دهه 1950 محققین تأیید کردند که فرکانس رزونانس در این محدوده بود.

امواج کیهانی

در آزمایشگاه کلورادو اسپرینگس تسلا، سیگنال های رادیویی فرا زمینی را ضبط کرد و یافته هایش را در برخی از ژورنال های آن زمان منتشر کرد. http://www.teslasociety.com/mars2.htm

اطلاعات و اخبار او توسط کمیته ی علمی که سخنان او را نپذیرفته بودند رد شد. او متوجه شد که اندازه گیری های گیرنده او از سیگنال های مکرر با سیگنالهایی که او از طوفانها و نویز زمین دریافت کرده بود، اساساً متفاوت بودند. خصوصاً این که او بعداً به یاد آورد که سیگنالها به صورت گروه هایی از کلیک های1تایی،2تایی،3تایی و 4 تایی با هم ظاهر شدند. او در مقاله ای به نام یک چشم عظیم در حال دیدن اطراف جهان در 25 فوریه 1923م عنوان کرد که:
بیست و دو سال پیش هنگام انجام آزمایش در کلورادو با یک دستگاه توان بیسیم، به شواهدی تجربی غیر عادیای از وجود حیات در مریخ دست یافتم. من یک گیرنده ی بیسیم با حساسیت فوقالعاده را بدون این که هیچ چیزی را بدانم ساخته بودم و بدین وسیله سیگنالهایی را دریافت کردم که من از آنها به عنوان 1-2-3-4 تعبیر می کنم. من اعتقاد دارم که مریخی ها از اعداد برای ارتباطات استفاده میکنند چرا که اعداد جهانی هستند. (تلگرام آلبانی &#8212 25 فوریه، 1923م) http://www.tesla.hu/tesla/articles/19230225.doc

تسلا به وضوح احساس کرد که گروههای سیگنال از سیاره مریخ نشأت گرفتهاند. در سال 1996م کروم اند کروم تحلیلی از این سیگنال ها منتشر کرد که نشان میداد مکاتباتی بین موقعیت مریخ در کلورادو اسپرینگس و وقفه هایی از سیگنال ها از سیاره مشتری در تابستان 1899م وقتی که تسلا در آنجا بوده وجود داشته است.

http://www.teslasociety.com/mars.pdf به علاوه، تحلیل انجام شده توسط کرومس نشان داد که فرستنده ی گیرنده ی تسلا در شکاف 18کیلو هرتز در لایه طرف سنگین کنلی حساس بوده است که میتوانسته آن دریافت را از سیاره مشتری داشته باشد.
بنابراین شواهدی وجود دارد که سیگنال هایی که تسلا بدان توجه کرده بود، در بین دیگر منابع ممکن، از مشتری آمده باشند. تسلا مابقی زندگیاش را روی تلاش برای پیام دادن به مریخ گذاشت.

توجه به این مطلب مهم است که وقتی او میگوید او این سیگنال ها را "ضبط کرده" است، این بدین معنی است که او داده را و احساسش را از آنچه که شنیده بود، نوشت. او گزارشات را در همان زمان منتشر کرد. اولین اعلام تسلا از وجود سیگنال های فرا زمینی در سال 1899م بود.
http://www.teslasociety.com/cosmos.htm
در مارس1907م، تسلا در مجله ی هاروارد راجع به پیام دادن به مریخ و این که چگونه این مشکلی از مهندسی برق بوده است، مطالبی نوشت.
http://www.teslasociety.com/signaltomars.htm
تمامی اینها با مقاومت و ناباوری معاصران تسلا مواجه شد.

ترک کلورادو

تسلا در 7 ژانویه سال 1900م، کلورادو اسپرینگس را ترک کرد. آزمایشگاه فرسوده شده بود، از بین رفته بود و محتویات آن هم برای پرداخت بدهی ها فروخته شد. تجربیات کلورادو، تسلا را آماده پروژه بعدی اش کرد، یعنی ساخت یک وسیله ی انتقال بیسیم توان، که به عنوان واردنکلیف شناخته شد.

واردنکلیف

"مقاله اصلی": برج واردنکلیف
در سال 1900م تسلا شروع به طراحی برج واردنکلیف کرد. در ژوئن 1902م، کارهای آزمایشگاه تسلا از خیابان هاستون به واردنکلیف منتقل شد. در میان بیش از 700 مورد اختراع تسلا، امروزه بحث انگیزترین آنها برج واردنکلیف او است. بنابود که این برج آغاز یک سیستم جهانی برای ارتباطات بیسیم باشد و نیز قصد داشت که نمایشی از توزیع توان الکتریکی بیسیم را ارائه دهد. در نهایت این برج در جریان جنگ برای دور انداختن اوراق شد. روزنامه های آن دوران به واردنکلیف برچسب "کار احمقانه یک میلیون دلاری تسلا" را نسبت دادند.

سالهای بعد

قبل از جنگ جهانی اول، تسلا به دنبال سرمایه گذارانی برای سرمایه گذاری روی تحقیقاتش بود. هنگامی که جنگ شروع شد، تسلا هزینهای را که از حقوق ثبت اختراع اروپایی دریافت میکرد از دست داد. همچنین برج واردنکلیف به خاطر پایان جنگ دوم جهانی از بین رفته بود. تسلا مسائل مرتبط با اوضاع پس از جنگ جهانی اول (جنگی که از نظر تئوری پایان یافته بود) را پیش بینی کرده بود و آن را در یک مقاله در تاریخ ( 20 دسامبر سال 1914م ) چاپ کرد. تسلا اعتقاد داشت که اتحاد کشورها درمانی برای زمان و مسائل نبود. در سال 1915م تسلا علیه مارکونی دعوای حقوقی اقامه کرد و به طور ناموفقانهای تلاش کرد که علیه ادعاهای مارکونی یک حکم دادگاهی بدست آورد.

حوالی سال 1916م تسلا به ورشکستگی افتاد چرا که او به علت مالیات های پیشین بسیار بدهکار بود. او در فقر زندگی می کرد.

در سالهای آتی علائم قطعی اختلال غیر ارادی وسواسی در او بوجود آمد. او نسبت به عدد سه وسواس نشان میداد. او اغلب احساس میکرد که بایستی سه بار اطراف یک ساختمان قبل از وارد شدن به آن بگردد و می خواست در هر وعده غذایی سه دستمال تا شده در زیر بشقابش قرار داده شود و ... . ماهیت OCD ( اختلال غیر ارادی وسواسی) در آن دوران تا حد کمی درک شده بود و هیچ درمانی برای آن وجود نداشت، به همین خاطر این علائم در نظر برخی، شواهد جنون نسبی او و ضربه احتمالی ناشی از دست دادن شهرتش، شناخته شد. این بیماری ممکن است ناشی از تحقیقاتی باشد که تسلا بر روی سیستمهای چند فازه پیدرپی در طبیعت انجام داد.

در این هنگام، او در والدروف آستوریا اقامت داشت که توافق کرده بود کرایه آن را با تأخیر پرداخت کند. در سال 1917م در حوالی زمانی که برج واردنکلیف از بین رفته بود، تسلا بزرگترین جایزه مهندسی را از IEEE در یافت کرد، مدال ادیسون.

رادار

تسلا در آگوست 1917م برای اولین بار اصول مربوط به فرکانس و سطح توان را برای اولین رادار ابتدایی که در سال 1934م ساخته شد، بنیان نهاد. در سال 1917م "آزمایشگر الکتریکی"، او اصول رادار پیشرفته نظامی را به دقت بیان کرد. مطالعات وی در زمینههای فشار- قوی، فرکانس- بالا و جریان متناوب منجر به این موفقیت شد. او ایده استفاده از موج رادیویی را برای شناسایی اشیاء در یک فاصله ی معین، تشکیل داده بود.

تسلا می گوید:
برای مثال با به کارگیری آنها (امواج الکترومغناطیسی ایستا) ما ممکن است که به دلخواه از یک ایستگاه فرستنده، یک اثر الکتریکی را در هر منطقه از جهان به وجود بیاوریم (که به وسیله ی آن) می توانیم موقعیت نسبی یا مسیر حرکت یک جسم متحرک را نظیر کشتی، مسافتی که توسط آن طی شده یا سرعت آن جسم متحرک را تعیین کنیم .

تسلا پیشنهاد کرد که از امواج الکترو مغناطیسی برای تعیین موقعیت نسبی، سرعت و مسیر یک جسم متحرک و دیگر ایده های پیشرفته ی رادار استفاده کنیم. گرچه که اولین بار رادار به طور موفقیت آمیزی در یافتن هواپیماها (پس از زیاد شدن اخیر تعداد آنها) و کشتی های روی سطح در جریان جنگ جهانی دوم به کار گرفته شد، تسلا پیشنهاد کرده بود که این وسیله ممکن است در پیدا کردن زیر دریایی ها نیز کمک کند (که البته رادار خیلی مناسب این کار نیست).
امیل گیراردیاو که با اولین سیستم رادار فرانسوی کار می کرد، بیان کرده است که او سیستم های رادار را بر اساس اصول طراحی شده توسط تسلا ، می ساخت.

پیش از دهه بیست، ظاهراً تسلا با دولت انگلستان به نخست وزیری چمبرلین در رابطه با یک سیستم اشعهای مذاکره میکرده است. تسلا همچنین بیان داشته است که تلاش هایی برای ربودن "اشعه مرگ" (که ناکام ماند) انجام گرفته است. عمر دولت چمبرلین پیش از انجام هر گونه مذاکره نهایی ای به پایان رسید. دولت جدید بالدوین کاربردی برای پیشنهاد تسلا ندید و مذاکرات پایان یافت.

دهه 1930

در هفتاد وپنجمین سالروز تولد تسلا در سال 1931م، مجله تایم عکس او را روی جلدش انداخت.
http://www.teslasociety.com/time.jpg
عنوان جلد ارتباط او را با تولید توان الکتریکی ذکر میکرد. در سال 1935م، بسیاری از حقوق انحصاری ثبت اختراع مارکونی که مرتبط با رادیو بودند، توسط دادگاه درخواست ایالات متحده بی اعتبار اعلام شدند. دادگاه نتیجه گرفت که کار پیشین تسلا ( خصوصاً US645576 و US649621 ) از کارهای بعدی مارکونی پیشی گرفته است. تسلا آخرین حق انحصاری ثبت اختراعش را در تاریخ 3 ژانویه 1928م دریافت کرد که راجع به یک دستگاه برای حمل و نقل هوایی بود که اولین نمونه از هواپیماهای VTOL بود.

وقتی او 81 ساله بود اعلام کرد که او در حال کار بر روی "تئوری دینامیک گرانش" بوده است اما این تئوری هرگز منتشر نشد.

تصویر

مرگ و پس از آن

تسلا در |نیویورک در اثر از کار افتادگی قلب در زمانی بین عصر 5 ژانویه و صبح 8 ژانویه سال 1943م در حالی که تنها بود، در گذشت. علی رغم فروش حق انحصار ثبت اختراع الکتریسیته متناوب، او اساساً فقیر بود و با بدهیهای زیادی از دنیا رفت.

در هنگام مرگش، تسلا در حال کار بر روی نوعی از سلاح "دور نیرو" یا "اشعه مرگ" بود که اسرار آن را در صبح ژانویه همان سال به وزارت جنگ ایالات متحده تحویل داده بود. به نظر میرسد که اشعه مرگ پیشنهادی وی مرتبط با تحقیقاتش بر روی صاعقه ی کروی و پلاسما باشد. جسد او سه روز بعد از این واقعه پیدا شد و پس از این که FBI توسط وزارت جنگ مطلع شد، مقالات او خیلی محرمانه اعلام شدند.

به سرعت پس از معلوم شدن مرگ تسلا، اداره فدرال تحقیقات به دفتر اموال بیگانگان دستور داد که علی رغم این که تسلا آمریکایی بود اموال و مقالات او را در اختیار بگیرد.
............................................................

 

مقدمه

در جریان ــ جنگ جریان ها ــ که در اواخر دهه 1880م رخ داد‏، نیکلا تسلا و توماس ادیسون، به دلیل تبلیغات ادیسون از جریان مستقیم (DC) برای توزیع توان الکتریکی در برابر سیستم جریان متناوب (AC) برتری که توسط نیکلا تسلا ارائه شده بود، تبدیل به رقبای یکدیگر شدند.

در حین اولین سال های توزیع الکتریسیته، جریان مستقیم ادیسون استاندارد ایالات متحده بود و ادیسون در معرض از دست دادن تمام حقوق امتیاز اختراعش نبود. پس با کارهایی که تسلا بر روی میدان های دوار مغناطیسی انجام داد، توانست سیستمی را برای انتقال توان در طول فواصل بلند ابداع کند. او با جرج وستینگهاوس همکاری کرد تا این سیستم را به صورت تجاری در بیاورد. وستینگهاوس پیش از این حق امتیاز سیستم چند فازه تسلا و نیز حق ثبت دیگری مربوط به ترانسفورماتور AC را خریداری کرده بود.

انتقال توان الکتریکی

سیستم جریان مستقیم انتقال توان الکتریکی دارای محدودیت های بسیاری بود که توسط سیستم جریان متناوب تسلا شناخته و رفع شده بودند. بارهای زیاد جریان مستقیم سیم های مسی را ذوب می کردند و به ندرت می توانستند توان را در فاصله ای بلندتر از یک مایل ارسال کنند. پاسخ ادیسون به این ایراد این بود که توان را در نزدیکی محلی که بناست مصرف شود تولید کنیم و سیم های بیشتری را برای پاسخ دادن به نیاز فزاینده الکتریسیته بکار ببریم اما اثبات شد که این راه حل غیر عملی است.

بهر حال مهمترین ایرادی که به سیستم جریان مستقیم ادیسون وارد می شد این بود که این سیستم عملاً ولتاژ ثابتی را فراهم می کرد و نمی شد توسط یک ترانسفورماتور ساده سطح ولتاژ آن را تغییر داد. این بدان مفهوم بود که خطوط الکتریکی جداگانه ای می بایست نصب می شد تا دستگاه هایی که ولتاژ های متفاوتی مصرف می کردند را بتوان بکار برد، که این موجب افزایش بیشتر تعداد سیم ها می شد که بایستی کار گذاشته و نگه داری می شدند که علی رغم اتلاف هزینه، خطرات جانی را نیز در بر داشت. مواردی از مرگ نیز به خاطر افتادن خطوط توان DC گزارش شده بود که منجر به بی نظمی شهرهایی که از توان DC استفاده می کردند نیز شده بود.

زمانی که تسلا جریان متناوب را پس از دریافت هفت حق ثبت اختراع برای ژنراتورها، ترانسفورماتورها، موتورها، سیم ها و روشنایی های جریان متناوب در تاریخ نوامبر و دسامبر 1887م، معرفی کرد، برای همه روشن شد که جریان متناوب آینده توزیع توان الکتریکی را در دست خواهد گرفت. دیگر فواصل بلند مشکلی ایجاد نمی کردند و ولتاژ بالای AC می توانست همان مقدار از توان را که بطور طبیعی منجر به ذوب شدن سیم های جریان مستقیم می شد، بدون هیچ مشکلی حمل کند.
از همه مهمتر اینکه جریان و ولتاژ سیستم متناوب را می توان به راحتی توسط یک ترانسفورماتور تغییر داد. بر خلاف سیستم DC در این سیستم لامپی که نیاز به پنج ولت برای روشن شدن داشت می توانست از همان منبعی استفاده کند که یک ماشین با بیست ولت استفاده می کرد. ولتاژ جریان متناوب بدون ذوب شدن سیم ها، به مقصد ارسال می شد و سپس سطح ولتاژش پایین آوره می شد تا در خانه ها و کارخانه ها به مصرف برسد.
تصویر

AC در مقابل DC

مزیت های جریان متناوب برای توزیع توان در طول فواصل، به واسطه این حقیقت است که توان توسط رابطه ولتاژ ضرب در جریان (P=VI) محاسبه می شود.
برای یک توان معین، ولتاژ پایین نیاز به جریان بالاتر و یک ولتاژ بالا نیاز به جریان پایین تری دارد. اما به دلیل اینکه سیم های هدایت کننده دارای یک مقاومت معین هستند، بخشی از توان را در خود به صورت گرما تلف می کنند. این توان تلف شده از این رابطه بدست می آید: P = I<sup>2</sup>R و یا P = V<sup>2</sup>/R (که در آن V افت ولتاژ در طول سیم است و نه ولتاژ کل). در این صورت انتقال ولتاژ پایین و جریان بالا توان بسیار بیشتری را نسبت به ولتاژ بالا و جریان پایین هدر می دهد، هر چند که توان کلی انتقالی در هر دو حالت یکسان است. این رابطه چه در مورد سیستم متناوب و چه در مورد سیستم مستقیم صادق است. اما تبدیل توان DC به یک حالت ولتاژ بالا و جریان پایین بسیار مشکل است در حالی که در مورد توان AC این انتقال به راحتی صورت می گیرد. این نکته، کلید موفقیت سیستم AC است.
شبکه های توزیع جدید از ولتاژ های AC در سطوح 330،000 تا 500،000 ولت اما با جریان هایی تنها 90 آمپر و در این حدود استفاده می کنند.

آبشار نیاگارا

متخصصین برای استفاده از آبشار نیاگارا به منظور تولید الکتریسیته پیشنهادهایی را اعلام کردند. در برابر پیشنهاد جنرال الکتریک و ادیسون، سیستم AC تسلا، قرارداد کمیسون بین المللی آبشار نیاگارا را برد. این کمیسیون توسط لورد کلوین هدایت و توسط بازرگانانی نظیر جی . پی. موگان، لورد روتسچایدل و جان جاکوب آستور چهارم پشتیبانی می شد. کار بر روی پروژه نیروگاه آبشار نیاگارا در تاریخ 1983 آغاز شد و فن آوری تسلا برای تولید انرژی الکترومغناطیسی توسط آبشار، در آن بکار برده شد.

تبلیغات ادیسون

ادیسون در این هنگام شروع کرد به دلسرد کردن مردم نسبت به استفاده از جریان متناوب. خود او شخصاً، برای اینکه به مطبوعات نشان دهد که سیستم جریان مستقیم او مطمئن تر از سیستم متناوب است، تعداد زیادی از حیوانات، مانند سگ ها و گربه های ولگرد، را توسط جریان متناوب کشت.
ادیسون مخالف اعدام بود اما خواست او برای ضربه زدن به سیستم جریان متناوب در نهایت منجر به اختراع یکی از معروف ترین دستگاه های اعدام شد.
ادیسون (یا آن گونه که گزارش شده برخی از کارمندان او) از AC برای ساختن اولین صندلی الکتریکی برای ایالت نیویورک استفاده کرد تا نشان دهد که جریان متناوب کشنده است. تصور عمومی این است که ادیسون صندلی الکتریکی را تنها به عنوان وسیله ای برای تحت تاثیر قرار دادن عموم مردم نسبت به اینکه AC خطرناک تر از DC است اختراع کرد و به همین دلیل انتخاب آن برای اعدام الکتریکی منطقی است. در واقع این صندلی در ابتدا توسط تعدادی از کارمندان ادیسون، بویژه هارولد پی براون که در منلو پارک کار می کرد ساخته شده است.

از آبشار تا بوفالو

برخی شک داشتند که سیستم تسلا در آبشار نیاگارا بتواند الکتریسیته کافی را برای تامین توان مورد نیاز در کارخانه ها و صنایع بوفالو ایجاد کند. تسلا مطمئن بود که این سیستم کار می کند، و می گفت که آبشار نیاگارا می تواند توان مورد نیاز تمامی شرق ایالات متحده را تامین کند. در 16 نوامبر 1896م نخسیتن توان الکتریکی از آبشار نیاگارا و توسط اولین نیروگاه دو فاز (که به عنوان ژنراتور برق آبی شناخته می شود) واقع در نیروگاه ادوارد دین آدامز، به کارخانجات و صنایع در بوفالو ارسال شد. ژنراتورهای هیدروالکتریکی توسط شرکت الکتریکی وستینگهاوس و بر اساس طرح های اختراع تسلا، ساخته شده بودند. پلاک های روی ژنراتورها نام تسلا را بر خود حمل می کنند. او همچنین استاندار 60 هرتز را برای آمریکای شمالی ارائه کرد. قریب به پنج سال طول کشید تا تمامی طرح کامل شود.

نتیجه

اختراعات ادیسون که از جریان DC استفاده می کردند در نهایت به دستگاه های AC که توسط دیگرانی چون تسلا و نیز دیگر کمک کنندگان او مانند چارلز پروتیوس استینمتز (از جنرال الکتریک) ارائه شده بودند، باخت. با پشتیبانی مالی جرج وستینگهاوس، سیستم AC تسلا جایگزین سیستم DC شد و به طور وسیعی محدوده توزیع توان و نیز کارایی و امنیت توزیع توان را گسترش داد.
سیستم آبشار نیاگارا پایان خط ادیسون برای انتقال توان الکتریکی بود. در نهایت شرکت جنرال الکتریک ادیسون تبدیل به سیستم AC شد


 
 
هارپ (HAARP)
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٦
 

ماورا الطبیعه و عجایب دنیا

هارپ چیست؟

نویسنده: sas - ۱۳٩۱/۵/٢۶

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع «پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن»  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

 

 

به صدای هارپ گوش دهید 

( توضیح آنکه: جنگ هایی که از  امواج «رادیویی»، «لیزر» و «نیروی مغناتیس» برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چیست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

 

 

 

 

 

 

 

این لایه تشعشات خطرناک «ماورای بنفش» و «اکس ری» خورشید را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر  از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

لایه آیونوسفیر چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵٠/٢٣متر) تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

 

 

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

 

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند «رادیو ترموگرافی» (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج کوتاه «رادیو ترموگرافی» به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.

با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 

 

 

 

از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه تولید شده که پس از اصابت به زمین به  داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق کوتاه و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ «با ویژگی معادن یابی» برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:

 ١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.      برای تعاریف «فرکانس باند» ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

 

    

 

٢-  با قابلیت تکنولوژی «ترموگرافی» می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleansطوفان گانو عمان .

۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.

 ۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد «غش» و تولید  »وهم» در مغز انسانها.

 ۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.

 ٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.

٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که «هارپ» میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در این مقاله ما فقط  به نکته ١،یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت «پژوهشگاه زلزله شناسی ایران«  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

 

 

 

 

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

   ۴/۶٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با :   ۴/٢٠۶ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت «جی ان اس – نیوزیلند» به دست آوردم.

 

 

 

٣/١۵۵٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

  ٢/١۵٢٠۶  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با:  ۴۶/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت «مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا» به دست آمده است.

 

 

 

 

٩/۴٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/١٨۶۵٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠

 

  چرا درصد زلزله ها در عمق ١۴ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

 در حین جستجو ها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم  غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١۴ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.

 

 

 

یاد آور می شویم:  زمین لرزه های خطر ناک در لبه های «رگه گسل»  یا «Fault lines» تولید میگردند.

ارگ بم چه شد؟

 

 

  بم بعد از ٢٠٠٠سال ایستایی؟!

 

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  »عادل کهن» (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زیر مشاهده می کنید:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه…

 برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجااشاره کنید.

 

 

 

 

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

 

دلفین های چه شدند؟

 

 

 

در سال ١٣٨۶ , ١۵٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه «خودکشی» کرده اند، یا اینکه به خاطر «فعالیت های صیادی» مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب «علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر که یک ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این کارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام کرده‌اند که در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد که در نتیجه آن یکی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یکی از آن‌ها برای شکار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل که شیب ملایمی دارد، گیر کرده‌اند.» ٢/١٢/١٣٨۶

 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس «هارپ» نیست؟

 

 

 آیا این اثر سوختگی نیست؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای «بررسی و تحقیق» درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم «هارپ» در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیما ها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.

نتایج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات رادیویی هارپ باعث سرخ شدن لایه آیونوسفیر شده و این لایه را  به نوسان در می آورد.

این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمین، زمین زلزله ایجاد می کنند.

 با توجه به ازدیاد درصد زلزله در سطح ایران در دهه اخیر نسبت به دهه پیشین که متجاوز به ۴/٢٠۶ % بوده است میتوان به وجود تاثیرات دیگری در ایجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه این ازدیاد پس از آغاز فعالیت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پیشگیری و دریافت پیش اخطار از این قبیل زلزله ها میتوان ایستگاهایی در حوزه های وسیع تاسیس و بکار گرفت و با اندازه گیری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دریافت پیش اخطارهای ELF بین ١۵ دقیقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغیر است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گیری فرکانسELF/ULF  در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.

نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید. برای اطلاعاب بیشتر بر روی آنها اشاره کنید.

 

           

 

 

                        ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz                        Bell-5180-Magnetometer               

                                     

 

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد «هارپ» کتابی بنام  Angels Don’t Play This HAARP  بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ویدیو،  یکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don’t Play This HAARP و ویدیوی دیگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don’t Play This HAARP تهیه شده است.

 در مورد جنگ ویتنام (Vietnam) و باران های سیل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمریکا (اغلب باران های استوایی از طریق ماهواره و سمپاشی از هواپیما بر روی ابر ها ایجاد می شدند) آقای دکتر  باب فیتریکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فیلمی از کنفرانس خود در این زمینه  تهیه کرده که بخشی از آن را در کلیپ ویدیویی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS میتوانید مشاهده کنید.    

 مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نامHAARP PROJECT تهیه شده است که فقط به جنبه تحقیقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غیر انسانی آن توجهی نشده است.

 سوالی به بقاء موجودیت و در آینده ای نه چندان دور؟ به اینجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنید.

 برای پیوند های مطالعاتی امواج رادیویی زیر فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنید.

دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟

اعتراض شرکت  بوئینگ (Boeing) به هارپ در این رابطه بخوانید

……………………………………………………………………….

هارپ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ‏۰۳″ ۰۹′ ۱۴۵°غربی ‏۳۰″ ۲۳′ ۶۲°شمالی / خطای عبارت: عملگر < دور از انتظار ۶۲٫۳۹۱۶۷جنوب / خطای عبارت: کلمه ناشناخته «w»;-۶۲٫۳۹۱۶۷

این مقاله درباره پروژه‌ای پژوهشی است. برای ساز هارپ به چنگ (ساز) مراجعه شود.

 

 

ساختمان هارپ در گاکونا ایالت آلاسکا

 

 

رفتار امواج رادیویی در برخورد با لایه یونوسفر

برنامه پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا (به انگلیسی: High Frequency Active Auroral Research Program)‏ معروف به هارپ (به انگلیسی: HAARP)‏، یک پروژه پژوهشی است که در سال ۱۹۹۳ برای بررسی و پژوهش درباره لایهٔ یونوسفر با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF تاسیس شده‌است.

این تاسیسات مشترکا توسط نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، دانشگاه آلاسکا در فیربنکس، و نزدیک به ۱۵ دانشگاه آمریکایی دیگر اداره و استفاده می‌شود. شرکت سازنده این تاسیسات، شرکت BAE Advanced Technologies است.[۱]

این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتن‌های مخصوص شامل ۱۸۰ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵۰/۲۳ متر تشکیل شده که بر روی زمین پهناوری به مساحت ۲۳٬۰۰۰ متر مربع در آلاسکا نصب شده‌است. این آنتن‌ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را با ۳٫۶ مگاوات[۲][۳] ERP تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند.

پروژه هارپ پروژه‌ای علمی است و از طریق آن دانشمندان با ایجاد تغییراتی در یونوسفر که دورترین و ناشناخته‌ترین بخش جو زمین است امکان مطالعه در مورد آن را پیدا کرده و از آن به صورت یک آزمایشگاه طبیعی در می‌آورند. هارپ این کار را با امواج رادیویی فرکانس بالا که توسط رادارهای خود منتشر می‌کند انجام می‌دهد. بخشی از این امواج در ارتفاع ۱۰۰ تا ۳۵۰ کیلومتری جذب شده و باعث افزایش شتاب الکترون‌ها در آن منطقه و در نتیجه گرم شدن یونوسفر می‌شوند. هارپ در دوران جنگ سرد با این هدف راه‌اندازی شد که روش‌هایی را برای ارتباط با زیردریایی‌های مجهز به سلاح اتمی کشف کند. این زیردریایی‌ها در آن زمان اهمیت استراتژیکی فراوانی داشتند چرا که «تضمین نابودی متقابل» در جنگ اتمی را محقق می‌ساختند. اما حتی از قبل از ساخت خود نیز با شایعات فراوانی در مورد هدف و کاربردهای آن همراه گره‌خورده‌است. تئوری‌های توطئه گوناگونی در مورد آن مطرح شده و از انتشار پرتوهای مرگ تا کنترل ذهن به آن نسبت داده شده است. تکمیل هارپ حدود دو دهه طول کشید و با ۲۵۰ میلیون دلار هزینه‌های ساخت و عملیاتی آن بود.[۴]

محتویات

[ویرایش] تاریخچه و کاربردها

پروژه هارپ در اصل برای تسهیل ارتباطات زیردریایی‌های مجهز به سلاح اتمی طراحی شد. در زمان جنگ سرد زیردریایی‌هایی مجهز به موشک‌های دارای کلاهک اتمی آمریکا و شوروی در آب‌های عمیق حرکت کرده و یک بازی پیچیده پنهان شدن از همدیگر و جستجو کردن یکدیگر را به راه انداخته بودند. آن‌ها با رفتن به زیر آب خود را از شناسایی مخفی می‌کردند اما با این کار امکان ارتباط با آن‌ها کم می‌شد. یکی از راه حل‌هایی که برای این مشکل پیشنهاد شد استفاده از الکتروجت‌ها بود. یعنی انتشار ذرات باردار در یونوسفر مانند یک آنتن واقعی عمل کرده و امکان فرستادن پیام به زیردریایی‌ها را فراهم می‌کند. وقتی در میانه های دهه ۱۹۸۰ این فرضیه به طور آزمایشگاهی ثابت شد تلاش برای ساخت تاسیساتی به این منظور آغاز شد. در آن زمان نیروی هوایی آمریکا در حال برچیدن سایت‌های راداری بود که وظیفه رهگیری بمب‌افکن‌های شوروی را داشتند. یکی از این تاسیسات در گاکونا قرار داشت که مکان ایده‌آلی برای ساخت تاسیسات هارپ بود. در این مرکز نیروی دریایی امکان بررسی امواج ELF را داشت و یک گرم‌کننده یونوسفری هم برای دانشمندان فراهم می‌شد ضمن اینکه ادامه حیات این تاسیسات نظامی را در آلاسکا تضمین می‌کرد.[۵]

با این وجود حتی پیش از آغاز ساخت هارپ بحث‌هایی در مورد این که چنین تاسیساتی برای چه منظور ساخته و استفاده خواهد شد درگرفت. تد استیونس سناتور وقت آلاسکا در یک کنفرانس خبری در سال ۱۹۹۰ گفت که با این تاسیسات انرژی شفق شمال به زمین آورده می‌شود و مشکل کمبود انرژی زمینن حل خواهد شد که ادعای او با موجی از تمسخر همراه شد. پسر یک نماینده دیگر آلاسکا هم گفت که هارپ در واقع یک سیستم دفاع موشکی است. به گفته نیکلاس پاپادولوس از موسسان هارپ این اشتباهات به این دلیل بود که یکی از مشاوران شرکت سازنده هارپ قابلیت‌های احتمالی بسیار عجیبی را در مورد این اختراع به ثبت رسانده بود. برای مثال اینکه از تکنولوژی مشابه هارپ می‌توان به عنوان یک سپر دفاعی برای تبدیل گاز طبیعی به میکروویو استفاده کرد که می‌توانند موشک‌های شوروی را سرنگون کنند. به گفته پاپادوپولوس این ادعا حتی در گروه مشورتی دفاعی جیسون مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت به عنوان «چرندیات» کنار گذاشته شد.[۶]

با فروپاشی شوروی اهمیت ارتباط با زیردریایی‌ها کاهش یافت و حامیان تاسیس هارپ کاربردهای دیگری را برای این پروژه مطرح کردند تا توجیهی برای ادامه ساخت آن باشد. برای مثال پیشنهاد شد در مورد قابلیت امواج برای نقشه‌نگاری سنگرهای زیرزمینی دشمن همچون سنگرهایی که کره شمالی از آن استفاده می‌کند، مطالعه شود.[۷]

در سال ۲۰۰۲ نیز پیشنهاد شد تا در مورد امکان استفاده از تاسیسات هارپ برای مقابله با تاثیرات منفی یک انفجار اتمی در ارتفاع بالای جو زمین مطالعه شود. چنین انفجاری با آزاد کردن الکترون‌های با انرژی بالا ماهواره‌های نزدیک به زمین را در خطر قرار خواهد داد. یک سناریوی عجیب این است که اگر کره شمالی در جریان یک بلبشوی نظامی اقدام به شلیک موشکی با کلاهک اتمی کند که در ۱۲۰ کیلومتری زمین منفجر شود. در این صورت اتمسفر پر از الکترون‌های قاتلی می‌شود که در طول چند روز سیستم الکترونیکی تمام ماهواره‌های نزدیک به زمین را از بین می‌برند. و این به معنای خسارتی چند صد میلیارد دلاری است. در چنین حالتی آیا با انتشار امواج رادیویی می‌توان این الکترون‌ها را از اتمسفر خارج کرد یا نه. به گفته مدیر برنامه هارپ با توجه به کمبود داده‌ها در این حوزه هیچکس نمی‌تواند با اطمینان بگوید آیا چنین کاری ممکن است یا خیر چون این تئوری جلوتر از مشاهدات عملی است. یک گروه از دانشمندان نیوزیلندی هم در مقاله‌ای در سال ۲۰۰۶ نوشتند که هر نوع تلاشی برای از بین بردن آثار رادیواکتیو انفجار اتمی در جو به اختلال بیشتر در سیتم‌تهای ارتباطی و ناوبری منجر می‌شود. برخی نیز معتقدند مقابله با انفجار اتمی در جو کاری غیرواقعی است. فیلیپ کویل از مدیران سابق آزمایشگاه لایومور و از آزمایش‌کنندگان ارشد سلاح‌ها در دوره بیل کلینتون می‌گوید «به عقیده من تحقیات علمی برای فهم بهتر از یونوسفر تلاشی باارزش است اما کسی نمی‌داند چه میزان انرژی برای انتقال الکترون‌ها لازم است یا تزریق چنین انرژی عظیمی چه تغییراتی در یونوسفر ایجاد خواهد کرد.[۸]

[ویرایش] تأسیسات مشابه در جهان

 

 

«تاسیسات سورا در روسیه با هارپ قابل قیاس است».[۹]

در سال ۱۹۹۹، کمیسیون روابط خارجه و امنیت و دفاع اروپا در گزارشی به پارلمان اروپا از احتمال استفاده از هارپ بعنوان یک سلاح ابراز نگرانی کرده[۱۰] و خواستار پایبندی به مفاد قطع‌نامه‌های سازمان ملل در اینباره[۱۱] گردید.[۱۲] با اینحال اتحادیه اروپا در نروژ، و روسیه در نیژنی نووگورود نیز تاسیسات مشابهی در حال فعالیت دارند که از هارپ پرقدرت‌تر می‌باشند[۱۳]. بگفتهٔ روزنامه روسی پراودا در سال ۲۰۰۵، «در حالیکه سیاستمداران روسی در مورد پروژهٔ هارپ کماکان ابراز وحشت می‌کنند، اما به این نکته کاملاً بی‌توجهند که روسیه تاسیسات همانندی در ۱۵۰ کیلومتری شمال نیژنی نووگورود دارد که دارای قدرت مشابه با تاسیسات هارپ است، و مدتهاست مورد استفاده دانشمدان روسی بوده‌است».[۱۴]

در مقایسه با هارپ ۳٫۶ مگاواتی، سایر تاسیسات مشابه جهان بر حسب Effective Radiated Power عبارتند از:

[ویرایش] شایعات پیرامون هارپ

 

 

تاسیسات مشابه هارپ در روسیه با نام
Sura Ionospheric Heating Facility

نظریات متعددی در مورد «خطرات پروژه»[۱۷]، و یا استفاده از این تأسیسات بعنوان یک سلاح تا کنون عنوان گردیده‌است.از ایجاد وقوع زمین لرزه‌های متعدد در مناطق مختلف جهان، تا کنترل آب و هوا[۱۸]، ده‌ها ادعای مختلف در مورد پروژه هارپ عنوان گردیده‌است.[۱۹][۲۰][۲۱] مشهورترین این نظریات توطئه از طرف گزارش روزنامه پراودا در روسیه[۲۲] و نیز هوگو چاوز در سال ۲۰۱۰ مطرح گردید که در آن مدعی شدند آمریکا با این تاسیسات زلزله هائیتی را خلق کرد.[۲۳] پرس تی‌وی گزارش یک وب‌سایت ونزوئلایی را به نقل از منبعی روسی با عنوان ناوگان شمالی روسیه به عنوان یک گزارش تایید نشده نقل کرد که نیروی دریایی آمریکا قصد داشته با استفاده از پروژه هارپ زلزله‌ای را در ایران ایجاد کند که «اشتباهاً هائیتی مورد اصابت امواج زلزله‌ساز آن قرار گرفت». در این گزارش به تئوری‌های توطئه متعدد دیگری که در مورد هارپ مطرح شده از جمله ارتباط آن با زلزله سیچوان در چین و زلزله ۶.۵ ریشتری کالیفرنیا اشاره کرده بود.[۲۴]

در سال ۲۰۰۲ هم ۹۰ نماینده دومای روسیه درخواست کرده بودند تا ممنوعیتی برای انجام پروژه‌های ژئوفیزیکی عظیم همچون هارپ وضع شود چون این برنامه قادر خواهد بود به یک سلاح تمام و کمال نظامی تبدیل شود که با انتشار حجم عظیمی از امواج رادیویی فرکانس بالا قدرت تاثیرگذاری بر کل کره زمین را دارد. به گفته آن‌ها این جهش نظامی از نظر کیفی قابل مقایسه با جهش بشر از سلاح‌های فلزی به سلاح‌های آتشین یا سلاح‌های متعارف به بمب اتمی خواهد بود. به ادعای آن‌ها این برنامه نظامی قادر به تخریب ارتباطات رادیویی، و تجهیزات فضاپیماها و راکت‌ها است، احتمال وقوع تصادفات خطرناکی در شبکه‌های الکتریکی و خط لوله‌های نفت و گاز را بالا می‌برد و می‌تواند تاثیر منفی بر سلامتی مردم تمام مناطق بگذارد.[۲۵] مشابهاً، برخی نیز مدعیند که توفان کاترینا توسط تاسیسات مشابه روس‌ها ساخته شده تا به آمریکا ضرر بزند.[۲۶][۲۷]

با اینکه امکان کنترل آب و هوا و غیره توسط پروژه‌هایی مثل هارپ از طرف افرادی چون جسی ونتورا با عنوان «نظریات توطئه» مورد بررسی قرار گرفته[۲۸]، اما منابع متعدد دیگری نیز، از جمله نیروی هوایی آمریکا،[۲۹] این مباحث را مورد بررسی قرار داده‌اند. لیکن با اینکه چنین موضوعاتی از طرف منابع مختلف بسیاری مطرح گردیده‌اند، اما هیچگونه سند یا مدرک مستدل علمی در پشتیبانی از تاثیرات هارپ و ادعاهای مربوطه تا کنون در مجامع علمی مطرح و یا منتشر نگردیده، و توسط بسیاری از منتقدین «افسانه»[۳۰][۳۱] و «نظریات توطئه‌انگیز» اطلاق گردیده‌اند.

