سیالات حفاری

معماری فرهنگ قوم لر حفاری وسیالات حفاری تمدن لرستان

 
شهرسازی و معماری دوره‌ی ساسانیان
نویسنده : - ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

شهرسازی و معماری دوره‌ی ساسانیان

 


سلسلةساسانی آخرین حکومت پیش از اسلام ایرانی است. این سلسله کار خود را در شهر استخر و اقع در نزدیکی تخت جمشید پایتخت پارس آغاز کرد. اردشیر بابکان در نبردی، آخرین پادشاه پارتی، یعنی اردوان پنجم را در سال 224 میلادی شکست داد، و این سلسله را بنیاد نهاد.


ساسانیان حکومتی ملی تأسیس کردند که متکی به دین ملی و تمدنی بود که شاید از جنبة ایرانیت در سراسر تاریخ طویل ایران نظیر نداشته است.

ساسانیان

ساسانیان خود را از اعقاب هخامنشی محسوب می کردند، هنر عصر ساسانی درعین حال که از رسوم ملی پیروی می کرده، شرقی هم بوده است. ساختمانهای اصلی معماری ساسانی هم مانند هخامنشیان کاخهای شاهی بود و اصرارشان بر این بود که مانند آنها شاه را در آپادانای خود مانند خدایی که از آسمان فرود آمده نشان دهند، این برنامه کارشان بوده است.

اما راه حل های معماری هخامنشی برای ساسانیان ظاهراً پر هزینه و پیشرفت ناپذیر بوده است.

بر خلاف حکومت ملوک الطوایف پارت ها، ساسانیان توانستند یک نیروی مرکزی پرقدرت را بنیان نهند و به این وسیله حکومت اشرافی سرکش را کنترل کنند و با تنظیم یک برنامه و سازمان اداری کارآمد درامر آبیاری و شهرسازی و معماری و صنعتی کردن کشور دریک مقیاس بی سابقه توجه دنیای متمدن غرب را به سوی خود جلب نمایند و با شکست امپراطوران روم اهمیت سیاسی امپراطوری خود را درشرق و غرب گسترش دهند.

آثار و بقایای ویرانه های عظیم شهرهای این زمان و وسعت و پراکندگی نقوش برجسته در سینه کوه ها و حجاریهای زیادی که از آنها باقیمانده نمودار توجه در بسط احداث شهرها و معابر بویژه ارتباط جاده ها و پل و سایر صنایع و رابطه با کشورهای همسایه دور و نزدیک و قدرت طلبی آنها است. ساختن ظروف زرین و سیمین و بشقاب های زراندود و بافت پارچه های ابریشمی و تزئین کاخها با طرحهای مختلف گچ بری و نقاشی و به کار بردن کف پوش های موزاییک و حکاکی روی مهرها ذوق تلطیف یافته ساسانیان را نشان می دهد. فرهنگ و هنر ساسانیان دنباله روی هنر هخامنشی و پارتی است و پس از پنج قرن و نیم فترت هرگز به پایه هنر هخامنشی نرسید ولی کاملاً در آن راه گام برمی داشت. امّا در هنر معماری و حجاری و گچ بری و مخصوصاً ساختن طاقهای گنبدی وتالارهای وسیع بدوی ستون کاملاً برتری خود را نسبت به دوره های قبل نشان داده اند.

فرهنگ و هنر ساسانیان دنباله روی هنر هخامنشی و پارتی است

معماری ساسانی صرفاً معماری کاخها نیست، بلکه معماری خانه های مردم و از همه مهمتر معماری آتشگاهها و معابد و بعضی بناهای یادمانی، کاروانسرا، قلعه ها را شامل می گردد. آتشگاهها و معابد پس از کاخها بیشترین آثارمعماری به جای مانده از دوران ساسانی هستند. ولیکن اهمیت و ویژگی معماری کاخها طوری است که بررسی و مطالعهآنها در صدر قرار گیرد.همچنین تاریخ شاهنشاهی ساسانی با بنای یک شهر و یک کاخ آغاز شده است. شهرهای ساسانی زیادی وجود دارند که به نام شاهان نامگذاری شده است، از جمله اردشیر خوره (شکوه اردشیر)، وه (بی) شاپور یا وه اردشیر (نیکی شاپور) و الرومیه نزدیک تیسفون، این امر نشان می دهد که شاهان ساسانی به نگهداری از شهرها علاقه داشته‌اند. البته آنان آزادیهایی را که پارتیان به شهرها اعطاء نموده بودند محدود کردند تا شهرها را تحت حکومتی متمرکز قرار دهند.

در دوره ساسانی مخصوصاً در مراحل اولیه آن، که شهرسازی به اوج خود میرسد، سبک متداول شهرسازی یونانی مآبانه است که آنرا چند ضلعی شطرنجی می گفتند و البته یک شیوه جهانی و بسیار مرسوم بود. سبک شهرسازی دایره‌وار شعاعی که بانی آن اردشیر اول بود، یک نمونه استثنایی است.

جدایی مرکز حکومت از شهر در اوایل دوره ساسانی تکوین یافته است. شهرهای اردشیر و شاپور نشان دهنده ارتباط متعادل و سنجیده کاخ ـ ارگ و شهر است.

ساسانیان

به استثنای شهرهای مدائن، بی شاپور و قصر ابونصر، کمتر شهر ساسانی است که تا حدی مورد حفاری قرار گرفته باشد. قدمت قصر ابونصر، که بعدها شهر اسلامی شیراز در آن منطقه رشد یافت، به زمان هخامنشیان میرسد و اقامتگاه ابونصر بوده است.

دارابگرد نیز که یکی از پایتختهای ولایتی پیش از اسلام بوده است، به شکل مدور احداث شده است که یکی از دلایل آن سرمشق قرار دادن شهر مدور اوایل دوره ساسانی، یعنی اردشیر خوره (فیروزآباد کنونی) بوده که در نزدیکی آن قرار داشته است.

انواع نظام های شهرسازی دوره ساسانی

به طور کلی شهرهای دوره ساسانی را می توان به دو دسته تقسیم نمود:

1- شهرهای مدور: فیروزآباد/اردشیر خوره و دارابگرد

پیشینه الگو گیری این شهر های گرد از پلان شهر های گرد دوره اشکانی مانند مرو، هاترا «الحضر» گرفته شده است. این نوع پلان شهرسازی اصولا برگرفته از سنت آشوری است که از آن برای ساختن اردوگاه های نظامی بهره می گرفتند.   هدف اصلی و به کارگیری پلان گرد در دوره های اولیه ساسانی  جنبه های  مناسب دفاعی  پلان گرد این شهرها  مد نظر بوده است.

 - شهرهای گرد ساسانی معمولاً مربوط به اوایل سلسله ساسانی و زمان اردشیر است. فیروز آباد «اردشیرخوره/ کوره اردشیر» و دارابگرد دارای پلان گرد، به غیر از فیروزآباد شهرهای دیگری نیز توسط اردشیر ساخته شدند که دارای پلان گرد هستند.

معماری ساسانی صرفاً معماری کاخها نیست، بلکه معماری خانه های مردم و از همه مهمتر معماری آتشگاهها و معابد و بعضی بناهای یادمانی، کاروانسرا، قلعه ها را شامل می گردد

2-- شهرهای مستطیلی ”‌هیپودام“: بیشاپور، گندی شاپور، ایوان کرخه، سیراف و دره شهر

 پیشینه شهرهای هیپودام یا شهرهای  مستطیلی شکل به دوره  سلوکی بر می گردد. مانند سلوکیه کران دجله است.از جمله دلایل انتخاب این طرح افزایش امنیت در مرزها و ثبات سیاسی در داخل کشور بوده است.

اجزای اصلی باروها و استحکامات شهرهای عصر ساسانی

خندق‌ها، دیوارهای دارای محل قدم زدن و پاس دادن، پنجره‌هایی کور و سوراخ‌های تیراندازی با پوششی افقی یا سه‌گوش، کنگره‌های پله‌دار، راه‌روها یا اتاق‌هایی باریک در داخل دیوارها، و باروهایی دوپهلو با پیش‌آمدگی بسیار، عموماً با سرچینه‌های نیم‌دایره‌ای.

