سیالات حفاری

معماری فرهنگ قوم لر حفاری وسیالات حفاری تمدن لرستان

 
ا صول معماری یک کتابخانها معماری و طراحی کتابخانه
نویسنده : - ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳٠
 

معماری و طراحی کتابخانه 1

قسمت اول

کاربرها کتابخانه ها در یک جامعه متنوع است. مثلاً کتابخانه های دانشگاهی، برای اهداف آموزشی و تحقیقی، آثار علمی را جمع آوری و ذخیره می کنند و معمولاً استفاده از آنها برای عموم آزاد است. کتابخانه های عمومی، امکان انتخاب وسیع آثار علمی عمومی تر و دیگر وسایل اطلاع رسانی و نیز تا حد امکان استفاده از کتابهای روی قفسه های باز را برای افراد فراهم می کنند. غالباً در شهرهای بزرک، کتابخانه های عمومی و دانشگاهی در یک کتابخانه ی منحصر به فرد در هم ادغام می شوند مثلاً کتابخانه های ملی، احتمالاً مجموعه ای از اسناد ادبی و تاریخی یک کشور و یا منطقه (نسخه های امانی) را در خود جای می دهند و استفاده از آنها برای عمومی آزاد است. این در حالی است که افراد خاص و اندکی، به کتابخانه های تخصصی حاوی مجموعه نوشته ها و اطلاعات درباره ی موضوعات تخصصی محدود دسترسی دارند.

در کتابخانه های دانشگاهی، اتاقی برای کتب مرجع فراهم می شوند. همچنین امکان دارد، در تالارهای مطالعه، پیشخوانهایی برای امانت گرفتن از قفسه های بسته و یا دسترسی آزاد به قفسه های باز مجلات، کتب و منابع آموزشی که جداگانه ارائه می شوند وجود داشته باشد. بجز کتابها و مجلات، تقریباً همه نوع ابراز اطلاع رسانی گرد آوری شده، برای استفاده در دسترس قرار می گیرند. تعداد مکانهای مطالعه به تعداد دانشجویان هر رشته بستگی دارد. اطلاعات بر حسب موضوع و با نظم خاصی مرتب می شوند. خدمات ارائه شده شامل امانت گرفتن و استفاده از کتاب در داخل کتابخانه فتوکپی مطالعه و چاپ میکروفرمها (میکروفیلم و میکروفیش ) است.

همچنین، انجام تحقیقات علمی و عملی با استفاده از پایگاه داده های ذخیره ای بر روی CD – ROM امکان پذیر می باشد.

قفسه ی کتابخانه های دانشگاهی، در دو ردیف یک یا دو طرفه سازماندهی می شود. سیستم یک طرفه به صورت مرکزی اداره می گردد (آماده کردن کتاب و ارائه خدمات) و معمولاً قفسه های مربوط به یک موضوع یا رشته ی جداگانه ی بسیار کمی دارد. سیستم دو طرفه، شامل یک کتابخانه ی مرکزی با تعداد زیادی کتابخانه های دانشکده ای ، موضوعی و آموزشگاهی است.

در تالارهای مطالعه، ردیف کتابها در قفسه های

باز یا مخازنی در دست (با قفسه هایی به فاصله ی مشابه مخازن بسته) به علاوه ی مخازن بسته با دسترسی محدود قرار دارد. چنین ترتیبی به اشکال مختلف، تقریباً در تمام کتابخانه های دانشگاهی مشاهده می شود. شیوه ی امانت گرفتن و استفاده از کتب مرجع (دسترسی به قفسه های باز و بسته) به نوع سازماندهی کتابها بستگی دارد یعنی اهداف کتابخانه ها و شکل ساختمانها اغلب نقش مهمی را در این زمینه ایفا می کنند. تعداد قفسه های کتاب به نوع سازماندهی، قابلیت دسترس بودن برای مراجعین، نوع قفسه بندی (ثابت یا متحرک) روش مرتب کردن موضوعات در دسترس و شیوه ی کار گذاری آن، جدا بودن قطعات مختلف و نیز شبکه ساختاری ساختمان بستگی دارد.

مناطق تالار مطالعه، به همراه فضایی برای کار و خواندن کتاب باید به راحتی در دسترس باشد و در نتیجه، تا حد امکان سطح کمتری را اشغال نماید. این شرایط در جابجایی کتاب هم (موثر است). در کتابخانه ها، باید سیستم تابلوهای علایم واضح با حالت خوانا وجود داشته باشد تا قفسه های کتاب، و محل ارائه خدمات را نشان دهد. از بکار گیری کتابهای افست باید جلوگیری شود. برای افراد معمولی، دسترسی به محلهای استفاده از کتاب و تالار مطالعه در طبقات مختلف باید از طریق پلکانی صوت گیرد اما برای معلولین، و جابجایی کتاب برای این دسته از افراد باید از آسانسور استفاده کرد. پهنای مسیرهای چرخش باید بیشتر از 2/1 و پهنای فضای باز بین قفسه ها حداقل 3/1 تا 4/1 متر (یا براساس مقررات محل) باشد. باید حتی الامکان از تداخل و تقاطع مسیرهای مراجعین یا مسئولین کتابخانه و جابجایی کتابها جلوگیری گردد. دسترسی به تالارهای مطالعه می تواند از طریق درهای کنترل شده ی مجهز به تجهیزات ایمنی و در صورت امکان، نهاد یک ورودی و خروجی می باشد. به خاطر دلایل عملی، درهای کنترلی باید نزدیک میز امانت / قسمت مرکزی اطلاعات کتابخانه واقع شوند.

استاندارد کتابخانه ها …

انواع کتابخانه ها در یک جامعه متنوع است. مثلاً کتابخانه های دانشگاهی، برای اهداف آموزشی و تحقیقی، آثار علمی را جمع آوری و ذخیره می کنند و معمولاً استفاده از آنها برای عموم آزاد است. کتابخانه های عمومی، امکان انتخاب وسیع آثار علمی عمومی تر و دیگر وسایل اطلاع رسانی و نیز تا حد امکان استفاده از کتابهای روی قفسه های باز را برای افراد فراهم می کنند. غالباً در شهرهای بزرک، کتابخانه های عمومی و دانشگاهی در یک کتابخانه ی منحصر به فرد در هم ادغام می شوند مثلاً کتابخانه های ملی، احتمالاً مجموعه ای از اسناد ادبی و تاریخی یک کشور و یا منطقه (نسخه های امانی) را در خود جای می دهند و استفاده از آنها برای عمومی آزاد است. این در حالی است که افراد خاص و اندکی، به کتابخانه های تخصصی حاوی مجموعه نوشته ها و اطلاعات درباره ی موضوعات تخصصی محدود دسترسی دارند.
در کتابخانه های دانشگاهی، اتاقی برای کتب مرجع فراهم می شوند. همچنین امکان دارد، در تالارهای مطالعه، پیشخوانهایی برای امانت گرفتن از قفسه های بسته و یا دسترسی آزاد به قفسه های باز مجلات، کتب و منابع آموزشی که جداگانه ارائه می شوند وجود داشته باشد. بجز کتابها و مجلات، تقریباً همه نوع ابراز اطلاع رسانی گرد آوری شده، برای استفاده در دسترس قرار می گیرند. تعداد مکانهای مطالعه به تعداد دانشجویان هر رشته بستگی دارد. اطلاعات بر حسب موضوع و با نظم خاصی مرتب می شوند. خدمات ارائه شده شامل امانت گرفتن و استفاده از کتاب در داخل کتابخانه فتوکپی مطالعه و چاپ میکروفرمها (میکروفیلم و میکروفیش ) است.
همچنین، انجام تحقیقات علمی و عملی با استفاده از پایگاه داده های ذخیره ای بر روی CD – ROM امکان پذیر می باشد.

قفسه ی کتابخانه های دانشگاهی، در دو ردیف یک یا دو طرفه سازماندهی می شود. سیستم یک طرفه به صورت مرکزی اداره می گردد (آماده کردن کتاب و ارائه خدمات) و معمولاً قفسه های مربوط به یک موضوع یا رشته ی جداگانه ی بسیار کمی دارد. سیستم دو طرفه، شامل یک کتابخانه ی مرکزی با تعداد زیادی کتابخانه های دانشکده ای ، موضوعی و آموزشگاهی است.
در تالارهای مطالعه، ردیف کتابها در قفسه های
باز یا مخازنی در دست (با قفسه هایی به فاصله ی مشابه مخازن بسته) به علاوه ی مخازن بسته با دسترسی محدود قرار دارد. چنین ترتیبی به اشکال مختلف، تقریباً در تمام کتابخانه های دانشگاهی مشاهده می شود. شیوه ی امانت گرفتن و استفاده از کتب مرجع (دسترسی به قفسه های باز و بسته) به نوع سازماندهی کتابها بستگی دارد یعنی اهداف کتابخانه ها و شکل ساختمانها اغلب نقش مهمی را در این زمینه ایفا می کنند. تعداد قفسه های کتاب به نوع سازماندهی، قابلیت دسترس بودن برای مراجعین، نوع قفسه بندی (ثابت یا متحرک) روش مرتب کردن موضوعات در دسترس و شیوه ی کار گذاری آن، جدا بودن قطعات مختلف و نیز شبکه ساختاری ساختمان بستگی دارد.
مناطق تالار مطالعه، به همراه فضایی برای کار و خواندن کتاب باید به راحتی در دسترس باشد و در نتیجه، تا حد امکان سطح کمتری را اشغال نماید. این شرایط در جابجایی کتاب هم (موثر است). در کتابخانه ها، باید سیستم تابلوهای علایم واضح با حالت خوانا وجود داشته باشد تا قفسه های کتاب، و محل ارائه خدمات را نشان دهد. از بکار گیری کتابهای افست باید جلوگیری شود. برای افراد معمولی، دسترسی به محلهای استفاده از کتاب و تالار مطالعه در طبقات مختلف باید از طریق پلکانی صوت گیرد اما برای معلولین، و جابجایی کتاب برای این دسته از افراد باید از آسانسور استفاده کرد. پهنای مسیرهای چرخش باید بیشتر از ۲/۱ و پهنای فضای باز بین قفسه ها حداقل ۳/۱ تا ۴/۱ متر (یا براساس مقررات محل) باشد. باید حتی الامکان از تداخل و تقاطع مسیرهای مراجعین یا مسئولین کتابخانه و جابجایی کتابها جلوگیری گردد. دسترسی به تالارهای مطالعه می تواند از طریق درهای کنترل شده ی مجهز به تجهیزات ایمنی و در صورت امکان، نهاد یک ورودی و خروجی می باشد. به خاطر دلایل عملی، درهای کنترلی باید نزدیک میز امانت / قسمت مرکزی اطلاعات کتابخانه واقع شوند.