……………………………………………………………………………..

 

پروژه «هارپ» سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت

Top of Form

امتیاز کاربران به این مطلب:    پروژه "هارپ "، جایگزین زمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای که پدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریکا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریکا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شکلی اقتصادی تر، اما بسیار خطرناکتر، از سر بگیرد، با این تفاوت که این بار طرح برروی کره زمین انجام می پذیرد.

 

پروژه «هارپ» سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت

 
 
 اشاره
 بدون شک، فجایع طبیعی در هر دورانی به وقوع پیوسته و خساراتی گاه جبران ناپذیر به بار آورده اند. اما، آنچه امروز کمتر از گذشته طبیعی می نماید شدت عجیب و بی سابقه این پدیده های به ظاهر طبیعی است که اغلب با بستر فصلی خود در ناهماهنگی کامل بسر می برند. این بی نظمی های آب و هوایی عموماً به حساب تأثیرات گازهای گلخانه ای گذارده می شوند. اما آیا حقیقتاً ارتباطی میان تغییرات آب و هوا و اثرات گلخانه ای این گازها وجود دارد؟ موضوعی که مدت هاست سفره رسانه ها و فعالان صلح سبز را رنگین کرده و به بهانه ای برای توجیه علت هر فاجعه طبیعی تبدیل گردیده است. اما، آنچه از همگان پنهان مانده و توجهات را کمتر به خود معطوف می دارد، این واقعیت است که امروز خطری تازه، از نوعی دیگر، سراسر جهان را تهدید می کند که با تغییرات عجیب وضعیت آب و هوا در ارتباط است و در راستای بلندپروازی های کشورهایی که خود را یک «قدرت» و «ارباب جهان» می دانند، عمل می کند. و آمریکا یکی از همین اربابان «خودخوانده» است که در ادامه بلندپروازی های «جنگ ستارگان» خود در تلاش برای دستیابی به سیستم تسلیحاتی بسیار گسترده ای است که قادر است اعماق زمین را در جست وجوی پایگاه های مخفی بکاود، تمامی اشکال ارتباطات هرتزی را متوقف سازد، بر رفتارهای انسانی تأثیر گذارد، جریانات آب و هوایی را تغییر دهد، هواپیماها را همانند مایکروفری که به کمک امواج کوتاه عمل می کند، در آسمان «بریان» کند، و یا انفجارهایی به قدرت یک بمب اتمی پدید آورد. اما، نه فقط آمریکا... و اگر چه «به ظاهر» هیچ نشانی حکایت از استفاده از این تکنولوژی مرگبار ندارد، اما موضوع آنقدر جدی است که سازمان ملل در حاشیه بحث های خود پیرامون تأثیرات گازهای گلخانه ای بر آب و هوا، پرداختن به مسئله «جنگ زیست محیطی» را نیز آغاز کرده است. هرچند که، به رغم اطلاعات علمی موجود مسئله دست بردن در وضعیت آب و هوا با اهداف نظامی هرگز بخشی از برنامه سازمان ملل درمورد تغییرات آب و هوا نبوده، پیامدهای تکنولوژی نظامی بر وضعیت آب و هوای جهان محور هیچ گفتمانی را تشکیل نداده و هیچکس را نیز نگران نکرده است. و بحث های جاری پیرامون تغییرات آب و هوا که صرفا بر موضوع گازهای گلخانه ای متمرکزند، نیز به هیچوجه اهداف استراتژیک و دفاعی واشنگتن را به زیر سؤال نمی برد.
 
 تکنیک های تغییر محیط زیست به اهداف نظامی بخشی از تحقیقاتی را تشکیل می دهندکه اطلاعات چندانی درمورد آنها در دست نیست، چراکه در پس دیگر پروژه های ارائه شده با هدف بهبود شرایط زیست محیطی پنهان اند. با این حال، «لوک مانپائی» پژوهشگر محیط زیست، خاطرنشان می سازد، «از سال های دهه 1950، گزارش ها و بیانیه هایی رسمی در آمریکا انتشار یافته است که بر فواید نظامی تکنیک های تغییر شرایط آب و هوا تأکید دارند. و از آن زمان، تحقیقات در جهت کنترل عناصر طبیعی هرگز متوقف نگردیده، حداکثر آن که کنوانسیون سال 1977 پیرامون ممنوعیت استفاده از تکنیک های تغییر محیط زیست با اهداف نظامی و یا هر هدف خصومت آمیز دیگر، از سرعت این تحقیقات کاسته است.»
 
 پروژه «هارپ»(High-Frequency Active Auroral Research Program HAARP) ، جایگزین زمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای که پدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریکا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریکا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شکلی اقتصادی تر، اما بسیار خطرناکتر، از سر بگیرد، با این تفاوت که این بار طرح برروی کره زمین انجام می پذیرد.
 
 در واقع، همه چیز از سال های دهه 60 و ارائه طرحی به منظور تسهیل ارتباط با زیردریایی ها آغاز گردید. چراکه، تنها راه ارتباط با زیردریایی ها که به دلیل قرار گرفتن در اعماق آب ها فاصله بسیاری با سطح دارند، استفاده از امواجی با طول موج بسیار کوتاه است. اما، استفاده از این گونه امواج نصب آنتن های بسیار بزرگ را می طلبد. بنابراین، آنچه این طرح باید میسر می ساخت، ایجاد آنتنی عظیم آنهم در لایه های فوقانی آتمسفر بود.
 هارپ چیست؟
 
 «هارپ» یک فرستنده امواج الکترومغناطیسی است که آسمان را هدف گرفته، الکترون های آزاد لایه یونوسفر را در بالای آتمسفر در ارتفاع حدود 275کیلومتری که از دمایی معادل 1400 درجه سانتیگراد برخوردار است، «منقلب» می سازد و با این کار مقادیر زیادی انرژی به آنها منتقل می کند. بدینسان، دما می تواند تا 20درصد افزایش یافته، این مناطق را کاملا منبسط سازد.
 
 با دستکاری در این تزریق نیرو به یونوسفر، نوسانات وسیعی در این لایه حاصل گردیده، آن را به آنتنی با طول موج های بسیار مهم و فرکانس های بسیار پایین (از 40 هرتز تا یک هزارم هرتز!) تبدیل می کند. برد این امواج بدین ترتیب به هزاران کیلومتر رسیده، آنها را قادر می سازد در هر چیزی بر روی کره زمین حتی بدن انسان، نفوذ کنند.
 
 «هارپ» پروژه مشترک نیروی هوایی و دریایی آمریکاست، اگرچه روس ها نیز از خیلی پیش بدان توجه دارند و اروپایی ها نیز به رغم اعتراض هایشان در خفا و از نزدیک آن را دنبال می کنند. چرا که، کدام قدرت از تسلط کامل بر کره زمین و افراد بشر بیزار است؟
 
 پایگاه رسمی «هارپ» در «گاکونا» آلاسکا واقع است. این پایگاه از 360 آنتن به ارتفاع 72 پا تشکیل گردیده که بر زمینی به وسعت 400 کیلومترمربع اشراف دارند. امکان تأسیس و نصب این آنتن ها از سوی مالکان چاه های نفتی همجوار فراهم آمده است.
 
 تکنولوژی مورد استفاده پروژه «هارپ» براساس تجاربی پنهان که سال هاست در این منطقه کوچک انجام می پذیرد، استوار بوده و پیشرفت های بسیاری داشته است. هدف عمده «هارپ» که در اصل یک سلاح کشتار جمعی است که بخشی از برنامه نظامی «جوینت ویژن 2020» (Joint Vision 2020) آمریکا به حساب می آید، عمدتا بر دانش دما و کنترل اندیشه به منظور آزمایش بر روی مردم متمرکز می گردد. این طرح به ظاهر با هدف کاوش ذخایر نفتی و کانی ارائه گردیده است، اما اهداف پنهان آن خطری برای بشریت محسوب می شود.
 
 اجرای پروژه «هارپ» بسیاری از دانشمندان و کارشناسان تسلیحاتی، و نیز نمایندگان پارلمان اروپا را بسیار نگران کرده است. به طوری که، یک کارشناس انرژی به نام «گراتان هیلی» که مشاورت نمایندگان پارلمان اروپا را برعهده دارد، هم اکنون درحال جمع آوری اسنادی است تا به کمک آنها بتواند به این طرح «پایان جهانی» خاتمه بخشد. و «مگوا هالووت»، نماینده بلژیکی که ریاست گروه سبزهای پارلمان اروپا را عهده دار است، مسئولیت این پرونده را به عهده گرفته، مسئولیت رسمی پیگیری درخواست های اعضای گروه خود برای توضیح و وادار ساختن پارلمان اروپا به فشار بر ناتو- و از این طریق، وادار کردن آمریکا به پاسخ به تمامی سؤالات لازم-، با اوست. «مگدا هالووت» تأکید دارد که این نوع تسلیحات علاوه بر پیامدهای زیست محیطی، می تواند آزادی های فردی و دموکراسی را نیز به خطر اندازد.
 
 از دیگر سو، بسیاری از دانشمندان، پژوهشگران، روزنامه نگاران و فعالان محیط زیست به امید کشف چهره واقعی و پنهان پروژه «هارپ» که از سوی نیروی هوایی و دریایی آمریکا یک برنامه تحقیقاتی «ساده و بی خطر» معرفی شده است، نقش کارآگاه خصوصی را در ارتش آمریکا ایفا می کنند. قدر مسلم آن که، هیچگونه اتفاق نظری در مورد این پروژه در آمریکا وجود ندارد و شهروندان آن به استفاده از این گونه روش های «علمی» به شدت معترضند. مانند دکتر «روزالی تربل»، یک شخصیت علمی رده بالا و بسیار شناخته شده که در دوران ریاست جمهوری «ریگان» مسئولیت تحقیقات پیرامون تأثیرات پروژه تسلیحاتی «جنگ ستارگان» را برعهده داشته است. وی که درحال حاضر مشاورت پارلمان اروپا را عهده دار است، تأکید می کند که دانشمندان نظامی آمریکا تمامی توجه و تلاش خود را بر روی سیستم های آب و هوایی به عنوان یک سلاح بالقوه متمرکز ساخته اند.
 
 در سال 1995، کتابی با عنوان «فرشتگان با این هارپ نمی نوازند» (توضیح م. «هارپ» معنای ساز «چنگ» را دارد که در این جا نویسنده منظور خود را با بازی با این واژه ادا کرده است) که پروژه «هارپ» را محکوم می کند، در شمار پرفروش ترین کتاب سال آمریکا قرار گرفت.
 
 پروژه «هارپ» درواقع به لطف انتشار مقالات متعددی در روزنامه ها و نیز برنامه های متعدد تلویزیونی در این زمینه، افشا گردید و در پی این افشاگری، موجی از مخالفت ها در برابر این پروژه شکل گرفت. از میان مخالفان این طرح، اطلاعات ارزشمند دو دانشمند به نام های «ریچارد ویلیام» (شیمی دان) و پروفسور «زیلینسکی» (فیزیکدان آلمانی و متخصص الکترونیک کوانتومی) به نگارش کتب متعددی پیرامون «هارپ» انجامید. به گفته این کارشناسان، قدرت عظیم ارسال انرژی ایستگاه «گاکونا» می تواند برآب و هوای هر کشوری تأثیرگذارده، پیامدهای مثبت و یا فجایع بی شماری از قبیل زلزله های شدید، سیل ها، تسونامی ها و... به بار آورد. بدینسان، پروژه «هارپ» که مکمل زمینی طرح «جنگ ستارگان» است، به دلیل ماهیت ویژه سیگنال انتشار خود «سلاح نهایی» آمریکا محسوب می شود.
 
 یک پروژه 30میلیون دلاری
 در پس این تحقیقات که در زمینه فرکانس های بالا انجام پذیرفته و در آفاق شمالی به اجرا درمی آید، در وهله نخست یک پروژه 30میلیون دلاری نهفته است که ارتش آمریکا می کوشد آن را تحقیقاتی در منطقه یونوسفر جلوه دهد. بانیان این طرح به منظور جلب اعتماد افکار عمومی از هیچ تلاشی- چه به لحاظ انرژی و وقتی که صرف آن می سازند، و چه به لحاظ دلارهایی که در راه تبلیغات هزینه می کنند- فروگذار نیستند. معهذا، هنگامی که می دانیم طرف های اصلی قرارداد نیروی دریایی و هوایی و وزارت دفاع آمریکا هستند، باور این مطلب که پروژه مزبور فاقد اهداف نظامی است، بسیار دشوار می گردد.
 
 در عمل «هارپ» به چه چیز شباهت دارد؟
 درواقع، پروژه «هارپ» از تأسیساتی گسترده تشکیل گردیده که چندین هکتار از زمین های «گاکونا»- منطقه ای کوچک در شمال شرقی «آنکوریج» آلاسکا- را به خود اختصاص می دهد. این محل چندان نیز دورافتاده نیست، چراکه تأسیسات مزبور در جوار ذخایر گازی و نفتی متعلق به شرکت «آرکو» (Arco) قرار دارد که درعین حال امتیازات تکنولوژیک تشکیل دهنده «هارپ» را به خود اختصاص می دهد وشرکت پوششی این تجهیزات نیز هست.
 
 علاوه براین، «هارپ» به یکی از قدرتمندترین رایانه های کره زمین- که در «دانشگاه آلاسکا» در «باتروویچ بیلدینگ» نصب گردیده- مرتبط است. درخصوص ظاهر آن نیز باید گفت که محیطی وسیع و بدون درخت است که در آغاز 48 آنتن 20متری در آن نصب گردیده بود. هریک از این آنتن ها به فرستنده ای به قدرت یک میلیون وات متصل است. طبق این پروژه، سپس بر تعداد این آنتن ها و قدرت و رقم فرستنده ها افزوده شده، قدرت نهایی به یک میلیارد وات افزایش یافت که از 360 آنتن به دست می آمد. فرستنده ها توسط 6 توربین به قدرت هریک 3600 اسب بخار تغذیه می شوند که 95 تن مازوت در روز می سوزانند.
 
 اما، این تشکیلات به چه کار می آید؟ به طوررسمی، دانشمندانی که بر روی این فرستنده رادیویی غول پیکر کار می کنند، قصد مطالعه بر روی یونوسفر را دارند. با این حال و در پس پرده، «هارپ» از لایه یونوسفر بهره گرفته، آن را به سلاحی ساخته شده از انرژی مبدل می سازد.
 
 یونوسفر لایه فوقانی استراتوسفر بوده، از اجزای یونیزه بسیار پرباری تشکیل گردیده است. این لایه از ارتفاع متوسط 48کیلومتری سطح زمین آغاز می شود و تا ارتفاع 600کیلومتری بالا می رود. وجود این لایه که تراکم انرژی در آن بسیار بالاست، برای سیاره ما حیاتی است، چراکه همانند لایه اوزون نقش اساسی «سپر» را ایفا و ما را در برابر پرتوهای زیانبار خورشید محافظت می کند. لایه یونوسفر ازجمله اجزایی را که بار الکتریکی داشته و از «بادها و توفان ها»ی خورشیدی و کیهانی به وجود می آ یند، «جذب» خود می سازد. تحقیقاتی که از یک قرن پیش توسط تعدادی از دانشمندان انجام پذیرفته است، نشان می دهد که این «مانتوی انرژی» که از زمین محافظت به عمل می آورد، می تواند به کمک یک تکنولوژی مناسب به سلاحی استراتژیک و بسیار مهم مبدل شود.
 
 «هارپ» براساس تحقیقات «برنارد ایستلاند» طراحی گردیده که خود از تلاش های «نیکلاتسلا»، یک دانشمند کروات و مخترع نبوغ اوایل قرن بیستم- که جریان آلترناتیو و نیز جریان سه فازه را مدیون وی هستیم- الهام گرفته است. «تسلا» از جمله روندی را بنیان نهاد که اجازه می داد مقادیر بسیار بالایی از انرژی الکتریک بدون کمک کابل در فاصله ای 42 کیلومتری انتقال یابد. وی بخش اعظم تحقیقات خود را به «انرژی یونوسفریک» و پدیده های الکترومغناطیسی اختصاص داد. تأمین هزینه تحقیقات «تسلا» را «جی پی مورگان» بانکدار و شرکت «وستینگهاوس» برعهده داشتند، اما این حمایت بعدها به دلایل مالی متوقف گردید.
 
 اندکی کمتر از یک قرن بعد، «برنارد ایستلاند» با استفاده از تحقیقات اولیه «تسلا» در زمینه انرژی الکترومغناطیسی، بین سال های 1987 و 1994 نتایج 12 تحقیق خود را به ثبت رساند که ساختار پروژه «هارپ» و تکنولوژی های مشتق از آن در زمینه تسلیحات را تشکیل می دهند. اما، امروز مالک اصلی امتیاز اختراعات ثبت شده دیگر «ایستلاند» نیست، بلکه شرکت «آپتی-آرکو» (Apti-Arco)، یک کنسرسیوم نفتی است که در پس خود نیروی دریایی و هوایی و نیز وزارت دفاع آمریکا را دارد. از هنگام ثبت تحقیقات «ایستلاند»، هرگونه تحقیقی در زمینه انرژی الکترومغناطیسی- حتی با اهداف پزشکی- مسدود گردیده و بدینسان، میدان بسیار نویدبخش وسیعی از علوم و پزشکی به انحصار منافع ارتش آمریکا درآمده است.
 
 جنگ امواج؟!
 تمامی تکنولوژی به کاررفته در «هارپ» برپایه نشانه روی مجموعه ای از امواج بلند به سمت یونوسفر، و سپس مشاهده نتیجه آن استوار است. پیامد بمباران منطقه ای مشخص از یونوسفر به کمک امواج بلند، ایجاد آینه مجازی عظیمی است که همانند یک آنتن عمل می کند. این آنتن مجازی فرکانس هایی بسیار کوتاه رابه زمین ارسال می دارد. برای تصویر بهتر عمل صورت گرفته، می توان گفت که علاوه بر آنتن مجازی که بدین شکل در آسمان پدید آمده است، نوعی «مایکروفر» عظیم در بخشی مشخص از یونوسفر به وجود می آوریم. و وای به حال هواپیماها و موشک هایی که در این لحظه از آسمان عبور کنند! برحسب قدرت فرستنده ها، می توان همچنین سیستم های راهنمای الکترونیکی، رادارها و دیگر دستگاه های رادیویی این موشک ها و فضاپیماها را کاملاً مختل و یا آنها را به سادگی «کباب» کرد!
 
 از دیگر سو، به لطف آنتن مجازی تشکیل شده از امواج فوق کوتاه، این امکان نیز پدید می آید که پوسته زمین تا اعماق بسیار زیاد اسکن و به نوعی رادیوگرافی شود. بدین ترتیب، نظامیان آمریکایی با افتخار تمام مدعی اند که به کمک «هارپ» دیگر هیچ کشوری قادرنخواهد بود پایگاه های مخفی زیرزمینی خود را که پناهگاه سلاح های هسته ای هستند، پنهان نگاه دارد... طبق تحقیقات کارشناسان تسلیحاتی آمریکا، همچنین می توان با زیردریایی هایی که در اعماق آب در دورترین نقاط اقیانوس ها سیر می کنند، ارتباط برقرار کرده، هر نوع موشک یا هواپیمایی - حتی هواپیماهای «فریتو» - را که وارد فضای هوایی آمریکا شوند، ردیابی و یا نابود کرد. هدف نهایی، ایجاد یک سپر محافظ کلی است که قادر باشد اهداف دشمن- اعم از هسته ای یا متعارف- را از یکدیگر متمایز ساخته، به شیوه ای متناسب به آنها «بپردازد». و بالاخره، هدف «هارپ» به ویژه جلوگیری از برقراری کلیه ارتباطات رادیویی و ماهواره ای دشمنان در منطقه ای مشخص است. علاوه بر این، با تحقق این پروژه، صاحبان آن خواهند توانست سیستم ارتباطاتی خود را به سیستمی تقریباً غیرقابل نفوذ مبدل سازند.
 
 استفاده از امواج و خواص الکترومغناطیسی آنها سلاحی است که به شکلی وحشتناک مؤثر واقع می گردد. دکتر «روزالی برتل» تاکید دارد که آمریکایی ها آزمایشات خود پیرامون این گونه تسلیحات را از چهل سال پیش پنهان از دید همگان و با نادیده شمردن کنوانسیون های بین المللی آغاز کرده اند. بدینسان، پروژه های متعددی شکل گرفته است که عبارتند از: «آرگوس» (1958، Argus)، «استارفیش» (1962، Starfish)، «سولار پاورساتلایت» (1968و 1967، Solar Power Satellite)، «اسپیس شاتل اکسپریمنتز (1985، Space Shuttle Experiments)، «مایتی اوکز» (1986، Mighty Oaks) و یا «دیزرت استورم» (1991، Desert Storm).
 
 در تمامی این پروژه ها، به دلایل و بهانه های گوناگون چون قطع ارتباطات دشمن، سلاح های پلاسمایی و...، هدف جز بازی با یونوسفر و یا برخی امواج نبوده است. بنابراین، «هارپ» آخرین فصل این پروژه هاست. آمریکایی ها حتی قصد دارند شبکه ای واقعی از ایستگاه های مشابه «گاکونا» در سراسر جهان پدید آورند و بدین گونه، نوعی سپر قابل تغییر برحسب اوضاع و احوال و شرایط برای خود برقرار سازند و بسیاری از دیگر قدرت ها نیز همین سودا را در سرمی پرورانند. در راستای این هدف است که می بینیم مجموعه های تحقیقاتی دیگری پیرامون یونوسفر، ازجمله در پورتوریکو، نروژ (ترومسو)، پرو (خیکامارکا)، روسیه (در نزدیکی مسکو) و یا «نیژنی نوگورود» در اوکراین یا تاجیکستان به وجود آمده است.
 
 بدینسان، مشاهده می کنیم که در پس این پروژه تحقیقاتی به ظاهر ساده «هارپ» سلاحی مخوف نهفته است، و این سلاح مخوف چنین امکانی را فراهم می آورد که برحسب باند فرکانس به کار گرفته شده (بسیار بلند و یا فوق کوتاه)، تاثیرات خاصی- مانند کاوش در اعماق زمین از طریق اسکن آن، قطع کلیه ارتباطات هرتزی (جنگ خلیج فارس در سال 1991)، تغییر رفتار انسانی (جنگ خلیج فارس، افغانستان)، تغییر آب و هوا، «ذوب» هرگونه دستگاه پرنده در آتمسفر (جنگ ستارگان)، ایجاد زمین لرزه ها و توفان های ویرانگر، انفجارات قدرتمند در ارتفاعات (جنگ خلیج فارس)- از فاصله دور بر محیط زیست گذارده شود. نظامیان پنتاگون بر این ادعا هستندکه قدرت انتقال این سیستم بسیار زیاد و تا بدان حد است که یونیزاسیون لایه های فوقانی آتمسفر را برمی انگیزد و آن را به آینه ای بازتاب دهنده مبدل می سازد، و بدین گونه است که با استفاده از این پدیده امکان برقراری ارتباط با واحدهای دریایی و هوایی فراهم می آید.
 
 آنچه که نظامیان نمی گویند
 یکی دیگر از زمینه های اجرایی« هارپ» که بسیار نگران کننده می نماید، سلاح روانی- الکترونیک» است. در سال 1952، دکتر «خوزه دلگادو» استاد دانشگاه «ییل» آمریکا، به این مهم دست یافت که می توان با قرار دادن افراد در معرض برخی فرکانس ها و انواع موج ها، بر رفتار احساسی آنها تأثیر گذارد. دانشمندانی چون «دلگادو» و دکتر «رابرت بکر» بدین ترتیب موفق گردیدند ثابت کنند که دو موج در کنار یکدیگر قرار داده شده که فرکانس یکی از آنها تغییر یافته باشد، اثراتی به بار می آورند که براساس آنها می توان عملکردهای مغزی عمیق انسان را از فاصله دور تحت کنترل درآورد، و نتایج آن نیز «بسیار محسوس» خواهد بود.
 
 در واقع، برخی امواج بسیار کوتاه (حدود 7 هرتز) می توانند سبب پیدایش عناصری شیمیایی در مغز گردند که «طیف وسیعی از پاسخ های احساسی و یا عقلانی» را برمی انگیزند. و این، برنامه پنهان برخی قدرت ها از جمله سرکردگان نظامی آمریکاست که اربابانی «خودخوانده»اند و تلاش دارند تا از طریق نسلی تازه از سلاح های روانی- الکترونیک موسوم به «میلیترویو»، میدان الکترو مغناطیسی قدرتمندی را- که به کمک سیستم «هارپ» و برحسب نیاز تغییر یافته است- انتقال دهند. هدف، خنثی کردن نیروهای دشمن و یا کنترل کامل بر مردم بدون اطلاع آنهاست.
 
 از دیگر سو، به لطف تلاش های «بلاکمن» و «رزی ادی» می دانیم که امواج انتقالی تغییراتی در فشار خون پدید آورده، سبب تغییر جریانات یون های کلیسم، پتاسیم و سدیم می گردند. این جریانات با عبور از جداره های سلولی سیگنال هایی میکروالکتریک به وجود می آورند که در سیستم عصبی پخش گردیده، مغز را از آنچه در اطرافمان می گذرد، مطلع می سازند. بدینسان، مغز پس از آگاهی از اطلاعات به نوبه خود سبب واکنش یک ماهیچه، اتخاذ یک تصمیم و بروز یک احساس و یا حتی یک بیماری می گردد. علاوه بر این، این امواج PH خون را تغییر داده و سیستم ایمنی بدن را تضعیف می کنند.
 
 به این ترتیب، اگرچه پروژه مزبور به داستان های تخیلی بیشتر شباهت دارد، اما جامعه ای «روانی- متمدن» پدید می آورد که می توان با قرار دادن اعضای آن در معرض امواج الکترومغناطیسی، آنها را به اطاعت از یک «صدا» وادار ساخت. همانطور که می دانیم، سرکردگان نظم نوین جهانی به دو گروه تقسیم شده اند: در وهله نخست، بانکداران جهان و آژانس های سیاسی و مذهبی که خواستار کنترل مطلق بر اقتصاد جهان از طریق پول جهانی و منابع طبیعی هستند، و سپس نظامیان و سرویس های مخفی که با دانشمندان تکنولوژی همدست و متحدند.
 
 در اواسط سال های دهه 1970، «زبیگنیو برژینسکی» رئیس شورای امنیت ملی در دوران ریاست جمهوری «جیمی کارتر»، چنین پیش بینی کرد که تکنولوژی کنترل افکار و مدیریت جامعه بتدریج ظاهر خواهد گردید. این جامعه گروهی از زبدگان را هدایت خواهد کرد که برای دستیابی به اهداف خود از هیچ کوششی، از جمله بهره گیری از ابزار تکنولوژیک، تأثیر بر مردم و نظارت و کنترل کامل بر جامعه، فروگذار نخواهند بود.
 
 تمامی این حقایق در کتاب «فرشتگان این هارپ را نمی نوازند» آمده است. در سال 1997، «نیک بگیش» یکی از دو نویسنده کتاب در مصاحبه ای که در سایت «لیدینگ اج نیوز» انتشار یافت، اظهار داشت که نمایندگان پروژه «هارپ» طرح هایی را تدارک می بینند که از مردم پنهان نگاهداشته شده، اما به کار نظامیان خواهد آمد. وی بر اساس مقاله ای از «واشنگتن پست» خاطر نشان کرد که مقصد 40 درصد بودجه تجهیزات نیروی هوایی آمریکا پروژه های مخفی است و افزود: «این پروژه ها آنقدر مخفی هستند که کنگره آمریکا حتی نمی داند بر کدام پایه استوارند!»
 
 از سال 1964، توجه نظامیان به گونه ای خاص به استفاده از امواج معطوف گردید. در همین زمان بود که دانشمندانی چون «رزی ادی» و «با وین» کشف کردند که یک فرکانس 450 مگاهرتزی که به 16 هرتز تغییر یافته باشد، شیمی مغز مرغ ها و گربه ها را مختل می سازد. برای ارتش ها کاملاً بارز بود که تجربه این امواج بر مجموع پستانداران می تواند سلاحی وحشتناک و بسیار مؤثر باشد.
 
 سلاح های نوترونی به سه دسته تقسیم می شوند: سلاح های مرگبار با پرتوهای الکترومغناطیسی، سلاح های غیرمرگبار با هدف خنثی سازی موقت افراد که در تظاهرات های خشونت بار قابلیت استفاده دارد، و سلاح های القاکننده ذهنی یا کنترل رفتار.
 
 کارشناسان استراتژی پنتاگون قاطعانه با استفاده از اینگونه روش ها موافقت دارند. این را در نشریه داخلی «انقلاب در امور نظامی» (مؤسسه تحقیقات استراتژیک- کالج جنگ ارتش آمریکا) که در دسترس عموم قرار ندارد، می خوانیم: «ارزش های ما تغییر می کنند و آفاق تازه ای به روی تکنولوژی گشوده می شود. مدت زمانی پیش، به هنگام جنگ سرد، عملیات و تسلیحات روانی هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار داشت. اما، اکنون که پا به عصر الکترونیک و بیوالکترونیک می گذاریم، لازم است در مرزهای روانی و اخلاقی که با ممنوع ساختن هرگونه تکنولوژی که بتواند روح و روان دشمنانمان را، چه در داخل و چه در سطح بین المللی، به بازی بگیرد برای خود در نظر گرفته ایم، بازنگری کنیم... بلافاصله که امکان آن فراهم آید، شرکت های خصوصی و یا نیمه خصوصی را به بهره برداری از یک تکنولوژی مناسب تشویق خواهیم کرد. به همین ترتیب، می توانیم به کمک انواع تسلیحات جدید مانند سلاح های میکروبی فلج کننده، سلاح های روانی- تکنولوژی پیشرفته و... وارد عمل شویم!»
 
 اما، واقعیت گاه از بهترین فیلم های تخیلی نیز فراتر می رود. روس ها و آمریکایی ها از هنگام برقراری پایگاه های خود در نقاط مختلف کره زمین، مشترکا به استفاده از تکنولوژی «هارپ» پرداخته اند. این دو قدرت بزرگ که به ظاهر علیه یکدیگر عمل می کنند، پیوسته به مبادله نتایج تحقیقات علمی خود پرداخته اند.
 