در میان باروهای مشخص دوپهلویی، دروازه‌هایی ساده قرار داشت و در ِ اتاق‌ها و حجره‌ها با سکویی دفاعی که سوراخ‌هایی عمودی در بالا، شاید برای ارتباط صوتی داشتند، متصل و مرتبط بودن


 
 
مهمترین بناهای هخامنشیان
نویسنده : - ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

پا سارگاد

مجموع ساختمانهای پاسارگاردیعنی اقامتگاه کوروش بزرگ در یک محوطه ای به طول5\2کیلومتر بر پا گردید ه است که در 43 کیلومتری تخت جمشید قرار دارد پاسارگاد جا یگاه پادشاهان هخامنشی به دستور کوروش دوم در سالهای 559تا550پیش از میلاد ساخته شده است و پایتخت اولین و دومین شاهان هخامنشی کوروش دوم وپسرش کمبوجیه بوده است در پاسار گاد ساختمان کاخهای اصلی که با سنگهای تراشیده و نقوش بر جسته ساخته شده اند از زمانی شروع می شود که کوروش بزرگ سرزمین های ماد و پارس را به تصرف درآورده است در پاسارگاد دژ دفاعی مستحکمی بنا گردیده بود که به این دژ منطقه پهناور را در بر می گرفت که در حدود 200متر درازا و بیش از 130متر پهنا داشت.دروازه ا صلی کاخهای کوروش در گوشه شرقی حصار پاسارگاد قرار داشته و عبارت بوده است از یک تالار که دو ردیف از چهار ردیف ستون زیر سقف آن پایدار مانده است در طرفین دروازه های اصلی که در قسمت کم عرض حصار باز می شدند گاوهای عظیم بالدار قرار داشتند از دروازه های کم عرض تر که روی دیوارهای طویل قرار گرفته بودند فقط یک پایه سنگی باقی مانده و روی این پایه نقش بر جسته ای وجود دارد که فرشته بالدار را نشان می دهد که چهار بال دارد و لباس او از نوع لباس ایلامی بوده و تاج خاصی بر سر دارد که شبیه به تاج رب النوع (( هوروس)) در مصر است البته بالای سراین این فرشته کتیبه ای و جود داشته ولی بر اثر مرور زمان از بین رفته است در کتیبه فوق چنین آمده است : من هستم کوروش، شاه هخامنشی.

آرامگاه کوروش

 وقتی از جاده به خرابه های پاسارگاد نزدیک می شویم اولین اثر مهمی که از شهر و پایتخت قدیم پادشاهان هخامنشی جلب توجه می کند آرامگاه کوروش است این آرامگاه در مغرب دهکده مادر سلیمان واقع است که سقف آن به صورت شیروانی یا بام دو پشته ای به وسیله سنگهای تراشیده شده چهار گوش پوشیده شده است.این مقبره اطاق کوچکی است که بر قاعده اش شش طبقه سنگی قرار دارد و هر طبقه از طبقه زیرین کوچکتر ساخته شده است به طوری که پله ها با اندازه های مختلف این قبر را در بر گرفته اند مساحت کل بنا 156متر مربع (12×13متر) می باشد.

محوطه مقدس

در ضلع شمال غربی دشت پاسارگاد محوطه ای به شکل مستطیل جلب نظر می نماید که به محوطه مقدس معروف است در این جا یک بلندی کوچک پله دار بر یک جفت آتشدان یا خدنج سنگی که در یکصد و سی متری شرق آن واقع شدهاند مشرف است آتشدانها ی مذکور هر کدام از یک تخته سنگ بزرگ و سفید و چند تخته سنگ کوچک درست شده قاعده آتشدان شمالی 80\2 متر و بلندی آن 210سانتیمتر است اولی پلکانی مشتمل بر 9 پله سنگی بوده ولی دومی چنان که بررسی ها نشان داده است مرکز پلکانی نداشته است احتمالا هر دو آتشدان در زمان کوروش ساخته شده و همچون آتشدانها نقش رستم اینها نیز رابطه مستقیم باآتشگاه داشته اند.

شوش!1ـ

منطقه باستانی شوش پایتخت امپراتوری وسیع ایلام بر سر راه کنونی اندیمشک به اهواز قرار گرفته و از زمان بسیار دور یعنی از هزاره های سوم تا ششصد و چهل سال قبل از میلاد که به دست (( آشوربانیپال)) پادشاه خونریز و مقتدر آشوری زیرو رو گردید ، همواره چشم و چراغ مشرق قدیم و کانون تمدن در خشانی بوده است که مدارک بر جسته و بی شماری از آن طی حفاری های علمی فرانسویان از خاک آشکار گشته و مانند فانوسی فروزان بر تیر گیهای تاریخ پر حادثه آن زمان پرتو افکنده است مهم ترین اثر بارز و روشنی که از دوران هخامنشیان در این منطقه باستانی به یاد گار باقی مانده کاخ معروف به آپادانا است که به دست داریوش بزرگ برفرازتپه ای به همین نام بنیاد گردیده و تپه مزبور را به سبب شکوه و عظمت و ظرافت خاص خود بر سایر تپه های مجاور برتری بخشیده است .البته تعیین و تشخیص شکل اصلی ساختمان های عصر هخامنشی در شوش ،مشکل تر از تخت جمشید بوده زیرا این ابنیه نه تنها به دست اسکندر مقدونی منهدم گردید بلکه  در زمان ساسانیان شاپور دوم شهر جدیدی به نام ایرانشهر یا شاهپور در این محل بنا نمود این نوع ساختمان های جدید بیش از خرابی های عمدی ، علایم سا ختمانهای سابق را محو می سازد با وجود این کاخ هخامنشی شوش که نقشه کامل آن در سال 1327ه.ش نتیجه مطالعات میسیون فرانسوی آشکار گردید به سبک اپدانه و یا آپادانای تخت جمشید توسط داریوش اول ساخته شده بوده است.در یکی از کتیبه ها داریوش جزئیات تز یین و نقاشی و کارگران ملل مختلفی که در ساختن آن شرکت نمود ه اند شرح داده است اردشیر دوم در یکی از کتیبه های خود می گوید که او این تا لار را پس از این که در زمان پدر بزرگش ،اردشیر اول در اثر حریق منهدم گردیده مجددا بنا نموده است در نتیجه کاوش هایی که شده می توان این ساختمان دوباره ساخته شده را از بنای اولیه که توسط داریوش ساخته شده بود تشخیص داد این تالار بزرگ دارای همان ستونهای عظیمی که در بناهای تخت جمشید بکار رفته است بوده و خود آپادانا به شکل مربع ساخته شده و به ضلع 59متر می باشد کا خهای هخامنشی معمولا مرکب از چهار بخش جداگانه دروازه ی اصلی تالار پذیرایی ، تا لار بار و اطاقهای مسکونی است.در نتیجه کاوشهای علمی در شوش فقط دو  بخش از چهار بخش آثار ساختمانی از زیر خاک بیرون امده که یکی آپادانا و یا تا لار ستون دار بوده است و دیگری اطاقهای مسکونی که آن هم به صورت ناقص به دست آمده است و بقیه سا ختمانها در همان ایام بکلی زیر و رو شده ودر زمانهای جدید هم به قدری خاک را پس و پیش کرده اند که دیگر نمی توان راجع به وضع اولیه آنها اظهار نظر دقیق کرد


 
 
هنر درعصرهخامنشیان
نویسنده : - ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

آیا می دانید سنخیت زیبای با هنرچیست که این چنین آدمی را وا می داردکه بنگارد یا بنوازد یا حیات را بی قیل وقال بیآراید مگر می شود گفت هنر زاییده استعداد یا غریزه است در حالی که از خداوند خبری نیست و حکایت هنرمند واستاد وراز نهانی عشق را درامرهنرنادیده گرفت هنر در انسانها به اشکال گوناگون از طرف خداوند به ودیعه گذشته شده است که این چنین آدمی را وا می دارد که از نهان بسوزد و بسازد

زیبایی تنها واژه ای که با شنیدنش آه از نهان بر می خیزد وهر کس به گونه ای آنراتعبیرو معنا می بخشد روانشناسان زیبایی را نسبی می دانند عرفا زیبایی را ماندگار نمی بینندو همواره به جستجوی زیبای مطلق هستندکه شاید در کنار آن به آرامش جاودان برسند پس همواره سعی در زیبا کردن وجود خود هستند تا به آن زیبای مطلق بیآ میزند پس این هنر و زیبایی چیست که آدمی را از خود بی خود و اندوهان را آشکارا از پیش می کند باری انسان همواره درجستجوی زیبایی بوده است واین در تاریخ با نمادها ونشانه هایی چون معماری،نقاشی ، موسیقی ، و....... همراه بوده است که اینک این نمادهاو نشانه ها را را با نام هنر می شناسیم هنری که کنون دسته بندی شده و در نهایت با مقایسه انتزاعی و اندیشه وار به سر حد متعالی وغیرمتعالی دسته بندی می شود که در منظر اشخاص به هرگونه ای قابل درک است و بی گمان درعرصه های تاریخی نمود و نشانه های ماندگاری وحقیقی یافته است

هنر درعصرهخامنشیان

بعد از بیان هنر و اندیشه های هنری به حقیقت می توان گفت ما ایرانیان همواره چه در اعصار گذشته و چه در حال حاضر زبان هنر و بیان حقیقت هنررا از تمام وجود شناخته و به آن بالیده ایم هنری که موجب آن شده که اینک از آن با زبانی جاودان یاد کنیم از مهم ترین و بارزترین زبان بی بدیل فرهنگ وهنرکشورمان وجود نمادها و نشانه های بر جای مانده از فرهنگ هخامنشی است که با اینک از ساخت آنها سالیان سال است که می گذردهمچنان معنا و اقتدارهنری خود را حفظ کرده است

هنر ایران در دوره هخامنشیان نه ابتدایی است و نه ساده .هنر این دوره بار نفوذ و تاثیرات چندی را به دوش می کشید و شاید بتوان سهم هریک از اسلوبهای بیگانه را در آن روشن کرد کلده آشوربیشترین تاثیررا در هنر عصر هخامنشی بخشیدند.ساختن صفه های مصنوعی و پله هایی که در دو طرف آن حجاری شده است از بناهای کلده و آشور تقلید شده دردره دجله و فرات،نظیر کلده در ساختمان بنا آجر به کارمی برند. در تخت جمشید کف زمین ، چهارچوب در و ستونها را از سنگ کرده اند ، اما دیوارها از خشت بود از این رو اکنون نشانه ای از آنها باقی نمانده است . صورت سازیهای در گاهها ، بالای طا قنماها و پا گرد پله ها اقتباس از آشور بود به تقلید ازمعماری آشور ، تندیسهای بزرگ مدخل بنا را نگه می دارد اهورا مزدا در هوا بال گشوده و هاله ای دورادور وی را فرا گرفته است که (( یادآور قرص خورشید)) است ، شاه بر تختی نشسته و بندگانش اطراف وی را گرفته اند.