کتابخانه(استاندارد ها)

۱. بخش اصلی کتابخانه(سالن مطالعه, قفسه باز, قفسه مجلات, قفسه بسته(کتب مرجع,اسناد و مدارک))
۲. بخش خدمات کتابخانه (اتاق های اداری , انبار , چاپ و تکثیر, اتاق سمعی بصری )

نکات مهم درطراحی:

۱. آرامش و سکوت محیط(محل استقرار_مصالح)

۲.در نظر گرفتن حداکثر انعطاف در بخش های مختلف(استفاده از پارتیشن های جدا کننده و…)

۳.تابش مستقیم نور خورشید در کتابخانه نامطلوب است ,لذا حدالمقدور سعی شود نور کتابخانه از طریق جبهه شمالی تامین گردد.

۴.دوری از سر و صدا و گرد و غبار.

۵.دسترسی به قسمت های عملیاتی و اتاق های مطالعه در طبقات متفاوت باید با راه پله صورت پذیرد,اما آسانسور نیز باید برای استفاده معلولین و حمل کتاب مهیا باشد .

۶.بار طبقات در قسمت های عملیاتی و مطالعه باید ≤m*m)/ KN )5 باشد.

۷.پهنای مسیر های رفت و آمد باید>m 1.2 و فضای میان قفسه ها باید حداقل m1.4-1.3عرض داشته باشد.

۸.از ایجاد تقاطع با تطابق مسیر کاربران ,کارمندان و حمل کتاب بپرهیزید.

۹.دسترسی به اتاق های مطالعه باید از طریق ورودی های مجهز به تجهیزات ایمنی کتاب انجام گیرد.

۱۰.طبقه آرشیو و بایگانی بهتر است در زیر زمین باشد,به دلیل بار زیاد روی کف طبقه.

تامین فضای کاری در کتابخانه های دانشگاهی به تعداد دانشجویان و توزیع افراد در هر رشته بستگی دارد، مکانهای خاصی هم برای افراد معلول (استفاده کنندگان از صندلی پرخدار، و کسانی که از ناحیه چشم آسیب دیده اند) و برای فعالیتهای خاص (مطالعه ی میکروفیلم و تجهیزات گسترش یافته ، کامپیوترهای شخصی و پایانه ها، بکار بردن CD-ROM ، … وجود دارد، ( به راهنماییهای مربوط توجه نمایید) همچنین مکانهایی هم برای مطالعات فردی (اتاقکها، کیوسکها، اتاقهای کار انفرادی) مورد نیاز است، محلهای کار باید ترجیحاً در قسمتهای روشن ساخته شوند، فضای مورد نیاز برای یک محل ساده ی مطالعه / کار ۵/۲ و برای کامپیوتر شخصی با محل کار شخصی مقدار ۰/۴ می باشد.
حفظ امنیت در بخشهای مربوط به استفاده کنندگان کتابخانه بسیار ضروری است. اقدامات احتیاطی در برابر خطر حریق باید مطابق با آیین نامه ها و مقررات ساختمانهای دولتی و محلی باشد. نصب سیستم امنیتی در کتابخانه از سرقت جلوگیری کرده و زمانی که زنگ خطر به صدا در می آید، خروجیهای اضطراری توسط قفلهای امنیتی برقی و اتوماتیک بدون نظارت انسان بسته می شوند. استفاده از درهای اضطراری ایمن خودکار به همراه آژیرخای صوتی – تصوریری زیاد موثر نیست.
به دلیل بار گذاری زیاد طبقات و وضعیت دمایی ثابت و بهتر، قسمت بایگانی ترجیحاً در زیر زمین قرار می گیرد.
به خاطر نیاز فوق العاده به کنترل وضعیت دمایی، حمل و نقل و امور کارکنان، و انعطاف پذیری، /تغییر پذیری محدود، چیدن کتابها بر روی هم مثل یک برج، مناسب نیست. بهترین روش، تعیین مکانهای مرتبط و تا حد امکان بزرگ و بدون اختلاف سطح است. تقسیم بندی میان مخازن ثابت و سیستمهای فشرده ی ) متحرک، به شبکه ی ساختاری ستونها بستگی دارد.
نگهداری مجموعه ها و مواد خاص (مثل اسلاید های عکاسی ، فیلم و وسایل صوتی و ابزار اطلاع رسانی به علاوه کارتها، نقشه ها و آثار گرافیکی ) نیاز به دمای ویژه درونی دارند. محطی داخلی باید با تمام بخشهای کتابخانه تناسب داشته باشد یعنی در سرتاسر کتابخانه مساوی و یکسان نباشد. در قسمتهای اداری هم نباید دفتری با پلان باز وجود داشته باشد،با این وجود کنترل کامل مخازن در محیط ضروری است زیرا ساختار ساختمان نمی تواند به تنهایی شرایط مناسبی را فراهم نماید.
کتابها باید به صورت افقی بر روی چرخهای دستی یا روی تسمه نقاله جابجا شوند (در این حالت باید مراقب آستانه ها بود. در تغییرات حاصله بر روی سطح باید از پله ای شیب دار کمتر با مساوی ۰۶/۰ با آسانسورهای تخت استفاده کرد.) برای حمل و نقل کتابها به صورت عمودی باید آنها را در آسانسور یا تسمه نقاله (مسیر و سطح شیبدار مایل باید به دقت طراحی شود، در این حالت هزینه های نگهداری بسیار کمتر می باشند.) توسط یک سیستم حمل و نقل کانتینری (قابل برنامه ریزی از لحاظ مکانیکی، ترکیبی از کشش های افقی و آسانسورهای پله برقی قائم) یا از طریق سیستم حمل و نقل کانتینری اتوماتیک (مسیرها به دلخواه، به صورت افقی یا عمودی، کاملاً اتوماتیک، و تحت کنترل کامپیوتر انتخاب می شوند. در این حالت بهره برداری با هزینه های بالا و بدون صرف هزینه های جاری بالا می باشد) جابجا نمود. امکانات داخل بخش کنترل شده باید شامل قسمتهای زیر باشد اطلاعات تالار مطالعه کتابنامه، پایانه های قابل استفاده ی کاتولوگ، ثبت نام و بر گرداندن کتابهایی که فقط داخل تالار مطالعه می توان از آنها استفاده کرد، وسایل و امکانات فتوکپی (در اتاقهای جداگانه) قفسه های باز به روی عموم، محلهای کار و در صورت لزوم منابع و مخزنهای باز به روی دیگران.
امکانات خارج از قسمت تحت نظارت باید شامل بخشهای زیر باشد: رخت کن با قفسه های کیف دستی و کت، توالت، سک غذا خوری، یک بخش مطالعه ی روزنامه (مطبوعات)، اتاقی برای نمایشگاه ، اتاقهای سخنرانی و کنفرانس (تا حد امکان برای استفاده در خارج از ساعات کار کتابخانه) بخش اطلاعات (سوالات اصلی و مهم)، فهرست های برگه ای و میکرومنشی، ترمینالهای قابل استفاده ی کاتولوگ، یک قسمت برای باز گرداندن کتاب و بخشی برای جمع آوری کتابهای سفارشی / رزرو شده.
کتابخانه های عمومی، آثار علمی عمومی و دیگر ابزار اطلاع رسانی را عرضه می کنند که به طور مستقیم در قفسه های باز در دسترس هستند. وجود مجموعه های منظم و جستجوی موضوعی کتب به صورت چاپی و سایر امکانات، محدود به کتابخانه های عمومی بزرگتر می باشند. کتابخانه های عمومی هیچگونه وظایف آکادمیک یا اهداف بایگانی هم در آنها وجود ندارد. چنین کتابخانه هایی به راحتی در دسترس عموم بوده و توسط کودکان، نوجوانان و بزرگسالان استفاده می شوند. سطح علمی و. انتخاب کتابها و ارائه خدمات در کتابخانه های عمومی مطابق با نیازهای مراجعین است. کتابخانه به عنوان یک مرکز برقراری ارتباط برای تمام گروههای جامعه بوده و علاوه بر استفاده از روشهای نسبی فراهم کردن کتاب ، می تواند دارای بخشهای مطالعه ی مروری، بخش پرسشها و پیشنهادات شهروندان، یک غذاخوری امکانات گوش دادن به موسیقی، اتاقهای تفریحی و جلسات، و صندلیهای مطالعه برای گروهها و افراد دیگر باشد.
امکانات دیگر از قبیل وجود کتابخانه ی موسیقی، کتابخانه برای امانت دادن آثار هنری و سرویش متحرک برای امانت دادن، هم لازم می باشد. علاوه بر کتاب و روزنامه، ارائه ماهنامه ها و هفته نامه ها، بروشورها، بازی یا وسایل اطلاع رسانی جدید (ویدئو- نرم افراز – کامپیوتر شخصی) برای استفاده در کتابخانه یا امانت گرفتن وجود دارد.
طراحی اتاق باید به گونه ای باشد که کودکان، بزرگسالان و جوانان را به خور جلب کند تا وقت خود را در فضاهای مجزا با پلان باز که مطالعات در آنجا انجام می شود بگذراند. مساحت زیر بنا به میزان اندازه مجموعه بستگی دارد. برای هر ۱۰۰۰۰ واحد ابزار اطلاع رسانی باید زمینی به مساحت ۳۰۰ متر مربع و قابل استفاده در مجموع در نظر گرفت. هدف از این کار فراهم کردن حداقل ابزار اطلاع رسانی به ازاء هر فرد می باشد. معمولاً در طراحی کتابخانه ، باید به استفاده از بخشهای عمومی و باز قابل توسعه و چند منظوره به شکل مربع که به صورت افقی سازماندهی شده اند و دارای ورودی جذاب و زیبایی هستند توجه کرد. مکانهای مورد استفاده برای بزرگسالان می تواند دارای ۵ یا ۶ قفسه (حداکثر دسترسی، ۸۰/۱ متر) و محلهای مخصوص کودکان ۴ قفسه با ارتفاع دسترسی حدود ۲/۱ متر باشد. طول راهروهای قفسه ها نباید بیش از ۳ متر بوده و باید محلهایی برای نمایش و قرار دادن کتابها داشته باشند. جابجایی کتابها باید با چرخهای دستی مخصوص به طول * عرض * ارتفاع: ۵۰۰*۹۹۰ * ۹۲۰ صورت گیرد. آسانسور حمل وسایل باید در قسمت ورودی ارائه خدمات بوده و کتابخانه های بزرگتر باید دارای وسایلی برای حمل کتابها باشند.