 برخی تحلیلگران معتقدند که «هارپ» هیچ چیز پنهان در خود ندارد، چرا که اطلاعات پیرامون آن در اینترنت نیز انتشار یافته است. مدافعان «هارپ» همچنین مدعی اند که «گاکونا»- که در نزدیکی قطب واقع است- نمی تواند زیانی را که مخالفانش ادعا می کنند، به کره زمین وارد آورد. آنها حتی می گویند که ایستگاه «گاکونا» به هیچوجه به یک پایگاه نظامی نمی ماند، چرا که هیچگونه تأسیسات امنیتی، حصار یا سگ های محافظ و محافظان مسلح در آن دیده نمی شود.
 
 در واقع، هرکس می تواند به منطقه آنتن ها نفوذ کند و در وهله نخست همه چیز شفاف به نظر می رسد. اما، اگر هدف از این شفافیت ظاهری پنهان ساختن جنبه حقیقی «هارپ» باشد، چه؟ پایگاه «گاکونا»، محل تولد «هارپ»، امروز به یک ویترین تکنولوژیک تبدیل شده است و شعبات گوناگونی در خاک روسیه و آمریکا دارد. از دیگر سو، سیستم فرستنده «هارپ» به راحتی قابل انتقال به وسیله کامیون ها و یا هواپیمای بزرگ نظامی است.
 درواقع، عملیات «درهای باز» گاکونا هیچ چیز را ثابت نمی کند، چراکه استفاده از فیزیک کوانتومی را فاش نمی سازد.
 
 فجایع طبیعی یا حمله نظامی؟
 اتحاد شوروی سابق و آمریکا از سال های 1950 تمامی توجه خود را معطوف آتمسفر ساختند. دانشمندان این دو قدرت متوجه شده بودند که ارسال امواج یونیزه کننده بسیار قوی امکان تغییر آب و هوا را فراهم می آورد. در اواسط دهه 1970، مهندسان شوروی تمامی تلاش خود را برای دستکاری یونوسفر به کار گرفتند و فرستنده قدرتمند خود را به کار انداختند. بدینسان، مردم آلاسکا زمستانی به طور استثنایی گرم را پشت سر گذاردند، برای نخستین بار در میامی و جزایر باهاما که عملاً در خط استوا قرار دارند، برف بارید، و شوروی نیز از زمستانی ملایم بهره مند گردید.
 
 ایجاد نوعی آب و هوا در یک منطقه و یا یک کشور صرفاً با کاهش احتمال آن در منطقه ای دیگر میسر می گردد. در سال 1973، هندوراس کشور آمریکا را متهم کرد که با دزدیدن باران و تغییر مسیر توفان «فی فی» با هدف نجات صنعت جهانگردی خود، این کشور را با خشکسالی عظیمی روبرو ساخته است. این توفان خساراتی به بار آورد که در تاریخ هندوراس بی سابقه بود! السالوادور نیز اتهاماتی مشابه به آمریکا وارد آورد، و ژاپن مدعی شد که با ایجاد توفان در «گوام»، باران لازم برای ادامه حیاتش را دزدیده اند. در این حال، (زیمبابوه کنونی) و اسرائیل به دزدیدن باران کشورهای همسایه متهم شدند. طبق شایعات، دگرگونی عظیم آب و هوایی سال های 83-1982 ناشی از پدیده «ال نینو» در اقیانوس آرام نیز براثر اقدامات شوروی در یونو سفر پدید آمد. اما، به شکلی شگفت انگیز بازگشت «ال نینو» پس از آن تأثیراتی مشابه برجای نگذارد.
 
 در دسامبر 1975، «هوارد بندیکت» خبرنگار آسوشیتدپرس، در گزارشی پیرامون جنگ آب و هوایی باعنوان «آب و هوا، سلاحی مخفی؟»، درمورد علت تکذیب وجود چنین سلاح هایی از سوی سخنگویان آمریکایی و روس نوشت: «اگر آنها اعتراف کنند که از سلاح های برتر آب و هوایی برخوردارند، تصور واکنش مردم چندان دشوار نخواهد بود. چراکه، کمترین ناهنجاری آب و هوایی آنها را به این فکر می اندازد که: جنگ است!»
 
 و البته، نگران نکردن افکار عمومی یک اولویت است و رسانه های تحت کنترل کشورها در این راستا بسیار می کوشند. در فرانسه که سانسور درمورد پدیده های آب و هوایی کامل است، تنها یک نویسنده- «ژان مارک فیلترمن» کتابی درمورد جنگ آب و هوایی به نگارش درآورد که «سلاح های تاریکی» نام دارد. «ژان موسی برتبرگ»، خبرنگار هفته نامه «و.اس.د» نیز این شهامت را یافت که بنویسد: «سرویس های مخفی به دنبال تخیلات خود می روند. توفان های دسامبر1999 پدیده ای طبیعی بود یا حمله تروریستی؟» این روزنامه نگار در تحقیقاتی پیرامون سرویس های ویژه و نظامی مختلف آمریکا در سال 1970 فاش ساخت که «زبیگنیو برژینسکی» در کتابی پیرامون کنترل وضعیت آب و هوا تحت عنوان «بین دونسل»، پرده از برنامه نظامی جنگ مخفی جدید آمریکا برداشته است. جنگی نامرئی با هدف نابودی بخش های مختلف تولید در کشورهای رقیب: «تکنیک های تغییر آب و هوا می تواند در راستای ایجاد دوران های طولانی خشکسالی و یا بارانی به کار رود.» سلاحی خاموش برای جنگی بی صدا!
 
 کنترل افکار
 دانشمندان می گویند، نظامیان هنوز در مراحل تجربی کارهای خود قرار دارند، اما در همین حد نیز نتایج بدست آمده بسیار «نویدبخش» است. نشریه «دیفنس نیوز»، ارگان نظامی رسمی آمریکا (شماره 19، مورخ 13 آوریل 1992) پیرامون جنگ خلیج فارس و عملیات «توفان صحرا» در سال 1991 نوشت: ایالات متحده در میدان نبرد سلاحی الکترومغناطیسی (EMP Weapon) به کار گرفت که هدفی دوگانه داشت: قطع هرگونه ارتباط رادیویی دشمن، و تأثیری وحشتناک در زمینه جنگ روانی! بدین ترتیب، بهتر می توان درک کرد به چه دلیل ده ها سرباز عراقی بدون جنگیدن خود را تسلیم کردند.
 
 دیگر شکل بکارگیری تکنولوژی چند منظوره «هارپ»، انتقال مقادیر بسیاری انرژی بدون استفاده از کابل است، که به عنوان مثال برای تغذیه باتری های الکتریک یک زیردریایی کاربرد دارد. اما، زمینه اجرایی دیگری نیز وجود دارد که بسیار وحشتناک است. کافی است آزمایشات مخفی و وحشتناک انجام گرفته برروی سربازان بیچاره را به خاطر آوریم که طی آنها مقادیر زیادی موادمخدر به منظور تغییر رفتار این سربازان به آنها تزریق گردید. و یا، همانطور که در بالا بدان اشاره شد، تأثیرگذاری بر فعالیت های مغزی به کمک امواج الکترومغناطیسی. دکتر «نیک بگیچ» بی تردید تأکید می کند که یکی از اهداف پروژه «هارپ» کاربردی کردن چنین سلاحی است. «خوزه دلگادو» و یا دکتر «رابرت بکر» موفق شده بودند نشان دهند که امواجی از نوع امواج بسیار کوتاه(ELF) به همراه یک جریان آلترناتیو فرکانس هایی را پدید می آورد که می توان از آنها با نتایجی کاملاً ملموس استفاده کرد. بنابراین، قابل درک است که تکنولوژی هایی از این دست برای کارشناسان استراتژی پنتاگون بسیار جذاب بنمایند.
 
 منابع: سایت های هارپ آلاسکا، مولتی مانیا، ارت پالس، کنسپیراسیون، موندیالیزاسیون، آلترانفو، سیتی نت،ژئو لیبرتر،بیلبیت نامبرز


 
 
Drilling Fluids
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٦
 

 Drilling Fluids


Attempt any FIVE questions

1.    Describe the following
(a)    Plastic viscosity
(b)    Yield point and
(c)    Gel strength
                     (20 Marks)

2.    Explain the following drilling fluid materials.

(a)    Barium sulfate
(b)    Bentonite
                     (20 Marks)
3.    Explain with the sketch for mud balance and marsh funnel.             (20 Marks)
    
4.    Describe the classification of drilling mud.                             (20 Marks)

5.    Explain Mechanical emulsion.                                 (20 Marks)

6.    Describe chemical emulsion.                                     (20 Marks)




















1.(a)  Plastic Viscosity
    Mud is composed of solids that contribute to apparent viscosity. By definition, plastic viscosity is the shearing stress in excess of yield point that will induce a unit rate of shear. Plastic viscosity is that part of flow resistance caused by mechanical friction. This friction occurs (1) between the solids in the mud. (2) between the solids and the liquid that surrounds tem, and (3) with the searing of the liquid itself. For practical field purposes, however, plastic viscosity depends upon the concentration. Size, and shape of mud solids.
    In muds containing high solids b volume, the friction beween te particles is increased. Under this condition; plastic viscosity is increased with an accompanying increase in apparent viscosity. Decreasing the size of the solids at constant volume also increases the plastic viscosity. There is a net effect of increasing surface area, and

1.    Dilution – In most cases, water is added to dilute the solids concentration which in turn lowers the apparent viscosity and plastic viscosity b decreasing friction between the particles.
2.    Shaker Screen – Running the mud over the shaker screen removes the larger particle size solids, reducing solids concentration. Running water on the shaker screen washes fine cuttings into the mud and should be avoided.
3.    Centrifuge or Cyclone Separator – these machines mechanically separates solids by their size and mass. This in turn reduces the total solids concentration:
4.    De-sander – This machine mechanically removes the sand from the mud, which reduces the solids concentration.

1.(b)  Yield Point (lb/100 sq.ft)
    Yield point, the second component of resistance to flow in a drilling fluid, is a measurement of the electro-chemical or attractive forces in mud. These forces are a result of negative and positive charges located on or near the particle surfaces. Yield point is a measure of these forces under flow conditions and is dependent upon; the surface properties of the mud solids. (2) volume concentration of the solids, and (3) the electrical environment of these solids (concentration and types of ions in the fluid phase of the mud). High viscosity, reslting from high yield point or attractive forces is caused b;
1.    Introduction of soluble contaminants such as salt, cement, anhydrite. Or gyp, which necturalize the negative charges of the clay particle. Flood and increased yield point result
2.    Breaking of the clay particles b the grinding action of bit and drill pipe, creates new residual forces (broken bond valances) on the broken edges of the particle. These forces tend to pull the paticles together in disorganize form of flocs.
3.    Introduction of inert solids into the system increases the yield point this results in the particles being moved closer together. Because the distance between each particle is now decreased, the  attraction between particles is increased.
4.    Drilled Hydratable  shales or clay introduce new active solids into the system increasing attractive forces by brining the particles closer together, and by increasing the total number of charges.
5.    Insufficient or over treatment with chemicals increases the attractive forces

  Yield point is that part of  resistance to flow which  may be controlled by proper chemical treatment. As the attractive forces are reduced by chemical treatment. The yield point will decrease. Reduction of yield point will also decrease the apparent .
        Yield point is a measurement of the attractive forces in a mud system or it might be said to be a measure of effectiveness of chemical treatment under flow conditions. Equally important are the attractive forces causing gel strength.

1.(c)  Gel Strength (1 b / 100 sq.ft)
                           Gel strength measurements denote the thixotropic properties of the mud. They are a measure of the attractive forces under static or-non-flow conditions. Yield point on the other hand is a measurement of attractive forces under flowing conditions and should not be confused with gel strength. However, since both gel strength and yield point are a measure of the force of flocculatin as yield point decreases the gel strength will usually decrease. A low yield point does not necessarily indicate a condition of 0/0 gels. Additional, but without any appreciable reduction in apparent viscosity.
                  Gel strengths are usually classified as progressive (strong) or as fragile (weak) type gels (Figure 2-8). A progressive gel may be described as one that may start low initially, but consistently increases with time. This type gel strength as strong or firm, and hard to break. The progressive gel often occurs because of a high concentration of mud solids. Progressive gels are undesirable because they may create problems.


2.(a)  Barium Sulfate
                    In the past, a variety of materials have been used as weighting agents for mi such as barite, strontium sulfate, iron oxide, amorphous silica, calcium carbonate, a native clays. The use of barite as a weighting agent for drilling mud was lo, barite for use in mud prior to 1943 prompted the se of less effective material as weighting agents has dwindled rapidly, and barite, because of its low cost hig specific gravity, cleanliness, inertness, and freedom from impurities, has become the standard mud-weighting material.
                      Barite, which is naturally occurring barium sulfate, is also commonly known as “barites”, “heavy spar”,and locally in Missouri as “tiff”. Its chemical formula is BaSO4 , and pure barite contains 65.7% BaO and 34.3%SO3.Commecial forms of barite may run a low s 92% BaSO4. with  impurities consisting of silica, iron oxide limestone, dolomite, shale, etc. Barite is insoluble in water, has a hardness of 2.5 to 3.5 on the Mohs scale, has a specifc gravity of 4.3 to 4.4 , and the color is white to light shade of grey, red, and brown. The mineral has a white streak, a pearly to vitreous luster, and commonly occurs s crystals of the orthorhombic, dipyrsmidai class.
                         Geologically, barite is thought to have its origin as a deposition from hot waters circulated from deep in the earth, and it is found to occur in four principal types of deposits:
1.    In limestone and  other sedimentary rocks , as veins and lenses,        cavity fillings , or replacement deposits.
2.    As residual nodules in clays, derived from weathering of barium- bearing rocks such as dolomite or limestone.
3.    In beds or masses , as replacements in limestones , shales , and other  sedimentary rocks.
4.    As a gangue material in metalliferous veins or beds

The occurrence of barite is widespread and has been reported on all continents and in all major countries of the world. The deposits vary in size from those containing several million tons down to very small deposits containing only a few roc fragments, and it seems to be characteristic of barite to occur in deposits containing relatively small tonnage. The purity of barite as it occurs in nature varies considerably, from veins of almost pure barium sulfate as a gangue mineral. Barite is such a relatively low-priced commodity that commercial production can be considered only from those places from which it can be delivered at a low cot of the principal markets. The choice of a deposit to be mined is often not a question of its geology buy rather of its geography, because of the relatively high cost of transportation. Barite occurs in some deposits in a sufficiently pure state to be commercially acceptable as removed, where as in other deposits the must be beneficiated by various methods, such as washing, jigging, tabling, flotation, etc.

2.(b)  Bentonite
Bentonite deposits occur in beds from a few inches to several feet thick, mainly in the Tertiary of the Cenozoic era, upper Cretaceous, and Mesozoic, but to some extent in the Paleozoic rocks in many parts of the United States and Canada and depoists have been reported from Mexico, China, France, Germany, Poland, Russia, Japan, Italy, South Africa, and various other places.
These deposits may well have been formed during expulsion from a volcano and subsequent distribution b air currents in contact with corrosive gases that attacked the surface of the particles and rendered them open to relatively rapid disintegration when the ash fell in moist climates or into shallow bodies of water. Such conditions may have existed in Cretaceous and Tertiary times in the districts whee bentonite now occurs. The action of waer first caused the ash to disintegrate into hydrous silica and alumina with colloidal propertics and the base to dissolve. Part of the soluble salts was adsorbed, and the rest leached out. This state was supposed to have been followed b the incipient growth of crystals from a large number of nuclei with the formation of the metacolloidal condition. Bentonite, then is supposed to consist of colloidal matter, minute crystalline matter, and included impurities.
Although most bentonites are believed to have been formed from volcanic ash, Ross and Shannon point out that some deposits have been formed in situ by the devitrification not only of glassy igneous ash or tuff but ocasionall, of lava flows and even of hypabyssal intrusives.
Bentonite outcrops are unique and striking. As little vegetation will grow on them, they are barren, and because o the peculiar physical properties of bentonie these weathered outcrops often present a crinkled, orallike appearance. The later effect has been studied b Twenhofel who concludes that the surface cracks a.e caused by the lag in absorption of water by bentonite. The internal portion of bentonite is dry buy finally absorbs water and swells greatly, producing cracks in the surface layer, which has mean-while become more or less dry. After a rain many bentonite outcrops are covered with a thick mass of slippery jelly, but in dry weather the surface many be dry and fluffy or may have a peculiar granular appearance.
Bentonite is one of the most useful mud materials, contributing viscosity, suspending and sealing properties to the fluid. A ton of drilling mud grade bentonite makes approximately 100 barrels of mud having a viscosity of 15 centiposises.
Bentonite is used throughout the world in drilling mud, but there is no source of information as to the amount used. On the basis of a unit consumption comparable to the U.S, it might be estimated that in 1961 an amount approximating 150,000 tons of bentonite was used in drilling mud. Outside of the U.S. Some Wyoming bentonite is exported for drilling operations out side the U.S, but most of the supply comes from other sources.
Much of the bentonite that occurs outside of Wyoming is a calcium bentonite which has properties that are quite different than sodium bentonite used in mud. During recent years improvements have been made in methods and processes for base exchanging certain selected calcium bentonite is quite equivalent to Wyoming bentonite for drilling mud use; however, a considerable proportion of the bentonite presently being used in foreign operations does not meet the desired standards.


3.(a)  Magcobar Mud Balance
    
The Magcobar mud balance (Figure 4.1 ) consists principally of a base on which rests a graduated arm with cup, lid , knife edge, level vial, rider and counterweight. The constant volume cup is affixed to one end of the graduated arm. Which has a counter weight at the other end. The cup and arm oscillate in a plane perpendicular to the horizontal knife edge, which rests on the support, and are balanced by moving the rider along the arm.

            

Magcobar Mud Balance


3.(b)  Marsh Funnel

The Marsh funnel ( Figure 4.2 ) is inches in diameter at the top and 12 inches long. At the bottom, a smooth-bore tube 2 inches long, having an inside diameter of 3/16 inch is attached in such a way that there is no constriction at the joint. A wire screen, having 1/16 inch openings, covering one-half of the funnel is fixed at a level of ¾ inches below the top of the funnel


 

Marsh Funnel and One Liter Cup

4.  Classification of Drilling Muds
Classification of drilling muds by generic name results in two mud systems i .e , water-base types as the letter are primarily restricted to special purpose drilling. Water-base muds consist of a large number of separate systems since the only requisite is the use of water for the base vehicle. The first split in classifying water-base muds is based upon te salinity o the aqueous phase. Bentonite will dissolve salts up to certain percentages, but above tese its properties are adversely effected. Water-base fluids in which bentonite performs satisfactory are known as non-saline and those in which it does not as saline. The definition of a saline fluid for purposes of this discussion is an aqueous fluid containing sufficient soluble salt of an kind to prevent bentonite from functioning  satisfactorily as aviscosity and fluid loss controlling agent.
    Of all these systems the fresh water type is the basic, most universally used md system. This is te natural result of the availability and normally satisfactory functioning of water as the fluid vehicie. The remaining mud systems have been developed to overcome drilling conditions which fresh water muds have difficult handling or for which they are totally unfitted. These substitute systems are specrally compounded and usually are more costly to build and maintant than the fresh water type. Their use, however, for the situation for which they are fitted is often the difference between completing or abandoning a hole and without them deep drilling in many areas would be seriously handicapped.
    With this discussion in mind, the drilling fluids in use today are classified by major types and components in Table 5.1. Since the revision of this book in 1953 muds have become increasingly specialized, making it difficult to catalog the various systems under a single set of principles however. Table 5.1 rebresents one such method.
    Additional methods of classitication are used to further differentiate mud systems such as time-starch. Time-starch-emulsions, salt water-starch. Gyp-Q-Broxin, stabilized. Low surface tension, calcium-surfactant, petronat. E.P etc. These are attempts to more closely restrict the mud composition or properties to local terminology or for greater exactness.

1.    Natural Muds – No Treatment
2.    Fresh Water Muds (sodium chloride less than 1%; calcium ions less than 120 ppm)
a.    Low pH-Phosphate (pH to 8.5)
b.    Caustic-Quebraho (pH .6 to 10.5)
c.    High pH (pH 12.0 to 13.0)
d.    Chrome Lignosulfonate  (pH 8.5-10.0)
3.    Saline (monovalent) Muds (sodium chloride 1.0% or grester)
a.    Brackish Water
b.    Sea water (approximately 3.5%NaCL )
c.    Saturated Salt  Water
    4.    Calcium (Polyvalent) Muds
        a.    Low Lime
        b.    High Lime
        c.    Gypsum
        d.    Calcium chloride, acetate, or other polyvalent cations.
    5.     Low Solids Muds (solids less than 7% by volume)
    6.    Oil Emulsions, Oil to 15% in Water
    7.    Invert Emulsions, Water (20 to 70%) in Oil
    8.    Oil  Base
    9.    Sodium Silicate (Obsolete)


5.  Mechanical Emulsions
    An emulsion may be formed by the addition of either crude oil or diesel oil to a good water base mud. The ordinary water base muds contain one or several emulsifying agents. The constituents of the mud are materials such as clays, finel, divided shales, fluid loss control agents, and certin thinning ahents, all of which promote emulsification of the oil. Emulsifying materials forming mechanical type emulsions may be placed into three general groups.
1.    Powdered Solids- Clays, Bentonites, and finely divided shales all of which can be adsorbed at the interface of the oil globule. Figure 5.2 demonstrates how these materials form a protective film around the oil droplet. Bentonite (Magcogel) is one of the best of the solids emulsifiers.
2.    Organic Colloids – Fluid loss control agents (such as starch, gums,and CMC) form insoluble films around the oil globule, acting much like the powdered solids.
3.    Lignin compounds – Dispersants, such as lignite, greatly improve the emulsion. These compounds perform as emulsifying agents by improving the dispersion of the oil droplets.

When oil is stirred into drilling mud containing little or no chemical treatmerk a mechanical emulsion is formed. Figure 5.3 is a photomicrograph of a mechanical emulsion formed by stirring oil into a 5% bentonite suspension. Although the individual particles are not visible, there are opaque areas around each globule where the solids are concentrated. Such emulsions are less stable than chemical emulsions.
A more stable mechanical emulsion is obtained when chemical dispersants such as TannAthin or XP-20 are added; acting in the manner previousl discussed. The chemical necessary to emulsify the oil will vary with te amount of oil added. Generally, 2 to 3 lb/bbl of chemical is adequare, but at times more may be required.
These mechanical emulsions may be entirely adequate. They are economical, easy to prepare and easy to use. Materials in an ordinary mud may be all that needed to produce a stisfatory emulsion. The emulsion will “slick up” the hole decrease fluid loss, increase bit life, increase rate of penetration, decrease total rotating hours, and hence, educe drilling costs.
Mechanical emulsions, wile stable under normal conditions, may not remain so when the mud becomes flocculated. Figure 5.5 shows the effect of flocculation on a mechanical emulsion prepared with 10% crude oil in a slurry containing 20 lb/bbl of bentonite. The emulsion in this sample was broken when 10,000ppm salt was added to the slurry. The bentonite particles surrounding the oil globules become flocculated allowing the oil to break out.
    The mechanical emulsifiers have little effect on surface tension because they are not water soluble. Mechanical emulsions sow no tendency to oil wet. The colloidal solids emulsifiers remove oil from metal surface and prevent oil wetting. Chemical emulsions, however, are capable of decreasing surface tension and promoting oil wetting.
    An emulsion may be made more stable b forming a chemical emulsion. Certain chemical emulsifiers are available to emulsify the oil in the mud. Those currently being used are placed in three groups.

1.    Anionic active agents – This group includes the lignosulfonate (Spersene and Kembreak) and the petroleum sulfonates (Magconate)
2.    Non-ionic surface active agents – DME (Drilling Mud Emulsifier)
3.    Mixed formulated blends – Magco Mul, Salinex

Group 1, the anionic active agents, include compounds such as the lignosulfonates, these are weak chemical emulsifiers and may satisfactorily emulsify the oil. They improve the mechanical emulsifying potential of the clas by dispersion and also add a slight reducation in surface tension. They produce a weak polarization of the molecule, thus improving the stability of the emulsion. Magconate, the other example in Group 1, reduces surface tension considerably. The material has a mixed polar-non-polar type of molecular structure. Magconate uses two of the best means for making emulsions. First, the surface tension is reduced and small droplet are easily formed. Second, the non-polar potion of the non-ionized oil and the polar portion is attracted to the ionized water. This arrangement of the molecules forms a very tough film or skin around the oil globules at the interface of the oil and water.

Group 2, the non- ionic emulsifiers, are best described in terms of the linkage between the hydrophobic (water repelling) and the hydrophilic (water solubilizing) portion of the molecule. Tese linkages include; ether linkage, ester linkage, amide linkage, miscellaneous linkage and multiple linkage. For a given hydrophobe, water solubility increases as the hydrophilic chain is lengthened in proportion to the size of the hydrophobic part of the molecule. Because it is possible to shorten or lengthen either the hydrophobic or ydrophilic part of the molecule, emulsifying agents can be tailor-made for specific applications.
DME is an excellent non-ionic emulsifier. The material has the fight balance between the hydrophobe and hydrophile to maintain a tight oil-in-water emulsion. Because of its solubility in both oil and water, DME reacts to form an emulsion in much the same manner as do the anionic emulsifying agents. It stabilizes the emulsion by arranging the molecules at the oil-water interface. The oil soluble portion pointing toward the oil, and the water soluble portion toward the water. These compounds also act as surface tension reducers, and are also powerful surface acting agents. Because they are surface active agents, their application is limited to flocculated muds and low solids muds. The material is not used in well dispersed mud systems.
Group 3, is the mixed blends. Magco Mul and Salinex are two materials in this classification. Magco Mul is applied in fresh water systems that are relatively free of calcium and/or magnesium salts. From 3 to 4 lb/bbl of Magco Mul is recommended for muds containing approximately 10%oil. Salinex is an emulsifier especially designed to prepare oil-in-waer emulsions in seawater and salty muds. It is an effective emulsifier in muds having salt contents from 15,000 p-pm salt to near saturation.


 
 
فرمول زدن فوم به گل حفاری
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٦
 

حجم مخزن به بشکهX159Xدرصد/حجم درام


 
 
واژه نامه حفاری
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 

 

                 ********     A        ********                

Abandon                      متروکه کردن-ترک کردن, مسدود کردن یک قسمت از چاه‏‏‎

Abaftپاشنه یا عقب (کشتی یا دستگاه حفاری دریایی)                                          

Abnormalغیرعادی                                                                           

Abrasiveسایشی-ساینده                                                                       

Abrasive Wearفرسودگی سایشی                                                         

Abradeخراشیدن-تراشیدن (دیواره چاه)                                                   

Abreastپهلو به پهلو (در حفاری دریایی)                                                 

Absolute Permeabilityعبور پذیری مطلق-تراوایی مطلق                        

Acceleratorشتابگر                                                                            

 Accelerator         انباره                                                                   

Acid Fracturingلایه شکافی با اسید                                                      

Acidizing                               اسید زنی-اسید کاری                            

Acid Treatmentچاره کاری با اسید-معالجه با اسید                                   

Actionکنش-عمل                                                                               

Adapterتبدیل                                                                                   

Adaptor Flangeفلنج تبدیل                                                                 

Additiveمواد افزودنی به گل و سیمان حفاری-افزایه                                          

Adjustable Chokeکاهنده قابل تنظیم-چوک قابل تنظیم                                    

Adhesionچسبندگی-کشش سطحی                                                               

Aerationهوا زدن به مایعات                                                                        

Aerated Mudگل هوا زده                                                                          

A-Frame                  دکل نوع -نوعی دکل یا جرثقیل جهت وزن های بسیار سنگین

Affinityتمایل-گرایش                                                                               

Agglomerateانباشتن-متراکم شدن                                                               

Aggregateتجمع-هم شکل کردن (سنگ های رسی)                                           

Aggregation                                                                 تجمع هم شکل  

Againزمان دادن- مدت دادن                                                                        

Air-Actuatedعمل کننده بادی- بادی                                                           

Air Cutآمیخته با هوا                                                                                 

Air Drillingحفاری با هوا                                                                         

Air Gapفا صله هوایی (فاصله سطح آب تا زیر سکوی دکل حفاری دریایی)              

Air Hoist بالا بر هوایی                                                                             

Air Injectionتزریق هوا                                                                           

Air Nozzleشیپوره (هوا)                                                                           

Air Trapهوا گیر                                                                                     

Alarmآژیر – هشدار                                                                          

Allowableمجاز                                                                               

Allowable Pullکشش مجاز                                                               

Analysis Coreآنالیز مغزه                                                                   

Analysis Mudآنالیز گل حفاری                                                           

Anchorمهار – لنگر – گیره, محکم کردن – ایمن کردن                             

Anchor Chainزنجیر لوله گیر                                                             

Anchors (B.O.P.) مهارهای بدنه فورانگیر                                            

 Anchor packerتوپک مهاری                                                            

Anchor Pipe                                                                              لوله لنگر

Angle of Deflection                                                             زاویه انحراف

Angle of Drift                                                                       زاویه انحراف

Angle of Deviation                                                              زاویه انحراف

Allowable Stress                                                                     تنش مجاز

Angle Drop-Off                                                                  زاویه افت چاه

Angle of Inclination                                                      شیب – زاویه میل

Angle of Twist                                                                      زاویه پیچشی

Angle Needle Valve                                                               شیر سوزنی

Angle Sub                                                                         لوله رابط خمیده

Anhydrite                                                                           انهیدربت - گچ

Annulus                                                                                           دالیز

Annular Space                                                                     فضای دالیزی

Annular Blowout Prevent or                                           فورانگیر دالیزی

Annular Velocity                                                                سرعت دالیزی

Anti Rust                                                                                   ضد زنگ

API                                                              ا – پی – آی –انجمن نفت آمریکا

API Specification                                                   مشخصات ا – پی - آی

Apparent Viscosity                                                          گرانروی ظاهری

Asbestos                                                                                    پنبه نسوز

Asphalt                                                                                        آسفالت

Astern                                                             در عقب دستگاه حفاری دریایی

Athwart                                                  اتصال پهلو به پهلو (در حفاری دریایی)

Automatic Drilling Control Unit                            دستگاه حفار اتوماتیک

Azimuth                                                                           آزیموت - سمت

A.A.O. DC                            اتحادیه پیمان کاران آمریکایی حفاری چاه های نفت

             ********        B         ********

Back Off                                                                                  پس گردی

Back off operation                                                        عملیات پس گردی

Mechanical Back off Operation                         عملیات پس گرد مکانیکی

Shooting Back off Operation                              عملیات پس گرد انفجاری

Back Pressure                                                                           پس فشار

Back Pressure Valve                                                          شیر پس فشار

Baffle                                                                                 سپر – موج گیر

Baffle Collar                                                                   طوقه سیمان ساده

Bail of Elevator                                                                  گوشواره بالابر

Bailer                                                                                             دلوچه

Balance Plug                                                                      مجرابند متعادل

Ball Sealer                                                                        گویچه اسیدکاری

Ball Out                                                       گل شویی  - تمیزکردن گل از مته

Ball Up                                                                                      گلی شدن

Barشمش                                                                           – میله کوتاه

Bar                                                                                            واحد فشار

Barite                                                                         باریت (سولفات باریم)

Barrel                                                                                              بشکه

Barrier                                                                                      مانع - سد

Base Flange                                                                                فلنج مبنا

Base Line                                                                                    خط مبنا

Basket                                                                                               سبد

.....Basket                                                                                       سبد....

Bridging Basket                                                             سبد سیمان کاری

Cementing Basket                                                           سبد سیمان کاری

Cone Basket                                                                       سبد کاج گیری

Fishing Basket                                                                  سبد مانده گیری

Magnetic Basket                                                                سبد آهن ربایی

Pour Boy Basket                                                                   سبد چنگالی

Basket Sub (Junk Sub)                                               طوقه خرده آهن گیر

Bearing                                                                                امتداد - جهت

Bearing                                                                                         بیرینگ

Ball Bearing                                                                            بال بیرینگ

Bit bearing                                                                              بیرینگ مته

Friction bearing                                                                   بیرینگ بالشی

Journal bearing                                                                    بیرینگ ژرنال

Roller Bearing                                                                      رولر بیرینگ

Sealed Bearing Bit                                                            بیرینگ گریسی

Standard Bearing                                                             بیرینگ استاندارد

Bed                                                                                          طبقه - لایه

Bell Nipple                                                                          لوله هادی گل

Belt (V type –belt)                                                              تسه وی شکل

Belt Run                                                                                     تسمه ای

Bending Moment

Bent Sub                                                          طوقه خمیده – طوقه زاویه دار

Big Blower                                                            پنکه روی سکوی حفاری

Bit                                                                                                      مته

Bit Breaker                                                                             "مته شکن"

Bit Element                                                                     اجزا و قطعات مته

Bit Cone                                                                                  "کاج مته"

Bit Cone Shell                                                                "پوسته کاج مته"

Bit Crest of Tooth                                                       راس دندانه های مته

Bit Heel Teeth                                                             پاشنه دندانه های مته

Bit Interruptions                                                 برش جانبی دندانه های مته

Bit Green                                                                              مته کنده نشده

Bit Gauge                                                                          حلقه مقیاس مته

Bit Gauge Surface                                                            سطح مقیاس مته

Bit Gauge Under cut                                          برش دندانه های مقیاس مته

Bit Leg                                                                                       پایک مته

Bit Root of Tooth                                                       ریشه دندانه های مته

Bit Nose of Cone                                                              دماغک کاج مته

Bit Shank                                                                                   نرینه مته

Bit Shirt Tail                                                                      دامن پایک مته

Bit Shoulder                                                                        شانه های مته

Bit Spear Point                                    پیکان مته (دماغک کاج شماره یک مته)

Bit Water Course                                                               مجرای گل مته

Bit Lift                                                                                         عمر مته

Bit Pilot                                                                                     هادی مته

Bit Record                                                                    گزارش کار کرد مته

Bit Serial Number                                                             شماره سریا مته

Bit Sub                                                                                       طوق مته

Bit Trade Mark                                                               مارک تجارتی مته

Bit Types                                                                                   انواع مته

Button Bit                                                                              مته دکمه ای

…. BIT                                                                                          مته....