اما ویژگی بسیار بر جسته ای معماری عصر هخامنشی را از سبک بنا سازی آشور جدامی کند و آن اهمییت زیادی است که در معماری هخامنشیان به ستون داده می شود و حال آنکه در معماری آشور ستون سازی از اهمییت چندانی بر خوردار نبوده است بکار بردن ستون در بناهای تقلیدی بود که ایرانیها از تالار بزرگ معبد تب در مصر یاد گرفته بودند بنابراین تنها پس از فتح مصر به دست کمبوجیه بود که ایرانیها به فکر برافراشتن ستون های خیاره دار با عظمتی افتادند که با گذشت بیست و پنج قرن هنوز پا برجاست آراستن کا خها ی شاهی نیز تقلید از معابد مصری بود زیرا ایرانیان معابدی نداشتند تا این تزئینات را در آنجا بکار برند اما یافتن منشاء سر ستونها ی شگفت انگیز ابنیه هخامنشی سخت دشوار است زیرا نمونه اینگونه سر ستونها در درجا ی های دیگر یا فت نشده است شاید بتوان ریشه های آن را نیز در معماری آشور جست و جو کرد 

دیود وروس سیسیلی می گوید که هنرمندان مصری در بنا های تخت جمشید و شوش کار می کردند از ویژگی کا ملا خاص در معماری عهد باستان پیکره ها فرو رفته مصری است که ویژه سرزمین فراعنه است که ماآن را در تمامی فواصل میان دو ستون و بالای طاق نما های  پنجره ها و در ها می بینیم دلیل دیگر در اثبات این امر مقابر پادشاهان هخامنشی است آرامگاه کوروش که بعدا از آن سخن می گوییم ساخته دست آدمی است اما قبر داریوش و جانشینانش در دل کوه کنده شده است کند ه کاری  های تزئینی بیرون این مقابر گورهای زیرزمینی مصر را بیاد می آورد اما این نماها سبک ویژهای دارند در این  نماهاایرانیان رو گرفتی از کاخ شاهی تصور می کنند که بر با لای آن آتشکده ای و با لا تر از همه نقش اهورا مزدا نشان داده می شود شاید این آرایشها را بتوان تقلیدی هنرمندانه خواند تا آفرینشی اصیل .

تعیین سهم هنر یونانی در هنرهای عصر هخامنشی دشوار تر است شاید حضور هنر یونانی بیشتر در معماری این دوره بوده است نباید فراموش کرد که پیکرتراشی در یونانی در دوره ای که ما از آن سخن می رانیم تازه می رفت که سد کهنه گرایی را بشکند و کور مال به راه مستقل در افتد می گوید که تل فانس ازی برای داریوش و خشایار کارمی کرده . تل فانس یا نمی خواسته با همشهریانش پس از شورش یونیا ییها در مهاجرت همراه شود یا آنکه می خواسته با کارکردن برای فاتحان آسیای مقدم خویش را باز خرد کنده کاریهای بر جسته تخت جمشید شگفت آورانه با حجاریهای نینوا شباهت دارد اما اگر بدقت بررسی شوند علی رغم شباهت ظا هری نا همگونی آشکار ی در نمایش جامه ها مشاهده می گردد در حجاریهای آشور بنظر می رسد که جامه پیکره ها صاف به بدن چسبیده است و حال آنکه در ایران ذهن هنرمند را تا و چین اشغال کرده بود و در واقع گه گاهی این جامه ها شباهت زیادی با جامه هایی دارند نقش آنها بر  بقایای معبد باستانی افزا که در ایام پادشاهی کرزوس بنا گردید مشاهده می شود هنر ایرانی نهادی ابتکاری دارد و آن هم در تناسب است که در آن عناصر بر گرفته از بیگانان در هم می آمیزد در عظمت شگفت آور بناها و در زیادی تز ئینات و اگر ارو پاییان کنونی با سوء تعبیر از عبارت عشق به عظمت خواهی آن را بد نام نمی کردند من این روح را علاقه مندی در بنا های ساختمانهای با شکوه را چنین می خواندم در ایران بر خلاف یونان و بعدها در امپراتوری روم هنرمند نا چار به ملاحظه در علایق شخصی یا شهر نبود بلکه تنها از یک کار فرما یعنی شاهنشاه اطاعت می برد              

در عصر هخامنشی برخلاف یونان باستان و دوران امپراتوری روم ، هنرمند هیچ گونه آزادی عمل در راستای خلاقیت هنر و علایق شخصی نداشته بلکه در همه امور تنها از یک کار فرما ، یعنی پا دشاه اطاعت می کرد به عبارت دیگر هنر ایران در این عصر ترکیبی و زاییده تخیلات شاه بود زیرا شاه به هر شکل هنری که در شهر های آشور و مصر و بخش یونانی آسیای صغیر بر خوردار کرده بود در یک و حدت علمی و قدر تمند جمع کرده و در راستای علایق شخصی خود با ابتکار خاصی کو شش در ایجاد یک هنر مافوق همه آنها می نمود در حقیقت هنر این عصر زاییده بلهوسی و دوستدار آثار هنری با شکوه و پر زرق برق و با جلال بود مردم عادی غیر از فر مانبر داری کمترین خلاقیتی در هنر این عصر نداشته بلکه طبق اوامر پادشاهان و نقشه طرح ریزی شده از پیش مجبور به انجام آن دستورات می شدند بنابراین هنر ایران در دوران هخامنشی کاملا ماهیت در باری داشته ودر یک چهار چوب مشخص رشد و تکامل یا فته است وعلی رغم تاثیر پذیری معماری هخامنشی از هنر معماری بیگانگان یک ویژگی بسیار چشم گیری که معماری هخامنشی را از سبک ساختمان سازی آشور و مصر وآسیا ی صغیر و یونان و غیره جدا می سازد اهییمت زیادی است که در معماری هخامنشی به ستون داده می شود وحال آن که در معماری کشورهای فوق ستون سازی از اهمییت چندانی بر خوردار نبوده است       

هنر معماری د رعصرهخامنشیان

هنر معماری هخامنشی مانند معماری یونانی از هماهنگی و تناسب خاص بر خوردار است و پادشاهان هخامنشی به منظور اتمام طرح ها و برنامه های بزرگ معماری و ساختمانی که در واقع نمودار قدرت و تسلط و عظمت آنها محسوب می شود در تمام قلمرو و امپراتوریپهناور خود هنرمندان و صنعتگران آزموده و مورد نیاز را جستجو می کردند و در این میان حجاران زبر دست یونانی بیش از سایرین نقش داشته اند مهم ترین ابنیه این دوران را کا خها ی عظیم و با شکوه شا هان تشکیل می دهد تاریخ معماری این کاخها احتمالا از ابتدایی قرن هفتم پیش از میلاد شروع می شود و در این زمان است که قبایل ایرانی از حال چادر نشینی به حال نیمه شهرنشینی در می آیند البته این قبایل همگام اقوام هند و آریایی می باشند که بعد از استقرار یا فتن در ایران به نام ما دها و پا رسها مطرح بوده و مادها د ر شمال غربی ایران و پارسها در منطقه خوزستان سکونت اختیار کردهاند مادها بتدریج به رهبری دیا کوا اولین امپراتوری ایرانی را تشکیل داده و یک شهر مشخص را که همان هگمتانه و یا محل اجتماع مردم آن زمان بود برای پایتختی انتخاب کردهاند و با انتخاب هگمتانه به عنوان مرکز سیاسی ، معماری کا خ سازی نیز توسط ما دها در ایران آغاز شده که شکل تکامل یافته آن را در عصر هخامنشی به ویژه در پاسار گاد شوش و تخت جمشید با تناسب خاصی بنا کرده اند.