میزان فضاهای کتابخانه

عوامل مؤثر بر تخصیص میزان فضاهای کتابخانه عبارتند از حجم مواد ومتون و بخصوص کتابها، میزان سطح که در کتابخانه اشغال می‌کنندو میزان جمعیت کتابخانه که از طریق میزان گردش کتابها در سال تعیین می‌گردد.
فضای مورد میاز برای محاسبه زیربنای یک کتابخانه طبق فرمولی بنام VSC استاندارد IFLA به دست می‌آید.
(۱۱۰ / تعداد کتابها) + (مقدار محلهای نشستن + ۷۲/۳) + (۴۳۰ / گردش کتابها) مثلا برای جا دادن ۱۱۰ کتاب یک متر مربع در نظر گرفته می‌شود. محل نشستن یک خواننده ۷۲/۳ متراست.

ابعاد و استانداردهای پیشخوان و برگه دان : حداکثر ارتفاع قفسه‌های فهرست معمولا به اندازه ارتفاع ۶ کشو است و در هر کشو نیز در حدود ۱۰۰ کارت جای می‌گیرد. فهرست معمولا در ارتباط مستقیم با میز امانت و میز اطلاعات مرجع قرار دارند و اغلب در مجاورت آنها مجموعه‌ای از کتابهای مرجع عمومی یا موارد استفاده همگانی نیز قرار می‌گیرند. از این رو محل قرار‌گیری فهرستها معمولا فضایی باز است که در نزدیک ورودی قرار دارد و بوسیله ردیفهایی از قفسه‌های فهرستها و پیشخوان بررسی و جستجو کشوها تشکیل شده است. وسعت چنین محلی برای ۴ ردیف قفسه‌های دو طرفه در حدود ۱۲ متر مربع برآورد می‌شود.

استاندارد ابعاد قفسه ها – عمق قفسه‌ها: در اغلبکتابخانه‌ها حداقل ۹۰% کتابها دارای عرضی کمتر از ۲۳۰ میلی‌متر هستند و عملا می‌توان قفسه‌های با عمق ۲۳۰-۲۰۰ میلی‌متر را استاندارد کرد. در صورت بکارگیری قفسه‌های دو طرفه با عمق ۴۵۰ میلی‌متر حتی صرفه‌حویی بیشتری در فضا به عمل می‌آید.
چنانچه نگهداری کتابهایی با ابعاد کمی بزرگتر مورد نظر باشد عمق ۴۹۰ میلی‌متر جوابگوست. طبق یک قاعده تجربی در یک کتابخانه ۸۰% قفسه‌ها ۲۰۰ میلی‌متری، ۱۵% آنها ۲۵۰ میلی‌متری و ۵% باقیمانده ۳۰ میلی‌متر هستند.
طول قفسه‌ها: طول استاندارد سالها برابر ۱۹۴۰ میلی‌متر بوده است. زیرا که پذیرفته شده بود که چشم خواننده توانایی دربرگرفتن بیش از این اندازه در یک نگاه ندارد. مطالعات بعدی اندازه بزرگتر تا ۲۲۲۰- میلی‌متر را نیز تایید کرد.
ارتفاع قفسه‌ها: ارتفاع کتابها بر فاصله میان طبقات و در نتیجه تعداد طبقات تاثیر می‌گذارد. در اکثر کتابخانه‌ها حداقل ۹۰% کتابها را می‌توان در طبقات مرکز تا مرکز ۲۸۰ میلی‌متر جای داد. به این ترتیب ۷ طبقه و یک پاخور ۱۵۰ میلی‌متری مجموعا ارتفاع ۲۱۲۰ میلی‌متر را برای قفسه‌ها به وجود می‌آورند که بالاترین قفسه در ارتفاع ۱۸۳۰ میلی‌متری با دسترسی آسان قرار می‌گیرد. در مورد معلولین ارتفاع مناسب و دسترسی ۱۳۷۰ میلی‌متر برای زنان و ۱۵۰۰ میلی‌متر برای مردان است. پایین‌ترین طبقه در ارتفاع ۳۰۰ میلی‌متری است و چهار طبقه ۲۸۰ میلی‌متری (۳۰۰ میلی‌متری) به درون آن می‌باشد.
استاندارد میزها: میزها از جمله مهمترین وسائل فضاهای مطالعه هستند.
میزهای یک نفره: رقم قابل قبول برای این میزها ۹۰۰×۶۰۰ میلی‌متر می‌باشد. این رقم گاهی برای راحتی بیشتر خواننده تا یک متر نیز افزایش می‌یابد. اگر چه جذابیت بیشتری دارند ولی جای زیادی اشغال می‌کنند.
میزهای ۲ نفره: میزهای ۲ نفره‌ای که از هم جدا نشده‌اند ظاهرا برای خوانندگانی که روبروی هم قرار می‌گیرند جذابیت چندانی ندارند ولی در صورت قرارگیری در یک سمت ابعاد پیشنهادی ۹۰۰×۱۲۰ میلی‌متر می‌باشد.
میزهای طولانی: میزهای طولانی قابلیبت جای دادن ۴ تا ۱۲ نفر را دارند. میزهای ۴ نفره از بروز شلوغی جلوگیری کرده و در عین حال نحوه قرارگیری آنها جذاب و انعطاف‌پذیر نیز می‌باشند. عرض آنها نباید از ۱۲۰۰ میلی‌متر کمتر باشد. فضای جانبی میان خوانندگان نیز لازم است حداقل ۹۰۰ میلی‌متر باشد. بین میزهای موازی باید حداقل ۱۸۰۰ میلی‌متر فاصله پیش‌بینی شود. در عین حال نباید در انتهای این میزها محلی را برای نشستن در نظر گرفت.

نورپردازی : نورپردازی باید فضائی راحت برای مطالعه را به وجود آورد. موجب خیرگی و خستگی نشود، میزان گرما را افزایش ندهد و به جلوه ساختمان بیفزاید، جهت برآوردن موارد ذکر شده دو نوع نور وجود دارد: نور مصنوعی و نور طبیعی.
نور پروژه هم از نور طبیعی و هم از نور مصنوعی سقفی استفاده شده است.
روشنایی توصیه شده:
اتاق‌های مطالعه روزنامه و مجلات( ۲۰۰ )
میزهای مطالعه کتابخانه‌های امانی( ۴۰۰ )
میزهای مطالعه کتابخانه‌های مرجع( ۶۰۰ )
پیشخوان‌ها ۶۰۰
مخزان بسته ۱۰۰
صحافی ۶۰۰
فهرست‌بندی طبقه‌بندی و اتاق‌های مخزن ۴۰۰

آکوستیک : هیچ استاندارد مشخصی در مورد آکوستیک کتابخانه وجود ندارد اما اغلب حد تراز صداهای داخلی را ۵۰ دسیبل (dB) تعیین می‌کنند.

تهویه مطبوع : به منظور ایجاد بهترین شرایط برای نگهداری مواد و فنون فضا باید عاری از هر گونه گرد و غبار اعم از گاز، مایع و اسید باشد و دما و رطوبت تحت کنترل باشد، چنین شرایطی تنها با نصب دستگاه کامل تهویه مطبوع امکان‌پذیر است

انواع روشهای دسترسی به کتاب: 

انواع روشهای دسترسی به کتاب عبارتند از: 

الف: مخزن بسته 

ب: مخزن باز 

پ: دسترسی آزاد 

الف: مخزن بسته: در این روش کتابها در فضایی ذخیره می شوند که صرفا دسترسی کارکنان به آنها مسیر است و مراجعه کنندگان می بایست کتاب مورد نظر خود را طریق آنها دریافت نمایند در این حالت پیش بینی باز شو و راهروهای بین قفسه اهمیت کمتری می یابند و در نتیجه سطح کمتری اشغال می شود. 