Carbide insert Bit                                                                  مته دکمه ای

Core Bit                                                                             مته مغزه گیری

Diamond Bit                                                                            مته الماس

Directional Bit                                           مته مایل کن – مته حفاری انحرافی

Drag Bit                                                                                  مته تیغه دار

Expanding Bit                                                                     مته باز شونده

Fish Tail Bit                                                                          مته دم ماهی

Hard Formation Bit                                                         مته سخت سازند

Jet Bit                                                                                     مته فواره ای

Long Tooth Bit                                                                    مته دندانه بلند

Mill Tooth Bit                                                                مته دندانه فولادی

Mining Bit                                                                         مته معدن کاری

Offset Bit                                                                          مته برون مرکزی

Pilot Bit                                                                                    مته راهنما

Percussion Bit                                                                       مته ضربه ای

Rock Bit                                                                                مته سه کاجه

Rolling Cutter Bit                                                           مته با کاج گردنده

Reverse Circulation Bit                                               مته گردش معکوس

Rotary Bit                                                                                مته دورانی

Sealed Bearing Bit                                                                  مته گریسی

Soft Formation Bit                                                              مته نرم سازند

Bit Walking                                                            سر خوردن و خزش مته

Blade (Stab. & Ream.)               تیغه مورد استفاده در طوقه پایدار کننده و تراش

Blank Casing                                                                   جداری نا مشبک

Blank Flange                                                                             فلنج کور

Blank off                                                                        بستن - کور کردن

Blast Joint                                                                             پارلوله مقاوم

Bleed                                                                     تخلیه (تدریجی گاز و آب)

Blend to                                                                                مخلوط کردن

Blind                                                                                                 کور

Blind Flange                                                                              فلنج کور

Blind Drilling                                                                        حفاری کور

Blind Ram                                                                                کوبه کور"

Block                                                                             جعبه قرقره - بلاک

Blow                                                                                  وزیدن - دمیدن

Blow out                                                                             فوران - طغیان

Blow out Prevent or (B.O. P.)                                                فوران گیر

Board                                                                                    تابلو - صفحه

Bore                                                           قطر داخلی – دیواره داخلی - دهانه

Borehole                                                                                  دیواره چاه

Borehole Stability                                                            ثبات دیواره چاه

Body                                                                                                 بدنه

Bolt                                                                                                  مهره

Bond                                                                          پیوند – اتصال - بست

Bonnet                                                                                         کلاهک

Bonnet Seal                                                                      درز گیر کلاهک

Boom                                                                                   بازوی متحرک

Booster                                                                   تقویت کننده – فشار افزا

Booster Pump                                                                 پمپ تقویت کننده

Bowl                                                                                         جام - مقر

B.O.P. Drill                                            تمرین کنترل چاه – تمرین با فورانگیر

Bottom Hole                                                                                 ته چاه

Bottom Hole Assembly (BHA)                                           ساقه حفاری

Bottom settling                                                                         ته نشست

Bounce                                                                                         کوبیدن

Box                                                                                                مادگی

Brackish                                                                                       شوراب

Braden Head – Casing head housing                                 سرجداره پایه

Brake                                                                                               ترمز

Brake Band                                                                                      لنت

Brake Flange                                                                            فلنج ترمز

Brake Hydrometric                                                           ترمز هیدرولیک

Brake Magnetic                                                                 ترمز مغناطیسی

Elm ago Brake (Magnetic Brake)                     ترمز برقی (مصطلح سرچاه)

Brake Pneumatic                                                ترمز پنوماتیک (ترمز بادی)

Brake Rim                                                                               چنبره ترمز

Break                                                                                           شکستن

Break Circulation                                             به جریان انداختن گل حفاری

Break Down                                                               ازرشته در آوردن لوله

Break out                                                        باز کردن لوله – شکستن اتصال

Break out Plate                                                                     در پوش چاه

Break out Tongs                                                                      آچار چپ

Bridging                                                                     کیپ شدن - بهم آمدن

Bridge                                                                                               مانع

Bridge Plug                                                                           مجرا بند پلی

Brine                                                                                           آب شور

Brine in                                                                               زنده کردن چاه

Brittleness                                                                       تردی - شکنندگی

Brush Heap Structure                                               ساختار دسته جارویی

Broken Pin                                                                            نرینه شکسته

Buckle                                                                         کمانه کردن - کمانش

Bull Head                                                                              سرکوبی چاه

Bull Plug                                                                          در پوش مغزه ای

Bulk Material                                                                              مواد فله

Bumper Sub                                                                     طوق ضربه کوب

Bushings                                                                                         بوش

Bushing Assembly                                                            بوش سر جداره

Casing Head Bushing                                                       بوش سر جداره

Gland Bushing                                                                     بوش غده ای

Kelly Bushing                                                                           بوش کلی

Master Bushing                                                                       بوش اصلی

Rotary Bushing                                                                     بوش دورانی

X-Bushing                                                             بوش سر جداره نوع اکس

Buttress (BUT)                                                                             باترس

                   ********              C        ********

Cable                                                                                                کابل

Cable Tool drilling                                                          حفاری ضربه ای

Calibrate                                                                                 مدرج کردن

Caliper                                                                                        قطر یاب

Caliper Log                                                                        نمودار قطر یابی

Cap                                                                                      سر پوش - در

Capacity                                                             قدرت – گنجایش - ظرفیت

Cap a Well                                                                         مهار فوران چاه

Carrying capacity (Mud)                                                ظرفیت حمل گل

Carrier Rig                                                                                دکل سیار

Cased (Cased Hole)                                                  پوشیده – چاه پوشیده

Case History                                                                                  سابقه

Casing                                                                                     لوله جداری

Casing Baffle Collar                                                       طوق سیمان ساده

Casing Bowl                                                 جام لوله جداره- مقر لوله جداره

Casing Centralize                                                          پرگر – لوله جداره

Casing Clamp                                                                  بست لوله جداری

Casing Collar                                                          طوقه اتصال لوله جداری

Casing Differential fills up collar                             طوقه سیمان پر کننده

Casing Float Collar                                                      طوقه سیمان شناور

Casing Hanger                                                                آویزه لوله جداری

Casing Head                                                                             سر جداره

Casing Head Spool                                                        ماسوره سر جداره

Casing Head Housing                                                         سرجداره پایه

Casing Point                                                                  عمق نصب جداری

Casing Protector                                                     حفاظ رزوه لوله جداری

Casing Scraper                                                        طوق تراش لوله جداری

Casing Shoe                                                                  کفشک لوله جداری

Casing Differential Fill Up Shoe                                     کفشک پر کننده

Casing Duplex Shoe                                                         کفشک مضاعف

Casing Guide Shoe                                                               کفشک ساده

Casing Scraper                                                              طوقه جداری تراش

Casing Spear                                                                   قلاویز جداره گیر

Casing Spider                                                                       گوه عنکبوتی

Casing String                                                                  رشته لوله جداری

Casing swage                                                                   سنبه لوله جداری

Cat Head                                                                    طبلک فرعی (کت هد)

    Break out Cathead                                 طبلک چپ (طبلک باز کردن لوله)

    Make up Cathead                              طبلک راست (طبلک سفت کردن لوله)

Cat ion Exchangeable Capacity                             ظرفیت تعویض کاتیونی

Cat line                                                                            کابل طبلک فرعی

Cat Walk                                                                          راهرو – راه گربه

Caving                                                                             ریزش دیواره چاه

Cellar                                                                                        "سرداب"

Cement Accelerator Additive                                     افزایه شتابده سیمان

Cement Additive                                                                   افزایه سیمان

Cement Basket                                                                سبد سیمان کاری

Cement Bond                                                                         آژند"سیمان

Cement Bond Log                                                         نمودار آژند سیمان

Cementer Multistage                                            سیمان زن چند مرحله ای

Cementing Bottom Plug                                              جداری روب پایینی

Cementing Top Plug                                                   جداری روب بالایی

Cementing Head                                                         کلاهک سیمان کاری

Cementing                                                           سیمان کاری – سیمان زنی

  Primary Cementing                                                      سیمان کاری اولیه

  Multistage Cementing                                     سیمان کاری چند مرحله ای

  Squeeze Cementing                                                  سیمان کاری تزریقی

  Secondary Cementing                                                سیمان کاری ثانویه

Cement Grout                                                دوغاب سیمان (کمی سفت شده)

Cement Plug                                                                     مجرا بند سیمانی

Cement Time                                                                   زمان سیمان زدن

Cement Retainer                                                           توپک سیمان کاری

Cement Retarded Additive                                         افزایه شتابگر سیمان

Cement Return                                    برگشتی سیمان – برگشت سیمان اضافی

Cement Slurry                                                                    دوغاب سیمان

Centralize                                                                               پرگار کردن

Centralizer                                                               پرگر (لوله های جداری)

Chain Drive                                                                 زنجیر ران -زنجیری

Chain Tongs                                                                           آچار زنجیر

Channel (to)                                                                              رگه شدن

Channeling                                                                                  رگه ای

Chanvre                                                                                    مقطع کابل

Check Valve                                                          شیر یک طرفه - یکسویه

Chemical Cut –Off Mud                                             بریدن گل (شیمیایی)

Chemical Treatment                                چاره کاری شیمیایی –شیمی درمانی

Chips                                                                      کنده های مته –تراشه مته

Chip Clearance                                    راندن کنده های مته –دفع کنده های مته

Chipping Action (bit)                                          عمل خرد و ریز کننده مته

Choke                                                                                            کاهنده

   Adjustable Choke                                                        کاهنده قابل تنظیم

    Positive Choke                                                                 کاهنده مثبت

Choke Line                                                           کاهنده خروجی فوران گیر

   Bottom Choke Line                                   کاهنده خروجی زیرین فورانگیر

   Top Choke Line                                         کاهنده خروجی بالایی فورانگیر

Choke Manifold                                                      شبکه کاهنده (فورانگیر)

Christmas tree                                                                             تاج چاه

Circle “C” Assembly                                           ساقه حفاری "سی" شکل

Circulation                                                                            گردش سیال

Circulating across Well Head                               گردش گل در دهانه چاه

Circulate Around                                                             گردش کامل گل

Circulating Head                                                              سری گردش گل

Circulating Rate                                                               میزان گردش گل

Clamp                                                                                              بست

Clay ejector                دستگاه رس زدا (دستگاه تصفیه وجداسازی موادرسی از گل)

Cleavage                                                                                           رخ

Clutch                                                                                             کلاج

   Air Actuated Clutch                                                             کلاج بادی

   Friction Clutch                                                                   کلاج مالشی

   Hydraulic Clutch                                                          کلاج هیدرولیک

   Mechanical Clutch                                                          کلاج مکانیکی

Coalescence                                                بهم پیوستگی مولکول های مایعات

Cohesion                                                 بهم پیوستگیمولکول های جامد ومایع

Coat (to)                                                                    پوشاندن –روکش زدن

Coating                                                                                         روکش

Coefficient of viscosity                                                   ضریب گرانروی

Cold Work                                                                                 کار سرد

Collar                                                              طوقه (طوق اتصال دو سر ماده)

Colloid                                                                                          کلویید

Come Out of the hole بیرون آمدن از چاه                               – لوله بالا

Compaction                                                                      تراکم - فشردگی

Companion Flange                                                               فلنج پیوندی

Company Man                                                                           ناظر فنی

Completion Head                                                            سری تکمیل چاه

Compounds                                                  جعبه دنده –جعبه انتقال مکانیکی

Compound                                                                     ترکیبات-تجهیزات

   Sealing Compound                                                        ترکیبات آکندی

   Thread Compound                                                             گریس رزوه

   Thread Locking Compound                                              چسب رزوه

Compression                                                                                  تراکم

Compressive Strength                                                      مقاومت تراکمی

Concentration Cell                                             سل ناحیه ای –سل متمرکز

Condition                                               شرایط-وضعیت-تغییرشرایط-بهسازی

Conditioning of hole                                                            بهسازی چاه

Conditioning of mud                                                          باز سازی گل

Conductor Pipe (conductor casing)                                       لوله هادی

Conduit Support                                                                        مقر لوله

Cone (Bit cone)                                                                  کاج (کاج مته)

Cone type Bit                                                                         مته کاج دار

Connection                                                                 اتصال لوله-پیوند لوله

Contaminated                                                                  آلوده شدن-آلوده

Contaminates                                                                             آلودگرها

Consistency Curve                                                         منحنی گرانمایگی

Consistency Index                                                          شاخص گرانروی

Consolidation                                                               استوار کردن سازند

Continuous Phase                                            فاز پیوسته یافاز اصلی محلول

Control Line                                                                            خط کنترل

Conventional Drill Collar                                              لوله وزنه معمولی

Corkscrewed string         رشته لوله کلاف شده(تغییرشکل دایمی رشته لوله کمانه..)

Core                                                                                 مغزه –مغزه گیری

Core Catcher                                                                       زبانه مغزه گیر

Core Head                                                                             مته مغزه گیر

Core Barrel                                                                           لوله مغزه گیر

Core Cutter Head                                                                  مته مغزه گیر

Coring                                                                                      مغزه گیری

Corrective Jetting Run                    راندن فواره مته برای تصحیح زاویه انحراف

Course                                                                  مسیر(در چاههای انحرافی)

Course Bearing                                                                       جهت مسیر

Course Deviation                                                                 انحراف مسیر

Course Length                                                                         طول مسیر

Cross Column Capacity                                                ظرفیت ستون دکل

Cyclone                                                                                   "چرخاب"

Corrosion                                                            خوردگی وزنگ زدن فلزات

Corrosion Agent                                                               عامل خورندگی

Corrosion Product                                                   حاصل خوردگی-زنگ

Corrosive                                                                                     خورنده

Coupling                                                    محورگردان (بین گردنده وگرداننده)

Coupling                                                                       اتصال-طوق اتصال

   Casing coupling                                                  طوقه اتصال لوله جداری

   Flow Coupling                                                              طوقه آرام بخش

   Pipe coupling                                                                        طوقه لوله

   Quick Disconnect Coupling                                          طوقه تند شکن

Cracked                                                                                  ترک خورده

Crater                                                                            چاه در حال ریزش

Critical Loadباربحرانی                                                                            

Critical RPM                                                             سرعت دورانی بحرانی

Crooked Hole                                                                         چاه مارپیچ

Crossover Sub (X-O sub)                                                             تبدیل

Crossover Joint                                                                    پارلوله تبدیل

Cross Threaded                                                           دنده روی دنده افتاده

Crown                                                                                         تاج دکل

Crown Block                                                                   "بلاک تاج دکل"

Crushing Action (Bit)                                                  عمل خرد کننده مته

Cup Tester                           کاپ تستر (وسیله آزمایش قسمت فوقانی لوله جداره)

Cure                                                                             رفع کردن - بهسازی

Cuttingکنده ها(مته)                                                                          

               ********        D          ********

Daily Drilling Well Progress Report            گزارش روزانه عملیات حفاری

Dampener                                                                  خفه کننده –ضربه گیر

Dart Sub                                                                               طوقه تیزه ای

Day Tour                                                                                  روز کاری

Day Work                                                                                روز مزدی

Day Work Drilling                                                        حفاری روز مزدی

Dead Line                                                                                 کابل ثابت

Deadline Anchor                                                               مهار کابل ثابت

Decantation Tank                                                              مخزن ته نشینی

Deflocculated                                                                      برنده شیمیایی

Defoamer                                                                         کف زدا - ضدکف

Degasser                                               گاز زدا –دستگاه گاز زدایی گل حفاری

Density Log                                                                         نمودار چگالی

Depth                                                                                     عمق - ژرفا

Depth In                                                                   عمق شروع کاریک مته

Depth out                                                                   عمق پایان کاریک مته

Derrick                                                                                             دکل

Derrick column capacity                                           ظرفیت بازستون دکل

Derrick Floor                                                                         سکوی دکل

Derrick Leg                                                                                پایه دکل

Derrick Set Back Capacity                                  ظرفیت چیدن لوله در دکل

De.sander                                                                                  "شن زدا"

Design                                                                                          طراحی

De.slitter                                                                                 "ماسه زدا"

Detergent                                                                             پاک کننده ها

Diagram                                                                                          شکل

Die                                                                                                 حدیده

Die Collar                                                                     مانده گیر حدیده ای

Differential Fill up                                                           پر کننده تفاضلی

Differential Pressure Sticking                                          گیرتفاضلی لوله

Dilatants Fluid                                                                  "سیال گرانشو"

Dip meter                                                                         نمودار شیب یابی

Directional Drilling                                      حفاری جهت دار- حفاری مایل

Dispersant                                                                         مواد پر کننده گر

Dispersion                                                                  پراکنش- پخش شدن

Ditch                                                                             جوی گل –گل راهه

Dog Houseاطاق حفار                                                                        

Dogleg                                                                                        سگدست

Dogleg Severity                                                                 شدت سگدست

Dope                                                                            دوپ-روغن-گریس

Double                                                                                          دوتایی

Double Acting Pump                                                        پمپ دو هنگامه

Double Board                                                                      سکوی دکلبان

Double Pack off Flange                                                    "فلنج دوآکند"

Double Studded Flange                                                    فلنج دو سرپیچ

Double Studded Adaptor                                                تبدیل دو سرپیچ

Down Dip                                                                                 فرو شیب

Down Time                                                                         زمان تلف شده

Drag                                                                                مقاومت اصطکاکی

Draw work                                                                          گردونه حفاری

Draw work Compound                                                    جعبه انتقال نیرو

Drift                                    لغزیدن-سریدن-ازسوراخی یا لوله ای گذشتن-انحراف

Drift Diameter                                                                          قطر مجاز

Drift Rubber                                                                      خرگوش (مص)

Drill (to)                                                                        حفاری (حفرکردن)

Drill ability                                                                         قابلیت حفاری

Drill Collar                                                                      لوله وزنه حفاری

Driller                                                                                             حفار

Drilling Around                                                       عبور از مانع داخل چاه

Driller Crew                                              کارکنان سکوی حفاری-گروه حفار

Drilling Ahead                                                                      ادامه حفاری

Drilling Break                                               افزایش ناگهانی سرعت کندن مته

Drilling Fluid                                                                       سیال حفاری

Drilling Foreman                                                              سرکارگرحفاری

Drilling - in                                                          شروع حفاری لایه نفت ده

Drilling Spool                                                                   ماسوره حفاری

Drilling Technique                                                            تکنیک حفاری

Drillers Log                                                         حفاری نگار-نگاره حفاری

Drilling Recorder                                                                  حفاری نگار

Drilling Superintendent                                                 سرپرست حفاری

Drilling under Pressure                                                حفاری تحت فشار

Drill out                                                           حفاری سیمان،پلاک و مجرابند

Drill Pipe                                                                                لوله حفاری

Drill Stem Test                                                                آزمایش ساق مته

Drill String                                                                           رشته حفاری

Drive Sub                                                                               طوقه گردان

Dry Drilling                                                                        حفاری خشک

Drum                                                                                     درام- طبلک

Ductility                                               شکل پذیری-چکش خواری (درفلزات)

Dull Bit                                                                                  مته کند شده

Dummy                                                                                           دامی

Duplex Pump                                                                  پمپ دو ضربه ای

Dutchman                      پیچ بریده-قسمتی از پیچ شکسته که داخل مهره باقی مانده

DV-cementer                     طوقه سیمان زنی دو مرحله ای-طوقه باز شونده سیمان

Dyna Drill                                                                                داینا دریل

              ********      E         ********

Elastic Limit                                                                          حد الاستیک

Elevator                                                                                          بالابر

Elevator Bail                                                                      گوشواره بالا بر

Emulsify                                                               امولسیونه کردن-"آمودن"

Emulsifier                                                                      امولسیونر-"آماد"

Emulsion                                                                       امولسیون-"آموده"

Emulsification                                               امولسیونه کردن-"آموده کردن"

Endurance                                                                                        دوام

Endurance Limit                                                                        حد دوام

Equivalent Circulation Density                  وزن مخصوص معادل گردش گل

Erosion drilling                                                                 حفاری سایشی

Extended Neck                                                                      گردن کشیده

Extension Pipe                                                                   پار لوله الحاقی

External Upset                                                                     برون برجسته

Extreme Pressure Lubricant                                       روان ساز فشار قوی

                ********         F         ********

Fann V-G meter                                             وی- جی- متر- گرانروی سنج

Fast Line                                                                                  کابل سریع

Fatigue Failure                                                      گسیختگی در اثر خستگی

Fatigue Limit                                                                         حد خستگی

Fatigue Test                                                                     آزمایش خستگی

Fatigue Strength                                                   مقاومت در مقابل خستگی

Feed                                                                                              ورودی

Feed off                           پایین بردن تدریجی مته به ته چاه وگذاشتن وزن روی آن

Female Thread                                                                       رزوه مادینه

Filtration Control Agent                                         افزایه کنترول صافی گل

Fer-O-Bar                                                                                     فرو بار

Fiber                                                                                رشته- تار- الیاف

Field                                                                                      میدان- حوزه

Field Test & Study                             آزمایش و مطالعه حوزه ای-(سر چاهی)

Fill The Hole                                                                        پر کردن چاه

Fill Up (Line)                                                   پر کردن چاه- (پر کننده چاه)

Fill Up Shoe                                                                      کفشک پر کننده

Filter                                                                                      پالایه-صافی

Filtrate (to)                                                                   صافی (صاف کردن)

Filtration Control Agent                         افزایه کنترل صافی-"افزایه پالاینده"

Filter press                                                      دستگاه صافی گیر-دستگاه پالا

Finger Board                                                                             پنجه دکل

Fish (to)                                                                    مانده (مانده یابی کردن)

Fishing                                                                                    مانده گیری

Fitting                                                                       اتصال کوچک-فیتینگ

Flange                                                                                              فلنج

Flange Welding Neck                                                           فلنج جوشی

Flash Welding Tool Joint                                          ادوات اتصال بی درز

Flexibility                                                        انعطاف پذیری-قابلیت انعطاف

Floating Equipment                                                             ادوات شناور

Flocculants                                                                          برنده شیمیایی

Floor man                                                                            کارگر حفاری

Flow                                              جاری شدن- شاریدن چاه- سرریز کردن چاه

Flow Rate                                                                            سرعت جریان

Flowing Bean                                                                     چوک- کاهنده

Float Valve                                                                         شیر شناور مته

Flow Line                                                                                 ناودان گل

Flow Line Temperature                                     دریچه حرارت خروجی گل

Flow Pattern                                                                           مدل جریان

Flowing Wellhead Pressure                                       فشار جریان سر چاه

Fluid end                                                                            نیمرخ گل پمپ

Fluid flow stage                                       مرحله جریان سیال (آرام یا مطلاطم)

Flush                                      لوله یکنواخت و صاف-تمیز کردن و پاک کردن چاه

Flushed zone                                                                     غشاء آلوده چاه

Flush joint                                                                           لوله یکنواخت

Fluted collar                                                                        طوقه شیار دار

Foaming agent                                                                        مواد کف زا

Forget alloy steel                                                                   فولاد فشرده

Formation                                                                                      سازند

Formation damage          آسیب دیدگی سازند (زیان ناشی از گل حفاری بر مخزن)

Formation pressure                                                                فشار سازند

Formation testing                                                               آزمایش سازند

Formation water                                                                      آب سازند

Four Ble.                                                                   لوله حفاری چهار تایی

Fracture (to)                                                                    شکست- شکستن

Fracturing pressure                                                              فشار شکست

Full gauge bit                                                                            مته اندازه

Full gauge hole                                                                         چاه اندازه

Full-packed bottom-hole ass.                               ساقه حفاری تمام سخت

Funnel viscosity                                                                گرانروی مارش

Fusion                                                                                              گداز

              ********         G           ********

Gain                                                                      فزونش- سرریز کردن چاه

Gall                                                                                         زخمی شدن

Gas cut mud                                                                           گل گاز زده

Gasket                                                                                             واشر

Gasket self-sealing ring                                                    واشر شیار آکند

Gas shows                                                                     نشانه گاز-آثار گاز

Gauge                                                                        میزان- اندازه- همسان

Gauge bit                                                                                   مته اندازه

Gauge hole                                                                                چاه اندازه

Gauge ring                                                                        حلقه مقیاس مته

Guard                                                                                             حفاظ

Gel                                                                                                     ژل

Gel strength                                                                      استحکام ژلاتینی

Geolograph                                                                            حفاری نگار

Geronimal safety slide                                                سرسره ایمنی دکلبان

Gland                                                                                         تکه-غده

Go-devil           ابزار سقوط آزاد - وسایلی مانند تاتکو،که بطور آزاددرچاه رها میشود

Gouging action (bit)                                        عمل اسکنه ای یا بیل زنی مته

Ground block                                                                قرقره کابل حفاری

Grapple                                                                             گلاویز مانده گیر

Gun perforating                                                          مشبک کاری فشنگی

Gunk pill                                                                                  پیل گانک

Gusher                                                                چاه سرکش- درحال طغیان

Guy line                                                                              کابل مهار دکل

Gyro                                                                                                ژایرو

Gyroscope                                                                             ژایروسکوپ

Gyroscopic survey                                                         نمودارگیری ژایرو

               ********        H        ********

Hammer drilling                                                               حفاری ضربهای

Hang                                                                                             آویختن

Hard band tool joint                         "پیوندگاه آجیده"-اتصال با روکش سخت

Hard facing                                                                  روکش سخت-عاج

Hardness                                                                                        سختی

Hazard                                                                                             خطر

Head                                                                                            بار- سر

Head loss                                                                                     افت بار

Heaving                                                                                       ورآمدن

Heaving shale                                                           پلمه سنگ-شیل ورآما

Heavy-duty rig                                                             دکل حفاری سنگین

Heavy weight drill pipe (H.W.D.P.)                           لوله حفاری سنگین

Hesitation squeeze                                                           تزریق مرحله ای

Hexagon pipe plug                                                           درپوش شش پر

Hex Kelly (hexagonal)                                                         کلی شش پر

High line                                                                                  کابل سریع

Hoist                                                             بالا بردن- بالا کشیدن- بلندکردن

Hoisting                                                                               کابل بالا برنده

Hoisting-drug                                                                       طبلک بالا بر

Hoisting system                                         سیستم کشنده- سیستم بالا پایین بر

Hole                                                                               چاه- سوراخ حفره

Hole angle (hole deviation angle)      زاویه چاه-زاویه انحراف چاه درهرعمق

Hole condition                                                      وضعیت چاه- شرایط چاه

Hole conditioning                                                                 بهسازی چاه

Hole curvature                                                                        انحنای چاه

Hole opener                                                                              طوقه برقو

Hole size                                                                                   اندازه چاه

Homogenous                                                                      همگن-هموژن

Hook (traveling block)                                                 قلاب فنری بالا رو

Hook up                                  سوار کردن- بستن- سرهم کردن- شکل سوارشده

Hopper                                                                                        آخورک

Horsepower                                                                              اسب بخار

Horizontal displacement                                            تغییر مکان افقی چاه

Hydrate shell                                                                             غشاء آبی

Hydraulic-sub                                                           فشار هیدرولیک سیال

Hydrill                                            هایدریل- کمپانی تولید کننده وسایل حفاری

Hydrill                                                                           هایدریل- فورانگیر

Hydrill sub                                                                              طوقه پایک

Hydraulic control                                                     خط کنترل هیدرولیکی

Hydraulic fracturing                                            شکافت هیدرولیکی سازند

Hydro phobic                                                                        دافع الرطوبه

Hydrostatic-head                                           فشار ستون سیال-فشار ایستایی

Hydrogen cracking                                                            ترک هیدروژنی

Hydrogen embitterment                                              شکنندگی هیدروژنی

H2S trim                                        ضد گوگرد-مقاوم در برابر هیدروژن سولفوره

              ********       I        ********

Impact                                                                               بر خورد -ضربه

Impact force                                                              نیروی برخورد- ضربه

Impeller                                                                                          پروانه

Impermeable                                                              غیر قابل نفوذ- ناتراوا

Impression block                                                                 سرب نشانگر

Inclination                                                                                   انحراف

Incompressible                                                                   غیر قابل تراکم

Indicatorا                                                                                           نما

Inert solid                                          ذرات جامد غیر فعال- ذرات جامد بی اثر

Influx                                                                                    شار- جریان

Inhibited mud                                                                      "گل سترون"

Inhibitor                                                                                 سترون ساز

Inhibition                                                                              سترون کردن

Injection                                                                                        تزریق

Injection rate                                                                         میزان تزریق

Inner string                                                                            رشته درونی

Input                                                                                             ورودی

Inside diameter (ID)                                                               قطر داخلی

Inspect                                                                                         بازرسی

Insulation                                                                                  نارسانایی

Interferenceتداخل                                                                            

Inter fittingدرهم روی دندانه های مته                                                   

Inter mediate casing string                                           رشته جداری میانی

Inter meshing (in bit)                                          در هم روی دندانه های مته

Internal phase                                                                           فاز داخلی

Internal upset                                                                       درون برجسته

Interruption (on tooth bit)                                       بریدگی دندانه های مته

Invasion (invaded)                                                    نفوذ- آمیختن- آلودن

Invasion zone                                                       لایه آغشته- پوسته آغشته

Invermul                                        اینور مول-نوعی گل روغنی (ساخت بارویید)

Inverted emulsion                                      امولسیون معکوس-آموده معکوس

Inverted oil emulsion mud          گل امولسیونی معکوس-"گل آموده معکوس"

               ********         J          ********

Jack                                                                                                 جک

Jacket                                                                                            پوشنده

Jack-upجک آپ                                                                                  

Jar                                                                                      جار-جار کردن

Jet gun                                                                                 تفنگ فواره ای

Jet perforating                                                             مشبک کاری با جت

J-latch                                                                                قلاب نوع- جی

Joint to                                                                شاخه- وصل کردن- اتصال

Journal                                                                                          ژورنال

Junk                                                            آهن پاره- خرده فلزات داخل چاه

Junk basket                                                                   سبد خرده آهن گیر

Junk mill                                                                            میل آهن شکن

Junk sub                                                                             طوقه خرده گیر

               ********         K         ********

Kelly                                                                                                 کلی

     Hexane Kelly                                                                   کلی شش پر

     Square Kelly                                                                     کلی چهارپر

Kelly bushing                                                                           بوش کلی

Kelly cock                                                                                شیر ایمنی

Kelly saver sub                                                               طوقه محافظ کلی

Kelly spinner                                                                           کلی گردان

Key-seat                                                                          حفره سوراخ کلید

Kick                                                                                     لگد زدن (چاه)

Kick off point (K.O.P.)                                                   نقطه انحراف چاه

Kick off string (tubing)                     رشته زنده ساز چاه- مغزه زنده ساز چاه

Kill                                                                        کشتن چاه-مهار کردن چاه

Kill line                                                                     خط ورودی فوران گیر

Knuckle joint                                                                        شاخه مفصل

               ********         L         ********

Lag time                                                                                  زمان تاخیر

Lag time cutting sample                زمان حرکت نمونه ها از ته چاه بر روی الک

Land to                                                                            قراردادن- نشاندن

Landing collar                                                              طوقه سیمان آستری

Landing joint                                                                         شاخه آویزه

Landing nipple                                                                           پستانک

Lap (liner)                                                                          لبه لوله آستری

Latch                                                                                       چفت- قفل

Latch down collar                                                         طوقه چفتی آستری

Latch down wiper plug                                                 آستره روب چفتی

Latitude                                                                            عرض جغرافیایی

Lay of rope                                                                             خواب کامل

   Long lay                                                                                بلند خواب

   Short lay                                                                             کوتاه خواب

Laying down pipe                                                       پایین ریختن لوله ها

LCM pill                                                                          پیل مسدود کننده

Lead-tong                                                                        دندانه سربی آچار

Lifting nipple                                                          مفصل کمکی لوله مغزی

Lifting sub                                                                 مفصل کمکی لوله وزنه

Limber bottom-hole assembly                                        ساقه حفاری نرم

Limber hook up                                                               ساقه حفاری نرم

Liner (in mud pump)                                                بوش- آستری سیلندر

Liner bump type plug                                                آستره روب ضربه ای

Liner hanger                                                                آویزه آستری-آویزار

Liner lap                                                                                  لبه آستری

Liner packer                                         توپک آویزآویزآستری-"توپک آویزار"

Liner pump down plug                                            آستری روب ضربه ای

Liner swivel                                                                  آستری گرد آستری

Liner wiper plug                                                          سیمان روب آستری

Liquid phase                                                                               فاز مایع

Load                                                                                                   بار

Locked-in                                                                          تثبیت مسیر چاه

Loss to                                            گم شدن-هرز رفتن- کم شدن- ازدست دادن

Lost circulation                                                  هرز روی گل- گم شدن گل

Lost circulating material (LCM)                                    مواد مسدود کننده

Lubricant                                                                        روغن-"روانساز"

Lubricate                                     روغنکاری کردن-روانسازی کردن-روان کردن

Lubricity                                                                                   روانسازی

Lubrication of the well                                                       روانکاری چاه

                 ********       M       ********

Macaroni string                                رشته ماکارونی حفاری- ماکارونی حفاری

Mange-set plug                                                                مجرا بند مگنست

Magnet (fishing tool)                                                          طوقه آهن ربا

Make up                                                               بستن و سفت کردن لوله ها

Make up tong                                                                         آچار راست

Make up torque                                                            گشتاور سفت کردن

Making hole                                                                 حفاری- کندن چاه

Mandrel                                                                      میله- محور- مندرل

Manifold                                                                                        شبکه

Manually operated                                                                        دستی

Marsh funnel                                                                          قیف مارش

Marsh funnel viscosity                                                     گرانروی مارش

Mash (to)                                                                        هرز شدن رزوه ها

Mashed box                                                                       مادینه هرز شده

Mast                                                                                         دکل اهرمی

Master bushing                                                                       بوش اصلی

Measure in                                     اندازه گیری رشته حفاری در زمان لوله پایین

Measure out                                     اندازه گیری رشته حفاری در زمان لوله بالا

Mesh                                                                                    چشمه- روزنه

Metal petal basket                                                           سبد سیمان کاری

Mill (to)                                                               میل حفاری (آسیاب کردن)

   Economy mill                                                                    آسیاب ساده

   Taper mill                                                                      آسیاب مخروطی

   Junk mill                                                                     آسیاب آهن شکن

Milling shoe                                                                       آسیاب کفشکی

Mill out-extension"پار لوله آسیاب توپک"                                               

Mix (to)                                                                       ساختن (گل حفاری)

Modulus of elasticity                  مدول یانگ- مدول الاستیسیته- ضریب سختی

Monkey board                                                                    سکوی دکلبان

Morning tour                                                                          شیفت صبح

Motorman                                                                           کمک مکانیک

Mouse hole                                                                          چاهک اتصال

Mud                                                                                                   گل

Mud cake                                                                                   اندود گل

Mud filtrate                                                                پالیده گل- صافی گل

Mud pump                                                                                 پمپ گل

Mud saver (mud box)                                                                   گلگیر

Mud tank                                                                                  مخزن گل

Mud up                                                                     گل زدن-استفاده از گل

Mule shoe                                                                           کفشک قاطری

Multiple zone well completion                                        تکمیل چند قلو