همان طور که آثار معماری تخت سلیمان نشان می دهد یکی از عنا صر مهم معماری این عصر ایجاد صفه مصنوعی است که پشت به کوه داشته و روی آن اقامتگاه مستحکم شاه را می ساخته اند مجموع این ساختمان ها ی پایه بلند نشان می دهد که معماران با چه جسارت و مهارت کوشش کرده اند کاخها و بناهای مختلف این عصر را روی این صفه ها طوری بسازند که هم از دور وهم از نزدیک منظره بسیار زیبا را و چشمگیری به آنها بدهند برای بالا رفتن از صفه ها  پلکانها سنگی ساخته شده که مهم ترین آنها 25 متر عرض دارد مجموع بنا را حصاری در بر گرفته و این حصار بر آمدگی ها و فرو رفتگی هایی دارد که با قطعات بزرگ سنگ های تراشیده شده ایجاد گردید هاند البته تخته سنگها را بدون ملاط روی هم قرار داده و در پی ریزی ساختمان ها که از قلوه سنگها استفاده شده همچون دیوارها،ملاط به کار برده نشده است و معمولا برای قفل کردن سنگها همچنانکه در معماری یونان نیز مر سوم بود از بست های فلزی استفاده می کردند با توجه به تاریخ هنر معماری ایران در ایران ایجاد ساختمان در روی صفه مصنوعی تازگی نداشته بلکه در ایران پیش از تاریخ همانطوری که در تپه سیلک نیز مشاهده گردیده است خانه رییس قبیله را بیشتر موارد روی صفه مصنوعی می ساختنه اند ولی تراشیدن سنگها ی بزرگ و ایجاد ساختمانهای سنگی از سنگهای حجاری شده منظم در اورارتها و هی تیت ها معمول بود که ایرانی ها از همسایگان غربی خود بویژه از اورارتو چنین شیوه معماری را آموخته و آن را مورد استفاده خود قرار دادهان  مهم ترین آثاری معماری و خود ساختمانی عصر هخامنشی را می توان به ترتیب زیر مورد بررسی و مطالعه قرار داد:


 
 
ضوابط شهرسازی و معماری که طراح و مالک ملزم به رعایت میباشند ضوابط پارکینگ حیاط
نویسنده : - ساعت ٦:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤
 

ش

ضوابط شهرسازی و معماری که طراح و مالک ملزم به

رعایت میباند

ضوابط پارکینگ:

کلیه مالکین بخشخصوصی یا دولتی که اقدام به احداث ساختمان مینمایند موظفبه تأمین پارکینگمورد نیاز

مطابق مقرراتزیر می باشند .

- 1 تحقق طبقات و واحد ها مشروط بر تامین پارکینگهای مورد نیاز می باشد . 2- حداقل عرضورودی پارکینگ

3 متر و برای 25 واحد به بالا 5 متر می باشد مگر اینکه جهتورود و خروج از دو / برای حداقل 25 واحد پارکینگ 5

درب مجزا استفاده شود . 3- از هر خیابان فقط یکراه ورودی پارکینگمجاز خواهد بود مگر آنکه طول بر زمین

بیشاز 20 متر باشد که در این صورت می توان از دو درب ورودی و خروجی پارکینگاستفاده نمود . 4- حداکثر

1 متر می باشد. 5- هر وسیله نقلیه / شیبرمپورودی پارکینگ 15 % و حداقل ارتفاع مفید ورودی پارکینگ 90

5 متر جهتتوقفو به همین میزان جهتمانور نیاز دارد . لذا ×2/ شخصی به طور متوسط به محوطه ای معادل 5

طراحی پارکینگباید به نحوی باشد که براساس استاندارد های موجود هر اتومبیل مستقلاً بتواند داخل یا خارج شود

( حداقل فاصله محور تا محور ستون جهت پارکدو اتومبیل 5 متر می باشد) 6 - محل مورد نیاز یکاتومبیل در

5 متر قابل تامین می باشد . 7 - ساختمان های / 5 متر و جهت 2 اتومبیل در فضایی به اندازه 5 / فضایی به اندازه 3

مسکونی ویلایی به ازای هر 250 متر مربع زیر بنا نیاز به یکواحد پارکینگمی باشند و ساختمان های مسکونی

ویلایی شمالی نیاز به تعبییه یکواحد پارکینگدر حیات مشروط بر آنکه طول حیاط کمتر از 5 متر نباشد

بلامانع می باشد و همچنین در ساختمان های ویلایی با توجه به غیر قابل تفکیکبودن طبقات پارکینگمزاحم در

سطح اشغال مجاز مشروط به ارائه طرح جا نمایی اولیه قابل قبول می باشد 8 - در مورد ساختمان های مسکونی چند

واحدی ( آپارتمانی ) به ازای هرواحد مسکونی ، یکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .

- 9 پارکینگسایر فعالیتها- هتل آپارتمان : برای هر سوئیتزیر 75 متر مربع نیم واحد و بالا تر از 75 متر مربع

یکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .- هتل سه ستاره و کمتر : برای هر ششتختیکواحد پارکینگمورد

نیاز می باشد.- هتل چهار ستاره و بیمارستان : برای هر چهار تختیکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .- مساجد

، ساختمان های مذهبی ، تالار و سالن اجتماعات ، باشگاه های ورزشی ، مهد کودک، کودکستان ، دبستان : برای هر

80 متر مربع زیر بنا یکواح پارکینگمورد نیاز می باشد .- رستوران ها ، سالن های غذا خوری ، مدارسعالی و

هنرستان ها : برای هر 40 متر مربع زیر بنا یکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .- ساختمان های تجاری ، شرکت

ها ، مغازه ها ، تعمیر گاه ها ، خورده و عمده فروشی ها : برای هر 50 متر مربع زیر بنا یکواحد پارکینگو در

صورتتفکیکطبقات به ازای هر باب از یکمتر تا 50 متر مربع یکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .-

کارخانجات صنعتی و موسسات تولیدی دارای موافقت اصولی از صنایع : برای هر 100 متر مربع زیر بنا یکواحد

پارکینگمورد نیاز می باشد .

ضوابط مربوط به دید و اشراف:

کلیه ساختمان ها باید به گونه ای احداثگردد که فاقد اشرافبر ساختمان های مسکونی مجاور باشد . هر گاه بنا به

تشخیصشهرداری ساختمانی به لحاظ موقعیت یا تعداد طبقات بر ساختمان های مسکونی مشرفباشد می بایستدر

خصوصپنجره ها یا بالکن ها به یکی از سه طریق زیر عمل نماید . 1 . ارتفاع دست انداز پنجره یا بالکن را تا میزان

1/75 متر افزایشیابد . 2 . بدون رعایتمحدودیتخاصی جهت ارتفاع دست انداز پنجره مشروط به استفاده از شیشه

1 متر از کفطبقه مربوطه و نیز تعبیه باز شو پنجره در بعد از ارتفاع فوق . 3 . رعایت / مشجر تا ارتفاع حداقل 75

1 متر از کفطبقه مربوطه و استفاده از قاب محدود کننده دید / حداقل ارتفاع دست انداز پنجره یا بالکن به میزان 20

1 متر از کفطبقه به نحوی که به تایید شهرداری قم برسد . 4 . استفاده از شیشه های موسوم به / تا ارتفاع حداقل 75

رفلکسدر عوضشیشه مشجر یا نقاب به هیچ عنوان پذیرفته نمی باشد .

ضوابط بالکن و پیشآمدگی :

. 1 . احداث پیشآمدگی و بالکن در ساختمان های مشرف به معابر عمومی کمتر از 12 متری مجاز نمی باشد . 2

میزان مجاز پیشآمدگی در معابر 12 تا 20 متری 80 سانتی متر ، در معابر 20 تا 45 متری 100 سانتی متر و در معابر

45 متری و بیشتر 120 سانتی متر می باشد . 3. احداث پیشآمدگی و بالکن در ساختمان های مشرفبه معابر عمومی

2 متر از کفپیاده رو تا زیر بالکن بلامانع بوده و / 12 متر و عریضتر از آن که دارای پیاده رو می باشند با ارتفاع 60

3 متر باشد . 4 . پیشآمدگی / در شوارع مذکور که فاقد پیاده رو می باشند حداقل از سطح زمین تا زیر سقف 50

1 متر عمود بر پخ مجاز است. / روی پخ در محل تقاطع دو معبر در امتداد محدوده مالکیت به میزان حداکثر 5

ضوابط پیلوتی و زیر زمین :

-1 در خصوصساختمان های کمتر از چهار طبقه صرفاً احداث پیلوت یا زیر زمین مجاز بوده و در ساختمان های

چهار طبقه و بیشر احداثزیر زمین و پیلوت به صورتتوام بلا مانع می باشد .