ب: مخزن باز: این نحوه کتاب عموماً در کتابخانه های علمی و تخصصی مانند دانشگاه ها و موسسات آموزشی رواج دارد. این روش نسبت به روش بسته جای بیشتری اشغال می کند زیرا باید جای کافی برای عبور خوانندگان و انتخاب کتاب توسط ایشان فراهم شود در این حالت محاسبه تعداد کتاب در هر متر مربع به شیوه آرایش قفسه ها بستگی دارد.

پ: دسترسی آزاد 



در این روش کتابها به صورت پراکنده چیده می شوند تا خوانندگان به مطالعه تشویق شوند. در اغلب کتابخانه های مدارس، بیمارستانها و کتابخانه های عمومی به این ترتیب کتاب ذخیره می شود. در این حالت قفسه های منحصر به فرد نیستند بلکه جزئی از طراحی داخل کتابخانه محسوب می شوند. در برخی مواقع قفسه ها در فضای سالن پراکنده شده و میزها در بین آنها قرار می گیرند. حال آنکه در برخی کتابخانه ها قفسه های به صورت نیمه منظم در گوشه ای چیده شده و فضاهای مطالعه در جای دیگر قرار می گیرند. طبیعی است که فضای دور میزها به میزان مراجعه بستگی دارد. در صورت بهره گیری از قفسه های مجزا باید به جای کافی برای بررسی کتاب روی میزها یا طاقچه های نزدیک قفسه ها در نظر گرفت. 



اهداف در طراحی کتابخانه: 

لازم است که فضا باز باشد و نور کافی و منظر مناسب از فضای باز بیرون (فضای سبز) داشته باشد. بطوریکه شخص مطالعه کننده همچنان خود را با محیط بیرون مرتبط حس کند. 

مبلمان بخش های مطالعه باید از نوع راحت بوده و جوابگوی مطالعه تفریحی مراجعین باشد. 

بخش مجلات و روزنامه ها در این کتابخانه پرطرفدار و فعال خواهد بود. باید فضای کافی به آن اختصاص داد و محیطی مطلوب و مبلمانی راحت و نظر و نور کافی برای آن در نظر گرفتم. 



بررسی مصادیق معماری

بهره بردن از تجارب مثبت و منفی (پدید آمده در نقاط مختلف جهان) در امر طرحی بسیار مفید است. از این جهت چند نمونه از مجموعه های فرهنگی و هنری در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار می گیرند. هدف از این بررسی بیشتر مطالعه روی اجزای سازنده این بناهای فرهنگی (گالری های هنری، سالن های اجتماعات، کتابخانه و ...) و نحوه ارتباط متقابلا آنها با همدیگر می باشد و طبیعی است که هر کدام از این مجموعه های فرهنگی تحت تاثیر عواملی همچون شکل زمین آب و هوای منطقه و برنامه طرح از نظر حجم و نمای ساختمان تفاوت های قابل توجهی دارند. 

برای این منظور یک نمونه داخلی (فرهنگسرای دانشجو) و دو نمونه خارجی (مرکز فرهنگی تجیبائو و مرکز پمپیدو) انتخاب و بررسی می شوند. 



نمونه داخلی: 

فرهنگسرای دانشجو (شفق): 

این فرهنگسرا در سال 1373 در درون پارک شفق تهران آغاز به کار کرد. 

با توجه به اهمیت مسائل فرهنگی در بین دانشجویان، بخش عمده فعالیت این فرهنگسرا در ارتباط با دانشجویان و جوانان در نظر گرفته شده است و با استقبال خوب آنها مواجه شده است. 

فعالیت های آموزشی این مرکز عبارت است از: 

1 – کلاسهای فرهنگی: شامل علوم قرآنی و ...

2 – کلاسهای هنرهای تجسمی: طراحی نقاشی، خوشنویسی، سفالگری، تذهیب گل و مرغ و ...

3 - کلاسهای هنری موسیقی: دف، تبنک، تار، ویولون، گیتار، سنتور، آواز آقایان و ... 

4 – کلاسهای آموزشی ویژه بانوان: خیاطی، فوریتهای پزشکی، گریم، یوگا، کلیه کلاسهای موسیقی غیر از آواز 

5 – کلاسهای کامپیوتر 

6 – کلاسهای آموزش زبان انگلیسی از متبدی تا پیشرفته 

7 – کلاسهای آموزش کودکان: قرآن، نقاشی، سفالگری، شطرنج، موسیقی و...

8 – تربیت راهنمایان گردشگری 

9 – کلاسهای خبرنگاری و عکاسی خبری 

تصاویر از فرهنگسرا در پایان آمده است. 

سال اجتماعات فرهنگسرا دانشجو با ظرفیت 200 نفر دارای امکانات مناسب صوتی، تصویری، و اتاق گریم در زمینه تئاتر، کنسرتهای موسیقی، پخش فیلم (ویدئو و پروجکشن) و سایر برنامه های فعال است. گالری (نگارخانه) دانشجو با مساحت حدود 100 متر مربع و گنجایش 70 اثر هنری میزبان هنرمندان خلاق در زمینه های تجسمی، نقاشی، گرافیک، عکاس و پایان نامه های دانشجو می باشد. از فضای باز مقابل فرهنگسرا نیز به عنوان نمایشگاه فضای باز تحت عنوان پنج شنبه بازار هنری استفاده می شود. همان طور که قبلاً ذکر شد بخش عمده فعالیتهای این فرهنگسرا در ارتباط با دانشجویان و جوانان است کانونها و انجمنهای مختلفی در این زمینه فعال شده اند که عنوان آنها به شرح زیر است: 

1 – کانون دانشجویان نجوم

2 – خانه دانشجوی هنر هفتم 

3 – کانون دانشجوی خبرنگاران جوان 

4 – انجمن دانشجویی پرستاران 

5 – کانون دانشجویی ادبی 

6 – کانون دانشجوی مدیریت هنری 

7 – جمعیت دانشجوی امام رضا (انجمن خیریه حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی) 

8 – کانون دانشجوی زیست شناسی 

9 – کانون دانشجوی کارشناسی ارشد 

10 – کانون دانشجوی ترویج گیاهان دارویی

از دیگر بخش های فرهنگسرای دانشجو می توان به فروشگاه کتاب، کتابخانه و بخش اداری اشاره کرد. 



نمونه های خارجی 

مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو اثر تجیبتائو اثر رنزوبیانو

ساخت مرکزی برای بیان فرهنگی کاناک تصمیمی بود که دولت فرانسه در طی کنفرانس صلح پس از شورشهای سال 1984 و 1988 در کالدونیای جدید اتخاذ کرد. این مرکز به نام رهبر کاناک که در سال 4989 کشته شد، نامگذاری شده است. آژانس توسعه فرهنگ کاناک به ریاست ماری کلود تجیائو، مسابقه ای بین اللملی برگزار کرد که رئیس جمهور فرانسه نیز حمایت از آن بر عهده گرفت. 

این مکان بسیار زیبا حدود ده کیلومتری شرق نومه قرار دارد این پیشامدگی به شکل شبه جزیره ای است بین اقیانوس و تالاب. این موقعیت تضادهای قوی ایجاد می کند زیرا یک طرف آن رو به بادهای غالب و آبغای عمیق است. حال آنکه جانب دیگر رو به تالاب و بسیار و بسیار آرام است. طرح پروژه از شکل محل و برجستگی آن گرفته شده است. طرح در طول یک ستون فقرات امتداد می یابد که تیغه تاج شبه جزیره را دنبال می کند. همچون در دهکده های کاناک، جاده سبب انسجام مجموعه می شود بناها در دو طرف در سه گروه ساختمانی قرار دارند بی آنکه تقارن خاصی داشته باشند و باغهایی آنها را از هم جدا می کنند به این ترتیب سه دهکده ایجاد شده است که هر کدام جزیره ای است با کارکردی معین با فضاهایی برای نمایش فرهنگ سنتی و معاصر کاناک: یک آمفی تئاتر، کتابخانه. رسانه کتابخانه و لابراتوارهای آموزشی. 



تصاویر از مرکز تجیائو: 

طول جاده 230 متر است. در یک طرف ساخت و سازهای کوتاه به نرمی تالاب پایین می روند در طرف دیگر در برابر بادهای مداوم شرقی بناهای بلند می بینیم که استعاره بصری مسکن سنتی کاناک را به نمایش می گذارند در طرح برگزیده تعمدی در جلوه فروشی دیده نمی شود تنها اشارت صریح به گذشته را می توان در مصالح و روش کار با چوب و انحنا دادن به قطعات یافت. این بناها نه فقط تقلید صرف از صندوقچه های سنتی کاناک نیستند. نامی که به مسکن محلی داده شده بلکه شکل خاص خود را از روش اقتباس کرده اند که خاص منطقه اقیانوس آرام است و در آن تهویه طبیعی استفاده می شود. 

تهویه از طریق وارد کردن جریان هوای خنک در بخش فوقانی بنا انجام می شود. صندوقچه ها طوری طراحی شده اند تا بادهایی را که تقریباً همیشه از یک جهت می وزند دریافت کنند و پیوسته دمای داخلی را طوری کاهش دهند که هوای گرم مدام تخلیه شود بدیهی است که این سازه ها طوری طراحی شده اند که در برابر هر رخداد اقلیمی به ویژه توفانهای گرمسیری تاب آورند. بناهای کوچک رابطه ای نزدیک با محیط طبیعی دور و بر خود ایجاد می کنند. اهمیت دادن به چشم انداز در کالودنیای جدید هنری است که پیوندی عمیق با فرهنگ کاناک دارد. فضای طبیعی بین صندوقچه ها و اطراف آنها دقیقاً به همان شیوه ای احیا حفظ می شود که مردمان مالزیایی به طور سنتی در حفاظت از محیط طبیعی خود به کار می برند. 