                 ********        N          *******

Naturally deviated hole                                                     چاه کج طبیعی

Near bit stabilizer                                                        پایدارکننده پیش مته

Needle valve                                                                           شیر سوزنی

Neutral point                                                                           نقطه خنثی

Neutron log                                                                        نمودار نوترونی

Newtonian fluid                                                                   سیال نیوتونی

Nipple                                                                                   نیپل-پستانک

Nipple down                                                              پیاده کردن- باز کردن

Nipple up                                                                       سوار کردن- بستن

No go nipple                                                  پستانک نارونده- پایک نارونده

Nominal                                                                                         اسمی

Nominal size                                                                           اندازه اسمی

Nominal weight                                                        وزن اسمی-وزن طولی

Non-homogenous                                                                       ناهمگن

Non-Newtonian fluid                                                     سیال غیر نیوتونی

Normal circulation                                                        گردش گل معمولی

Normal compaction formation                                     سازند تراکم عادی

Normal formation pressure                                           سازند فشار عادی

Normal pressure                                                                     فشار عادی

Normal strain                                                                    تغییر طول نسبی

               *******        O         ********

Oblong mesh                                                                          روزنه دوکی

Obstruction                                                                                      مانع

Off set                                                                                    برون مرکزی

Off set cone bit            مته برون مرکزی (محور سه کاج آن از یک نقطه نمی گذرد)

Off set well                                                                              چاه حاشیه

Oil base mud                                                                           گل روغنی

Oil saver                                                                                     نفت گیر

Oil string                                                         رشته تولید- رشته بهره برداری

Oil-water contact                                                      سطح تماس آب ونفت

Oil zone                                                                                      لایه نفتی

Opener, hole                                                                        طوقه بر قوزن

Open hole                                                                     چاه باز- حفره باز

Open-ended pipe                                                                         لوله باز

Optimization                                   بهینه سازی- تطبیق چندین متغیر با یکدیگر

Orient (to)           تنظیم جهت- تنظیم ابزار حفاری مایل درجهت مطلوب (داخل چاه)

Orientation sub                                                               طوقه تنظیم جهت

Outlet                                                                                          خروجی

Out of gauge bit                                                             مته خارج از اندازه

Out of gauge hole                                                         چاه خارج از اندازه

Out put                                                                        برونداد- بده خروجی

Over flow                                                                       سرریز- سرجریان

Overhead                                                                              هزینه عمومی

Over pull                                                                               اضافه کشش

Over shot                                                                      چنگک مانده گیری

Overburden pressure                                                             فشار پوشند

Oxygen scavenger                                                                  اکسیژن گیر

                ********      P        ********

Packed hole assembly                                                  ساقه حفاری سخت

Packer, anchor                                                                      توپک مهاری

Packer, drillable                                          توپک قابل حفاری- توپک دایمی

Packer, hold wall                                                               توپک قلاویزی

Packer, hydraulic set                                                      توپک هیدرولیکی

Packer, open hole                                                               توپک چاه باز

Packer, retrievable                                     توپک قابل باز یابی- توپک موقتی

Packing                                                                         درز آکند-"آکنش"

Packing gland                                                                      غده درز آکند

Pack-off                                                                                     درز بندی

Pack-off flange                                                                       فلنج آکندی

Part (to)                                                                       جدا شدن- پاره شدن

P.C.F. (pound per cubic foot)                                     پوند بر فوت مکعب

Pendulum effect                                                               خاصیت پاندولی

Penetration, rate of                                                          سرعت کندن مته

Perforate (to)                                           مشبک (مشبک کردن- سوراخ کردن)

Perforated joint                                                                    شاخه مشبک

Pick up                                                                        بر داشتن- بلند کردن

Pill                                                                                                     پیل

Pilot hole                                                                                 چاه راهنما

Pilot mill                                                                              آسیاب راهنما

Pin thread                                                                                        نرینه

Pipe hook                                                                                        دیلم

Pipe rack                خرک- تخته لوله (محل قرارگرفتن لوله های حفاری روی سکو)

Pitting corrosion                                                              خوردگی آبله ای

Plan (to)                                                                                   طرح کردن

Planning value (for each well)                                       دکل روز تخمینی

Plastic flow                                                                      جریان پلاستیکی

Plastic fluid                                                                        سیال پلاستیک

Plastic viscosityگرانروی پلاستیکی                                                     

Plastic stick                                                                         غده پلاستیکی

Plug (to)                                                   مجرا بند- مجرا بستن- مسدود کردن

Plug back                                      مجرا بندی چاه باز- کور کردن قسمتی از چاه

Plug flow                                                                              جریان صلبی

Plugged bit                                                                مته مسدود- مته گرفته

Plug tester                                                            مجرا بند آزمایش فورانگیر

Plus plug                                                                         مجرا بند کیسه ای

Pop joint                                                                                      پار لوله

Pore pressure                                                        فشار تخلخل- فشارسازند

Porosity                                                                                        تخلخل

Portable derrick                                                                        دکل سیار

Power-driven                                                                                  برقی

P.P.G. (pound per gallon)                                                    پوند بر گالن

Production rate                                                                       میزان تولید

Production packer                                                                 توپک تولید

Program (to)                                                                   برنامه ریزی کردن

Pressure                                                                                           فشار

Pressure, gauge                                                                        فشار سنج

Pressure, burst                                                                       فشار پوکشی

Pressure, collapse                                       فشار فروریختگی- فشار همایش

Pressure, gradient                                                                    شیب فشار

Pressure, operated                                                                     فشار کار

Pressure, rating                                                                       میزانه فشار

Prime mover                                                 محرک اصلی- موتور های اصلی

Process                                                                                فرآیند- مرحله

Production casingرشته جداری تولید                                                  

Production head                                                             سری بهره برداری

Production string                                                          رشته جداری تولید

Production limit                                                                      حد تناسب

Protection casing-intermediate CSG                لوله جداری محافظ - میانی

Protective coating                                                                 موادپوشاننده

Protector (pipe)                                                                      حفاظ رزوه

P-seal                                                                                         پی- سیل

Pseudo plastic fluid                                   سیال شبه پلاستیک- سیال روانشو

Pull (to)                                                                                        کشیدن

Pull out of the hole (P.O.H.)                                                     لوله بالا

Pulley                                                                                              پولی

Pulling unit                                                                             دکل کشنده

Pulling tool                                                                مانده کش هیدرولیک

Pulsation dampener                                                                   موج گیر

Pump                                                                                               پمپ

Pump ability                                                                   قابلیت پمپ شدن

Pump able                                                          قابل پمپ شدن- پمپ شدنی

Pump liner                                                                               بوش پمپ

Pump manifold                                                                       شبکه پمپ

Pump pressure                                                                         فشار پمپ

               ********       R        ********

Reverse out                                                                   گردش معکوس گل

Reverse sub                                                           طوقه گردش معکوس گل

Reynolds number                                                                  عدد رینولدز

Rheology                                                                             سیلان شناسی

Rib                                                                                                    تیغه

Rig                                                                                          دکل حفاری

Rig day                                                                                       دکل روز

Rig down           باز کردن دکل- باز کردن وسایل مختلف روی دکل وپایین بردن آنها

Rig floor                                                                       سکوی دکل حفاری

Rig up                                                                                       بر پا کردن

Rigid centralizer (positive centralizer)                                 پرگر سخت

Ring gaskets                                                                      واشر شیار آکند

Riser                                                                                        لوله خیزک

Rock bit                                                                                 مته سه کاجه

Roller                                                                                 غلطک- فشنگ

Roller bearing                                                                       رولر بیرینگ

Rope socket                                                                        فشنگه ته کابل

Rotary bushing                                                                        بوش دوار

Rotary drilling                                                                    حفاری دورانی

Rotating head                                                                    فورانگیر دورانی

Rotary hook (mud hose)                                                       قلاب فنری

Rotary hose (mud hose)                                                 لوله خرطومی گل

Rotary slip                                                                                    "گوه"

Rotary table                                                                                میز دوار

Roughness                                                                                      زبری

Round trip                                                    پیمایش چاه-لوله بالاولوله پایین

Roughneck                                                                             کارگر سکو

R.P.M. (revolution per minute)                                          دور در دقیقه

Retrieve                                                                                        بازیابی

Retrievable test tool squeeze                 توپک قابل باز یابی آزمایش و تزریق

Run in hole (R.I.H)                                                                  لوله پایین

R.T.E (Rotary table elevation)                                 ارتفاع سکوی حفاری

Rupture                                                                                انقطاع-پارگی

                ********        S         ********

Sack                                                                                                 کیسه

Safety clamp                                                                           بست ایمنی

Safety factor                                                                       ضریب اطمینان

Safety joint                                                                          پار لوله ایمنی

Safety valve                                                                              شیر ایمنی

Salt                                                                                                  نمک

Salt clay                                                                                   رس نمکی

Sand line                                                                            سیم چاه پیمایی

Saver sub                                                                         طوق محافظ کلی

Scale                                                                مقیاس- میزان- جدول- درجه

Scale (corrosion)                                                                    زنگ-جرم

Scavenger                                                                                     زداینده

Scrape                                                                                         تراشیدن

Scraper                                                                                    طوقه تراش

Scratchier (cementing)                                                      "پرگر خراش"

Screen                                                                                             توری

Screen pipe                                                                 لوله مشبک توری دار

Screen size (mesh/in)                                      اندازه توری (روزنه/اینچ مربع)

Screw pit gauge                                                                    گام سنج پیچ

Seal (to)                                                                       آکندن- مسدود کردن

Seal bushing                                                                           بوش جداره

Sealer ball                                                                     گویچه مسدود کننده

Seal off                                                                         آکندن- مسدودکردن

Seal unit                                                                              پار لوله آکنش

Seam                                                                                                 درز

Seam less                                                                                   بدون درز

Seatمقر                                                                                           

Seating nipple                                                                      پستانک مقره

Seat valve                                                                                  شیر مقره

Section mill                                                          آسیاب اره ای لوله جداری

Secure wellایمن کردن چاه                                                                  

Separate                                                   جدا کردن- جدا کننده- تفکیک کننده

Sequestering                                                                  بریدن- جدا سازی

Service                                                                            سرویس- خدمات

Set                                                       قراردادن- گذاشتن- نشاندن- نصب کردن

Set back                                                                          چیدن لوله در دکل

Set back capacity                                                 ظرفیت چیدن لوله در دکل

Settling velocity               سرعت نشست- سرعت ته نشینی (ذرات جامد درسیال)

Setting time (cement)                                                    زمان بندش سیمان

Setting tool                                                                              ابزار نصب

Shackle                                                                                           شکل

Shale                                                                                 شیل-پلمه سنگ

Shale inhibition                                                             سترون کردن شیل

Shale inhibitor                                                                 سترون ساز شیل

Shale shaker                                                                             الک لرزان

Shear (to)                                                                               بریدن-برش

Shear ram                                                                                 کوبه برشی

Shear rate                                                          میزان برش-تغییر نسبی برش

Shear strength                                                                     مقاومت برشی

Shear stress                                                                             تنش برشی

Shear sub                                                                                طوقه برشی

Shear pin خار برشی                                                                         

Shear thinner fluid                                    سیال روانشو- سیال شبه پلاستیک

Shift                                                                            تغییر مکان-جابجایی

Shifting tools                                                                   ابزار جابجا کننده

Sheave                                                                                قرقره شیار دار

Shoe                                                                                              کفشک

Shock sub                                                                   طوقه ضربه گیر (مته)

Short trip                                                               پیمایش کوتاه یا آزمایشی

Shot                                                                                         تیر- گلوله

Show                                                                                         نشانه- اثر

Sieve gauge                                                                    اندازه روزنه توری

Side outlet                                                                          خروجی جانبی

Sidetracking                                                                         کج کردن چاه

Side well coring                                                              مغزه گیری جانبی

Sieve                                                                                      الک- غربال

Single                                                                                   شاخه - تک

Sinker bar                                                                    میله وزنه- مانع یاب

Skid                                                                                              تیر پایه

Skid (to)                                                                                       کشیدن

Skid mounted                                                                              پایه دار

Skidding the rig                                  کشیدن و انتقال دکل (بدون باز کردن آن)

Skirt sub                                                                                طوقه دامندار

Slack off                          شل کردن- نشاندن تدریجیمته در کف چاه- پایین آوردن

Sleeve                                              کشویی-آستین (در مورد طوقه پایدار کننده)

Slick drill collarلوله وزنه صاف                                                                

Sliding side door valve (S.S.D.)                                  شیر دریچه کشویی

Slim hole drilling                                                                 حفاری تنگ

Slip                                                                                                   گوه

Slip and seal assembly                                        آویزه و آکند رشته جداری

آوSlip, power                                                                          گوه خودکار

Slip, rotary                                                                              گوه دورانی

Slip, velocity                                       سرعت فرود (ذرات جامد در یک سیال)

Slotted joint                                                                     شاخه شکاف دار

Sludge                                                                                       لجن-لای

Slug                                                                                            گل غلیظ

Slug the pipe                                                   زدن گل غلیظ به رشته حفاری

Slurry                                                                                           دوغاب

Slush pump                                                                                پمپ گل

Snubbing unit                                                         دکل عملیات تحت فشار

Snub line                                                                  کابل آچار محکم کننده

Space out, to                                                                            فاصله یابی

Soft break                                                                            شل کردن لوله

Solid                                                                                 جامد- ذره جامد

Solid block valve                                                                 شیر چند قلو

Solid control equipment                                                دستگاه تصفیه گل

Sour corrosion                                                                    خوردگی اسید

Spacer                                                                                            فاصل

Spacer spool                                                                         ماسوره رابط

Spacing                                                                                   فاصله بندی

Spill                                                           خرد شدن- ریز شدن- زخمی شدن

Spear                                                          دماغه پیکانی- کاج شماره یک مته

Spear fishing tool                                                                نیزه مانده گیر

Spider                                                                                    گوه عنکبوتی

Spinner, Kelly                                                                         کلی گردان

Spinning cathead                                                          طبلک فرعی راست

Spinning chain                                                                       زنجیر بستن

Spiral                                                                                            مارپیچ

Spiral grooved drill collar                                         لوله وزنه شیارمارپیچ

Spool                                                                                            ماسوره

Spring centralizer                                                                 ؛پرگر کمانی؛

Square drill collar                                                لوله وزنه, چهار پر حفاری

Square Kelly                                                                         کلی چهار پر

Squeeze                                                                       تزریق کردن- فشردن

Spring valve                                                                             شیر فنری

Spud                                                                               شروع حفاری چاه

Spud ding date                                                       زمان شروع حفاری چاه

Square mesh                                                                            روزنه مربع

Stab                                                           جا انداختن (نرینه در مادینه لوله ها)

Stabbing board                                                              سکوی جداره رانی

Stabilizer                                                                طوقه پیدارکننده- پرهون

Stake a well                                    تعیین محل یک چاه بر روی یک منطقه نفتی

Stand (terrible)                                                                               استند

Standard bearing                                                             بیرینگ استاندارد

Standard derrick                                                                  دکل استاندارد

Standard trim                                                                               معمولی

Stand pipe                                                                  لوله ایستای انتقال گل

Starch                                                                                           نشاسته

Step out well                                                          چاه نزدیک- چاه مجاور

Stick                                                                           گیر کردن- گیر افتادن

Sticky                                                                 خمیری- چسبناک- چسبنده

Stiff foam                                                                              کف بنتونایتی

Stinger                                                                                             نیسو

Stop collar                                                                                 حلقه قفل

Straddle test                                                                      آزمایش دو- پی

Straddle completion                                                          تکمیل دو- پی

Straddle packer                                                                   توپک دو- پی

Strain                                                                             تغییر شکل و اندازه

Strainer                                                                             آشغال گیر صافی

Stress                                                                                               تنش

Stress concentration                                                               تمرکز تنش

Stress cracking                                                     شکستگی تنش- خوردگی

String                                                                                              رشته

String day                                                                                 رشته روز

String shot                                               رشته انفجار (برای عملیات پس گرد)

String up                                     اضافه کردن کابل های آویزان- بلاک بالا رونده

String year                                                                                رشته سال

Strip                                                                                        نوار- قیطان

Strip in                                                                     لوله پایین (با دالیز بسته)

Strip out                                                                    (لوله بالا (با دالیز بسته

Stripper                                                                                 چنبر گل گیر

Stuck pipe                                                                            لوله گیر کرده

Stud                                                                                                   پیچ

Studded                                                                                        پیچ دار

Stuffing box                                                                          جعبه آببندی

Sub                  ابزاری که برای عملیات های مختلف درساق مته استفاده میشود -تبدیل

Sub, bit                                                                                     طوقه مته

Sub, orientation                                                              طوقه تنظیم جهت

Sub, shock                                                                         طوقه ضربه گیر

Sub normal                                                                                زیرعادی

Sub structure                                                                         زیر پایه دکل

Sucker                                                                                      میله مکنده

Suction                                                                                         ورودی

Sulfide stress cracking                                          شکستی گوگردی- تنشی

Support                                                                                       تکیه گاه

Surface casing                                                               لوله جداری سطحی

Surfactant                                                                             مواد رویه کار

Surge (to)                                                                          موج (نفس زدن)

Surge pressure                                                    فشار موجی- فشار کوبشی

Swab (to)                                                              مکش- مکیدن- مک زدن

Swab cup                                                                 لاستیک مکنده یا مکنده

Swage                                                                               سنبه لوله حفاری

Swedge                                                                           تبدیل لوله حفاری

Swept bent                                                                              زانوی تولید

Swivel                                                                              گلو گاه هرز گرد

Swivel bail                                                                دسته گلو گاه هرز گرد

               ********          T         ********

Tail pipe                                                                  دنباله توپک- لوله دنباله

Tangential stress                                                                   تنش مماسی

Tank                                                                                               مخزن

Tap                             روزن- سوراخ یا محلی برای بستن فشار سنج یا وسایل دیگر

Taper mill                                                                         آسیاب مخروطی

Tapered tap                                                                       قلاویز مانده گیر

Target                                                                                              هدف

Taper string                                                                            رشته مرکب

Tearing down                بازکردن دکل- پیاده کردن و کنار کشیدن دکل از روی چاه

Telescopic derrick                                                               دکل تلسکوپی

Tensile strength=ultimate strength                             حد مقاومت کششی

Tender                                               قایق مسکونی در کنار سکوی نفتی در دریا

Tension                                                                                          کشش

Test well flange                                                                     فلنج جوشی

Thinner                                                                                         روانگر

Thixotropy                                                                     ماسیدن- گرانفامی

Thread protector                                                                    حفاظ رزوه

Throwing the chain                                               انداختن زنجیر (دور لوله)

Tie back                                                           پس آویز کردن-امتداد آستری

Tie back sleeve                                                                   آستینه آستری

Tie back string                                                                   رشته پس آویز

Tie down screw                                                                   پیچ نگهدارنده

Tight hole                                                                   چاه تنگ (تنگی چاه)

Tight spot                                                                                  نقطه تنگ

Time break down                                                       تجزیه زمانی عملیات

Tong                                                                                                آچار

Tong, casing                                                                    آچار لوله جداری

Tong line                                                                            کابل آچار لوله

Tong man                                                                           کارگر آچار زن

Tong, power                                                                    آچار هیدرولیکی

Tong, rotary                                                                             آچار دکل

Tool joint                                                                    مفصل لوله- پیوندگاه

Tool pusher                                                                               سر حفار

Tooth                                                                                              دندانه

Torch                                                                                       مشعل برش

Tooth bit                                                         مته فولادی- مته دندانه فولادی

Torque                                                                                         گشتاور

Torque converter                                                                 مبدل گشتاور

Torsion                                                                             پیچاندن- پیچش

Total depth                                                              عمق نهایی- عمق هدف

TOTCO                                                                             زاویه یاب تاتکو

TOTCO baffle                                                                        حلقه تاتکو

TOTCO barrel                                                       پوشینه زاویه یاب -تاتکو

TOTCO double recorder mechanical drift indicator            زاویه یاب

مکانیکی و مضاعف تاتکو                                                                                                                                                                                                             

Tour                                                                                      شیفت- نوبت

Tour pusher                                                                        سرحفار شیفت

Transit zone                                                                             لایه انتقالی

Transmission                                                                          جعبه انتقال

Traveling block                                                         بلاک بالا رو- بالا رو

Travel joint                                                                          شاخه کشویی

Treatment                                                                               چاره سازی

Tri-cone bit                                                                           مته سه کاجه

Trip                                                           پیمایش چاه – لوله بالا – لوله پایین

Trip gas                         گاز پیمایش- گازی که در زمان پیمایش وارد چاه می شود

Triplex baffle collar                                                   طوقه سیمان سه کاره

Trip tank                                                                             مخزن پیمایش

Tubing                                                                                      لوله مغزی

Tubing hanger                                                                        آویزه مغزی

Tubing head                                                                              سر مغزی

Tubing head spool                                                         ماسوره سر مغزی

Tubing head spool, all purpose                          ماسوره سر مغزی دو کاره

Tubular good                                         لوله جات- لوله آلات- کالای لوله ای

Tungsten carbide insert bitمته دکمه ای                                             

Turbo-drill                                                                               توربودریل

Turbo-drilling                                                                   حفاری توربینی

Turbulent flow                                                جریان متلاطم- ناآرام- آشفته

Twist -off                                   بریدن لوله های حفاری (درزمان چرخیدن لوله)

               ********          U          ********

Underflow                                                                  زیرجریان- ته جریان

Union                                                                                             اتصال

Unit                                                                        دستگاه- واحد - کارخانه

Universal joint                                            مفصل همه سویی – شاخه مفصلی

Upset                                                                                         برجستگی

Upset (internal)                                                                   درون برجسته

Upset (external)                                                                   برون برجسته

Up stream                                                                    بالا رود- جریان بالا

Ultimate strength                                                                 مقاومت نهایی

Under ground blow out                                                  فوران زیر زمینی

Under reamer                                                                     طوقه زیر تراش

U-tube                                                                                   لوله یو شکل

U-tubing                                                                               یو شکل شدن

Urban well                                                                    چاه محدوده شهری

                ********           V        ********

Vacuum                                                                                           خلاء

Valve                                                                                                شیر

Valve, air                                                                                    شیربادی

Valve, angle                                                                        شیرسوزنی کج

Valve, (automatic shut off)                                                  شیرخود کار

Valve, (back pressure)                                      شیرپس فشار- شیر یکسویه

Valve, ball                                                                                  شیرتوپی

Valve, (ball check)                                                     شیریکطره ساچمه ای

Valve, block                                                                           شیرچند قلو

Valve, butter fly                                                                       شیرپروانه

Valve, by pass                                                                           شیرفرعی

Valve, check                                                                           شیریکطرفه

Valve, Christmas tree                                                            تاج سر چاه

Valve, cock                                                                           شیرسماوری

Valve, control                                                                           شیرکنترل

Valve, damp                                                                              شیرتخلیه

Valve, dipping                                                                   شیرچاه پیمایی

Valve, disc                                                                              شیردیسکی

Valve, dual                                                                                شیردوقلو

Valve, flapper                                                                          شیرباله ای

Valve, float                                                                               شیرشناور

Valve, gate                                                                           شیردروازه ای

Valve, globe                                                                              شیرگلابی

Valve, insert                                                                             شیرجوفی

Valve, (Kelly joint safety)                                                  شیرایمنی کلی

Valve, needle                                                                           شیرسوزنی

Valve, plug                                                                            شیرمجرا بند

Valve, pop (relief)                                                                  شیراطمینان

Valve removal plug (V.R.Plug)                                  مسدود کننده جانبی

Valve, release                                                                           شیر تخلیه

Viscose                                                                            گرانمایه - گرانرو

Viscosifier                                                                  گرانگر – مواد گرانگر

Viscosity                                                                                    گرانروی

Viscosity, coefficient of                                                   ضریب گرانروی

Viscosity index                                                               شاخص گرانروی

                 ********        W          ********

Wait (waiting)                                                                               انتظار

Waiting on cement (W.O.C.)                               منتظر سخت شدن سیمان

Wall hook                                                                      قلاب – مانده یاب

Wash                                                                                        شستن چاه

Wash out (hole)                  شسته شدن دیواره چاه- گشاد شدن چاه – چاه گشاد

Wash out (pipe)                                                   سوراخ شدن و نشت کردن

Wash over sub                                                                کفشک دور شویی

Wash over pipe                                                 لوله شستشو- لوله دور شوی

Wash pipe                                                                             بوش محافظ

Water base mud                                                                     گل پایه آبی

Water chip hole action                                                      عمل آب پرانی

Wedge angle                                                                      شیب یال دندانه

Weight indicator                                                                         وزن نما

Weighting material                                                 وزن افزا- مواد وزن افزا

Weight on bit (W.O.B.)                                                      وزن روی مته

Walden flange                                                                       فلنج جوشی

Well bore                                                                                         چاه

Well completion                                                                     تکمیل چاه

Well deviation                                                                       انحراف چاه

Well deviation survey                                               نمودار زاویه یابی چاه

Well drilling progress chart                              نمودار پیشرفت حفاری چاه

Well head                                                                                    تاج چاه

Well head pressure (W.H.P.)                                              فشار سر جاه

Well progress chart                                                      نمودار پیشرفت چاه

Well surveying                                                                نمودار گیری چاه

Whip stock pipe                                       پنجره ویپ استاک – دریچه انحراف

Wild cat                                                               چاه وحشی – چاه اکتشافی

Winch                                                                                          جرثقیل

Wiper plug                                                                                    روبنده

Wiper trip (short trip-condition Trip)                پیمایش کوتاه یا آزمایشی

Wire line                                                                            سیم چاه پیمایی

Wire line prevent or                                               فورانگیرسیم چاه پیمایی

Wire line wiper                                                                        سیم روب

Wire rope                                                                                 طناب سیم

Work on pipe                                                               کار کردن روی لوله

Work over                                                    تعمیر- کار کردن مجدد روی چاه

Working pressure                                                    فشار مجاز – فشار کار

              ********         X         ********

X-bushing                                                                          بش نوع ایکس

X-tree cap (x-mass tree cap)                                            کلاهک تاج چاه

X-over sub (cross over sub)                                         مبدل رزوه و اندازه

              ********         Y        *********

Yield point                                                                             نقطه واروی

Yield point value                                                                    حد واروی

Yield strength                                                             حد مقاومت الاستیک

Yield of cement                                                       بازدهی هر کیسه سیمان

Yield of clay                                                                          کارآیی رس

 

 

 

 

 

 

 

 

ABBREVIATIONS

ANN.

Annulus

ANN  Vel.

Annular velocity

API

American Petroleum Institute

BAL

Balance

Bar.

Barite

BBL

Barrel

BHA

Bottom Hole Assembly

BHE

Bottom Hole Equipment

BOP

Blow Out Prevent or

BOPE

Blow Out Prevent or Equipment

BPM

Barrel per Minute

BPH

Barrel per hour

BS

Bit sub

Cat

Caterpillar motor

Circ.Bott. up

Circulate bottoms up

CMT

Cement

CMT CL:

Cement class:

CMC

Carboxyl methyl cellulose

Comp.

Completion

COND

Condition

CONT

Continue

C/OUT

Clean  out

C.C.CMT

Clean out cement

Comp. Loss

Completed loss

CONN

Connection

C.P.

Casing point

CSG

Casing

CSG HD SP

Casing head spool

CSG Hd. Hsg.

Casing head housing

D/A

Dresser Atlas

D/C

Drill collar

DD

Drilled depth

 

 


 
 
کربوکسی متیل سلولزC.M.C
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 

کربوکسی متیل سلولز که ابتدا در آلمان کشف و سپس در آمریکا و بعد در سایر کشورهای غربی گسترش یافته، در دو گرید صنعتی و غذایی به صورت فراگیر مورد استفاده قرار می‌گیرد.کربوکسی متیل سلولز یا C.M.C عبارت است از یک گرد سفید رنگ، بی بو، بدون رنگ، قابل تعلیق در آب و تحت شرایط نرمال غیر قابل تخمیر می‌باشد. از نظر خواص شیمیایی و فیزیکی مورد لزوم در محیط استفاده معمولاً از آن به جای نشاسته و مواد طبیعی محلول در آب که نسبتاً گران‌قیمت هستند مانند آلژینات سدیم،حنزه ایرلندی، صمغ تراگاکانت و ژلاتین استفاده می‌گردد. به دلیل جهات اقتصادی آن در سالهای اخیر مورد توجه خاص قرار گرفته است و پیشرفت‌های عمده‌ای در تکنولوژی و کیفیت و کاربری این محصول صورت گرفته است. این پیشرفت‌ها امکاناتی را فراهم آورده است تا بتوان از کربوکسی متیل سلولز در کاربردهای بسیاری نظیر خوراکی، دارویی، صنایع شوینده، رنگ و رزین و رونمای ساختمان، چسب‌ها، نساجی، چاپ و تکمیل پارچه، کاشی و سرامیک، سفال و چینی، کاغذ، الکترود جوشکاری، فرش و موکت، گل حفاری چاه‌های نفت، تخته‌های چند لایه، چرم مصنوعی و مواد‌آرایشی، سموم و آفت کشها و غیره استفاده کرد.
ویژگی‌های کاربردی  C.M.C
علاوه بر غلظت بخشی، چسبندگی و ایجاد استحکام، عامل انتشار، عامل نگهدارنده آب،حفظ حالت کلوییدی، تثبیت کننده، عامل تعلیق‌ساز، امولسیون‌ساز و عامل تشکیل لایه است. به دلیل ویژگیهای متنوع، C.M.C در طیف گسترده‌ای استفاده می‌شود.
این ماده به سرعت در آب سرد و گرم حل می‌شود و اساساً در مواردی که کنترل ویسکوزیته هدف ‌باشد از این ماده استفاده می‌گردد زیرا حتی در حضور یون کلسیم نیز ژل تشکیل نمی‌دهد. اینکه این ماده عامل کنترل ویسکوزیته است باعث شده تا از آن به عنوان غلظت‌دهنده ،تثبیت‌کننده، امولسیون‌ساز (مانند پروتئین شیر) و عامل تعلیق ساز بهره جست.
خواص فیزیکی:
۱-حلالیت ۲-ویسکوزیته در محلول ۳-فعالیت سطحی ۴-خواص ترموپلاستیکی ۵-پایداری(در مقابل تخریبات بیولوژیکی، گرما، هیدرولیز و اکسیداسیون)
دلایل تکنولوژیکی برای استفاده از آن:
۱-. غلظت بسیار اندکی لازم است.
۲-. انواع گریدهای آن با ویژگی‌های سازگاریافته برای مصارف گوناگون قابل تولید می‌باشد.
۳-. بدون مزه و بو و بی رنگ می‌باشد.
۴- نسبت به محصولات طبیعی اصلاح نیافته مقاومت بیشتری در مقابل میکروب‌ها دارد.
۵-. توانایی حفظ ویژگی‌ها در شرایط متغیر را داراست.
۶-حلالیت بالا حتی در آب سرد دارد.
۷- عامل ناروانی و غلیظ‌کننده می‌باشد.
۸- توانایی ایجاد تعلیق پایدار دارد.
۹- امولسیفایر،
۱۰- تشکیل لایه محافظ،
۱۱-. بهبود ویژگی های رئولوژی(تغییر شکل ماده)،
۱۲- جلوگیری از رشد کریستال‌ها،
۱۳- جلوگیری از انعقاد محصولات دارای نشاسته،
۱۴- جلوگیری از نرم و سفت شدن،
۱۵- اصلاح ساختار و بافت،
۱۶- حجیم‌کننده،
کاربردهای  C.M.C
فقط کافیست شما نیازهای خود را با ویژگی‌های C.M.C ارتباط دهید و گرید مناسب جهت مصرف مورد نیاز خود را انتخاب کنید.
در صنایع مختلف به شرح ذیل می‌باشد
۱- مصارف خوراکی:
ویژگی‌های کاربردی این گرید غلظت‌دهندگی، امولسیون کننده، نگهدارنده و جذب کننده آب، نگهدارنده و تثبیت‌کننده، عامل حفظ شکل و ظاهر(رئولوژی) می‌باشد، که با داشتن این ویژگی‌ها می‌تواند به جای ژلاتین و مواد دیگر استفاده شود که نه تنها از لحاظ اقتصادی به صرفه است بلکه باعث حفظ طعم واقعی و تازگی غذا است و مدت زمان قابل مصرف بودن ماده غذایی را بالا می‌برد و یکی از ضروری‌ترین افزودنی‌های خوراکی محسوب می‌شود که هم اکنون به طور گسترده‌ای در بستنی با کیفیت بالا جهت مقاومت در برابر ذوب شدن، در تولید انواع شیرینی، بیسکویت و کیک، کلوچه، آب‌نبات، انواع آبمیوه و نوشیدنی‌های مایع، محصولات لبنی و گوشتی، غذاهای منجمد، ماکارونی فوری، کنسروها و کمپوتهای میوه استفاده می‌گردد و همچنین C.M.C می‌تواند برای پایدارکردن و محافظت از پروتئین‌ها به وی‍ژه پروتئین سبوس مصرف شود.

۲- مصارف در مواد دارویی، آرایشی و شیمیایی
تعلیق‌ساز ذرات، ابقاء رنگ، محافظ پوست، پراکندگی یکدست، زداینده چرک و لکه، غلظت‌بخش و تثبیت کننده، روان‌ساز، یکدست‌کننده، این مواد همچنین در تولید خمیردندان به دلیل مزه و طعم و جلا دهنده بودن آن، کرم‌های دست، شامپوها، خمیر ریش‌تراش مایع، و به دلیل آب دوستی و عمل متورم کردن کاربرد وسیعی در قرص‌های دارویی دارد.