-2 استفاده از زیر زمین و پیلوتی تنها به عنوان موتورخانه ، انباری ، گلخانه ، پارکینگمجاز می باشد . در کلیه

ساختمان های مسکونی که دارای چهار واحد مسکونی و بیشتر می باشند احداث یکواحد سرایداری به مساحت

حد اکثر 40 متر مربع در زیر زمین یا در پیلوت بلامانع می باشد. 3- حداکثر ارتفاع مفید زیر زمین ( کفتا زیر سقف

2 مترمی باشد . 4- حداکثر مجاز پیلوتی ( کفتا زیر سقف) / 2 متر و با اجرای پیلوتی 40 / ) بدون اجرای پیلوتی 60

2متر می باشد . 5- حداکثر روی سقفزیر زمین از سطح / 2 متر و با اجرای زیر زمین 40 / بدون اجرای زیر زمین 60

- 1 متر قابل افزایشاست . 6 / 1 متر می باشد این مقدار جهت ساختمان های مسکونی ویلائی تا 50 / گذر مجاور 20

1 متر می باشد . 7- سطح زیر بنای زیر زمین و / حداکثر ارتفاع کفتمام شده پیلوتی از تراز متوسط گذر مجاور 20

پیلوتی در صورتی که نوع استفاده آن مجاز و طبق ضوابط فوق باشد جزو تراکم محسوب نمی شود بدیه استدر

صورت تغییر کاربری پیلوت و زیر زمین جهت سایر استفاده ها مقدار تغییر کاربری داده شده در محاسبه تراکم

منظور می گردد. 8- احداث یکواحد مسکونی در پیلوت با در نظر گرفتن کلیه شرایطذیل مجاز می باشد .الف:

رعایت سرانه ها ، حداقل و حداکثر ارتفاع مفید ، دسترسی کلیه طبقاتبه حیاط و احداثآسانسور .ب: تأمین شدن

تعداد پارکینگمورد نیاز ، انباری ، اطاق تاسیسات ، سرایداری ، دیگر فضاهای خدماتی در پیلوتو زیر زمین اول .

ضوابط عمومی :

-1 تعبیه آسانسور در ساختمان های درای چهار سقفو بیشتر الزامی است ( رعایت مبحث 15 مقررات ملی ساختمان

-2 احداث 30 در صد از فضای آزاد ( فضای خارج از سطح اشغال ) به عنوان فضای سبز الزامی است. 3- رعایت (

مبحث 19 مقررات ملی ساختمان در کلیه ساختمان ها الزامی است( نوع ساختمان و متراژ می بایستمشخصگردد

-4 رعایتمبحث 3 رعایتملی مقرراتدر کلیه مجتمع های تجاری ساختمان های ( غیر مسکونی و عمومی ) (

200 ارتفاع جهتهر / آپارتمانی مسکونی چهار طبقه روی پیلوت و بیشتر از آن الزامی می باشد. 5- تعبیه درز انقطاع 1

یکاز همسایگان برای ساختمان ها مطابق ضوابط و مقرارت ساختمان الزامی است . 6- حداکثر ارتفاع کفتا کف

50 متر می باشد . 7- در زمین های با مساحت بیشاز 1000 متر مربع عرصه ، املاکبا کاربری / طبقات مسکونی 3

مورد استفاده به صورت کارگاهی و صنعتی قبل از تهیه نقشه های معماری نیاز به ارئه جه نمایی و ارجا به حوزه

معاونت شهرسازی و مهماری جهت تصویبو تایید آن با مشخصات ذیل می باشد .الف: ترسیم پلان موقعیتملک

1 .ب : ارئه تایتل در کنار نقشه ها الزامی می بایستتوسط مهندس / 1 و موقعیتزمین با مقیاس 200 / با مقیاس 500

1 همراه با چیدمان پارکینگدر قالبسطح اشغال مجاز و / طراح ممهور گردد .ج : پلان نقشه ارائه شده با مقیاس 100

طراحی 30 % از فضای آزاد به عنوان فضای سبز .

گوشه ای از ضوابط شهرسازی و معماری که طراح و مالک ملزم به

رعایت میباشند

ضوابط پارکینگ:

کلیه مالکین بخشخصوصی یا دولتی که اقدام به احداث ساختمان مینمایند موظفبه تأمین پارکینگمورد نیاز

مطابق مقرراتزیر می باشند .

- 1 تحقق طبقات و واحد ها مشروط بر تامین پارکینگهای مورد نیاز می باشد . 2- حداقل عرضورودی پارکینگ

3 متر و برای 25 واحد به بالا 5 متر می باشد مگر اینکه جهتورود و خروج از دو / برای حداقل 25 واحد پارکینگ 5

درب مجزا استفاده شود . 3- از هر خیابان فقط یکراه ورودی پارکینگمجاز خواهد بود مگر آنکه طول بر زمین

بیشاز 20 متر باشد که در این صورت می توان از دو درب ورودی و خروجی پارکینگاستفاده نمود . 4- حداکثر

1 متر می باشد. 5- هر وسیله نقلیه / شیبرمپورودی پارکینگ 15 % و حداقل ارتفاع مفید ورودی پارکینگ 90

5 متر جهتتوقفو به همین میزان جهتمانور نیاز دارد . لذا ×2/ شخصی به طور متوسط به محوطه ای معادل 5

طراحی پارکینگباید به نحوی باشد که براساس استاندارد های موجود هر اتومبیل مستقلاً بتواند داخل یا خارج شود

( حداقل فاصله محور تا محور ستون جهت پارکدو اتومبیل 5 متر می باشد) 6 - محل مورد نیاز یکاتومبیل در

5 متر قابل تامین می باشد . 7 - ساختمان های / 5 متر و جهت 2 اتومبیل در فضایی به اندازه 5 / فضایی به اندازه 3

مسکونی ویلایی به ازای هر 250 متر مربع زیر بنا نیاز به یکواحد پارکینگمی باشند و ساختمان های مسکونی

ویلایی شمالی نیاز به تعبییه یکواحد پارکینگدر حیات مشروط بر آنکه طول حیاط کمتر از 5 متر نباشد

بلامانع می باشد و همچنین در ساختمان های ویلایی با توجه به غیر قابل تفکیکبودن طبقات پارکینگمزاحم در

سطح اشغال مجاز مشروط به ارائه طرح جا نمایی اولیه قابل قبول می باشد 8 - در مورد ساختمان های مسکونی چند

واحدی ( آپارتمانی ) به ازای هرواحد مسکونی ، یکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .

- 9 پارکینگسایر فعالیتها- هتل آپارتمان : برای هر سوئیتزیر 75 متر مربع نیم واحد و بالا تر از 75 متر مربع

یکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .- هتل سه ستاره و کمتر : برای هر ششتختیکواحد پارکینگمورد

نیاز می باشد.- هتل چهار ستاره و بیمارستان : برای هر چهار تختیکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .- مساجد

، ساختمان های مذهبی ، تالار و سالن اجتماعات ، باشگاه های ورزشی ، مهد کودک، کودکستان ، دبستان : برای هر

80 متر مربع زیر بنا یکواح پارکینگمورد نیاز می باشد .- رستوران ها ، سالن های غذا خوری ، مدارسعالی و

هنرستان ها : برای هر 40 متر مربع زیر بنا یکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .- ساختمان های تجاری ، شرکت

ها ، مغازه ها ، تعمیر گاه ها ، خورده و عمده فروشی ها : برای هر 50 متر مربع زیر بنا یکواحد پارکینگو در

صورتتفکیکطبقات به ازای هر باب از یکمتر تا 50 متر مربع یکواحد پارکینگمورد نیاز می باشد .-

کارخانجات صنعتی و موسسات تولیدی دارای موافقت اصولی از صنایع : برای هر 100 متر مربع زیر بنا یکواحد

پارکینگمورد نیاز می باشد .

ضوابط مربوط به دید و اشراف:

کلیه ساختمان ها باید به گونه ای احداثگردد که فاقد اشرافبر ساختمان های مسکونی مجاور باشد . هر گاه بنا به

تشخیصشهرداری ساختمانی به لحاظ موقعیت یا تعداد طبقات بر ساختمان های مسکونی مشرفباشد می بایستدر

خصوصپنجره ها یا بالکن ها به یکی از سه طریق زیر عمل نماید . 1 . ارتفاع دست انداز پنجره یا بالکن را تا میزان

1/75 متر افزایشیابد . 2 . بدون رعایتمحدودیتخاصی جهت ارتفاع دست انداز پنجره مشروط به استفاده از شیشه

1 متر از کفطبقه مربوطه و نیز تعبیه باز شو پنجره در بعد از ارتفاع فوق . 3 . رعایت / مشجر تا ارتفاع حداقل 75

1 متر از کفطبقه مربوطه و استفاده از قاب محدود کننده دید / حداقل ارتفاع دست انداز پنجره یا بالکن به میزان 20

1 متر از کفطبقه به نحوی که به تایید شهرداری قم برسد . 4 . استفاده از شیشه های موسوم به / تا ارتفاع حداقل 75

رفلکسدر عوضشیشه مشجر یا نقاب به هیچ عنوان پذیرفته نمی باشد .