تکنولوژی برتر زیر بنای تکوین پروژه ای است که پایه در مفهوم خاطره دارد. این شیوه تکنولوژی برتر، اجرای ملایم مدرنیته، طبیعت و سنت با هم آشتی می کنند.



تصاویر از مرکز فرهنگی ژان ماوی 

مرکز فرهنگی پمییدو پاریس 

معمار: راجز و پیانو موقعیت: پاریس 

تاریخ: 1976 تا 1972 نوع ساختمان: موزه هنر نوین 

سیستم ساخت: تکنولوژی جدید شیشه ای و آهنگی 

قلیم: معتدل شرایط: شهری 

سبک: تکنولوژی نوین (های – تک) 

عکس هایی از مرکز فرهنگی پمییدو 

مرکز جورج پمییدو که سابقاً به نام مرکز بیوبورگ نام داشت این مرکز با همکاری ریچارد راجرز و ورنزوپیانو طراح ریزی شد بنای پمییدو در مرکز قدیمی و تاریخی پاریس در محدوده یک کیلومتری نتردام در بافت قدیمی بسیار متراکم قرار دارد. در زمان طراحی این ناحیه در بحران به سر می برد. 

یک میلیون متر مربع مرکز فرهنگی برای چهار فعالیت زیر در نظر گرفته شده است: 

موزه هنر، نوین، کتابخانه مرجع، مرکزی برای طرح صنعتی و یک مرکز برای موزیک و تحقیقات پژواک شناسی. محلی برای مدیر شرکت، فروشگاه کتاب، رستورانها سینماها، فعالیتها کودکان و محلی برای پارک ماشینها نیز بعداً به ان اضافه شده است. 

در مرکز پمییدو فعالیت های متفاوت برای موقعیت های متفاوت و افراد مختلف اعم از پیر و جوان و توریست طرح ریزی می شود که تمام این گوناگونی در محیطی تغییر پذیر با یکدیگر مواجه می شوند.

تلفیق فضای باز و سالن ها در یک کتابخانه

کتابخانه عمومی Ingleside در شهر سانفرانسیسکو - ایالت کالیفرنیا با طراحی دو گروه معماران Fougeron Architecture و Group 4 Architecture، ساخته شد.
به گزارش خبرنگار ConsBank، این کتابخانه از یک سالن مطالعه اصلی، سالن مطالعه ویژه کودکان، سالن اجتماعات، اتاق پشتیبانی کارکنان و فضای سبزی ویژه مطالعه در بیرون از عمارت تشکیل شده است. طراحی این ساختمان به دلیل قرار گرفتن در مجاورت یکی از خیابانهای اصلی شهر، به شکل حرف انگلیسی L صورت گرفته که این امر سبب می شود سالنهای مطالعه و اجتماعات در کنج حیاط میانی قرار بگیرند و از سروصدای بیرون در امان بمانند. 
از مهمترین اِلِمان های نمای بیرونی، نیمکتهایی است که در مجاورت دیوارهای شیشه ای و در محوطه باز نصب شده و رابطه موزون و ساده ای را بین فضاهای داخلی و محوطه کتابخانه به وجود می آورد. عنصر دیگر در معماری بیرونی، سقفهای سایبانی شکل در بالای ساختمان و اطراف سالن مطالعه کودکان است که در آنها امکان استفاده از سلول های فتوولتاییک پیش بینی شده.
معماران این کتابخانه سعی کرده اند که در طراحی فضاهای داخلی ساختمان، صورت تاریخی دکوراسیون کتابخانه را با چیدمان مدرن همراه کنند. دیوارهای سالن مطالعه اصلی، از سقف تا زمین، پوشیده از کتاب است. طبقه های پایین تر به کتابهای عمومی و پرمخاطب اختصاص دارد و از ارتفاع 7 فوت (213 سانتیمتر) به بالا، کتابهای قدیمی و آثار هنری اهدایی اعضای کتابخانه قرار گرفته است.
برای تامین نور سالن ها، تعدادی نورگیر سقفی روی سقف شیب دار ساختمان کتابخانه نصب شده است که نور خورشید را به درون سالنها راه می دهد و امکان بیشترین استفاده از نور طبیعی را فراهم می آورد

کتابخانه دانشگاه هارواردانواع کتابخانه ها در یک جامعه متنوع است. مثلاً کتابخانه های دانشگاهی، برای اهداف آموزشی و تحقیقی، آثار علمی را جمع آوری و ذخیره می کنند و معمولاً استفاده از آنها برای عموم آزاد است. کتابخانه های عمومی، امکان انتخاب وسیع آثار علمی عمومی تر و دیگر وسایل اطلاع رسانی و نیز تا حد امکان استفاده از کتابهای روی قفسه های باز را برای افراد فراهم می کنند. غالباً در شهرهای بزرک، کتابخانه های عمومی و دانشگاهی در یک کتابخانه ی منحصر به فرد در هم ادغام می شوند مثلاً کتابخانه های ملی، احتمالاً مجموعه ای از اسناد ادبی و تاریخی یک کشور و یا منطقه (نسخه های امانی) را در خود جای می دهند و استفاده از آنها برای عمومی آزاد است. این در حالی است که افراد خاص و اندکی، به کتابخانه های تخصصی حاوی مجموعه نوشته ها و اطلاعات درباره ی موضوعات تخصصی محدود دسترسی دارند.