۳- مصارف در صنعت نساجی
هماهنگ کننده تار و پود، نگهدارنده و جذب کننده آب، غلظت دهنده در خمیرهای چاپ و ماده اولیه در فرایندهای مختلف تکمیل ، چسب مناسب برای الیاف و تشکیل دهنده لایه، عامل استحکام و هماهنگی به جای گرین (دانه) هماهنگ کننده تار و پود و مقاوم کننده در برابر فرسودگی بوده و پارچه‌هایی که با الیاف نخی و کتان هستند را از لحاظ وزنی سبک می‌کند و مانع از بین رفتن و فساد آنها می‌شود. این ماده به عنوان ماده اولیه در خلال فرایند چاپ، مخصوصاً به روی پارچه‌های ابریشمی به کار می‌رود. نیز در آهار زنی نخ‌های مصنوعی کاربرد دارد.
۴- مصارف در رنگ و رزین
این ماده به عنوان عامل کنترل ویسکوزیته در رنگهای امولسیون قابل استفاده است و نیز در حرکت قلم‌مو اثر مطلوبی دارد. در رنگ‌های محلول به عنوان ماده‌ای برای پر کردن منافذ در سطوح منفذدار سطح دیوار گچی و غیره قبل از استعمال رنگ و روغن به کار می‌رود. این ماده عامل حجم‌دهنده خوبی برای مواد پرکننده می‌باشد. نگهدارنده و جذب کننده آب، تشکیل دهنده لایه، تعلیق‌ساز ذرات، نگهدارنده رنگ، غلظت‌دهنده، تثبیت‌کننده و یکدست‌کننده می‌باشد.
۵- مصارف در صنعت شوینده‌ها و صابون‌ها
افزایش مقدار کمی از آن به شوینده‌ها موجب معلق ماندن چرک جدا شده می‌گردد و دارای حداکثر قدرت حل کردن چرک و چربی می‌باشد. پود پارچه را پر می‌کند و اجازه نمی‌دهد چرک در لابه‌لای آن جا گیرد و به اصطلاح ازچرک مردگی جلوگیری می‌کند و از همه مهمتر اینکه می‌تواند امولسیون صابون و یا محلول را غلظت داده و ساختار آن را تثبیت ‌بخشد و نیز تعلیق‌ساز ذرات و خاک بوده و به پوست آسیبی نمی‌رساند.
۶- مصارف در صنعت کاغذ‌سازی و مقوا
این ماده در پروسه کاغذسازی، مقاومت در برابر ساییدگی و یکنواختی سطح و ویژگی ضد شکنندگی، قدرت کشش و سختی کاغذ را بالا می‌برد. تشکیل دهنده لایه چسبنده، غلظت‌بخش، باعث افزایش استحکام، عامل بهبودی سطح و جلای آن بوده و نیز انعطاف سطح در برابر تاشدگی را بهبود می‌بخشد. در ساخت مقوای چین‌دار به عنوان عامل کنترل کننده ویسکوزیته، و تثبیت کننده برای خمیرهای نشاسته‌ای و چسب آن قابل استفاده می‌باشد.

۷- مصارف در صنعت کاشی و سرامیک
این ماده در صنایع کاشی‌سازی و سرامیک نوعی تثبیت‌کننده ، نگهدارنده و جذب کننده آب، تشکیل دهنده لایه، غلظت دهنده و تثبیت کننده و برای جلاها جهت بهسازی استحکام قطعه قالب شده می‌باشد و می‌تواند به عنوان غلظت‌دهنده در قالب‌های کوزه‌گری استفاده و محصولات را زیبا و بدون هیچگونه ترک و حباب و عیب می‌گرداند و قدرت چسبندگی را افزایش دهد و باعث شکل‌پذیری آسان و افزایش استحکام آن تا ۲ یا ۳ برابر می‌شود. افزودن این ماده قدرت پخش‌شوندگی لعاب را بهبود می‌بخشد و نیز باعث استحکام چسبندگی بین لعاب و سرامیک می‌گردد.

۸- مصارف در حفاری چاه‌های نفت
این ماده به عنوان عامل مهمی در بهبودکیفیت گل حفاری عمل می‌کند. نوع با ویسکوزیته بالای آن برای ایجاد غلظت و نوع با ویسکوزیته پایین به عنوان عاملی در کاهش ضایعات فیلتراسیون محلول حاصل حفاری نفت است. کنترل کننده اتلاف مایع، جاذب و نگهدارنده آب، عامل درزگیری دیواره چاه ، تعلیق ساز خاک و نیز غلظت‌دهنده روانی می‌باشد.
۹-  مصارف در تخته‌های چند لایه
این ماده تعلیق‌ساز ذرات، باعث افزایش استحکام، غلظت‌دهنده، تثبیت‌کننده، مقاوم در برابر گرما، روان‌ساز و یکدست‌کننده می‌باشد.

۱۰- مصارف در الکترودهای جوشکاری
این ماده تشکیل دهنده لایه، استحکام‌بخش، غلظت‌دهنده، روان‌‌ساز و یکدست‌کننده می‌باشند.

۱۱- مصارف در صنایع چرم
این مواد پرپشت کننده، بهبود دهنده سطح و جلا، محافظ بافت چرم‌های مصنوعی می‌باشد.

۱۲- مصارف در فرش و موکت
این مواد همچنین جهت آهارزنی در صنعت فرش و موکت به کار می‌رود.

۱۳- مصارف در چسب
این ماده به علت خاصیت تشکیل فیلم و کشش سطحی خوب، به‌عنوان یک چسب در چسب کاغذ دیواری، چسب خمیرکاغذ، چسب کاغذ سنباده،چسب چرم و غیره به کار می‌رود.

۱۴- مصارف در سموم و آفت‌کشها
این ماده در سموم و آفت‌کشها به عنوان عامل تعلیق‌ساز استفاده می‌شود.


 
 
آلودگی به کربنات/ بی کربنات
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 

آلودگی به کربنات/ بی کربنات:

هنگامی که یک سیال پایه آبی با کربنات ها آلوده می شود، مشکلات خواص حرکتی و کنترل عصاره را در پی دارد.کربنات ها میتوانند در یکی از سه حالاتی که به pH سیالوابسته اند موجود باشند.

کربنیک اسید: H2CO3، بی کربنات: HCO3¯ و کربنات: ¯¯CO3

شکل 2-8 نقاط تعادل این حالات در سطوح مختلف pH نشان می دهد.

کربناتها می توانند از منابع گوناگون ناشی شوند.

-                                             استفاده بیش از حد از سودا اش و سدیم بی کربنات برای از بین بردن کلسیم یا آلودگی سیمان.

-                                             تجزیه دی اکسید کربن ناشی از گاز سازند، تجهیزات مخلوط کردن سیال، به درون کشیدن پمپهای سیال و غیره...

-                                             افت دمایی ترکیبات بنیانی مانند لیگنوسولفات ها، ذغال سنگها و غیره... در دمای بالا تر از 300 درجه فارنهایت.

-                                             باریت آلوده.

شکل 2 - 8: انواع گوناگون محلول در سیستم کربنات به عنوان تابعی از pH، محاسبات برای K1=3.5× 10-7 و K2=6.0 ×10-11 انجام شده

 

اندازه گیری کربناتها

اتحادیه نفت آمریکا[1] سه روش استاندارد برای اندازه گیری کربناتها در سیال حفاری دارد. روشی که پیشنهاد میشود روش «سلسله گازهای گرت»[2] (GGT) است. GGTتنها روشی است که مستقیماً کربناتها را اندازه میگیرد.در تمام روشهای دیگر، داده های خصلت قلیایی برای پی بردن به غلظت کربناتها و بی کربناتها در سیال استفاده می شود.

دو روش دیگر تیتراسیون P1/P2 و محاسبه کربنات Pf/Mf هستند.روش Pf/Mfروشی سنتی است. روش P1/P2برای رفع محدودیت‌ های روش Pf/Mfکهتمایل به زیاد تخمین زدن غلظت بی کربنات دارد، به ویژه در سیستمهاییکه دارای بافر قوی هستند،اصلاح شده است.

در تیتراسیون P1/P2برای ته نشین کردن باریم کربنات از باریم کلراید استفاده می شود. هم به دلیل اینکه باریم کلراید سمی است و همبه علتاینکه تیتراسیون ها خیلی حساس‌ هستند، می بایست هنگام استفاده از این روش احتیاط نمود.

جدول 2 30 مزیت‌هایدوروشرامقایسه‌میکند. محاسباتی با استفاده مقادیر Pf/Mf برای تعیین غلظتهای کربنات و بی کربنات در جدول 2 31 آمده است.

جدول 2 30:مقایسهروش ها

روش

مزایا

معایب

Pf / Mf

روش سنتی، فقط 2 تیتراسیون بر روی یک نمونه

دخالت تیتراسیون برای Mf، معمولاً  نتایج بی کربنات بالا را ارائه می دهد

P1 / P2

حذف دخالت تیتراسیون برای Mf

نیاز به 3 تیتراسیون بر روی 3 نمونه، حیاتى بودن سنجش کاستیک برای صحت آزمایش، استفاده از یک ماده سمی

جدول 2 31: غلظت های یون تعیین کننده خصلت قلیایی  Pf/Mf

مقادیر Pf / Mf

[OH¯]

[CO3-2]

[HCO3¯]

Pf = 0

0

0

1220 Mf

2Pf< Mf

0

1200 Pf

1220 ( Mf – 2 Pf )

2Pf = Mf

0

1200 Pf

0

2Pf> Mf

340 ( 2 Pf – Mf )

1200 (Mf - Pf)

0

Pf = Mf

340 Mf

0

0

 

تعیین خصلت قلیایی سیال، عصاره و مقدار آهک

 

وسایل مورد نیاز

1-                                         محلول اسید استاندارد شده 0.02 نرمال (N/50): سولفوریک یا نیتریک اسید.

iنکته: برای تعیین خصلت قلیایی سیال می توان از محلول اسید استاندارد شده 0.1 نرمال (N/10) نیز استفاده کرد. اگر از اسید 0.1 نرمال (N/10) استفاده شود مقدار میلی لیتر اسید را در 5 ضرب کنید.

2-                                         محلول شناساگر فنول فتالین: 1 گرم بر 100 میلی لیتر الکل 50 درصد.

3-                                         محلول شناساگر متیل اورنج[3]: 1 گرم بر 100 میلی لیتر آب

4-                                         بشر یا ظرف 100 تا 150 میلی لیتری برای تیتراسیون (ترجیحاً سفید)

5-                                         پیپت مدرج: یک عدد 1 میلی لیتری و یک عدد 10 میلی لیتری.

6-                                         سرنگ یا پیپت 1 میلی لیتری

7-                                         همزن

8-                                         پی اچ متر با الکترود شیشه ای (اختیاری)

دستورالعمل

خصلت قلیایی عصاره (Pf)

1-                                         مقدار یک یا چند میلی لیتر از عصاره را درون ظرف یا بشر تیتراسون بریزید. دو تا سه قطره محلول شناساگر فنول فتالین به آن بیفزایید. اگر شناساگر به رنگ صورتی درآمد، در حین همزدن، با استفاده از پیپت قطره قطره اسید 0.02 نرمال (N/50) اضافه کنید تا اینکه رنگ صورتی از بین برود. اگر نمونه ای شدیداً رنگی شده بطوری که تغییر رنگ شناساگر مشخص نباشد، زمانی به نقطه پایانی می رسید که پی اچ اندازه گیری شده با الکترود شیشه ای تا 8.3 پایین آید.

2-                                         مقدار میلی لیتر اسید 0.02 نرمال (N/50) مصرف شده بر مقدار میلی لیتر عصاره را به عنوان Pf گزارش دهید.

3-                                         به نمونه ای که برای تیتر کردن Pf به نقطه پایانی رسیده، 2 یا 3 محلول شناساگر متیل اورنج اضافه کنید. حین همزدن، با استفاده از پیپت قطره قطره اسید اضافه کنید تا اینکه رنگ شناساگر از زرد به صورتی تغییر کند. اگر نمونه ای شدیداً رنگی شده بطوری که تغییر رنگ آشکار نباشد، زمانی به نقطه پایانی می رسید که پی اچ اندازه گیری شده با الکترود شیشه ای تا 4.3 پایین آید.

4-                                         کل اسید 0.02 نرمال بکار رفته بر حسب میلی لیتر بر مقدار میلی لیتر عصاره تا رسیدن به نقطه پایانی متیل اورنج را به عنوان Mf گزارش دهید. (شامل اسید مصرف شده تا رسیدن به نفطه پایانی آزمایش Pf نیز میشود)

خصلت قلیایی سیال (Pm)

1-                                          مقدار یک میلی لیتر از سیال را درون ظرف یا بشر تیتراسون بریزید. نمونه را با 25 تا 50 میلی لیتر آب مقطر رقیق کنید. در حین هم زدن مقدار 4 یا 5 قطره محلول شناساگر فنول فتالین به آن اضافه کنید. با سرعت با اسید 0.02 نرمال یا 0.1 نرمال آن را تیتر کنید تا رنگ صورتی از بین رود. اگر رنگ نمونه مشخص نیست، زمانی به نقطه پایانی می رسید که پی اچ اندازه گیری شده با الکترود شیشه ای تا 8.3 پایین آید.

2-                                          مقدار میلی لیتر اسید 0.02 نرمال (N/50) مصرف شده بر مقدار میلی لیتر سیال را به عنوان Pm گزارش دهید، یا ...

 

مقدار آهک

1-                                         مقدار خصلت قلیایی فنول فتالینی سیال و عصاره را بدست آورید. (Pm و Pf)

2-                                         با استفاده از ریتورت کیت مقدار درصد آب سیال (Fw) را بدست آورید.

                                                                          (1 – 5)

3-                                         مقدار آهک سیال را بر اساس فرمول های زیر گزارش دهید.

 

(lb/bbl) = 0.26 (Pm – Fw × Pf) آهک                                                         (1 - 5a)

(kg/m3) = 0.742 (Pm – Fw × Pf) آهک                                                      (1 - 5b)

روش خصوصیات قلیایی P1 / P2

تجهیزات

محلول اسید هیدروکلریک (HCl) 0.02 نرمال.

محلول هیدروکسید سدیم (NaOH) 0.01 نرمال.

محلول باریم کلراید 10% خنثی شده تا پی اچ7 با هیدروکسید سدیم (NaOH).

محلول شناساگر فنول فتالین.

آب زدوده شده از هرگونه یون(یا آب مقطر).

کاغذ نشان دهنده پی اچ رنگ بندی شده برای محدوده 6 تا 12 یا پی اچ متر.

بشر 100 تا 150 میلی لیتری برای تیتراسیون.

پیپت 1 و 2 میلی لیتری.

بورت 25 میلی لیتری.

استوانه مدرج 25 و 5 میلی لیتری.

دستور العمل

1-                                         مقدار Pf را همان گونه که قبلاً شرح داده شد اندازه بگیرید.

2-                                         با استفاده از یک پی پت، 1 میلی لیتر از عصاره را درون بشر تیتراسیون بریزید و 25 میلی لیتر آب مقطر اضافه کنید.

3-                                         با استفاده از یک پی پت، 2 میلی لیتر از هیدروکسید سدیم 0.1 نرمال را به آن اضافه کنید و خوب تکان دهید. پی اچ را اندازه بگیرید. اگر پی اچ از 11.4 بیشتر بود، به مرحله 5 رجوع کنید.

4-                                         اگر پی اچ از 11.4 کمتر بود، باز هم 2 میلی لیتر از هیدروکسید سدیم به به آن اضافه کنید.

iنکته: برای جلو گیری از خطا، نیازاست کهدر اندازه گیری کاستیک دقت شود.

5-                                         با استفاده از استوانه مدرج کوچکتر، 3 میلی لیتر باریم کلراید به آن بیفزایید. ضمن تکان دادن 2 تا 4 قطره از شناساگر فنول فتالین به آن اضافه کنید.

6-                                         بدون اطلاف وقت،ترکیب را با اسید هیدروکلریک تیتر کنید، تا هنگامی که رنگ صورتی از بین برود یا با پی اچ متر پی اچ به 8.3 برسد. اگر در زمان کوتاهی دوباره رنگ برگشت، به تیتراسیون ادامه ندهید.

7-                                         میزان اسید مصرف شده برای رسیدن به نقطه پایانی را بر حسب میلی لیتر به عنوان خصلت قلیایی P1 ثبت کنید.

8-                                         خصلت قلیاییخالی[4]، P2، را بوسیله تکرار مراحل بالا و دقیقاً با استفاده از همان مقادیر آب و شناساگر،اما با خارج کردن عصاره،تعیین کنید.

9-                                         میزان اسید استفاده شده برای تیتراسیون بر حسب میلی لیتر را به عنوان خصلت قلیایی P2 (خالی) ثبت کنید.

10-                                      با استفاده از جدول 2 32 غلظت یون های هیدروکسید، کربنات و بی کربنات را در محلول تعیین کنید.

جدول 2 32: غلظت یون های تیتراسیون P1 / P2

مقادیر Pf / Mf

[OH¯]

[CO3-2]

[HCO3¯]

P1> P2

340 (P1 – P2)

1200 [Pf – (P1 – P2)]

0

P1< P2

0

1200 Pf

1220 (P2 – P1)

 

روش فرعی برای تخمین CO3 / HCO3

یک الگوى ریاضی برای تعیین غلظت کربنات/بی کربنات با استفاده از رابطه pH و Pf توسعه داده شده است. این روشی با استفاده آسان است که به کمترین زمان و تجهیزات نیاز دارد، اما توسط اتحادیه نفت آمریکا مورد قبول واقع نشده است. این روش می تواند در مقدار پی اچ های زیر 10.0 نتایجی غیر واقعی بدهد که می بایست محتاتانه استفاده شود. این روش به قرار زیر است.

1-                                         پی اچ را اندازه گیری کنید پی اچ عصاره باید با پی اچ متر با دقت 0.1 ± تعیین شود. در صورتی که حجم عصاره ناچیز است می توان از پی اچ سیال استفاده کرد.

2-                                         Pf را اندازه گیری کنید خصلت قلیایی عصاره. با استفاده از معادلات زیر کربنات ها محاسبه می شوند.

سیالات با پی اچ بالا

غلظت «هایدروکسیل»[5] بر حسب میلی گرم بر لیتر (OH)                                              (1 2)

غلظت کربنات بر حسب میلی گرم بر لیتر (CO3)                                            (2 - 2)

غلظت بی کربنات بر حسب میلی گرم بر لیتر (HCO3)                            (3 2)

مثال

pH = 12.6

Pf= 5.3 (Cm3)

OH = 677 (mg/L)

CO3 = 3971 (mg/L)

HCO3 = 5 (mg/L)

سیالات با پی اچ پایین

هنگامی که پی اچ از 9.5 پایین تر باشد اندازه گیری دقیق Pf دشوار است. بنابر این، در این حالت، این روش باید اصلاح شود. این دستورالعمل به شرح زیر است.

1-                                         بوسیله محلول کاستیک سودا (NaOH) پی اچ عصاره را تا 11.5 افزایش دهید.

2-                                         آن را تیتر کنید و مقدار Pf را در پی اچ 11.5 بدست آورید.

3-                                         مقدار Pf بدست آمده برای پی اچ 11.5 را در 1200 ضرب کنید تا مقدار کل کربناتها را در پی اچ 11.5 بر حسب میلی گرم بر لیتر بدست آورید.

4-                                         با استفاده از فرمول های زیر کربنات ها و بی کربنات ها را برای پی اچ اصلی حساب کنید،

(mg/L) بی کربنات                                                                  (4 2)

(mg/L)کربنات ها                                                        (5 2)

که؛

Y= کل کربناتها را در پی اچ 11.5 و ...

pH= پی اچ اصلی عصاره می باشد.

درمان کربناتها

محدوده متداول کربناتها در بیشتر سیالات از 1200 تا 2400 میلی گرم بر لیتر است. برخی سیالات می توانند دو برابر این مقدار را تحمل کنند یا با 1200 میلی گرم بر لیتر به شدت تحت تأثیر قرار گیرند. غلظت قابل قبول کربناتها در سیال حفاری همیشه به غلظت ذرات جامد، دما و غلظت مواد بکار رفته در گل بستگی خواهد داشت. اگر مشخص شده باشد که مشکلات خواص حرکتی و کنترل عصاره به علت کربناتها بوجود آمده اند، روش درمان شامل اضافه کردن یون مثبت کلسیم برای ته نشین شدن به شکل کربنات کلسیم خواهد بود. کلسیم به شکل گچ[6] یا آهک اضافه می شود. اگر گچ استفاده شود، می بایست کاستیک سودا یا آهک اضافه شود تا بی کربناتها به کربنات تبدیل شوند در غیر این صورت واکنش‌ با کلسیم رخ نخواهد داد. اگر آهک استفاده شود، پی اچ بالا خواهد رفت. ممکن است لازم باشد که گچ یا لینگوسولفونات[7] اضافه شود تا از افزایش پی اچ جلوگیری شود. از افزودن لیگنیت[8] به علت اینکه با گچ و آهک واکنش میدهد و مانع واکنش شیمیایی می شود، اجتناب کنید. همچنین توصیه میشود که همه کربناتها توسط درمان از بین نروند. بایداجازه داده شود تا حداقل از 1000 تا 1200 میلی گرم بر لیتر در سیستم باقی بماند. واکنشهای شیمیایی و غلظتهای درمان در زیر آمده اند.

واکنشهای شیمیایی

آهک، Ca(OH)2

CO3= + HCO3¯ + 2Ca++ + 4OH¯® 2CaCO3¯ + H2O + 3OH¯

گچ + آهک، یا، گچ + کاستیک سودا

CO3= + HCO3– + 2Ca++ + OH¯® 2CaCO3¯ + H2O

مقادیر واکنش

آهک

هر 0.00043 پوند آهک 1.0 میلی گرم بر لیتر کربنات (¯¯CO3) را درمان می کند.

هر 0.00021 پوند آهک 1.0 میلی گرم بر لیتر بی کربنات (¯HCO3) را درمان می کند.

گچ

هر 0.001 پوند گچ 1.0 میلی گرم بر لیتر کربنات (¯¯CO3) را درمان می کند. کاستیک سودا نیز اضافه شود.

هر 0.00023 پوند گچ 1.0 میلی گرم بر لیتر بی کربنات (¯HCO3) را درمان می کند.

 

 

توضیحات بیشتر

در تصمیم گیریوجود مشکل کربناتی،باید توجه داشت که حضور کلسیم در عصاره مشکل کربنات را رفع نمیکند. کلسیم یافت شده در تیتراسیون سختی ممکن است در واکنش با کربناتها قابلاستفاده‌نباشد. اغلب واکنشی از ترکیبات حلقوی، سرعت واکنش را می کاهد و تغییر مکانها در موازنه ها مانع واکنش دادن کلسیم اندازه گیری شده با کربناتها خواهد شد. در آزمایش سختی، دست کم باید 100 تا 200 میلی گرم بر لیتر کلسیم قابل اندازه گیری باشد تا اطمینان حاصل شود که مقداری کلسیم آزاد برای واکنشبا کربناتها حضور دارد. خصلت قلیایی معمولاً برای حضور کربنات، بی کربنات و هایدروکسیل های تفسیر شده است، اما مواد قلیایی دیگری هم در خصلت قلیایی سیال حفاری شرکت دارند. این دخالت و محدودیت های نحوه عملکرد با آزمایش تیتراسیون خصلت قلیایی،تخمین های ساده برای تجزیه و تحلیلکربنات می سازد. برای این استدلال، «سلسله گازهای گرت» صحت و دقت بیشتری دارد. صرفنظر از اینکه کدام روش استفاده شده، پیشنهاد میشود که قبل از درمان سیال سیستم برایکربنات ها، تست راهنما کاملی انجام گیرد



[1]- API

[2]- Garrett Gas Train (GGT) Method

[3]- MethylOrange Indicator

[4]-The Blank Alkalinity, P2

[5]- Hydroxyl

[6]-Gypsum

[7]-Lingosulfonate

[8]- Lignite


 
 
تعیین خصلت قلیایی سیال، عصاره، مقدار آهک
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 

تعیین  خصلت قلیایی سیال، عصاره، مقدار آهک

 

وسایل مورد نیاز

1-    محلول اسید استاندارد شده 0.02 نرمال (N/50): سولفوریک یا نیتریک اسید.

iنکته: برای تعیین خصلت قلیایی سیال میتوان از محلول اسید استاندارد شده 0.1 نرمال (N/10) نیز استفاده کرد.  اگر از اسید 0.1 نرمال (N/10) استفاده شود مقدار میلی لیتر اسید را در 5 ضرب کنید.

2-    محلول شناساگر فنول فتالین: 1 گرم بر 100 میلی لیتر الکول 50 درصد.

3-    محلول شناساگر متیل اورنج: 1 گرم بر 100 میلی لیتر آب

4-    بشر یا ظرف 100 تا 150 میلی لیتری برای تیتراسیون (ترجیحاً سفید)

5-    پیپت مدرج: یک عدد 1 میلی لیتری و یک عدد 10 میلی لیتری.

6-    سرنگ یا پیپت 1 میلی لیتری

7-    همزن

8-    پی اچ متر با الکترود شیشه ای (اختیاری)

دستورالعمل

خصلت قلیایی عصاره (Pf)

1-    مقدار یک یا چند میلی لیتر از عصاره را درون ظرف یا بشر تیتراسون بریزید. دو تا سه قطره محلول شناساگر فنول فتالین به آن بیفزایید. اگر شناساگر به رنگ صورتی درآمد، در حین همزدن، با استفاده از پیپت قطره قطره اسید 0.02 نرمال (N/50) اضافه کنید تا اینکه رنگ صورتی از بین برود. اگر نمونه ایشدیداً رنگی شده بطوری که تغییر رنگ شناساگر مشخص نباشد، زمانی به نقطه پایانی می رسید که پی اچ اندازه گیری شده با الکترود شیشه ای تا 8.3 پایین آید.

2-    مقدار میلی لیتر اسید 0.02 نرمال (N/50) مصرف شده بر مقدار میلی لیتر عصاره را به عنوان Pf گزارش دهید.

3-    به نمونه ای که برای تیتر کردن Pf به نقطه پایانی رسیده، 2 یا 3 محلول شناساگر متیل اورنج اضافه کنید. حین همزدن، با استفاده از پیپت قطره قطره اسید اضافه کنید تا اینکه رنگ شناساگر از زرد به صورتی تغییر کند. اگر نمونه ای شدیداً رنگی شده بطوری که تغییر رنگ آشکار نباشد، زمانی به نقطه پایانی می رسید که پی اچ اندازه گیری شده با الکترود شیشه ای تا 4.3 پایین آید.

4-    کل اسید 0.02 نرمال بکار رفته بر حسب میلی لیتر بر مقدار میلی لیتر عصاره تا رسیدن به نقطه پایانی متیل اورنج را به عنوان Mf گزارش دهید. (شامل اسید مصرف شده تا رسیدن به نفطه پایانی آزمایش Pf نیز میشود)

خصلت قلیایی سیال (Pm)

1-     مقدار یک میلی لیتر از سیال را درون ظرف یا بشر تیتراسون بریزید. نمونه را با 25 تا 50 میلی لیتر آب مقطر رقیق کنید. در حین هم زدن مقدار 4 یا 5 قطره محلول شناساگر فنول فتالین به آن اضافه کنید. با سرعت با اسید 0.02 نرمال یا 0.1 نرمال آن را تیتر کنید تا رنگ صورتی از بین رود. اگر رنگ نمونه مشخص نیست، زمانی به نقطه پایانی می رسید که پی اچ اندازه گیری شده با الکترود شیشه ای تا 8.3 پایین آید.

2-     مقدار میلی لیتر اسید 0.02 نرمال (N/50) مصرف شده بر مقدار میلی لیتر سیال را به عنوان Pm گزارش دهید، یا ...

 

مقدار آهک

1-    مقدار خصلت قلیایی فنول فتالینی سیال و عصاره را بدست آورید. (Pm و Pf)

2-    با استفاده از ریتورت کیت مقدار درصد آب سیال (Fw) را بدست آورید.

                                                          (1 – 5)

3-    مقدار آهک سیال را بر اساس فرمول های زیر گزارش دهید.

 

(lb/bbl) = 0.26 (Pm – Fw × Pf) آهک                                     (1 - 5a)

(kg/m3) = 0.742 (Pm – Fw × Pf) آهک                                              (1 - 5b)


 
 
برنامه گل روغنی با نسبت O/W: 85/15 به وزن 56.5PCF بافازاب:CACL2 باوزن:
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 
برنامه گل روغنی با نسبت O/W: 85/15  به وزن 56.5PCF      بافازاب:CACL2 باوزن:    PCF  76-78         به شرح زیر.
             
ملاحظات زمانMIX واحد مصرف مواد جهت تهیه 100بشکه نام اختصاصی ماده ترکیب گل ردیف
  45 bbl 76-78 GAS OIL گازوییل 1
  45 SX 18-20 IRSATROL کنترل کننده عصاره 2
  30 DR 2-2.5 D.VERT امولسیفایر اولیه 3
  45 SX 18-20 LIME اهک 4
  45 BBL 13.7 CACL2.W اب , CACL2 5
  15 DR 1 DRILL MUL امولسیفایر ثانویه 6
  15 SX 4_6 D.GEL مواد گرانروی ساز 7
  30 TON درصورت نیاز L.S.P مواد وزن افزا 8
             

 
 
برنامه گل روغنی با نسبت O/W: 75/25 به وزن 66PCF بافازاب:CACL2 باوزن: PCF
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 
برنامه گل روغنی با نسبت O/W: 75/25  به وزن 66PCF      بافازاب:CACL2 باوزن: PCF  84         به شرح زیر.
             
ملاحظات زمانMIX واحد مصرف مواد جهت تهیه 100بشکه نام اختصاصی ماده ترکیب گل ردیف
  45 bbl 69 GAS OIL گازوییل 1
  45 SX 18-20 IRSATROL کنترل کننده عصاره 2
  30 DR 2-2.5 D.VERT امولسیفایر اولیه 3
  45 SX 18-20 LIME اهک 4
  45 BBL 23.4 CACL2.W اب , CACL2 5
  15 DR 1 DRILL MUL امولسیفایر ثانویه 6
  15 SX 2-Jan D.GEL مواد گرانروی ساز 7
  30 TON درصورت نیاز L.S.P مواد وزن افزا 8
             

 
 
برنامه گل روغنی با نسبت O/W: 70/30 به وزن 68PCF بافازاب:CACL2 باوزن: 84P
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 
             
برنامه گل روغنی با نسبت O/W: 70/30  به وزن 68PCF      بافازاب:CACL2 باوزن:   84PCF           به شرح زیر.
             
ملاحظات کد مواد واحد مصرف مواد جهت تهیه 100بشکه نام اختصاصی ماده ترکیب گل ردیف
    bbl 62.2 GAS OIL گازوییل 1
    SX 18-20 IRSATROL کنترل کننده عصاره 2
    DR 2-2.5 D.VERT امولسیفایر اولیه 3
    SX 16-18 LIME اهک 4
    BBL 27 CACL2.W اب , CACL2 5
    DR 1 DRILL MUL امولسیفایر ثانویه 6
    SX 2_3 D.GEL مواد گرانروی ساز 7
    TON 2 L.S.P مواد وزن افزا 8
             

 
 
فرمول تایین سالید
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 

MWPCF/7.48-6X3.2X2


 
 
فرمول YP
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 

MWPCF/8=YP


 
 
فرمول PV
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
 

MW/7.48X3-5=PV


 
 
پلیمر های حفاری
نویسنده : رضا سپهوند - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢
 

-9 افزاینده های پلیمری
تشکیلات شیمیایی با مولکول های بزرگ هستند که از بسیاری واحدهای کوچک تکراری که مونومر نامیده می شوند تشکیل شده اند.
پلیمرها به هنگام اضافه شدن در گل تغییرات کمتری در محتویات جامد گل ایجاد می کنند و به منظور کنترل صافی، اصطلاح ویسکوزیته، لختگی و مقاومت شیلی به گل اضافه می شوند.
گل های پلیمری توانایی بالایی در برابر شدت تنش های بالا دارند همچون زمانی که درون لوله حفاری و یا در مواجه با مته حفاری قرار می گیرند. بر این اساس یک سهم بزرگی از نیروهای هیدرولیکی موجود می تواند صرف مته شود و در نتیجه شدت نفوذ و پیشروی با سرعت و بهبود هیدرولیک حاصل خواهد شد.
استفاده پلیمرها از زمانی که نشاسته به عنوان افزاینده ای برای کنترل هرز روی گل به کار می‏رفت در گل های حفاری آغاز شد. از آن زمان به بعد پلیمرها منحصر به فردتر و مقبولیت آنها بیشتر گردید.
امروزه پلیمرها بخش مهمی از سیستم گل های پایه آبی را تشکیل می دهند، حتی تا حدی که بعضی از سیستم ها به طور کلی وابسته به پلیمرها هستند به عنوان مثال می توان از نشاسته که مبنای آن از منابع طبیعی است نام برد. پتانسیل نامحدود توسعه پلیمرها، آنها را بسیار کارآمد برای تقریباً همه انواع سیالات حفاری ساخته است.
با تکنولوژی پلیمرها امکان آنالیز وضعیتی، بر روی کی مرحله مولکولی و همچنین طراحی پلیمری با خصوصیات ویژه برای آن وضعیت ممکن شده است. به همین دلیل پلیمرها یک آینده نامحدود در سیالات حفاری دارند.
1-9-1 شیمی پلیمرها
یک پلیمر مولکولی بزرگی است تشکیل یافته از واحدهای پشت سر هم مشابه که این واحدهای کوچک منظم، مونومرها نامیده می شوند. پلیمریزاسیون زمانی اتفاق می افتد که مونومرها برای تشکیل مولکول پلیمر بزرگ، به هم وصل می شوند.
پلیمرها ممکن است وزن مولکولی در حد میلیون داشته باشند. پلیمرهایی که فقط از چند واحد پشت سر هم تشکیل شده باشند الیگومرها نامیده می شوند. برای بیان فرمول های نوشته شده برای یک پلیمر، فرمول تجربی تعداد واحد ساده و منظم است که بیان می شود برای مثال:
پلیمر پلی اتیلن          (C2H4)N
اتیلن نتیجه پلیمرازسیون مونومر اتیلن (CH2= CH4) است
در مدت فرآیند پلیمرازسیون جفت باند شکسته شده و پلیمر پلی اتیلن تشکیل می شود.
 
پلیمر پلی اتیلن بدست آمده متشکل از زنجیره بلندی از واحدهای پشت سر هم است. تعداد دفعاتی که مونومرها پشت سر هم قرار می گیرند معین و به عنوان درجه پلیمرازسیون است . پلیمرها معمولاً درجه ای بزرگتر از 1000 دارند. پلی اتیلن مثال ساده ای از یک هوموپلیمر است. مثالهایی دیگر از هوموپلیمرها، پلی پروپیلن و پلی استایرن است.
کوپلیمرها، پلیمرهایی هستند که از دو یا تعداد بیشتری از انواع مونومرها تشکیل می شوند که مونومرها می توانند در نسبت های متعدد و در شرایط متفاوت در زنجیره واقع شوند. کوپلیمرها در طراحی پلیمرها از آزادی عمل بیشتری برخوردار هستند.
ساختار پلیمرها به صورت خطی، شاخه دار و شبکه ای دسته بندی می شوند.
از پلیمرهای خطی پر کاربرد در سیالات حفاری می توان از کربوکسی متیل سلولز  (CMC)     PHPA  و هیدروکسی اتیل سلولز  (HEC) نام برد.
و برای پلیمرهای شاخه دار می توان نشاسته و صمغ زانتان و پلیمرهای شبکه ای از صمغ زانتان شبکه ای  نام برد.
در زیر شماتیک انواع ساختار زنجیره پلیمرها آمده است.
 