ضوابط بالکن و پیشآمدگی :

. 1 . احداث پیشآمدگی و بالکن در ساختمان های مشرف به معابر عمومی کمتر از 12 متری مجاز نمی باشد . 2

میزان مجاز پیشآمدگی در معابر 12 تا 20 متری 80 سانتی متر ، در معابر 20 تا 45 متری 100 سانتی متر و در معابر

45 متری و بیشتر 120 سانتی متر می باشد . 3. احداث پیشآمدگی و بالکن در ساختمان های مشرفبه معابر عمومی

2 متر از کفپیاده رو تا زیر بالکن بلامانع بوده و / 12 متر و عریضتر از آن که دارای پیاده رو می باشند با ارتفاع 60

3 متر باشد . 4 . پیشآمدگی / در شوارع مذکور که فاقد پیاده رو می باشند حداقل از سطح زمین تا زیر سقف 50

1 متر عمود بر پخ مجاز است. / روی پخ در محل تقاطع دو معبر در امتداد محدوده مالکیت به میزان حداکثر 5

ضوابط پیلوتی و زیر زمین :

-1 در خصوصساختمان های کمتر از چهار طبقه صرفاً احداث پیلوت یا زیر زمین مجاز بوده و در ساختمان های

چهار طبقه و بیشر احداثزیر زمین و پیلوت به صورتتوام بلا مانع می باشد .

-2 استفاده از زیر زمین و پیلوتی تنها به عنوان موتورخانه ، انباری ، گلخانه ، پارکینگمجاز می باشد . در کلیه

ساختمان های مسکونی که دارای چهار واحد مسکونی و بیشتر می باشند احداث یکواحد سرایداری به مساحت

حد اکثر 40 متر مربع در زیر زمین یا در پیلوت بلامانع می باشد. 3- حداکثر ارتفاع مفید زیر زمین ( کفتا زیر سقف

2 مترمی باشد . 4- حداکثر مجاز پیلوتی ( کفتا زیر سقف) / 2 متر و با اجرای پیلوتی 40 / ) بدون اجرای پیلوتی 60

2متر می باشد . 5- حداکثر روی سقفزیر زمین از سطح / 2 متر و با اجرای زیر زمین 40 / بدون اجرای زیر زمین 60

- 1 متر قابل افزایشاست . 6 / 1 متر می باشد این مقدار جهت ساختمان های مسکونی ویلائی تا 50 / گذر مجاور 20

1 متر می باشد . 7- سطح زیر بنای زیر زمین و / حداکثر ارتفاع کفتمام شده پیلوتی از تراز متوسط گذر مجاور 20

پیلوتی در صورتی که نوع استفاده آن مجاز و طبق ضوابط فوق باشد جزو تراکم محسوب نمی شود بدیه استدر

صورت تغییر کاربری پیلوت و زیر زمین جهت سایر استفاده ها مقدار تغییر کاربری داده شده در محاسبه تراکم

منظور می گردد. 8- احداث یکواحد مسکونی در پیلوت با در نظر گرفتن کلیه شرایطذیل مجاز می باشد .الف:

رعایت سرانه ها ، حداقل و حداکثر ارتفاع مفید ، دسترسی کلیه طبقاتبه حیاط و احداثآسانسور .ب: تأمین شدن

تعداد پارکینگمورد نیاز ، انباری ، اطاق تاسیسات ، سرایداری ، دیگر فضاهای خدماتی در پیلوتو زیر زمین اول .

ضوابط عمومی :

-1 تعبیه آسانسور در ساختمان های درای چهار سقفو بیشتر الزامی است ( رعایت مبحث 15 مقررات ملی ساختمان

-2 احداث 30 در صد از فضای آزاد ( فضای خارج از سطح اشغال ) به عنوان فضای سبز الزامی است. 3- رعایت (

مبحث 19 مقررات ملی ساختمان در کلیه ساختمان ها الزامی است( نوع ساختمان و متراژ می بایستمشخصگردد

-4 رعایتمبحث 3 رعایتملی مقرراتدر کلیه مجتمع های تجاری ساختمان های ( غیر مسکونی و عمومی ) (

200 ارتفاع جهتهر / آپارتمانی مسکونی چهار طبقه روی پیلوت و بیشتر از آن الزامی می باشد. 5- تعبیه درز انقطاع 1

یکاز همسایگان برای ساختمان ها مطابق ضوابط و مقرارت ساختمان الزامی است . 6- حداکثر ارتفاع کفتا کف

50 متر می باشد . 7- در زمین های با مساحت بیشاز 1000 متر مربع عرصه ، املاکبا کاربری / طبقات مسکونی 3

مورد استفاده به صورت کارگاهی و صنعتی قبل از تهیه نقشه های معماری نیاز به ارئه جه نمایی و ارجا به حوزه

معاونت شهرسازی و مهماری جهت تصویبو تایید آن با مشخصات ذیل می باشد .الف: ترسیم پلان موقعیتملک

1 .ب : ارئه تایتل در کنار نقشه ها الزامی می بایستتوسط مهندس / 1 و موقعیتزمین با مقیاس 200 / با مقیاس 500

1 همراه با چیدمان پارکینگدر قالبسطح اشغال مجاز و / طراح ممهور گردد .ج : پلان نقشه ارائه شده با مقیاس 100

طراحی 30 % از فضای آزاد به عنوان فضای سبز .__


 
 
معماری دوره ماد
نویسنده : - ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢۱
 

معماری دوره ماد:

 

 

     
 

مادها با شیوه معماری شهرسازی عظیم آشنا بودند.در این دورهستون نقش مهمی در معماری داشت .

 ازآنجا که بنای مادیسالمی شناسایی نشده برای بررسی هنر معماری مادی به بررسی گور دخمه های

آنان میپردازیم که بسیار فراوان است. این گور دخمه ها ایوان دار هستند و با ستون تزیین شده اند.

تراشهایی که بر روی ستونها و داخل دخمه ها داده شده، روش تزیین بر روی دیوار و ستونهای چوبی

را به ما بازگو میکند. هرودوت تاریخ نگار یونانی در مورد معماری شهر مادی هگمتانه نوشته است :

در هگمتانه پایتخت ماد اصول شهر سازی رعایت شده است.در این شهر کاخ شاهی

به وضعی عجیب و مستحکم به صورت هفت قلعه ساخته شده است که هرقلعه درون قلعه دیگر قرار گرفته است و

 کنگره های هفت گانه از بیرون به درون به رنگهای سفید ، سیاه ،ارغوانی ،آبی ،سرخ ،

نارنجی ،سیمین ، زرین و.......میباشد.کاخی بلند و مستحکم برای شاه و خزانه

در مرکز قرار دارداز جمله آثار معماری مادها می توان به تپه هگمتانه - تپه ،نوشیجان،

- گودین تپه کنگاور، - گور دخمه های مادی مانند فخریکا در مهاباد ،فرهاد و شیرین

 در کرمانشاه ،داوود دختر در فهلیان فارس وشهر مادی اندرکش اشاره کرد .

از خانه های مردم عادی نمونه ای به دست باستان شناسان نرسیده است. احتمالا مادها بناهایشان را از خشت و چوب میساختند

و آثار آن بر اثر فرسایش از بین رفته است. اطلاعاتی که داریم بر این اساس است که خانه هایشان دارای یک

 ایوان ورودی با پایه های چوبی بود. با یک در کوچک به یک اتاق قایم الزاویه میرسیدند

که شامل دو بخش در طرفین یکی برار انبار و دیگری برای آشپزی بود. درون خانه ها

 سکوی گلی میساختند. نمونه این خانه ها در منطقه آذربایجان و ساوه دیده میشود.

شهرهای مادی دارای دو بخش بودند. الانی دننونی نام منطقه مرکزی شهر بود که دژ مستحکمی داشت و اطراف آن منطقه مسکونی

مردم عادی بود که الانی سهروتی نام داشت.

دژ مرکزی معمولا دارای چند دیوار بود و در فواصل معین برجهای دیده بانی با کنگره هایی برای

تیر اندازی داشتند. حصار بیرونی از سنگ و حصارهای درونی دایره ماننداز خشت ساخته شده است

 
   
 

معماری معمولی:

 

 که در محل های تپه نوشیجان ملایر، گودین تپه ، باباخان، هگمتانه و ... قرار دارند.

 

معماری صخره ای:  

 

ایجاد حفره و وسعت دادن به آن برای فضای مورد احتیاج که به فضای استوار

و ماندگار انجام میشد از مصالح آزاد و معمولی استفاده نمی شد

بلکه از صخره طبیعی در جهت عکس معماری آزاد که البته در نواحی غرب

 کشور و اغلب جنبه مذهبی داشته اند که بر حسب نوع نمای ورودیشان:

1-نمای ورودی ستون آزاد نمایان است. 

 2- در دو طرف مجاور دو نیم ستون قرار دارد.