در کتابخانه های دانشگاهی، اتاقی برای کتب مرجع فراهم می شوند. همچنین امکان دارد، در تالارهای مطالعه، پیشخوانهایی برای امانت گرفتن از قفسه های بسته و یا دسترسی آزاد به قفسه های باز مجلات، کتب و منابع آموزشی که جداگانه ارائه می شوند وجود داشته باشد. بجز کتابها و مجلات، تقریباً همه نوع ابراز اطلاع رسانی گرد آوری شده، برای استفاده در دسترس قرار می گیرند. تعداد مکانهای مطالعه به تعداد دانشجویان هر رشته بستگی دارد. اطلاعات بر حسب موضوع و با نظم خاصی مرتب می شوند. خدمات ارائه شده شامل امانت گرفتن و استفاده از کتاب در داخل کتابخانه فتوکپی مطالعه و چاپ میکروفرمها (میکروفیلم و میکروفیش ) است.
همچنین، انجام تحقیقات علمی و عملی با استفاده از پایگاه داده های ذخیره ای بر روی CD – ROM امکان پذیر می باشد.
قفسه ی کتابخانه های دانشگاهی، در دو ردیف یک یا دو طرفه سازماندهی می شود. سیستم یک طرفه به صورت مرکزی اداره می گردد (آماده کردن کتاب و ارائه خدمات) و معمولاً قفسه های مربوط به یک موضوع یا رشته ی جداگانه ی بسیار کمی دارد. سیستم دو طرفه، شامل یک کتابخانه ی مرکزی با تعداد زیادی کتابخانه های دانشکده ای ، موضوعی و آموزشگاهی است.
در تالارهای مطالعه، ردیف کتابها در قفسه های
باز یا مخازنی در دست (با قفسه هایی به فاصله ی مشابه مخازن بسته) به علاوه ی مخازن بسته با دسترسی محدود قرار دارد. چنین ترتیبی به اشکال مختلف، تقریباً در تمام کتابخانه های دانشگاهی مشاهده می شود. شیوه ی امانت گرفتن و استفاده از کتب مرجع (دسترسی به قفسه های باز و بسته) به نوع سازماندهی کتابها بستگی دارد یعنی اهداف کتابخانه ها و شکل ساختمانها اغلب نقش مهمی را در این زمینه ایفا می کنند. تعداد قفسه های کتاب به نوع سازماندهی، قابلیت دسترس بودن برای مراجعین، نوع قفسه بندی (ثابت یا متحرک) روش مرتب کردن موضوعات در دسترس و شیوه ی کار گذاری آن، جدا بودن قطعات مختلف و نیز شبکه ساختاری ساختمان بستگی دارد.
مناطق تالار مطالعه، به همراه فضایی برای کار و خواندن کتاب باید به راحتی در دسترس باشد و در نتیجه، تا حد امکان سطح کمتری را اشغال نماید. این شرایط در جابجایی کتاب هم (موثر است). در کتابخانه ها، باید سیستم تابلوهای علایم واضح با حالت خوانا وجود داشته باشد تا قفسه های کتاب، و محل ارائه خدمات را نشان دهد. از بکار گیری کتابهای افست باید جلوگیری شود. برای افراد معمولی، دسترسی به محلهای استفاده از کتاب و تالار مطالعه در طبقات مختلف باید از طریق پلکانی صوت گیرد اما برای معلولین، و جابجایی کتاب برای این دسته از افراد باید از آسانسور استفاده کرد. پهنای مسیرهای چرخش باید بیشتر از ۲/۱ و پهنای فضای باز بین قفسه ها حداقل ۳/۱ تا ۴/۱ متر (یا براساس مقررات محل) باشد. باید حتی الامکان از تداخل و تقاطع مسیرهای مراجعین یا مسئولین کتابخانه و جابجایی کتابها جلوگیری گردد. دسترسی به تالارهای مطالعه می تواند از طریق درهای کنترل شده ی مجهز به تجهیزات ایمنی و در صورت امکان، نهاد یک ورودی و خروجی می باشد. به خاطر دلایل عملی، درهای کنترلی باید نزدیک میز امانت / قسمت مرکزی اطلاعات کتابخانه واقع شوند.
کتابخانه(استاندارد ها)
۱٫ بخش اصلی کتابخانه(سالن مطالعه, قفسه باز, قفسه مجلات, قفسه بسته(کتب مرجع,اسناد و مدارک))
۲٫ بخش خدمات کتابخانه (اتاق های اداری , انبار , چاپ و تکثیر, اتاق سمعی بصری )
نکات مهم درطراحی:
۱٫ آرامش و سکوت محیط(محل استقرار_مصالح)
۲٫در نظر گرفتن حداکثر انعطاف در بخش های مختلف(استفاده از پارتیشن های جدا کننده و…)
۳٫تابش مستقیم نور خورشید در کتابخانه نامطلوب است ,لذا حدالمقدور سعی شود نور کتابخانه از طریق جبهه شمالی تامین گردد.
۴٫دوری از سر و صدا و گرد و غبار.
۵٫دسترسی به قسمت های عملیاتی و اتاق های مطالعه در طبقات متفاوت باید با راه پله صورت پذیرد,اما آسانسور نیز باید برای استفاده معلولین و حمل کتاب مهیا باشد .
۶٫بار طبقات در قسمت های عملیاتی و مطالعه باید ≤m*m)/ KN )5 باشد.
۷٫پهنای مسیر های رفت و آمد باید>m 1.2 و فضای میان قفسه ها باید حداقل m1.4-1.3عرض داشته باشد.
۸٫از ایجاد تقاطع با تطابق مسیر کاربران ,کارمندان و حمل کتاب بپرهیزید.
۹٫دسترسی به اتاق های مطالعه باید از طریق ورودی های مجهز به تجهیزات ایمنی کتاب انجام گیرد.
۱۰٫طبقه آرشیو و بایگانی بهتر است در زیر زمین باشد,به دلیل بار زیاد روی کف طبقه.
تامین فضای کاری در کتابخانه های دانشگاهی به تعداد دانشجویان و توزیع افراد در هر رشته بستگی دارد، مکانهای خاصی هم برای افراد معلول (استفاده کنندگان از صندلی پرخدار، و کسانی که از ناحیه چشم آسیب دیده اند) و برای فعالیتهای خاص (مطالعه ی میکروفیلم و تجهیزات گسترش یافته ، کامپیوترهای شخصی و پایانه ها، بکار بردن CD-ROM ، … وجود دارد، ( به راهنماییهای مربوط توجه نمایید) همچنین مکانهایی هم برای مطالعات فردی (اتاقکها، کیوسکها، اتاقهای کار انفرادی) مورد نیاز است، محلهای کار باید ترجیحاً در قسمتهای روشن ساخته شوند، فضای مورد نیاز برای یک محل ساده ی مطالعه / کار ۵/۲ و برای کامپیوتر شخصی با محل کار شخصی مقدار ۰/۴ می باشد.
حفظ امنیت در بخشهای مربوط به استفاده کنندگان کتابخانه بسیار ضروری است. اقدامات احتیاطی در برابر خطر حریق باید مطابق با آیین نامه ها و مقررات ساختمانهای دولتی و محلی باشد. نصب سیستم امنیتی در کتابخانه از سرقت جلوگیری کرده و زمانی که زنگ خطر به صدا در می آید، خروجیهای اضطراری توسط قفلهای امنیتی برقی و اتوماتیک بدون نظارت انسان بسته می شوند. استفاده از درهای اضطراری ایمن خودکار به همراه آژیرخای صوتی – تصوریری زیاد موثر نیست.
به دلیل بار گذاری زیاد طبقات و وضعیت دمایی ثابت و بهتر، قسمت بایگانی ترجیحاً در زیر زمین قرار می گیرد.
به خاطر نیاز فوق العاده به کنترل وضعیت دمایی، حمل و نقل و امور کارکنان، و انعطاف پذیری، /تغییر پذیری محدود، چیدن کتابها بر روی هم مثل یک برج، مناسب نیست. بهترین روش، تعیین مکانهای مرتبط و تا حد امکان بزرگ و بدون اختلاف سطح است. تقسیم بندی میان مخازن ثابت و سیستمهای فشرده ی ) متحرک، به شبکه ی ساختاری ستونها بستگی دارد.
نگهداری مجموعه ها و مواد خاص (مثل اسلاید های عکاسی ، فیلم و وسایل صوتی و ابزار اطلاع رسانی به علاوه کارتها، نقشه ها و آثار گرافیکی ) نیاز به دمای ویژه درونی دارند. محطی داخلی باید با تمام بخشهای کتابخانه تناسب داشته باشد یعنی در سرتاسر کتابخانه مساوی و یکسان نباشد. در قسمتهای اداری هم نباید دفتری با پلان باز وجود داشته باشد،با این وجود کنترل کامل مخازن در محیط ضروری است زیرا ساختار ساختمان نمی تواند به تنهایی شرایط مناسبی را فراهم نماید.
کتابها باید به صورت افقی بر روی چرخهای دستی یا روی تسمه نقاله جابجا شوند (در این حالت باید مراقب آستانه ها بود. در تغییرات حاصله بر روی سطح باید از پله ای شیب دار کمتر با مساوی ۰۶/۰ با آسانسورهای تخت استفاده کرد.) برای حمل و نقل کتابها به صورت عمودی باید آنها را در آسانسور یا تسمه نقاله (مسیر و سطح شیبدار مایل باید به دقت طراحی شود، در این حالت هزینه های نگهداری بسیار کمتر می باشند.) توسط یک سیستم حمل و نقل کانتینری (قابل برنامه ریزی از لحاظ مکانیکی، ترکیبی از کشش های افقی و آسانسورهای پله برقی قائم) یا از طریق سیستم حمل و نقل کانتینری اتوماتیک (مسیرها به دلخواه، به صورت افقی یا عمودی، کاملاً اتوماتیک، و تحت کنترل کامپیوتر انتخاب می شوند. در این حالت بهره برداری با هزینه های بالا و بدون صرف هزینه های جاری بالا می باشد) جابجا نمود. امکانات داخل بخش کنترل شده باید شامل قسمتهای زیر باشد اطلاعات تالار مطالعه کتابنامه، پایانه های قابل استفاده ی کاتولوگ، ثبت نام و بر گرداندن کتابهایی که فقط داخل تالار مطالعه می توان از آنها استفاده کرد، وسایل و امکانات فتوکپی (در اتاقهای جداگانه) قفسه های باز به روی عموم، محلهای کار و در صورت لزوم منابع و مخزنهای باز به روی دیگران.