شکل 1-6 شماتیک انواع ساختار زنجیره های پلیمری (1) خطی (2) شاخه دار(3) شبکه ای
در طراحی پلیمرها یک محدودیت امکان تغییرات ساختاری وجود دارد. برخی از عوامل که بر روی بهبود و کارایی پلیمرها تاثیر گذارند در زیر آمده است:
    وزن مونومر یا مونومرها
    وزن مولکولی
    نوع شاخه ها یا گروههای انشعابی در زنجیره پلیمر
1-9-2 دسته بندی پلیمرها در سیالات حفاری
پلیمرها در سیالات حفاری به سه روش می توانند دسته بندی شوند. می توان آنها را بر اساس
الف: شیمی آنها همچون آنیونی یا کاتیونی بودن
ب: با توجه به نوع کاربرد یا خصوصیت آنها به طور مثال ویسکوز بخش بودن یا اینکه افزاینده‌ای جهت کنترل هرز روی گل
ج: یا به صورت ساده بر اساس مبدأ و مبنای تولیدی، آنها را دسته بندی کرد.
که در زیر افزاینده های پلیمری را از نظر مبنای تولیدی آنها تقسیم بندی می کنیم:
    پلیمرهای طبیعی
    پلیمرهای طبیعی اصلاح یافته
    پلیمرهای مصنوعی

1-9-2-1 پلیمرهای طبیعی
پلیمرهای طبیعی، پلیمرهایی هستند که از طبیعت گرفته شده اند. این مواد از منابع طبیعی همچون، درختان، حیوانات و تخمیر باکتریها بدست می آیند.
محصول بدست آمده حداقل مراحلی از قبیل بهره برداری، جدا سازی، خرد کردن، خشک کردن قبل از بسته بندی را طی می کند.
پلیمرهای طبیعی ساختار پیچیده تری نسبت به پلیمرهای مصنوعی دارند و عموماً از وزن مولکولی بالایی برخوردار هستند. پلیمرهای طبیعی، پایداری دمایی کمتری نسبت به پلیمرهای مصنوع دارند و همچنین سازگاری و تحمل کمتری نسبت به تجزیه به وسیله باکتریها دارند. پلیمرهای طبیعی مورد استفاده در سیالات حفاری شامل مولکول های قندی پلیمریزه شده ای هستند که متعلق به دسته از از ترکیبات به نام پلی ساکاریدها هستند. مونومرها واحدهای قندی شامل کربن، هیدروژن و اکسیژن به نسبت 6:12:6 هستند. پلیمرازیسیون واحدها از طریق واکنش مایع سازی، در نقطه ای که واحدهای قندی منشعب می گردند رخ می دهد. پلی ساکاریدهای بدست آمده شامل واحدهای قندی هستند که توسط اتم های اکسیژن معمول به هم اتصال پیدا کرده اند. پلی ساکاریدها دارای یک C: H: O با نسبت 6:10:5 یا بصورت C6(OH2)5 هستند.
اتصالات اسکلتی و نوع ساختار پلیمرهای طبیعی بسیار پیچیده تر از پلیمرهای مصنوعی است. اسکلت شامل ساختارهای حلقه ای کربوهیدراته و اتم های اکسیژنی که به حلقه اتصال پیدا کردند می‌شود اما پلیمرهای مصنوعی دارای اتصالات کربن – کربن بسیار ساده تری هستند.

1-9-2-2 نشاسته
نشاسته پلیمری است طبیعی که از نمونه های مختلی از منابع گیاهی یا دانه ای بدست می آید. نشاسته ذرت و سیب زمینی منابع بسیار مهمی برای سیالات حفاری هستند. نشاسته شامل دو پلی ساکارید است:
الف) آمیلاز
ب) آمیلوپکتین
آمیلاز زنجیره ای از حلقه های کربوهیدراته است که زنجیره مستقیم آن اسکلت مولکول های نشاسته تشکیل می دهد. آمیلوپکتین زنجیره شاخه دار بلندی از حلقه های کربوهیدراته است که از اسکلت آمیلاز منشعب می شود.
 
نسبت جزء آمیلاز و آمیلوپکتین معرف خواص نشاسته خواهد بود نشاسته در مواد خام که از آن حاصل می شود به صورت محلول در آب نیست بلکه این مواد بصورت ساده در سطح آب شناور می شوند برای تاثیر گذار بودن نشاسته در سیال حفایر لازم است که از پوش حفاظتی آمیلوپکتین خارج شده و آمیلاز درونی خارج شود. دانه های نشاسته را تا زمانی که سلول ها آزاد شود گرما می دهند که در نهایت آمیلاز می پاشد این فرآیند همانند پیش ژلاتینی شدن شناخته شده است. با اولین پاشیدگی و پخش شدن، نشاسته آب را جذب می کند. سپس خشک گردیده و بسته بندی می‌گردد. که این محصول غیر یونی و قابل حل در آب نمک اشباع به خوبی آب شیرین معمولی است. M2 – LO – JEL یک نشاسته ذرت است که شامل میانگین از 25% آمیلاز و 75% آمیلوپکتین است.

1-9-2-3 POLY- SAL®
یک نشاسته سیب زمینی است که تفاوت های جزئی با نشاسته ذرت دارد. نشاسته سیب زمینی وزن مولکولی بالاتری نسبت به نشاسته ذرت دارد. همچنین دارای غلظت بالاتری از آمیلاز نسبت به آمیلوپکتین است. به همین دلایل متفاوت تر کار می کند.
 
POLY- SAL® سازگاری بیشتری نسبت به سختی آب و پایداری گرمایی کمتری نسبت به              My- lo- JelTM دارد و همچنین ویسکوزیته بیشتری را نیز ایجاد می کند.
بیشترین نگرانی و عقب نشینی برای استفاده از نشاسته ها در ارتباط با تمایل آنها به تخمیر است آنها مواد زود تجزیه شونده طبیعی هستند و زمانی که در سیالات حفاری استفاده می شوند باید با یک باکتری کش محافظت شوند.
 POLY- SAL®  شامل یک باکتری کش در محصول نهایی است. محدودیت دوم نشاسته پایداری دمایی کم آن است. نشاسته زمانی که در مواجه طولانی با دماهای بیشتر از (102°c)225°F قرار می‌گیرد سریعاً تجزیه می شود.
بعضی از محیط ها نسبت به دیگر محیط ها بسیار مستعد برای تجزیه باکتریهایی هستند. از بدترین محیط ها می‌توان آب‌های برکه ای راکد مثال زد اگر چه می‌بایست آب های گرفته شده از رودخانه‌ها یا جریان ها، مورد توجه قرار گیرد. دماهای بالا، شرایط PH نامشخص و آب شیرین، رشد باکتریها را تسریع می بخشد. مشکلات باکتریها در سیستم های پرنمک (نمکی) و محیط هایی با PH بالا کمترند با وجود این با گذشت زمان آنها نیز رخ می دهند.
1-9-2-4 صمغ زانتان
زانتان به عنوان پلیمرهای  طبیعی دسته بندی می شود با وجود آن در واقع تهیه آن از شکل تولید باکترییایی بیشتر از شکل برگرفته از منابع طبیعی آن است.
باکتری xanthomonas campestris از طریق فرآیند پیچیده آنزیمی در طول سیکل زندگی نرمال آن، این صمغ را تولید می کند. زانتان یک پلیمر قابل حل در آب، کمی آنیونی و یک پلیمر شاخه دار بزرگ است که دارای وزن مولکولی در محدوده 2 تا 3 میلیون است که نسبتاً برای سیالات حفاری بالاست. مطابق شکل 1-9 زانتان یک زنجیره پنج حلقه است که ساختار تکراری آن شامل یک اسکلت دو حلقه و یک زنجیره کناری سه حلقه است.
 
شکل 1-9 ساختار زانتان
اسکلت شامل گلوکز مجزا در ساختار سلولز است. شاخه های منشعب شده همان اسکلت زنجیره‌های کناری سه حلقه ای قندی که اضافه شده اند هستند.
زنجیره های کناری افزوده شده گروههای عاملی مختلف هستند (کربونیل، کربوکسیل، هیدروکسیل و غیره) ساختار شاخه های طولانی پلیمر با باندهای نسبتاً سست هیدروژنی که در بین گروههای کنار کوپل می شود که این امر به زانتان خصوصیات منحصر به فرد ویسکوز بخشی می دهد. زمانی که به یک غلظت معین از پلیمر می رسیم، باندهای هیدروژنی در میان شاخه های پلیمر پیشرفت کرده و یک شبکه پیچیده و زاویه داری از مولکول های سست باند بدست می آید. زمانی که تنش به سیستم اعمال می شود، برخوردها و کنش های الکترو استاتیکی سست هستند نیروهای جاذبه قسمت های کشیده شده پلیمرها را به سمت هم نگه می دارد. همانطور که باندهای هیدروژنی می شکند ویسکوزیته سیال نیز کم می شود.
زمانی که تنش از بین می رود و زنجیره های پلیمری نیروهای بین مولکولی باندهای هیدروژنی خود را باز می یابند و شرایط اصلی ویسکوز بودن بر می گردد.
پلیمر زانتان سیال های شبه پلاستیک با ساختارهای ژلی ایجاد می کند همانطور که ذکر شد خصوصیت ویسکوز بودن پلیمر با مقدار تنش نسبت عکس داشته بدین صورت که تحت شرایط تنش‌های خیلی بالای تجربه شده در نازل مته حفاری، سیال آنقدر رقیق می شود که رفتاری همچون آب از خود بروز می دهد و تحت شرایط شدت تنش های پایین به طور نمونه در دالیز باندهای هیدروژنی دوباره تشکیل می شوند و ویسکوزیته افزایش پیدا می کند.
در حالت ایستا (ساکن) سیال‌های زانتان خصوصیات تکسوتروپیکی (ژلی) از خودشان نشان می‌دهد صمغ زانتان و پلیمر طبیعی مشابه با آن به نام صمغ welan، دو تا از چند پلیمر تجاری در سیالات پایه آبی که خصوصیات تکسوتروپیکی (ژل ها) ایجاد می کند هستند.
غلظت مورد نیاز زانتان برای افزایش و ایجاد خصوصیات تکسوتروپیکی بستگی به آب تزریقی دارد. فقط 0.5 Lb/bbl برای سیستم آب شیرین ممکن است کافی باشد در حالی که برای یک سیستم KCL یا NaCl (نمکی بالا) 2 تا Lb/bbl 3 ممکن است لازم باشد. در محیط های آبی بسیار نمکی پلیمر زانتان، همچون دیگر پلیمرهای پایه آبی، بسادگی هیدراته نمی شوند و برای اندکی افزایش به صورت گره خورده و پیچشی باقی می مانند در آب شیرین پلیمر انبساط یافته و شاخه های پلیمر در معرض تماس قرار می گیرند و باندهای هیدروژنی را آزاد گذاشته و در نتیجه تکسوتروپی خیلی ساده افزایش پیدا می کند.
صمغ زانتان همچون (flo - vis® , Duo- vis®) برای چند کاربرد به سیال افزوده می شوند. بیشتر مواقع به عنوان جایگزین یک رس برای دادن خصوصیات تکسوتروپیکی به گل افزوده می شوند. به عباراتی صمغ زانتان به جای پر کردن سیال با جامدات رسی، برای دسترسی به ویسکوزیته و تعلیق گل به کار برده می شود که بسیار موثر و سودمند است و در بیشتر موارد به عنوان نگهدارنده تعلیق یا افزایش ظرفیت حمل سیالات بدون افزایش در پر کردن جامدات به کار می رود.
این خصوصیات، صمغ زانتان را به منظور افزایش ویسکوزیته در چاههای افقی و توسعه ای به ویژه زمانی که چاهها شامل سرعت های دالیزی پایین می باشند پلیمری برای انتخاب می سازد.
زانتان دارای خصوصیاتی می باشد که آن را برای کاربردهای سیال های عاری از رس و سیالات تکمیلی ایده ال می سازد. همچنین آن را برای آب نمک به آب دریا، NaBr,CaCl2,kCl, NaCl ویسکوز بخش می نماید. صمغ زانتان به وسیله اکسید کننده ها (رنگ برها) یا آنزیم ها تجزیه می شود و برای تمیز کاری، قابل حل در اسید نیز می باشد. و باعث افزایش قدرت ژلی و تعلیق ساده با مواد قابل حل در اسید همچون CaCO3 می شود.
Flo-vis نمونه تکامل یافته از زانتان است. نمونه تکامل به گونه ای است که برای از بین بردن هر گونه باقیمانده های باکترییایی برای کاربردهای سیال تمیز می باشد. از نام های تجاری دیگر برای این نوع صمغ می توان از پلیمر XC و یا کلزان نام برد که توسط شرت های مختلف تولید کنند، تولید می گردند.
1-9-2-5 پلیمرهای طبیعی اصلاح شده
پلیمرهای طبیعی اصلاح شده در سیالات حفاری بسیار رایج هستند. سلولز و نشاسته، دو پلیمر طبیعی هستند که مکرراً برای تولید پلیمرهای طبیعی اصلاح شده استفاده می شوند. نمونه های اصلاح شده خصوصیات مجزا و متفاوتی نسبت به پلیمرهای طبیعی و اصلی آنها می توانند داشته باشند. برای سیالات حفاری، پلیمرهای طبیعی غیر یونی، همچون سلولز و نشاسته به صورت پلی‌الکترولیت ها اصلاح می یابند.
    پلی الکترولیت ها
بسیاری از پلیمرها قابل حل در آب نیستند، بنابراین در سیالات حفاری پایه آبی کارایی ندارند، مگر اینکه آنها اصلاح یابند. برای دستیابی به حلالیت در آب، پلیمرها بعضی مواقع بصورت پلی الکترولیت‌ها اصلاح می شوند. این اصلاح سازی شامل یک تغییر در واحدهای تکراری پلیمر است.
یک پلی الکترولیت، پلیمری است که بصورت پلی یون ها و یون های مخالفی از بارهای متضاد در آب حل شده است. یک پلی یون دارای بارهایی است که در طول زنجیره پلیمری تکرار می شوند. بارها می توانند همچون یک پلیمر کاتیونی مثبت یا همچون یک پلیمر آنیونی منفی باشند.
مثال های معدودی از پلیمرهای کاتیونی موجود است اما بیشتر مواقع پلیمرهایی که در سیالات حفاری هستند به صورت منفی بارگذاری شده اند.
موثر بودن یک پلی الکترولیت به تعداد محل های موجود بر روی پلیمر بستگی دارد که برگرفته از عوامل زیر است:
غلظت پلیمر
غلظت و نحوه توزیع گروههای قابل یونیزه
نمکی یا سخت بودن سیال
PH سیال
با یک افزایش تعداد محل های یونیزه شده بر روی پلیمر، آن پلیمر تمایل پیدا می کند که از حالت حلقه ای خارج شده و بسط پیدا کند. که این بر اثر دافعه بارهای متقابل است که باعث افزایش طول زنجیره و کشیدن پلیمر به دورن یک پیکربندی می گردد، که بیشترین فاصله بین بارها را داراست.
همانطور که بحث شد پلیمر در معرض تعداد محل های بازگذاری شده زیادی، قرار می گیرد که اجازه می دهد پلیمر به ذرات رس متصل و خاصیت ویسکوز به فاز سیال بدهد.
    تاثیرات غلظت
همانطور که تشریح شد پلیمرها، زمانی که در یک سیال حفاری حل می شوند بصورت یک پیکر بندی کشیده شده ای، با طول زنجیره پلیمری بلند فرض می شوند. که این پیکربندی به صورت میله ای نمی باشد بلکه برای دستیابی به ماکزیمم فاصله بین بارهای مشابه بر روی پلیمر به صورت تابدار و پیچش یافته است.
در غلظت های پایین (رقیق)، پلیمر و پوشش نازکی از آب (حدود 2 یا 3 مولکول آب) را جذب می‎کند.
که یک دافعه الکترواستاتیکی بین این پوشش ها وجود دارد. زمانی که شکل کاملاً توسعه یافته ای فرض شود دارای سطح بزرگی خواهد بود که این مساحت سطح بزرگ در تاثیرات ویسکوزیته پلیمر سهمی بر عهده خواهد داشت.
همانطور که غلظت پلیمر افزایش پیدا می کند پوشش محیط آبی پلیمر کاهش پیدا می کند.


    تاثیرات PH
PH بر حلالیت پلیمر تاثیر گذار است. PH بعضی مواقع مقدار دامنه یونیزاسیون گروههای عاملی را در طول زنجیره پلیمری تعیین می کند. برای مثال بیشتر گروههای عامل رایج پیدا شده در پلیمرهای پایه آبی گروه کربو کسیلی هستند. گروه کربوکسیل یونیزه شده، یک مشخصه مجزایی در بیشتر پلیمرهای آنیونی شامل CMC، PHPA و صمغ زانتان و تعدادی دیگر ایجاد می کند.
پونیزاسیون به وسیله واکنش گروه کربوکسیلی با یک ماده آلکالی همچون کاستیک سودا انجام شده است. با یونیزاسیون گروه کربوکسیل نامحلول قبلی، حلالیت پلیمر رخ می دهد.
 
گروههای کربوکسیلی سدیم از طریق یک محل بازگذاری شده آنیونی، آب را در خود جذب می کنند. زمانی که پلیمر به آب افزوده می شود، یون سدیم از زنجیره پلیمر جدا شده و یک محل بارگذاری شده منفی ایجاد می کند. اکنون پلیمر آنیونی، و فارغ از آب هیدراته است همانطور که پلیمر آب را جذب می کند محیط پوشش پلیمر، افزایش یافته و ویسکوزیته افزایش پیدا می کند. بهترین حلالیت گروه کربوکسیل از PH 5/8 تا 10 رخ می دهد. برای یونیزه کردن و حلالیت پلیمر، کاستیک کافی برای رسیدن به PH برابر با 5/8 لازم است. اگر مقدار زیادی از کاستیک سودا افزوده شود خاصیت ویسکوزیته به صورت ناچیز سرکوب شده و جلوگیری می گردد. اگر یک PH معکوس رخ دهد برای مثال PH محلول به شرایط اسیدی سقوط کند (کمتر از 7) در آنصورت گروه کربوکسیلی به شکل اولیه و اصلی کربوکسیل باز می گردد و پلیمر حلالیت خود را از دست می دهد.
    تاثیرات نمک
نمکی شدن سیال، در تاثیرات یک پلیمر بر سیال نقش بسیار بزرگی را داراست. زمانی که یک پلیمر قابل حل در آب به آب اضافه می شود، نمک از سست شدن (باز شدن) و افزایش طول زنجیره پلیمری جلوگیری می کند.
نمک، قدرت آبی را که یک پلیمر می تواند در آن هیدراته و توسعه یابد را محدود می کند. وقتی که نمک به یک سیستم آب شیرین که پلیمرها در آن هستند افزوده می شود معمولاً یک مشکل نوسان ویسکوزیته را به وجود می آورد. بدین صورت که نمک آب را جذب می کند و آن را از پلیمرها جدا می کند و سیستم ممکن است حداقل به صورت موقت تخریب شده و یک افزایش ویسکوزیته رخ دهد.
معمولاً در محیط های نمکی از تاثیر گذاری پلیمرها کاسته می شود اما آن را با افزاینده ای همچون PAC یا صمغ زانتان می توان باز گرداند که این افزاینده با غلظت های نرمال و یا حتی ممکن است برای بهتر کردن شرایط در محیط های نمکی غلظت های بیشتر لازم باشد.
    تاثیرات کاتیون دو ظرفیتی (دو والانسی) :
زمانی که در یک سیال حفاری یون های دو ظرفیتی همچون کلسیم و منیزیم حضور داشته باشند تاثیرات آنها بر سیستم می تواند قابل ملاحظه باشد
همانند یون سدیم که چنان آب را جذب می کند که موجودیت کلی آب را محدود می کند یون های منیزیم و کلسیم حتی آب بیشتری را نسبت به یون سدیم جذب می کنند که هیدراسیون پلیمر را در حضور آن بسیار ناکار آمد می نمایند.
پلیمرهای آنیونی یک مشکل مواجهه با کلسیم دارند که کلسیم با گروه آنیونی پلیمر واکنش داده که در حین این عمل پلیمر لخته شده و می تواند از سیستم ته نشین گردد. به همین دلیل در بیشتر مواقع برای بهتر کردن شرایط کلسیم، سودااش توصیه می گردد. پلیمرهایی که به مقدار کم آنیونی هستند همانند صمغ زانتان و پلیمرهایی که غیر آنیونی هستند همانند نشاسته که با کلسیم رسوب داده نمی‌شوند.
    مشتقات سلولز
سلولز یک پلیمر طبیعی است که قابل حل در آب نمی باشد که برای مورد استفاده قرار دادن آن در سیالات حفاری باید به صورت کربوکسی متیل سلولز (CMC) اصلاح شود.
 
شکل 1-10 ساختار سلولز
CMC مثالی از یک پلی الکترولیت است شکل ها نشان می دهد که چگونه ساختار حلقه های تکراری برای سلولز در حضور گروه آنیونی کربوکسی متیل اصلاح می شود. حال در پلیمر اصلاح شده به واسطه گروه آنیونی، یک میل ترکیبی با آب و حلالیت در آن ایجاد شده است.
 
شکل 1-11 ساختار سلولز
کربوکسی متیل سلولز یا واکنشی از نمک سدیم اسید مونو کلرواستیک (CICH2COONa) با سلولز تشکیل می شود. جایگزینی بیشتر مواقع در گروه (-CH2OH) برای تشکیل یک پلی الکترولیت قابل حل اتفاق می افتد.
 
شکل 1-12 ساختار CMC
خصوصیات کربوکسی متیل سلولز به چه عامل بستگی دارد:
    درجه جانشینی         (D.S)
    درجه پلیمریزاسیون         (D.P)
    یکنواختی جانشینی
    خلوص محصول نهایی
درجه پلیمریزاسیون بیانگر تعداد دفعات تکرار شدن ساختار حلقه است. ساختار حلقه، یک ساختار تکراری است که پلیمر را تعریف می کند مقدار بالای D.P مقدار بالای وزن مولکولی است و همانطوری که D.P برای CMC افزایش پیدا می کند ویسکوزیته نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
CMC با ویسکوزیته بالا (HV- CMC) یک وزن مولکولی بالایی نسبت به CMC با ویسکوزیته پایین (LV- CMC) دارد.
درجه جانشینی اشاره به تعداد جایگزین هایی دارد که بر روی یک ساختار حلقه ای منفرد رخ می‌دهد در کربوکسی متیل سلولز سدیم (مطابق شکل 1-11) دقیقاً یک جایگزینی بر روی هر ساختار حلقه‌ای وجود دارد که این بدین معنی است که D.S  برابر با 1 است.
در مثال بالا جایگزینی فقط بر روی گروه هیدروکسیل متیل (-CH2OH) رخ می دهد همچنین جایگزینی در هر یک از دو گروههای هیدروکسیل (-OH) می توانست رخ دهد که پتانسیل D.S برابر با 3 را نتیجه می دهد. حلالیت در آب زمانی فرا می رسد که D.S به 45/0 برسد.
محدوده D.S معمولی برای CMC از 7/0 تا 8/0 است. CMC با ویسکوزیته بالا (HV- CMC)، D.S مشابهی با CMC نسبتاً بالای CMC های جایگزین یافته است که آنها را پلی آنیونیک سلولز  یا بصورت ساده PAC  نامیده اند.

PAC
PAC از نظر ساختار شیمیایی و همچنین D.P، مشابه با CMC است فقط D.S برای دو پلیمر متفاوت است محدوده عادی D.S برای PAC بین 9/0 تا 1 است.
D.S بالا برای پلیمر PAC آنرا بسیار قابل حل تر از CMC کرده است که این کارایی PAC را بصورت کلی بهتر از CMC کارایی بهتری نسبت به CMC داراست.
بعضی مواقع CMC و PAC با D.S و D.P و خلوص متفاوت کارایی متفاوت دارند که این بر اثر غیر یکنواختی جایگزینی ها در طول زنجیره است یک CMC و PAC با کیفیت خوب دارای جانشینی های غیر یکنواخت در طول زنجیره است.
هنگامی که در یک زنجیره پلیمر CMC یا PAC، جایگزین فقط در یک سر و یا در وسط پلیمر رخ دهد در آنصورت حلالیت پلیمر و کم و در نتیجه دارای کارایی کمی در سیالات حفاری خواهد بود.
    پلی پک (Poly PAC®)
پلی پک، یک سلولز پلی آنیونیک با کیفیت بالاست که هرز روی گل در سیستم های آب شیرین، آب دریا، NaCl، NCI را کنترل می کند که بوسیله ایجاد یک لایه نازک، سفت و انحنا پذیر از هرز روی سیال به سمت سازندها جلوگیری و آن را محدود می کند. همچنین ویسکوزیته عالی را در درون سیستم آب شیرین و آب دریا ایجاد می کند برای استفاده در آب دریا، آب نمکی و آب های با محلول کلسیم بالای (mg/l) 400، پلی پک بیشتر از CMC توصیه شده است.
 
در زیر جدولی با خصوصیات تکنیکی و محدودیت های از  PACو CMC آمده است:
D.S    D.P    وزن محلول    محصول
1-9 و 0
1-9 و 0
8 و 0-7 و 0
8 و 0-7 و 0    1000-850
1280-1130
1000-850
1280-1130    170-140
225-200
170-140
225-200    PACLV
PAC+V
CMC LV
CMC HV

هیدروکسی اتیل سلولز  (HEC):
نمونه ای دیگر از پلیمرهای سلولزی اصلاح شده است که با خیساندن سلولز در محلول کاستیک سودا و سپس واکنش این سلولز آنکانی با اتیلن اکساید بدست می آید نتیجه حاصله یک جایگزینی گروههای هیدروکسی اتیل بر روی هیدروکسی متیل در محل های هیدروکسیل است.
حتی با اینکه غیر یونی است گروههای هیدروکسی اتیل متیل ترکیبی ویژه ای با آب برای ایجاد محلول آبی پلیمری دارند.
D.P زنجیره های کناری جایگزینی مولی نامیده می شوند (M.S) یا میانگین تعداد مولکول های اتیلن اکساید که با هر واحد سلولزی واکنش می دهند با اتصال یک گروه هیدروکسی اتیل به هر واحد، گروههای اضافی از یک انتها به انتهای دیگر ساختار، بیشتر در معرض واکنش قرار می گیرند و تا زمانی که اتیلن اکساید موجود باشد این واکنش ها می تواند ادامه داشته باشد.
M.S بالا حلالین بالای پلیمر است بنابراین سازگاری بیشتری را در برابر نمک و سختی خواهد داشت معمولاً محدوده M.S از 5/1 تا 5/2 برای HEC متغیر است.
HEC برای کنترل ویسکوزیته و هرز روی گل در سیالات تکمیلی استفاده می شود که سازگار با آب‌های نمکی شامل آب دریا، KCl، NaCl، CaCl2 و CaBr2 است همچنین HEC یک پلیمر بسیار تمیز و قابل حل در اسید است که در عملیات های که باید از سیالات تکمیلی استفاده شود بکار می رود.
با توجه به اینکه HEC غیر یونی است با سطوح باردار شده همانند پلیمرهای یونی بصورت قوی واکنش نمی دهد. HEC دارای یک محدوده دمایی تا (1210C)2500F است. با  PH گل زیاد تأثیر پذیر نیست (بالای 10= PH ممکن است یک افت خفیف و ویسکوزیته داشته باشد) و مقاوم در برابر باکتری یایی شدن و یک پلیمر تکسوتروپیک نیست (ساختار ژلی برای تعلیق ایجاد نمی کند) با وجود این سهم بزرگی از ویسکوزیته کلی را ایجاد می کند.
    مشتقات نشاسته ای
همانطوری که در مباحث گذشته بیان شد، نشاسته بسیار در کاربردهای زیادی بدون اصلاح سازی مورد استفاده قرار می گیرد. اما با اصلاح سازی های شیمیایی مشتقات نشاسته برای بدست آوردن خصوصیات متفاوت تر می تواند ساخته شود.
نشاسته می تواند به روشهایی، طوری اصلاح سازی شود که مستعد بودن آن، برای تجزیه باکتریها را کاهش یا از بین ببرد. همچنین می تواند با روش های ساده برای دستیابی به پایداری دمایی بیشتر اصلاح سازی شود.
مثال هایی از نشاسته اصلاح شده در زیر آمده است.
    نشاسته کربوکسی متیل  (CMS)
مثالی دیگر از پلیمرهای اصلاح شده نشاسته کربوکسی متیل است. همانند CMC، نشاسته کربوکسی متیل به یک جایگزینی کربو کسیلات در هر یک از گروههای هیدروکسی متیل یا هر یک از دو گروههای هیدروکسی بر روی ساختار حلقه ای تن می دهد. مشابه CMC، جایگزینی سریعاً در گروه هیدروکسی متیل رخ می دهد.
 
شکل 1-13 ساختار نشاسته کربوکسی متیل
Therm pac UL®  
یک نشاسته کربوکسی متیل است که هرز روی گل را با یک حداقل افزایش در ویسکوزیته در بیشتر سیالات حفاری پایه آبی کنترل می کند. برای استفاده در سیستم هایی که نیاز به کنترل نتراسیون دقیق تر و خصوصیات رئولوژیکی پایین دارد نسبت به مواد PAC ارجح‌تر هستند. کارائی thermpac UL بسیار مشابه تر به مواد CMC است و دارای یک پایداری دمایی مشابه به CMC و PAC (بالای (1490C) 3000F) است و نیازی به باکتری کش ندارد.
Thermpac UL زمانی که در سیالات حفاری شامل محتویات کمتر از (mg/l) 20000 Cl و mg/l 800 Ca  است بسیار موثر است. در هر Ph کارایی دارد و برای کلیه سیستم های پایه آبی مناسب است.
    نشاسته هیدروکسی پروپیل
نمونه ای دیگر از نشاسته اصلاح شده هیدروکسی پروپیل است (نشاسته (HP)) که با واکنش نشاسته با اکسید پروپیلن بدست می آید. نتیجه اصلاح سازی غیر یونی و قابل حل در آب است.
 
شکل 1-14 نشاسته هیدروکسی پروپیل
همانند CMS و HEC جایگزینی در هر یک از گروههای هیدروکسی متیل یا هر یک از دو گروههای هیدروکسیل موجود بر روی ساختار حلقه ای رخ می دهد. همچنین مشابه با CMC و CMS جایگزینی، بسیار سریع در گروه هیدروکسی متیل رخ می دهد. نتیجه، یک جانشینی گروههای پروپو کسیلاتی است که D.P گروههای پروپو کسیلات شده همانند جایگزینی مولی (M.S) مشخص است.
M.S میانگین تعداد مولکول های اکساید پروپیلن است که با هر واحد نشاسته واکنش می دهد. یک گروه هیدروکسی پروپیل که به هر واحد متصل شده، می تواند واکنش های بیشتری با گروههای اضافی در دو سر ساختار داشته باشد.
واکنش پروپیلن اکساید با نشاسته شباهت های با واکنش سلولز با اکسید اتیلن دارد در هر مورد جایگزینی به وسیله یک ساختار تکراری رخ می دهد که باید با M.S آن تعریف شده باشد.
نمونه های زیادی از نشاسته HP موجود هستند که خصوصیات آنها با D.R، D.S و درجه پلیمریزاسیون گروه جایگزین شده (M.S) متغیر است.



Flo – TrolTM
یک نشاسته HP است که عمدتاً برای کنترل هرز روی گل در سیستم های
FLO-PROlTM بکار می رود. و به همراه کربنات کلسیم برای تشکیل لایه صافی قابل حل در اسید به عنوان یک آسان از بین برنده کار می کند.
همانند نشاسته، FLO- PROTM برای بیشتر آب های نمک دار شامل آب دریا، NaCl، KCl، CaCl2، NaBr، CaBr مناسب است، و نیازی به باکتری کش ندارد.
FLO- PROTM یک خصوصیت ویسکوز بخشی منحصر به فرد دارد که آن را برای کاربرد در سیالات حفاری مناسب می سازد. برخلاف محصولات PAC، flo – Trol به  LSRV کمک می‎کند.
غلظت های توصیه شده 2 تا (lb/bbl) 4 برای بسیاری کاربردهاست، با وجود این از غلظت های بالاتر برای دسترسی به مقادیر صافی پایین بکار می رود.
پایداری دماییFLO- PROTM  از بیشتر مواد نشاسته ای بیشتر است که در کاربردهای نمکی در حدود (1210C)2500F است.
 Mor- RexTM  یک آنزیم هیدرولایز شده نشاسته غلات است که این اصلاح سازی شیمیایی برای بدست آوردن یک مالتود کسترین  صورت گرفته است.
هیدرولایز نشاسته نتایجی در محصول می دهد که در وزن مولکولی (کمتر از 5000) خیلی کم است و یک خصوصیت آنیونی جزئی به پلیمر می دهد.
 