فضای آنها شباهت به ایوانی دارد که به کنترل آفتاب ، برف و باران کمک می کند.

آثار معمولی (آزاد):  تپه نوشیجان:که در زیر به بعضی از فضاهای آن اشاره شده است:  

تالار ستون دار آپادا نا: که در ضلع جنوبی یک سکوی نشیمن که این نوع تالار

 ستون دار بعدها در معماری هخامنش به عنوان اصلی ترین پلان کاخها قرار گرفت .

معبد اصلی: فرم معبد بصورت چلیپاست و  مهمترین ساختمان این بنا در داخل بنای

اصلی پایه آتشدان و محراب قرار دارد. در ستون دیوارها پنجره های دروغین وجود دارد.

 تونل: که شیبدار بوده و جنبه امنیتی داشته.

 آثار معماری تپه نوشیجان از اهمیت ویژه ای برخوردار است:

 1- بکارگیری مصالح بوم آور

 2- استفاده از قوس های نیم بیضی در بخش های مختلف بنا

 3- ایجاد یک مجموعه منسجم و زیبا که بعدها به ویژه در معماری زمان هخامنشی

تاثیر قابل ملاحظه ای گذاشت.

 پترا در اردون

 

 معماری گودین تپه:

این تپه احتمالا یکی از قلعه های بزرگ دفاعی بوده در تالار بزرگ دژ، یا سالن تشریفات در حدود 28متر طول و 24متر عرض دارد و سه طرف آن توسط دیوار محصور گردیده و در آن بخاری یا آتشدان جهت گرمایش تعبیه شده است. سقف این تالار ستون دار توسط 31 ستون چوبی با پایه سنگی نا منظم نگهداری میگردد. اثار باباجانی : شامل یک مجموعه ساختمانی بزرگ است که نوع و شیوه معماری ما را به خوبی نشان می دهد.

 کنگاور شهر تمدن و تدین - گودین تپه - Kangavar Godin Tepe

 

هِگمَتانه:

 نام باستانی شهر همدان بود و معنایش «جای گرد آمدن مردمان».برخی هگمتانه را «دژ مادها» برگردان کرده اند.این شهر از نخستین شهرهای باستانی ایران امروزی است که ما از آن آگاهی داریم و همچنین پایتخت مادها بوده است.این نام را یونانیان اِکباتان میخواندند که یونانی شده هگمتانه است.هرودوت این شهر را ساخته دیااکو میداند و میگوید که هفت دیوار داشته که هر کدام به رنگ یکی از سیارهها بوده اند.
امروزه عموم باستان شناسان، تپهٔ باستانی هگمتانه، واقع در مرکز شهر همدان را - که وسیعترین تپه باستانی ایران است - بقایای ابنیهٔ کاسی، مادی، هخامنشی و بعد از آن میدانند. مساحت این تپه حدود ۳۰ هکتار میباشد، که با در نظر گرفتن بخشهایی که جزء محدودهٔ تپهٔ باستانی بوده، ولی اینک ساختمانهای مسکونی بر روی آن ساخته شده، به بیش از ۴۰ هکتار نیز میرسد.
این تپهٔ بیضی شکل، در داخل محدودهٔ شهر فعلی همدان در دو سوی خیابان اکباتان واقع شدهاست. «هگمتانه» یا «هنگمتانه» که به زبان پارسی قدیم به معنی محل تجمع بوده، ترکیبی از دو واژه «هنگ» به معنی «جا» و «متانه» به معنی «تجمع» است. این واژه در زبان یونان به صورت «اکباتانا» در آمدهاست و در کتیبههای عیلامی به صورت «آگ ماتونو» آمدهاست. برخی نیز معتقدند: «امدانه» یا «آمادای» که در کتیبه پلیسر پادشاه آشور آمده، به این محل اطلاق میشدهاست. «هگمتانه» در زبان ارمنی «اهمتان»، در زبان سریانی و پهلوی «اهمدان» و در گویش نویسندگان عرب «همدان» و در تورات «احتمانا» گفته شدهاست.
همچنین، سکههایی از عهد ساسانی کشف شده که محل ضرب آنها «اهمتان» قید شدهاست. نخستین اشارهٔ مکتوب به نام مادها و سرزمین ماد، در سالنامهٔ بیست و چهارم سارل مانزر سوم (۸۳۶ قبل از میلاد) و سارگن دوم (۷۱۵ قبل از میلاد) بودهاست که از این قوم و سرزمین آنان به نام «مادای» یا «آمادای» یاد کردهاند.



 آثار هگمتانه :

 

این شهر دارای معابری متعددی است به عرض 3.5 متر که موازی هم هستند و در جهت شمال غربی–جنوب شرقی در فاصله 35 متری احداث شده اند . *معماری ماد با ایجاد ساختمان ها بر روی سکوها مصنوعی و به کار گیری مصالح عالی به نحو مطلوب و استفاده از تجارب و تکنیک های ملل و اقوام پیش از خود به خوبی جلوه نموده است تالار های ستون دار مادی الگویی است برای معماری  هخامنشی، معابد صخره ای مادی نیزپیشنه ای برای معماری معابد صخرهای هخامنشی است، مادها و معماریشان ملهم از افکار و اعتقادات مذهبی است مقابرصخره ای،  معبد و آتشگاه ها بیان گر این مطلب هستند.


 
 
اهرام ثلاثه مصر
نویسنده : - ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢۱
 

در (جیزه)گیزا، غرب قاهره امروزی، سه هرم از فراعنه سلسله چهارم به نامهای خوفو یا خئوپوس (Cheops) (به معنای کسی که به افق تعلق دارد)، خفرع (Khafre) یا خفرن (یعنی بزرگ) و منکورع (Menkaure) یا موکرینوس (به معنای ملکوتی) وجود دارد. هرمهای سه گانه، عظیم ترین و باشکوهترین بناهای دوره پادشاهی کهن هستند که جزو عجایب هفت گانه جهان باستان نیز محسوب می شوند. این هرمها که از حدود سال 2550 پیش از میلاد ساخته شده اند، با رمز و علم پنهانی ارتباط پیدا کرده اند و نمادهای "حکمت ازلی"، "سرزمین مصر"، "پایداری ابدی" و "فنون جادوگری" بودند. اهرام چیزه نقطه اوجی در تکامل شیوه معماری مقابر مصر در دوره پادشاهی کهن است که با ساختن مصطبه ها ، مقابر اولیه مصریان که غالباً آجری یا سنگی بودند ، آغاز و با هرم پلکانی زوسر پیشرفت کرد.

برای ساخت اهرام، تعدادی شیب راهه آجر فرش احداث گردید و تخته سنگهای آهکی را که از معادن آن سوی نیل با قایق به آنجا منتقل می شدند، احتمالاً با استفاده از غلطکهای چوبی (در آن زمان هنوز چرخ اختراع نشده بود) روی این شیب راهه ها به بالا منتقل می کردند.

در جلوی هر هرم، معبد کوچکی قرار داشت که با گذرگاهی سنگفرش به معبدی دیگر که در دره نیل، در حاشیه مزارع واقع بود، می پیوست. ورود به معبد واقع در دره از طریق مجرایی از رود نیل ممکن بود و هنگام جاری شدن سیل، با قایق به آنجا رفت و آمد می کردند.

در دو سوی اهرام، هرمهایی کوچک با طرحی منظم و دقیق وجود داشت که ویژه اعضای خاندان سلطنتی بود و تعدادی مصطبه نیز به مقامهای بلندپایه درباری اختصاص داشت. جهت هرمهای سه گانه، شمالی – جنوبی است؛ هرمهای خوفو و خفرع نیز بر روی محوری مایل در امتداد یکدیگر ساخته شده اند.

در مورد استفاده از فرمهای هرمی شکل، "هلن گاردنر" در کتاب «هنر در گذر زمان» چنین نگاشته است:

«... وقتی پادشاهان سلسله سوم، اقامتگاه دایمی خود را به ممفیس انتقال دادند، تحت تأثیر هلیوپلیس بود، قرار گرفتند. این شهر، مرکز کیش نیرومند "رع"، خدای آفتاب بود که بتش به صورت یک سنگ هرمی شکل بنام بن بن ساخته شده بود. در دوران سلسله چهارم، فراعنه مصر، خود را فرزندان رع نامیدند و به همین علت از آن پس کوشیدند او را بر روی زمین مجسم کنند. بنابراین، فراعنه دیگر، فاصله ای با انتقال از اعتقاد به مجود روح و قدرت رع در سنگ هرمی شکل "بن بن" تا اعتقاد به نگهداری از روح و جسم خداگونه خودشان به همان طریق مشابه در درون مقبره های هرمی شکل نداشتند.»