امکانات خارج از قسمت تحت نظارت باید شامل بخشهای زیر باشد: رخت کن با قفسه های کیف دستی و کت، توالت، سک غذا خوری، یک بخش مطالعه ی روزنامه (مطبوعات)، اتاقی برای نمایشگاه ، اتاقهای سخنرانی و کنفرانس (تا حد امکان برای استفاده در خارج از ساعات کار کتابخانه) بخش اطلاعات (سوالات اصلی و مهم)، فهرست های برگه ای و میکرومنشی، ترمینالهای قابل استفاده ی کاتولوگ، یک قسمت برای باز گرداندن کتاب و بخشی برای جمع آوری کتابهای سفارشی / رزرو شده.
کتابخانه های عمومی، آثار علمی عمومی و دیگر ابزار اطلاع رسانی را عرضه می کنند که به طور مستقیم در قفسه های باز در دسترس هستند. وجود مجموعه های منظم و جستجوی موضوعی کتب به صورت چاپی و سایر امکانات، محدود به کتابخانه های عمومی بزرگتر می باشند. کتابخانه های عمومی هیچگونه وظایف آکادمیک یا اهداف بایگانی هم در آنها وجود ندارد. چنین کتابخانه هایی به راحتی در دسترس عموم بوده و توسط کودکان، نوجوانان و بزرگسالان استفاده می شوند. سطح علمی و. انتخاب کتابها و ارائه خدمات در کتابخانه های عمومی مطابق با نیازهای مراجعین است. کتابخانه به عنوان یک مرکز برقراری ارتباط برای تمام گروههای جامعه بوده و علاوه بر استفاده از روشهای نسبی فراهم کردن کتاب ، می تواند دارای بخشهای مطالعه ی مروری، بخش پرسشها و پیشنهادات شهروندان، یک غذاخوری امکانات گوش دادن به موسیقی، اتاقهای تفریحی و جلسات، و صندلیهای مطالعه برای گروهها و افراد دیگر باشد.
امکانات دیگر از قبیل وجود کتابخانه ی موسیقی، کتابخانه برای امانت دادن آثار هنری و سرویش متحرک برای امانت دادن، هم لازم می باشد. علاوه بر کتاب و روزنامه، ارائه ماهنامه ها و هفته نامه ها، بروشورها، بازی یا وسایل اطلاع رسانی جدید (ویدئو- نرم افراز – کامپیوتر شخصی) برای استفاده در کتابخانه یا امانت گرفتن وجود دارد.
طراحی اتاق باید به گونه ای باشد که کودکان، بزرگسالان و جوانان را به خور جلب کند تا وقت خود را در فضاهای مجزا با پلان باز که مطالعات در آنجا انجام می شود بگذراند. مساحت زیر بنا به میزان اندازه مجموعه بستگی دارد. برای هر ۱۰۰۰۰ واحد ابزار اطلاع رسانی باید زمینی به مساحت ۳۰۰ متر مربع و قابل استفاده در مجموع در نظر گرفت. هدف از این کار فراهم کردن حداقل ابزار اطلاع رسانی به ازاء هر فرد می باشد. معمولاً در طراحی کتابخانه ، باید به استفاده از بخشهای عمومی و باز قابل توسعه و چند منظوره به شکل مربع که به صورت افقی سازماندهی شده اند و دارای ورودی جذاب و زیبایی هستند توجه کرد. مکانهای مورد استفاده برای بزرگسالان می تواند دارای ۵ یا ۶ قفسه (حداکثر دسترسی، ۸۰/۱ متر) و محلهای مخصوص کودکان ۴ قفسه با ارتفاع دسترسی حدود ۲/۱ متر باشد. طول راهروهای قفسه ها نباید بیش از ۳ متر بوده و باید محلهایی برای نمایش و قرار دادن کتابها داشته باشند. جابجایی کتابها باید با چرخهای دستی مخصوص به طول * عرض * ارتفاع: ۵۰۰*۹۹۰ * ۹۲۰ صورت گیرد. آسانسور حمل وسایل باید در قسمت ورودی ارائه خدمات بوده و کتابخانه های بزرگتر باید دارای وسایلی برای حمل کتابها باشند.
میزان فضاهای کتابخانه
عوامل مؤثر بر تخصیص میزان فضاهای کتابخانه عبارتند از حجم مواد ومتون و بخصوص کتابها، میزان سطح که در کتابخانه اشغال می‌کنندو میزان جمعیت کتابخانه که از طریق میزان گردش کتابها در سال تعیین می‌گردد.
فضای مورد میاز برای محاسبه زیربنای یک کتابخانه طبق فرمولی بنام VSC استاندارد IFLA به دست می‌آید.
(۱۱۰ / تعداد کتابها) + (مقدار محلهای نشستن + ۷۲/۳) + (۴۳۰ / گردش کتابها) مثلا برای جا دادن ۱۱۰ کتاب یک متر مربع در نظر گرفته می‌شود. محل نشستن یک خواننده ۷۲/۳ متراست.
ابعاد و استانداردهای پیشخوان و برگه دان : حداکثر ارتفاع قفسه‌های فهرست معمولا به اندازه ارتفاع ۶ کشو است و در هر کشو نیز در حدود ۱۰۰ کارت جای می‌گیرد. فهرست معمولا در ارتباط مستقیم با میز امانت و میز اطلاعات مرجع قرار دارند و اغلب در مجاورت آنها مجموعه‌ای از کتابهای مرجع عمومی یا موارد استفاده همگانی نیز قرار می‌گیرند. از این رو محل قرار‌گیری فهرستها معمولا فضایی باز است که در نزدیک ورودی قرار دارد و بوسیله ردیفهایی از قفسه‌های فهرستها و پیشخوان بررسی و جستجو کشوها تشکیل شده است. وسعت چنین محلی برای ۴ ردیف قفسه‌های دو طرفه در حدود ۱۲ متر مربع برآورد می‌شود.
استاندارد ابعاد قفسه ها – عمق قفسه‌ها: در اغلبکتابخانه‌ها حداقل ۹۰% کتابها دارای عرضی کمتر از ۲۳۰ میلی‌متر هستند و عملا می‌توان قفسه‌های با عمق ۲۳۰-۲۰۰ میلی‌متر را استاندارد کرد. در صورت بکارگیری قفسه‌های دو طرفه با عمق ۴۵۰ میلی‌متر حتی صرفه‌حویی بیشتری در فضا به عمل می‌آید.
چنانچه نگهداری کتابهایی با ابعاد کمی بزرگتر مورد نظر باشد عمق ۴۹۰ میلی‌متر جوابگوست. طبق یک قاعده تجربی در یک کتابخانه ۸۰% قفسه‌ها ۲۰۰ میلی‌متری، ۱۵% آنها ۲۵۰ میلی‌متری و ۵% باقیمانده ۳۰ میلی‌متر هستند.
طول قفسه‌ها: طول استاندارد سالها برابر ۱۹۴۰ میلی‌متر بوده است. زیرا که پذیرفته شده بود که چشم خواننده توانایی دربرگرفتن بیش از این اندازه در یک نگاه ندارد. مطالعات بعدی اندازه بزرگتر تا ۲۲۲۰- میلی‌متر را نیز تایید کرد.
ارتفاع قفسه‌ها: ارتفاع کتابها بر فاصله میان طبقات و در نتیجه تعداد طبقات تاثیر می‌گذارد. در اکثر کتابخانه‌ها حداقل ۹۰% کتابها را می‌توان در طبقات مرکز تا مرکز ۲۸۰ میلی‌متر جای داد. به این ترتیب ۷ طبقه و یک پاخور ۱۵۰ میلی‌متری مجموعا ارتفاع ۲۱۲۰ میلی‌متر را برای قفسه‌ها به وجود می‌آورند که بالاترین قفسه در ارتفاع ۱۸۳۰ میلی‌متری با دسترسی آسان قرار می‌گیرد. در مورد معلولین ارتفاع مناسب و دسترسی ۱۳۷۰ میلی‌متر برای زنان و ۱۵۰۰ میلی‌متر برای مردان است. پایین‌ترین طبقه در ارتفاع ۳۰۰ میلی‌متری است و چهار طبقه ۲۸۰ میلی‌متری (۳۰۰ میلی‌متری) به درون آن می‌باشد.
استاندارد میزها: میزها از جمله مهمترین وسائل فضاهای مطالعه هستند.
میزهای یک نفره: رقم قابل قبول برای این میزها ۹۰۰×۶۰۰ میلی‌متر می‌باشد. این رقم گاهی برای راحتی بیشتر خواننده تا یک متر نیز افزایش می‌یابد. اگر چه جذابیت بیشتری دارند ولی جای زیادی اشغال می‌کنند.
میزهای ۲ نفره: میزهای ۲ نفره‌ای که از هم جدا نشده‌اند ظاهرا برای خوانندگانی که روبروی هم قرار می‌گیرند جذابیت چندانی ندارند ولی در صورت قرارگیری در یک سمت ابعاد پیشنهادی ۹۰۰×۱۲۰ میلی‌متر می‌باشد.
میزهای طولانی: میزهای طولانی قابلیبت جای دادن ۴ تا ۱۲ نفر را دارند. میزهای ۴ نفره از بروز شلوغی جلوگیری کرده و در عین حال نحوه قرارگیری آنها جذاب و انعطاف‌پذیر نیز می‌باشند. عرض آنها نباید از ۱۲۰۰ میلی‌متر کمتر باشد. فضای جانبی میان خوانندگان نیز لازم است حداقل ۹۰۰ میلی‌متر باشد. بین میزهای موازی باید حداقل ۱۸۰۰ میلی‌متر فاصله پیش‌بینی شود. در عین حال نباید در انتهای این میزها محلی را برای نشستن در نظر گرفت.
نورپردازی : نورپردازی باید فضائی راحت برای مطالعه را به وجود آورد. موجب خیرگی و خستگی نشود، میزان گرما را افزایش ندهد و به جلوه ساختمان بیفزاید، جهت برآوردن موارد ذکر شده دو نوع نور وجود دارد: نور مصنوعی و نور طبیعی.
نور پروژه هم از نور طبیعی و هم از نور مصنوعی سقفی استفاده شده است.
روشنایی توصیه شده:
اتاق‌های مطالعه روزنامه و مجلات( ۲۰۰ )
میزهای مطالعه کتابخانه‌های امانی( ۴۰۰ )
میزهای مطالعه کتابخانه‌های مرجع( ۶۰۰ )
پیشخوان‌ها ۶۰۰
مخزان بسته ۱۰۰
صحافی ۶۰۰
فهرست‌بندی طبقه‌بندی و اتاق‌های مخزن ۴۰۰
آکوستیک : هیچ استاندارد مشخصی در مورد آکوستیک کتابخانه وجود ندارد اما اغلب حد تراز صداهای داخلی را ۵۰ دسیبل (dB) تعیین می‌کنند.
تهویه مطبوع : به منظور ایجاد بهترین شرایط برای نگهداری مواد و فنون فضا باید عاری از هر گونه گرد و غبار اعم از گاز، مایع و اسید باشد و دما و رطوبت تحت کنترل باشد، چنین شرایطی تنها با نصب دستگاه کامل تهویه مطبوع امکان‌پذیر است