Mor- Rex
در سیالات حفاری بصورت انحصاری پایه آهکی استفاده شده است که این عمدتاً به خاطر تمایل آن برای افزایش حلالیت کلسیم در یک محیط سیال پایه آهکس است در چنین محیطی پلیمر Mor- Rex بیشتر هیدرولایز شده و در حین هیدرولایز، Ca2+ به گروههای کربوکسیلات آزاد متصل می شود که این افزایش غلظتی از کلسیم محلول را نتیجه می دهد به عبارت دیگر سیستم پایه آهکی با Mor- Rex که شامل کلسیم محلول است دارای کارایی بهتری نسبت به سیستم پایه آهکی بدون Mor- Rex هستند.
معمولاً Mor- Rex همانند یک لخته گیر عمل می کند.
غلظت عادی برای Mor- Rex در یک سیستم آهکی و Mor- Rex 2 تا، (lb/lbl) 4 است. همانند نشاسته های تجاری پایداری دمایی در حدود (930C)2000F دارد و همچنین نیاز به باکتری کش دارد.
1-9-2-6 بررسی تاثیرات صمغ تاماریند  و سلولز پلی آنیونیک PAC بر خواص گل
از جمله آخرین تحقیقات انجام شده در خصوص افزایندههای پلیمری (طبیعی)، یک سیال پایه آبی دوستدار محیط زیست برای سوسپانسیون بنتونایت و آب با مطالعه رفتار رئولوژیکی “Tamarind gum”  و سلولز پلی آنیونیک (PAC) مورد مطالعه قرار می گیرد.
تأثیر افت صافی سیال حفاری بر روی سازندهای شکسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت بحث سیال حفاری و خواص رئولوژیکی آن که بسط داده می شود، کنترل افت صافی و هرز روی گل که برای بهترین کارایی در حفاری چاههای نفت، لازم می نماید. به علاوه کنترل صافی سیال حفاری می نی مم آسیب دیدگی سازندها در سنگ های ماسه ای و شنی ایجاد می کند.
صمغ تاماریند (بر گرفته از درخت تا ماریند یکی از رایج ترین درختان در هند) با کمترین هزینه، در بهبود ویسکوزیته و امکان قابل استفاده بودن در فرمولاسیون سیال حفاری است که بصورت پودر سفید کرمی است که تقریباً ویسکوزیته مشابهی با صمغ گوآر  در یک غلظت مشابه در آب ایجاد می‌کند و از نظر قیمت هفت برابر ارزان تر از صمغ گو آر است و از نظر شیمیایی یک پلیمر کربوهیدراته شاخه داراست اسکلت ساختاری آن شامل واحدهای D- glucose متصل شده با اتصالات (1-4)P مشابه سلولز است و شامل یک زنجیره اصلی از واحدهای
–D(1-4)- galactopyranosyl β با یک زنجیره کناری از یک واحد منفرد Xylopyranosyl از طریق یک اتصالβ -D(1-2) هر یک از واحدهای دوم، سوم و چهارم
D- glucopyranosyl متصل شده است.
پلی آنیونیک سلولز (PAC) به عنوان کم کننده افت سیال برای گل های آبی شیرین و نمکی است همچنین به عنوان اصلاح کننده و بهبود ویسکوزیته در این سیستم ها عمل می کند.
PAC به دو صورت ویسکوزیته بالا و ویسکوزیته پایین موجود است هر دو میزان مشابهی از کنترل هرز روی گل ایجاد می کند اما درجه های متفاوتی از ویسکوزیته در گل ایجاد می نماید.
پایداری دمایی PAC در حدود 1490C و دستخوش تجزیه توسط باکتری نمی شود.
رس بنتونایت در سیال حفاری به خصوص در آبهای شیرین به چه منظور اضافه می گردد:
    افزایش خصوصیات تمیز کنندگی چاه
    کم کردن تراوش آب و یا نفوذ به سمت سازنده ها
    تشکیل یک لایه نازک با نفوذپذیری پایین
    بالا بردن پایداری دیواره چاه در سازندهای کم سیمان شده
    اجتناب یا مقابله با کاهش گل در هنگام چرخش گل.
اما سیال حفاری با محتویات بالای جامدات رسی چند تأثیر مخرب دارد:
    کاهش بیش از اندازه شدت نفوذ
    افزایش گیر کردن و چسبیدن مته
    مسبب اصلی ترک  (پیچش و کشش) در مته یا ساقه
بر این اساس برای کنترل مقدار کلی جامدات مقدار محتویات پایین بنتونایت مطلوب است. و از طرفی در غلظت های پایین بنتونایت در گل، خصوصیات رئولوژیکی رضایت بخش لازم را برای بهترین کارایی در حفاری چاههای نفت ایجاد نمی کند از این رو پلیمرها برای دستیابی به نتایج مطلوب و دلخواه به عنوان افزاینده انتخاب می شوند.
آسیب دیدگی سازند، کم کردن نفوذ پذیری نزدیک دیواره چاه است که یک کاهش تولید با تزریق در یک چاه نفتی یا گازی را نتیجه خواهد داد که این اثر گذاری هجوم سیال خارجی و یا جامدات به قسمت های مورد مواجهه نزدیک دیواره چاه را به دنبال خواهد داشت.
یکی از کاربردهای اصلی سیال حفاری کنترل طغیان سیالات به بیرون است که وقتی در معرض فشار بالای فشارهای تحت الارضی قرار می گیرد رخ می دهد بر این اساس فشار ستون گل باید بیشتر از فشار سازند باشد. به عنوان نتیجه جامدات گل و ناخالصی وارد سازند شده و باعث آسیب دیدگی می شوند سیالات پایه آبی با استفاده از پلیمرهای طبیعی ایمن بوده و می بایست به گونه ای طراحی و آماده سازی شوند که کمترین مقدار انتقال جامدات و هجوم سیال به  درون سازند را ایجاد نمایند.

موارد موردنیاز تحقیق
    سه نمونه رس بنتونایت بدست آمده از Kutch region، kutch، Gujarat، India
    صمغ تاماریند تهیه شده از صنایع چوب saiguru، Mumbai
    سلولز پلی آنیونیک (PAC) با ویسکوزیته بالا
    نمونه های core سنگ های ماسه ای
یکی از کاربردهای اصلی سیال حفاری کنترل طغیان سیالات به بیرون است که وقتی در معرض فشار بالای فشارهای تحت الارضی قرار می گیرد رخ می دهد بر این اساس فشار ستون گل باید بیشتر از فشار سازند باشد. به عنوان نتیجه جامدات گل و ناخالصی وارد سازند شده و باعث آسیب دیدگی می شوند سیالات پایه آبی با استفاده از پلیمرهای طبیعی ایمن بوده و می بایست به گونه ای طراحی و آماده سازی شوند که کمترین مقدار انتقال جامدات و هجوم سیال به  درون سازند را ایجاد نمایند.
 
نمونه های رس بنتونایت پس از خشک شدن به مدت چند روز در مقابل آفتاب توسط الک و مش الک شده و حتی نمونه ها با هوای 100 خشک می شوند.
پس از تعیین
       Swelling index
Cation exchange eapacity (CEC)     رس، سوسپانسیون آب
Yield of clay    

بنتونایت در شرایط و خواص رئولوژیکی متفاوت آماده می شود مقدار

Plastic vis.
اندازه گیری می شود.
App vis.    
Intial gel st.     
10 min gel str.    

سپس ایده آل ترین غلظت بنتونایت در آب با مقایسه نتایج بدست آمده انتخاب می شود. خواص، دوباره با اضافه کردن پلیمرهای یاد شده اندازه گیری می شود.
بدین ترتیب سه نوع بهترین سیستم گل برگرفته از 3 نوع سوسپانسیون رس ارائه می شود. سپس به مدت 16 ساعت پایداری دمایی آنها مورد مطالعه و آزمایش قرار می گیرد.
این گل ها توسط کاغذ فیلیتر whatman  No . 50 مورد استفاده API سپس فیلتراسیون بدست آمده برای مطالعه سازندهای آسیب دیده مورد مطالعه قرار می گیرد.
ویسکوزیته ظاهری A.V، ویسکوزیته پلاستیکی و نقطه تسلیم محاسبه شده از 300 rpm و   600 rpm با استفاده از فرمول های زیر برگرفته از API
 
در تحقیق زیر سه نمونه مختلف از رس بنتونایت که به صورت A111 و B222 و C333 نام‌گذاری شده اند استفاده شده است. که در زیر تأثیر غلظت های مختلف این سه نمونه بر روی سوسپانسیون آب و رس بنتونایت مورد بررسی قرار گرفته و بهترین غلظت بنتونایت انتخاب می‌شود.
که با بررسی خواص رئولوژیکی سوسپانسیون، غلظت 30 (g/l) از هر نمونه برای مطالعه تأثیر‌گذاری صمغ تاماریند و PAC و یا مخلوطی از هر دو انتخاب می گردد.
در زیر نتایج حاصل از اضافه شدن صمغ تاماریند بر سوسپانسیون آب و بنتونایت (30g/l) در هر نمونه مشخص شده است.
خصوصیات فیزیکی و شیمیایی نمونه های رس بنتونایت انتخاب شده
    Properties        Sample no.
Swelling index    Yield of clay
(m3/ton klay)    Cation exchange capacity
(meq/100g clay)    
3.5    8.634*10E-3    81.66    A111
3.9    10.44*10E-3    80.0    B222
3.7    9.912*10E-3    83.33    C333
تأثیر غلظت های مختلف از بنتونایت نمونه A111 بر روی سوسپانسیون آب و بنتونایت
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
0.25    0.35    1    1.25    10
0.375    0.5    1    1.5    20
0.5    1    1    2    30
0.5    1.25    1    2.25    40
0.5    1.25    2    3.25    50
تاثیر غلظت های مختلف از بنتونایت نمونه B222 بر روی سوسپانسیون آب و بنتونایت
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
0.5    0.5    1    1.5    10
0.75    1    1    2    20
2    1.5    1    2.5    30
2    1.75    1    2.75    40
2.5    1.75    2    3.75    50



تاثیر غلظت های مختلف از بنتونایت نمونه C333 بر روی سوسپانسیون آب و بنتونایت
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
0.375    0.35    1    1.25    10
0.5    0.5    1    1.5    20
0.5    1    1    2    30
0.5    1.5    1    2.5    40
0.5    1.5    2    3.5    50

خصوصیات رئولوژیکی سوسپانسیون آب و رس بنتونایت (30g/I)
Sample no.        Properties    
C333    B222    A111    
2    2.5    2    Apparent viscosity (cp)
1    1    1    Plastic viscosity (cp)
1    1.5    1    Yield point (N/m3)
0.5    0.5    0.5    Intial gel strength (N/m3)
1    1    1    10 min gel strength (N/m3)

تأثیر غلظت های مختلف از صمغ tamarind بر خصوصیات رئولوژیکی در سوسپانسیون آب و بنتونایت A111 (30g/I)
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
1.5    3    3    6.5    0.5
2    5.5    6    11.5    1
4.5    11    9    20    1.5
6    15    10    75    2
6.5    18.5    10    28.5    2.5

تأثیر غلظت های مختلف از صمغ tamarind بر خصوصیات رئولوژیکی در سوسپانسیون آب و بنتونایت B111 (30g/I)
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
1.5    3.5    3.5    5    0.5
2.5    6    6    11    1
3    7    7    14    1.5
5    12    9    21    2
5.5    14    9    23    2.5
تأثیر غلظت های مختلف از صمغ tamarind بر خصوصیات رئولوژیکی در سوسپانسیون آب و بنتونایت C111 (30g/I)
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
1.5    3    4    7    0.5
2.5    5.5    6    11.5    1
3    8.5    7    15.5    1.5
4.5    11.5    7    18.5    2
5.5    13    8    21    2.5

تأثیر غلظت های مختلف از صمغ PAC بر خصوصیات رئولوژیکی در سوسپانسیون آب و بنتونایت A111 (30g/I)
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
1.75    4.5    7    11.5    1
2.5    6    10    16    2
3.5    12    14    26    3
6    16    17    33    4
9    21    20    41    5

تأثیر غلظت های مختلف از صمغ PAC بر خصوصیات رئولوژیکی در سوسپانسیون آب و بنتونایت B222 (30g/I)
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
1.25    2.5    7    9.5    1
2    6    9    15.0    2
3    9.5    13    23.5    3
5    19    18    37    4
8.5    22    18    40    5
تأثیر غلظت های مختلف از صمغ PAC بر خصوصیات رئولوژیکی در سوسپانسیون آب و بنتونایت C333 (30g/I)
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
1.25    2.5    7    9.5    1
2    5.5    11    16.5    2
3    10    13    23    3
5    14.5    17    31.5    4
8.5    21    20    41    5
تأثیر غلظت های مختلف از صمغ tamarind بر خصوصیات رئولوژیکی مخلوط PAC (g/I)1 و (g/I)30 بنتونایت در سوسپانسیون آب و بنتونایت A111 (30g/I)
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
1.5    5    8    13    0.5
3    8.5    11    19.5    1
5.5    14.5    13    27.5    1.5
9    21    14    35    2
14.5    32    16    48    2.5
تأثیر غلظت های مختلف از صمغ tamarind بر خصوصیات رئولوژیکی مخلوط PAC (g/I)1 و (g/I)30 بنتونایت در سوسپانسیون آب و بنتونایت B222 (30g/I)
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
1.25    5    7    12    0.5
2    6.5    9    15.5    1
4    10.5    12    22.5    1.5
6    16.5    12    28.5    2
10    24    16    40    2.5

تأثیر غلظت های مختلف از صمغ tamarind بر خصوصیات رئولوژیکی مخلوط PAC (g/I)1 و (g/I)30 بنتونایت در سوسپانسیون آب و بنتونایت C333 (30g/I)
gel(N/m2)    Yield poin(N/m3)    Plastic viscosity (cp)    Apparent viscisity (cp)    Conc. Ofbentonite(g/l)
1.5    5    8    13    0.5
2.5    8.5    11    19.5    1
3    14.5    13    27.5    1.5
5    21    14    35    2
7    32    16    48    2.5

مطالعه خصوصیات رئولوژیکی برای دماهای فراتر از دمای محیط بر روی دو نمونه گل با مشخصات زیر نیز انجام گرفته و نتایج در زیر آمده است:
MUD  A {PAC 1(g/I),     tamarind 1(g/1),  30 (g/I)  bentonite}
MUD  B  {PAC 1(g/I),     tamarind 1.5 (g/I), 30 (g/I) bentonite}

Drilling fluid combination.        Properties    
MUD B    MUD A            
23    22.5    20.5    19.5    apparent viscosity (cp)
12    12    11    11    Plastic viscosity (cp)
11    10.5    10.5    8.5    Yield point (N/m3)
4    4    3    3    Intial gel strength (N/m3)
8    8    6    6    10 min gel strength (N/m3)
12    12    12    12.5    API fluid loss (ml)

مطالعه تخریب سازند
اندازه گیری نفوذ پذیری آب مقطر و صافی گل A بر روی نمونه core (1)
Mud filtrate A    Distilled water     Properties
8.5    7    PH
0.97    0.896    Viscosity (cp) at 25 c
182.73    234.85    Perbeability (k.md)
اندازه گیری نفوذ پذیری آب مقطر و صافی گل B بر روی نمونه core (2)
Mud filtrate B    Distilled water     Properties
8.5    7    PH
0.97    0.896    Viscosity (cp) at 25 c
64.99    82.78    Perbeability (k.md)

تخریب سازند در این فورمولاسیون از گل، کمتر است که ممکن است به دلیل جذب کمتر پلیمر بر روی نمونه core به واسطه غلظت پایین پلیمر است. همچنین مقدار پایین PH ممکن است عامل دیگر تخریب پایین نمونه باشد. در PH پایین، حل شدن سیلیکا و به دنبال آن جدا شدن و نفوذ ناخالصی‌ها در درون سازند کمتر است.
نتایج:
    سیالات حفاری با ترکیب صمغ تاماریند هفت بار ارزان تر از سیالات حفاری با ترکیب صمغ گوآر است و دسترسی به تاماریند بیشتر از گوآر و در نتیجه برای بیشتر سیالات حفاری مناسب تر است.
    ترکیب صمغ تاماریند و PAC و رس بنتونایت خصوصیات رئولوژیکی دلخواه را در غلظت‌های خیلی پایین ایجاد کرده و هرز روی بهینه را ایجاد می کند. به علاوه تاثیر آن بر تخریب سازند کمتر از صمغ گوآر می باشد.
1-9-2-7 بررسی تأثیر پلیمر KELZAN XC (نمونه ای از صمغ زانتان) بر روی خواص مختلف گل حفاری
در این تحقیق اثر پلیمر KELZAN XC (در 9 غلظت(1ppb) , 2855.6 , 1500, 1000 ,800, 500, 200, 100, 0)  و (1.5ppb) 4283.4 ppm بر روی خواص مختلف گل حفاری مورد بررسی قرار می گیرد. پارامتر و خواصی که در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفته و به آنها پرداخته شده، عبارتند از:
    نیروی تنشی (در نیروی برشی مختلف)
    ویسکوزیته ظاهری
    پارامترهای مدلهای توانی و Bingham
    هرز روی سیال در طول و انتهای 30 دقیقه
    ضخامت لایه کیک گل
    قدرت ژله ای اولیه و 10 دقیقه
    دانسیته گل
    PH گل
در این تحقیق تأثیر پلیمر KELZAN XC بر روی خواص مختلف گل حفاری پایه آبی از جنس بنتونایت مورد بررسی قرار گرفته است. پلیمر فوق در غلظتهای مختلف به گل افزوده شد. گل مورد استفاده شامل سوسپانسیون بنتونایت در آب و با غلظت 15ppb می باشد. آب مورد استفاده در تمام آزمایشها، آب معمولی می باشد.
برخی از نتایج بدست آمده از آزمایشهای مذکور در گراف های شماره 1 الی 3 آورده شده است. همانگونه که در گراف شماره 1-1 مشاهده می شود، افزودن پلیمر به گل حفاری به مقدار قابل ملاحظه ای رفتار رئولوژیکی گل را در محدوده های مختلف نرخ برشی تحت تأثیر قرار داده است. همچنین با افزایش غلظت پلیمر، گل حفاری از یک سیال بیهنگام به یک سیال پلاستیک مجازی تبدیل می شود.
اثر پلیمر بر کاهش هرز روی گل حفاری در گراف 1-2 آورده شده است. همانگونه که در این گراف مشاهده می شود افزایش پلیمر به گل سبب کاهش زیادی در هرز روی سیال می شود و این کاهش در غلظتهای کم پلیمر بیشتر می باشد و به تدریج که غلظت پلیمر اضافه می شود، شدت کاهش هرز روی آب کم می شود بطوریکه در غلظتهای بالا تقریباً تاثیری در کاهش هرز روی آب ندارد. این پدیده در شکلهای دیگر مربوط به این خاصیت نیز مشاهده می شود.
گراف 1-3 تغییرات ویسکوزیته گل را در غلظتهای مختلف پلیمر بر حسب نرخ برشی نشان می دهد. مطابق این شکل افزودن پلیمر به گل حفاری در مقادیر کم نرخ برشی سبب افزایش ویسکوزیته گل گردیده است. این امر باعث می شود که عمل تمیز کردن چاه و تعلیق مواد کنده شده در فضای حلقوی چاه (فضای بین دیواره چاه و لوله های حفاری) که سرعت گل در آنجا کمتر است به نحو مطلوبی انجام شود.
 
گراف 1-1 تغییرات نرخ برشی در غلظت های مختلف پلیمر کلزان
 
گراف 1-2 تغییرات میزان هرزروی در غلظت های مختلف پلیمر کلزان
 
گراف 1-3 تغییرات ویسکوزیته گل در غلظت های مختلف پلیمر بر حسب نرخ برشی



نتیجه گیری:
1- پلیمر KELZAN XC در ایجاد خاصیت پلاستیک مجازی گل حفاری توانایی خوبی دارد و ایجاد این خاصیت سبب بهبود خواص گل حفاری در مورد تمیز کردن چاه و قدرت تعلیق آن می‌شود.
2- افزایش پلیمر به گل حفاری (بویژه در غلظتهای کم) اثر قابل ملاحظه ای بر روی کاهش میزان هرز روی آب دارد. البته این اثر با افزایش غلظت پلیمر بتدریج کاهش یافته و در محدوده بالای غلظت، حدود   3000ppmافزایش غلظت پلیمر بر کاهش هرز روی گل تقریباً بی تاثیر است.
3-پلیمر فوق تأثیر خوبی بر افزایش خاصیت shear Thining گل داشته و سبب کاهش توان مورد نیاز برای پمپ کردن گل و افزایش سرعت عملیات حفاری می گردد.
4-افزایش پلیمر فوق تغییری در دانسیته و PH گل حفاری ایجاد نکرد.
1-9-2-8 پلیمرهای مصنوعی
پلیمرهای مصنوعی معمولاً از محصولات و مشتقات نفتی سنتز می شوند و مشتمل بر هوموپلیمرها و کوپلیمرها می شوند و برخلاف پلیمرهای طبیعی و طبیعی اصلاح یافته، پلیمرهای مصنوعی از مولکولهای کوچکتری ساخته شده اند و در طراحی آنها امکان یک تغییر پذیری های تقریباً نامحدودی وجود دارد. آنها تقریباً برای هر کاربردی می توانند سفارش و طراحی شوند. اندازه و ترکیب شیمیایی آنها برای ایجاد تقریباً هر نوع کاربرد و خصوصیاتی می تواند ساخته شود.
اغلب پلیمرهای مصنوعی از جانشینی اتیلن بدست می آیند. فرایند پلیمرازیسیون از طریق یک واکنش افزایشی، در جایی که گروههای اتیلنی جانشین شده به انتهای زنجیره پلیمری اضافه شده اند رخ می‌دهد. در شکل زیر گروه جایگزین شده “A”، گروه عاملی می باشد.
 
اسکلت کربن – کربن و امکان نامحدود جایگزینی قابل توجه است. در مقایسه یا پلیمرهای پایه سلولزی و نشاسته اسکلت کربن – کربن بسیار پایدارتر از اتصالات اکسیژن – کربن می باشند. اتصال کربن – کربن مقاوم در برابر باکتری و دارای پایداری دمایی در دماهای بالاتر از (3710C)7000F است.
گروههای جایگزینی قابلیت بیشتری برای جدا شدن و تجزیه نسبت به تصال کربن – کربن دارند.
پلی اکریلات
پلیمریزاسیون اسید اکریلیک و پس از آن نتراسیون با هیدروکسید سدیم، پلیمر سدیم پلی اکریلات  (SPA) را ایجاد می کند. SPA یک پلیمر آنیونی است که با توجه به وزن مولکولی پلیمر می تواند به عنوان افزاینده ای جهت کاربردهایی برای ضد لختگی یا کنترل هرز روی گل به کار رود.
 
در هنگام حفاری چاه، برخوردها و کنش های موجود بین جامدات حفاری شده تأثیرات عمیقی بر روی خواص گل می گذارد.
یک میل طبیعی برای وقوع لختگی در گل وجود دارد مطابق شکل1-15
 
شکل 1-15 لختگی
لخته شدن نتیجه یک افزایش کلی در خصوصیات رئولوژیکی سیال حفاری است. SPA به عنوان یک لخته گیر در وزن های مولکولی پایین (کمتر از 10000) عمل خواهد کرد.
SPA بسیار آنیونی است و بر روی جامدات فعال در سیال حفاری جذب می شود. پلیمرهای جذب شده به دلیل آنیونی بودن بارهای مثبت بر روی ذرات بهم پیوسته را خنثی کرده و یک دافعه متقابل و در نتیجه ضد لختگی را نتیجه خواهد داد. که بهترین نتیجه دهی با یک پلیمر کوچک خواهد بود.
پلیمرهای با زنجیره کوتاه بیشترین جذب بر روی سطوح ذرات را داشته و زمانی که یک پلیمر بر روی چند ذره جذب می شود، مشکل لختگی را حل می نماید.
 
شکل 1-16 اثر دافعه متقابل
بسیاری از شرکت های سازنده گل از سدیم پلی اکریلات با وزن مولکولی پایین به عنوان بازدارنده لختگی اولیه برای سیستم های گل کم جامد، غیر پخش شده و دیگر سیستم ها استفاده می کنند. سدیم پلی اکریلات می توان بصورت یک پودر خشک تولید شود و اما معمولاً به صورت مایع موجود است.
SPA در مقایسه با لیگنو سولفات ها در غلظت های پایین تری عمل خواهد کرد. معمولاً غلظت های ما بین 25/0 تا (lb/bbl)1 برای کنترل خواص رئولوژیکی کافی است. SPA به آلکالینیتی PH بستگی ندارد و دماهای تا حدود (260C)5000F را تحمل می  کند. SPA بهترین کارایی را در سیستم های پلیمری دراد اما بعضی مواقع به عنوان تثبیت کننده در گل و یا کاربردهای زمین گرمایی استفاده می‌شوند.
SPA بسیار حساس به غلظت بالای جامدات است و با توجه به اینکه به عنوان مواد فعال سطحی است در محیط های با جامدات بالا این فعال بودن در هم شکسته می شود. SPA بهترین کارایی را در زمان CEC (ظرفیت تغییر کاتیونی) پایین یک گل بنتونایت خواهد داشت.
    کوپلیمرها
در هموپلیمرها بیشتر با پلیمرهایی سر و کار داشتیم که از واحدها (موتومرهای) مشابه تشکیل می‌شدند ولی امکان آن وجود دارد که پلیمراسیون با بیش از یک نموه از موتومرها شروع شده و در نهایت یک کوپلیمر را نتیجه دهد. یک کوپلیمر شامل تعداد دو یا بیشتر از نمونه های متفاوت مونومرهاست. از طریق کوپلیمریزاسیون، پلیمرهایی با خصوصیات متفاوت نسبت به هر هموپلیمری می تواند ساخته شود. اضافه شدن مونومرهای بیشتر کاملاً یک بعد جدیدی در طراحی و قابلیت خصوصیت بخشیدن به پلیمر خواهد داد ممکن است با استفاده بیش از یک مونومر، خصوصیات ویژه و منحصر به فرد دیگری به محصول پلیمر نهایی داده شود به عنوان مثال یک مونومر می تواند برای افزایش پایداری دمایی و مونومر دومی برای محدودیت شیلی مورد استفاده قرار گیرد.
TAKLE®
TAKLE® مثالی از یک کوپلیمر است که از دو مونومر ایجاد شده است.
مونومر سدیم اکریلات (مشابه در SPA)و یک مونومر شناخته شده در صنعت به نام
(2-acrylamido-2-methyl propane solfonic Acid) AMPS است. مونومر AMPS یک گروه سولفوناتی ایجاد می کند که خواص پایداری دمایی بالا، سازگاری با جامدات، نمکی بودن و سختی را نسبت به گروه سدیم اکریلات، مجزا به پلیمر می بخشد.
 
شکل 1-17 پلیمریزاسیون کوپلیمر
کوپلیمریزاسیون
AMPS یک مونومر گرانبهای ارزشمندی است که در حضور آلودگی نیز پایداری دمایی بالایی را ایجاد می کند که بسیار بیش از میزان پایداری دمایی است که PAC و نشاسته اصلاح شده ایجاد می‌نماید.
 
شکل 1-18 ساختار منومر AMPS (2-acylamido-2-methyl propane solfinic Acid)
پلیمر TAKLE® با توجه به وجود مونومر AMPS دارای مقاومت در برابر آلودگی بالا و سازگاری با جامدات نسبت به SPA  تنها است. AMPS همانند SPA بسیار مناسب برای کاربرد سیستم های پلیمری و کم جامد و غیر پخشی است. TAKLE در محیط های با جامدات بالا دارای مشکل کنترل ویسکوزیته است و همچنین تاثیر پذیر در محلول کلسیم با وجود این TAKLE در آب دریا بسیار کاراتر از SPA با وزن مولکولی پایین است.

SP-101®
یک پلی اکریلات با وزن مولکولی متوسط است (300.000±) که برای کنترل هرز روی گل استفاده شده است و پایدار در دماهای بسیار بالا [(204C)4000F] است و اغلب در کاربردهای زمین گرمایی بکار می رود. SP-101 همانند Takle به PH بستگی ندارد و تجزیه باکترییایی ندارد اما نسبت به آلودگی های محلول کلسیم حساس و تأثیر پذیر است. به همین دلیل توصیه شده است که غلظت کلسیم محلول در حدود (gr/L) 300 یا کمتر برای کارایی بهتر نگهداری شود که این در سیستم آب شیرین بسیار موثر است.
SP-101 بیشتر مواقع در سیستم های غیر پخشی و کم جامد و دیگر سیستم های پلیمری همانند PHPA بکار رفته است علاوه بر کنترل هرز روی گل SP-101 دارای یک تأثیر گذاری پایداری کنده های حفاری است.
SP-101 بر روی ذرات رس چسبیده و یک حالت کپسول شدن به کنده های حفاری می بخشد. بعضی مواقع که SP-101 به عنوان افزاینده به سیستم اضافه شود یک مشکل ویسکوزیته (تغییر نوسانی) به وجود می آید برای جلوگیری از کپسولی شدن کنده های حفاری در سیستم پلیمر باید به غلظت کافی افزوده شود تا حالت پایداری و تثبت کنده های حفاری باقی بماند.
معمولاً این غلظت در حدود (Ib/bbl) l رخ می دهد اما می تواند با توجه به میزان جامدات بصورت ناچیز، کمتر یا بیشتر باشد.
SP-101 یک بازدارنده لختگی بویژه در کاربردهای دما بالا و پلیمری است. با وجود SP-101 تأثیرات نازک شدن فوری همانطور که در Takle دیده شده ایجاد نمی نماید. بلکه در حفظ و پایداری خصوصیات رئولوژیکی در بسیاری از سیستم های آب تازه شامل PHPA، زمین گرمایی و کم جامد و غیر بخشی بسیار موثر است.

کوپلیمر پلی اکریل آمید / پلی اکریلات
(PHPA) اغلب برای شناسایی کوپلیمر پلی اکریل آمید / پلی اکریلات استفاده می شود. محصول نهایی یک PHPA، پلیمر مشابهی است که با پلیمریزاسیون پلی اکریل آمید / پلی اکریلات تشکیل شده است. حتی با اینکه محصول اغلب به عنوان PHPA بیان شده اما در واقع کوپلیمریزاسیون از مونومرهای سدیم اکریلات و اکریل آمید ساخته شده است و به خاطر ساده سازی ماده به PHPA بیان شده است.
خصوصیات PHPA با وزن مولکولی و همچنین نسبت گروههای کربوکسیل به گروههای آمیدی تأثیرپذیر است. پلی اکریل آمید خودش به تنهایی غیرقابل حل است اما باید با سدیم اکریلات کوپلیمریزه شود تا حلالیت در آب را بدست آورد. کوپلیمریزاسیون با سدیم اکریلات یک پلیمر آنیونی را نتیجه می دهد که قابلیت حل شدن در آب را دارا است.
نسبت سدیم پلی اکریلات به اکریل آمید در شروع فرایند، نسبت دو گروههای عاملی در پلیمر نهایی را معین می کند. دو منومری که کوپلیمر را می سازند در زیر نشان داده شده است.
 
شکل 1-19 ساختار مونومرهای سدیم اکریلات و سدیم اکریل آمید
طی کوپلیمریزاسیون، دو منومر در یک مد تصادفی برای تشکیل اسکلت کربن – کربن خطی به هم متصل می شوند. کوپلیمر تشکیل یافته دارای گروهای کربوکسیلی و گروههای آمیدی هستند که بصورت تصادفی در طول اسکلت پخش شده اند. کوپلیمر بدست آمده در شکل نشان داده شده است.


شکل 1-20 ساختار PHPA
باید توجه شود که به دلیل وجود اتصال کربن – کربن، این پلیمر دارای یک پایداری دمایی استثنایی و مقاومت در برابر باکتری است. همچنین باید توجه شود که این پلیمر آنیونی است و این بدین معنی است که با سختی و سطوح کاتیونی همچون همان چیزی که بر روی رس ها وجود دارد تأثیر پذیر است.

Poly - plus®
رایج ترین استفاده PHPA در سیالات حفاری، نمونه ای با وزن مولکولی بالاست که از 65 تا 70% اکریل آمید و درصد باقیمانده اکریلات تهیه می گردد. محدود وزن مولکولی بالای 20 میلیون است.
Poly - plus® به عنوان محدود کننده شیلی و پلیمر بازدارنده کپسولی شدن جامدات در سیستم های آب شیرین، آب دریا، NaCl و kCl استفاده می شود. علاوه بر خصوصیات محدود کنندگی شیلی و بازدارندگی کپسولی شدن کنده های حفاری در سیستم آب شیرین ایجاد ویسکوزیته نیز می نماید.
ویژگی بازدارندگی شیلی PHPA زمانی رخ می دهد که پلیمر نزدیک دیواره چاه به رس ها می‌چسبند و از هیدراسیون (آبکافت) و پخش شدن های نرمال جلوگیری می کنند.
گروههای کربوکسیل آنیونی به بارهای مثبت بر روی لبه های ذرات رس می چسبند. تا زمانی که پلیمر دارای یک وزن مولکولی بالا و همچنین نسبتاً بلند است در طول دیواره چاه در چند محل همبسته شده و یک همبستگی کلی را در طول دیواره تشکیل می دهد که این یک پوششی در طول دیواره چاه و یک محدودیت عبور آب از درون رس ها را ایجاد می کند.
تأثیر مشابهی نیز بر روی کنده های حفاری شده دیده شده است که پلیمر در حفظ و تمامیت کنده ها کمک می کند و اجازه می دهد که کنده ها بسیار آسان از سطح خارج شوند.
PHPA همچنین در پایداری شیلی به وسیله تغلیظ فاز آب کمک می کند. PHPA ویسکوزیته ناخالص‌های سیال حفاری را که دارای ناتوانی در برابر هجوم و نفوذ در عمق را دارد افزایش می‌دهد با وجود این آب ممکن است تا مسیر بیشتر در شیل نفوذ کند یک سطح ناخالص پلیمری با مقاومت خیلی بزرگتر از اثر یک افزایش سریع فشار مویینه ایجاد می گردد که این امر در کم کردن مقدار ناخالصی آب موجود برای آبکافت موثر است و همچنین توانایی ورود ناخاصی ها به درون شکاف های کوچک و شکستگی های شیلی را محدود می کند.
مطالعات شیلی بر این مبنا بوده که یک نسبت 70:30 از واحدهای اکریل آمید به واحدهای اکریلات برای سیالات حفاری، بهینه است که اغلب بصورت 30% هیدرولیز بیان شده است و همچنین معین می کند که پلیمرهای با وزن مولکولی بالا در جلوگیری از کپسولی شدن بهتر از پلیمرهای با وزن مولکولی پایین عمل می کنند.
همانطور که قبلاً اشاره شد برای رسیدن به حلالیت در آب به کوپلیمرازسیون با سدیم اکریلات نیاز است هر چند یک پلی اکریلات 100% نمی تواند به اندازه یک نسبت 70:30 بازدارندگی ایجاد نماید. حتی در وزن های مولکولی بالای مشابه به نسبت 70:30 نیز بهترین محدودیت شیلی ایجاد می نماید.
نظریه ای وجود دارد که یک پلی اکریلات با وزن مولکولی بالا دارای میلی کششی بسیار بالا با بارهای مثبت بر روی رس ها است. مشابه لیگنوسولفونات ها، همانطوری که پلیمر در سیستم باقی می ماند و به لبه رس های فعال هم در سیستم سیال و هم در دیواره چاه می چسبند، ممکن است نیروی جاذبه بسیار قوی رس ها را به اطراف بکشد و باعث پخش شدن آنها در سیستم شوند.
گروه آمیدی به وسیله ایجاد کمی فاصله ما بین گروه های کربوکسیل آنیونی قوی و محل های کاتیونی بر روی ذرات رس به این روند کمک می کند.
زمانی که گروه های آمیدی و گروه های کربوکسیل بصورت یکنواخت در طول زنجیره پلیمر پخش می شوند بزرگی گروه آمیدی از نزدیک شدن گروه کربوکسیل به بارهایرس جلوگیری می‎کند و رس ها را به اطراف می کشاند.
همچنین گروه اکریل آمیدی دارای یک میل ترکیبی و کشش با سطح رس است اما یک باند هیدروژنی نسبتاً سست در مقابل بر هم کنش یونی قوی بین گروه کربوکسیل و بارهای مثبت بر روی ذرات رس وجود دارد.
گروه اکریل آمید مستعد تشکیل باندهای هیدروژنی در طول و سطح رس می باشد با وجود اینکه بر هم کنش یونی در داخل سیال به شدت اتفاق نمی افتد اما بر هم کنش رس و پلیمر در محل مورد نظر را جهت تأمین فاصله بین بارهای آزاد را به صورت عالی انجام می دهد.
در م