1- هرم خوف:

خوفو (خئوپس)، دومین پادشاه سلسله چهارم بود که از حدود سال 2551 پیش از میلاد به مدت نزدیک به ربع قرن بر مصر حکومت نمود. وی مجموعه گیزا را در چهل کیلومتری شمال داشور، نزدیک قاهره مدرن و شهر تاریخی و کهن ممفیس، پایه گذاری کرد. این مجموعه دارای پنج عنصر اصلی است: اهرام خوفو، خفرع و منکورع، تندیس ابوالهول و معبد دره ای هرم خفرع. از اهرام سه گانه چـیزه، هرم خـوفو، کهن ترین و بزرگترین است و تاریخ ساخت آن به حدود سال 2570 پیش از میلاد باز می گردد. این بنای یادمانی سنگی بسیار عظیم, به «هرمی که مکان طلوع و غروب خورشید است»، شهرت داشت.

به استثنای اتاقک تدفین، توده غول پیکری از بنایی با سنگ آهک یا کوهی از سنگ است که مطابق همان اصول ساختمانی هرم پله دار پادشاه زوسر در سقاره ساخته گردیده. لازم به ذکر است که تمامی سنگهای بکار رفته در ساخت اهرام، بدون ملات در کنار یکدیگر کار گذاشته شده اند.

زاویه شیب پهلوهای هرم خوفو 54 درجه و 54 دقیقه است که ضابطه ای برای ساخت هرمهای بعدی در مصر شد. طول ضلع هر قاعده این هرم 364/230 متر، طول هر یال 217متر، بلندای اصلی آن حدود 75/145 متر و ‌ارتفاع کنونی آن حدود 18/137 متر است و قاعده هرم, 37/5 هکتار زمین را فرا گرفته است. در ساخت این بنای عظیم نزدیک 000/300/2 قطعه سنگ در 210 ردیف سنگ چین بکار رفته که هریک وزنی بین 2 تا 15 تن داشته اند (وزن متوسط سنگها 5/2 تن می باشد). در برخی منابع که در رابطه با ویژگیهای منحصر بفرد این بنای عظیم منتشر گردیده، جرم هرم خئوپس را برابر یکصد میلیونیوم کره زمین تخمین زده اند.

2- هرم خفرع

خفرع، چهارمین پادشاه سلسله چهارم و پسر (یا برادر؟) خوفو بود. وی دومین هرم بزرگ گیزا و تندیس عظیم ابوالهول را احداث نمود که این دو در حدود سال 2530 پیش از میلاد ساخته شدند. خفرع از حدود 2558 پیش از میلاد به مدت 26 سال بر مصر حکومت کرد.

هرم خفرع که در جنوب غربی هرم بزرگ خوفو واقع گردیده، 5/136 متر ارتفاع دارد (درحالیکه بلندای اصلی آن 5/143 متر بوده)، طول هر قاعده آن 8/215 متر و زاویه شیب هرم 53 درجه و 20 دقیقه می باشد. در تصاویر، هرم خفرع به دلیل واقع شدن بر سطحی بلندتر نسبت به هرم بزرگ خوفو، مرتفعتر به نظر می رسد.

در دوران پادشاهی کهن، ساخت ورودی در بخش شمالی اهرام، رو به سوی ستاره قطبی، بخشی از مقررات دینی بوده است. در تمامی هرمها این موضوع رعایت شده؛ تنها استثناء، هرم خفرع است که در پهلوی شمالی دارای دو ورودی می باشد.

پس از ساخت قاعده اهرام، بدنه آنها را با سنگهای آهک سفید و براق می پوشاندند؛ پوشـش از رأس هرم رو به پایین صورت می گرفت. بدین ترتیــب که قطـعات سـنگ آهـکی را روی پـله ها قرار می دادند و بیـــن آنهـا را پـر می کردند، سپس آنها را می تراشیدند و رو به پائین صاف می کردند تا زاویه مناسب پیدا کند و ظاهرشان براق شود. تمامی اهرام بجز هرم پلکانی زوسر، میدوم و منکورع، دارای پوشش بوده اند. هنوز بخشی از پوشش آهکی رأس هرم خفرع موجود است، اما سنگهای پوششی هرم خوفو را در قرون وسطی برای استفاده در ساخت بناهای قاهره کنده اند.

3- هرم منکورع :

منکورع، پنجمین پادشاه سلسله چهارم و پسر خفرع بود که از حدود 2532 پیش از میلاد به مدت بیست و نه سال بر مصر حکمرانی کرد. وی کوچکترین هرم را در فلات گیزا احداث کرد که سومین هرم از مجموعه اهرام سه گانه است. این هرم، 5/66 متر بلندا داشته که امروزه به 62 متر تقلیل یافته است. زاویه شیب هرم 51 درجه و 20 دقیقه و طول قاعده آن 5/108 متر می باشد و در بخش جنوب غربی دو هرم عظیم همجوار خود جای گرفته است. هرم مذکور نیز حدود سال 2510 پیش از میلاد بنا گردید.

هرم منکورع دارای سنگهای دو رنگ می باشد: نیمه بالایی آن توسط سنگ آهکی سفیدی پوشیده شده، درصورتیکه در بخش زیرین آن از سنگهای گرانیتی سرخ فام منطقه آسوان استفاده گردیده است. این هرم بسیار شـایان توجه می باشد، چون تنها هرم سلسله چهارم پادشاهی مصر است که دارای 16 ردیف سنگچین از جنس گرانیت می باشد و چنین پیش بینی شده بود تا سطح این هرم با سنگـهای گرانیتی پوشیده شود، اما به دلیل مـرگ ناگهانی منکورع این امر هرگز تحقق نمی یابد و هرم مذکور فاقد روکش باقی می ماند.

4- ابوالهول :

از دیگر عناصر قابل ذکر در مجموعه گیزا می توان به تندیس عظیم و اعجاب آور ابوالهول (مجسمه مرگ) اشاره داشت. این تندیس که در فاصله 400 متری از اهرام سه گانه و شمال معبد دره ای خفرع قرار دارد، بنام پاسدار و نگهبان اهرام نیز نامیده شده است.

سر و قسمت جلوی مجسمه ابوالهول از تخته سنگی یکپارچه وطبیعی به طول 57 متر، عرض 6 متر و بلندای آن نیز 6/18 متر است، تراشیده شده؛ پهنای چهره حدود 4 متر و پاها و سایر قسمتهای بدن را با سـنگ چیــن و آجــر تکمیل کرده اند. چهره این تندیس، احتمالاً صورت خفرع، فرزند و جانشین خوفو و بدن آن، هیکـل شیر می باشد. بسیاری معتقدند که ابوالهول چیـزه، مظـهر خدای خـورشـید (رع – هراخت) است و حتی ممکن است در زمان واحد، مظهر خدا و فرعون بوده ا

مجسمه ابوالهول، کهنترین و بزرگترین تندیس دنیای باستان است که علیرغم صدمه های فراوانی که در دوران استیلای اعراب به آن وارد شده و باعث از بین رفتن بخشی از چهره آن گردیده است، باابهت ترین مظهر سلطنتی فراعنه به حساب می آید.

 

ابوالهول رو به سمت شرق دارد و در میان پنجه های آن نیز معبد کوچکی ساخته شده است. سنگهای بکار رفته در معبد، غالباً از تراش تخته سنگ طبیعی که پیکره ابوالهول را تشکیل می دهد، بدست آمده و وزن برخی از آنها به بیش از 200 تن می

در دوره پادشاهی میانه و جدید، تعداد زیادی ابوالهول در اندازه های مختلف از مصر باستان بدست آمده است. شاید بتوان ابوالهولی که سر آن شبیه رامسس دوم، فرعون سلسله نوزدهم ساخته شده است را آخرین آنها دانست که در مصر تراشیده گردیده است. بیشـتر ابــوالهـول ها را مشابه فرعون وقت می تراشیده اند.

 

5- معبد دره ای هرم خفرع :

 

این معبد در 400 متری شرق مجموعه اهرام واقع شده است و با روش تیر باربر و ستون با مقطع مربع شکل، به صورت کاملاً یکپارچه از سنگ خارای سرخ پاکتراش و صیقلی احداث گردیده. تنها تزئین بکار رفته در این معبد، تندیسهایی است که در امتداد دیوار به صورت ردیفی قرار داشتند. کف معبد نیز از سنگهای مرمر سفید پوشانیده شده بو

بدلیل عدم استفاده مصریان باستان از سیمان، برای برافراشتن ستونها، ابعاد و تناسبات آنها را بزرگ درنظر می گرفتند. هنگام ایجاد تالارهای ستوندار نیز در بیشتر موارد، ردیف ستونهای میانی را بلندتر از ستونهای کناری درنظر می گرفتند تا یک ردیف پنجره زیر سقفی برای رساندن نور خورشید به درون بنا در آن بخش تعبیه کنند. چنین شیوه ساختمان سازی به صورت ابتدایی در معبد دره ای هرم خفرع رعایت شده است. به نظر می رسد که این ردیف پنجره زیر سقفی از ابداعات مصریان باشد، نوآوری که تا به امروز به عنوان یکی از عناصر مهم معماری، مورد استفاده واقع می گردد.