 
 
گنبد کلیسای جامع سن پیتر، از آثار معماری دورهٔ رنسانس
نویسنده : - ساعت ٥:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳٠
 

گنبد کلیسای جامع سن پیتر، از آثار معماری دورهٔ رنسانس

 

معماری رنسانس به معماری اروپا در سده‌های ۱۵ و ۱۶ میلادی (دورهٔ رنسانس) اطلاق می‌شود که از مشخصه‌های آن، نوزایی عناصر فرهنگی روم و یونان باستان بود.

 

رنسانس (به انگلیسی: Renaissance) یا نوزایی، جنبش فرهنگی مهمی بود که آغازگر دورانی از انقلاب‌ علمی و اصلاحات مذهبی و پیشرفت هنری در اروپا شد. عصر نوزایش، دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید است. در میان موافقان با آن در دوره رنسانس، به معنای بازگشت به سوی سنت‌های کلاسیک هنر روم و یونان بود. در واقع، مخالفان سبک گوتیک معتقد بودند که می‌خواهند بار دیگر به سوی مولفه‌های هنری روم و یونان بازگردند و آن عناصر را احیا کنند. اولین بار، واژه لفظ رنسانس را فرانسویها در قرن ۱۶ میلادی، به کاربردند. معمولاً شروع دوره نوزایش را در سده چهاردهم در شمال ایتالیا می‌دانند. خاستگاه رنسانس شهر فلورانس است. این جنبش در سده پانزدهم میلادی، شمال اروپا را نیز فراگرفت. رنسانس، یک تحول ۳۰۰ ساله‌است که در سال‌های ۱۳۰۰ از فلورانس ایتالیا شروع شد و در عرض سه قرن در سراسر اروپا انتشار و در انگلستان پایان یافت. دوره رنسانس دوره خردگرایی -ریاضیات -منطق -انسان مداری است در این دوره کلیسا و تفکرات مذهبی کنار می رود و یک جنبش دموکراتیک به وجود می آید و مثل روم و یونان باستان پیشرفت علمی مطرح می شود و تاثیر آن از قرون وسطی است چون مسلمانان مسیحیان را شکست داده علم آنها وارد اروپا شده و دانشمندانی از شرق به عرب می آیند و باعث شکوفایی علمی شده و رنسانس به وجود می آید. دوران رنسانس برای اروپاییان عصر جدیدی بود سرشار از کامیابی‌های عظیم. بسیاری از افراد با ژان فرنل موافق هستند. او در سال‌های اول سدهٔ ۱۵۰۰ چنین نوشت: « جهان چرخید. یکی از بزرگ ترین قاره‌های زمین کشف شد ... صنعت چاپ بذر دانش را کاشت. باروت در روش جنگ انقلابی پدید آورد. دست نوشته‌های باستانی احیا شد... این‌ها همگی گواه پیروزی عصر جدید (رنسانس) هستند. با رونق دریانوردی افرادی مثل ماژل آند راهی به فیلیپین و هندوستان پیدا می کنند و در اواخر دوره رنسانس کریستف کلن آمریکا را کشف می کند . در این دوره استعمار شروع می شود زیرا باروت را درست می کنند . گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع می کند و اروپاییان چاپ را از چینی ها یاد می گیرند.

 

در دوره رنسانس در مورد هنر -نقاشی و معماری یک اتفاق دیگر هم می افتد و آن اختراع پرسپکتیو است .یعنی اول در نقاشی و بعد در معماری یاد می گیرند که روی صفحه 2 بعدی تصویر 3 بعدی بکشند که عمق در آن دیده شود .اولین بار نقاشی به نام مارداچو در ایتالیا صحنه ای از محراب یک کلیسا را می کشد که در تصویر این محراب کاملا عمق محراب مشخص است و بعد وجود دارد. در نتیجه معمارها هم از این نقاشی الهام می گیرند و اولین بار یک معمار رنسانسی به نام لئون باتیستا آلبرتی نمای یک کلیسا را که طراحی می کند به صورت 3 بعدی نشان می دهد . اسم این کلیسا سن آندرئا بود و این خود باعث تحول بزرگی در معماری می شود.

 

با وجود این‌که در تاریخ هنر، آغاز رنسانس به اموری همچون سال فتح قسطنطنیه در سال 1453 به وسیله سلطان محمد فاتح و تشکیل حکومت عثمانی به جای دولت بیزانس، یاپایان یافتن بیماری طاعون و اموری از این قبیل نسبت داده شده است؛ اما در نزدمورخان هنر این امر یقینی است که رنسانس هنری از ایتالیا آغاز شده، بدین ترتیب که هنرمندان ایتالیایی بر خلاف دیگر کشورهای اروپایی حاضر نشده بودند به سبک گوتیک درمعماری تن دهند و حتی این مفهوم را به صورت طعن و استهزا برای این سبک به کارمی‌‌بردند و علیه سبک گوتیک عصیان نموده و به سوی سبک جدید حرکت کردند


 
 
معماری صدر مسیحیت وبیزانس
نویسنده : - ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳٠
 

واژه کلیسا(یونانی:εκκλησία به معنی گردهمایی) به اجتماع انسان‌هایی که با یک‌دیگر جمع شده‌اند؛ و عقاید مذهبی مشترکی دارند، اشاره می‌کند اما در اصطلاح به مکان عبادت مسیحیان اطلاق می‌شود. کلیسای کاتولیک رم، کلیساهای ارتدکس و کلیساهای انگلیکان دارای نظام اسقفی هستند؛ که در آن اختیارات کلیسا در دست اسقف‌ها و روحانیون است. در کلیساهای جماعتی، مرجع نهایی تصمیم‌گیری در کلیسا جماعت محلی است. در کلیساهای مشایخی سیستم اداره کلیسا از طرف جماعت محلی به هیأت رهبران یا مشایخ واگذار می‌گردد و تصمیمات از طریق پارلمان و شورا اتخاذ می‌شود.کلیسای سن پتر در واتیکان، کلیسای سن جان در نیویورک و کلیسای باسیلیسیا در ساحل عاج از بزرگ‌ترین کلیساهای جهان هستند.ایاصوفیه در استانبول کنونی در سال ۵۳۷ بزرگ‌ترین کلیسای جهان    به شمار می‌رفت.

 

معماری صدر مسیحیت ، بیزانس

 

  خلاصه ای از مطلب اصلی

 

مقدمه

قرنها ساختن کلیسا در رأس کار معماری در اروپا بوده است. حتی امروز نیز بیشتر شهرهای اروپایی در سیطرة کلیسایی است که در وسط شهر قرار گرفته و به سیمای شهر ساختار بصری و معنا بخشیده است. سکونتگاههای یونانی و رومی، ظاهری پیچیده تر داشت، اما شاخصة شهر مسیحی کلیساهای آن بوده ؛ فقط گاهی قلعه کانون دومی برای شهر پدید می آورد. با آنکه معماری کلیسایی در طول تاریخ تحولات بسیاری داشته است، منشأ آن را می توان در دوران صدر مسیحیت جست. از همان آغاز، معدودی روابط فضایی با کیفیتی عمیقاً نمادین را به منزلة مبدأ ساختمان کلیسا اختیار کردند، یعنی انگاره های «مرکز» و «معبر» را؛ بدین سان، معانی بینیادی وجودی را از منظر میسحی تفسیری تازه کردند. علاوه بر این ویژگیها، فراگیرتر بودن اهمیت فضای داخلی از صفات بارز معماری صدر مسیحیت است ـ صفتی که هموارهاهمیت خود را حفظ کرده است...

 

تاثیر بیزانس

 

نخستین تغییر بنیادی در معماری مسیحیت، با حرکت به سمت شهر بیزانس رخ داد. جایی که در آن، سبک شرق و غرب باهم ادغام شده بود. در بناهای شرقی، گنبد تا مدت های طولانی مشخصه ی بارزی محصوب می شد. اکنون این ویژگی با پلان باسیلیکایی غربی پیوند یافته و نتیجه ی آن، ساخته شدن فرم طلیب یونانی بود؛ صلیبی که چهار بازو با طول و عرض یکسان داشت. این مورد، تنها یک نماد مذهبی نبود؛ بلکه واقعیتی عبادی محسوب می شد...

منظر و سکونتگاه

مدت زمانی طولانی گذشت تا امپراطوری روم از بین رفت.این امپراطوری، بیشتر به دلیل زیاده روی هایش تضعیف شد تا بر اثر تاخت و تازها و درگیری هایی که با متجاوزین شمال داشت. در نتیجه، مقر قدرت روم، بنا به شرایط تغییر کرد...

کنستانتین (امپراطور روم که طی سال های 306-337 حکومت می کرد) در سال 325 میلادی به دین مسیحیت گروید و در سال 330م پایتخت امپراتوری روم را ...

 

بنا

مسیحیت توسط پطر کبیر و پل مقدس وارد روم شد و از آن زمان، این دین و بناهای جدید آن ترویج یافت. هرجا که ممکن بود، بناهای قدیمی را تغییر می دادند و هرجا بنای جدیدی می ساختند، از سبک بناهای باسیلیکایی استفاده می کردند. این سبک، اصولا دارای پلان های مستطیلی ساده با محرابی نیم دایره در انتها بود. این مستطیل به سه قسمت تقسیم می شد: یک تالار مرکزی با دو راهروی جانبی که با ستون از هم جدا می شد و تزئینات کلی که تا دوران گوتیک ادامه داشت. راهروی مرکزی کلیسا در بالای ستون ها، دارای دیواری صاف با پنجره هایی بود که نور را به سمت...

 

پرداخت

حجم بیرونی باسیلیکاها و بناهای گنبدین بیزانسی را معمولا چون لفافی خنثا متشکل از دیوارهای بنایی می ساختند. ستون برای اینکه هیچ جلوة سازه ای نداشته باشد صرفا چون عنصری منفک جلوه می کرد و به جای سنگ از آجر استفاده می کردند. از این راه تباینی ظریف بین ستونها و فضای داخلی پرمایه و ملکوتی پدید می آوردند. این طرز پرداخت فضای داخلی با طرز پرداخت اندامهای آدمی واری که در دورة کلاسیک می بینیم تفاوت بنیادی دارد. در اینجا رواقهایی بی هیچ وظیفة سازه ای در کنار شبستان قرار گرفته است. در بیشتر موارد ستونها از نظر سازه ای زاید و ارتفاع و قطر ...

و سرستونشان بسیار متنوع است. بنابراین متضمن هیچ حالت آدمی وار خاصی نیست، اما لابد آنها را عناصری معنادار و وسیله ای برای تأکید بر حرکت طولی می شمرده اند.

امروزه عموماً چنین می پندارند که پیشانی رواقهای کلیسای لاترانو در اصل صاف بوده و همین شیوه در کلیسای سان پی یترو هم به کار رفته است. خطوط افقی این پیشانی حرکت را قویا مجسم می کند؛ اما در همان حال شبستان به دو منطقه مجزا تقسیم شده است: یکی دیوار بلند فوقانی و دیگری ردیف ستونی که دیوار بر آن...

 

سانتا کوستانتسا

بیرون از حصار شهر رم، در خیابان نومنتانا ، مجموعه بناهای بسیار جالبی از دوران صدر مسیحیت برجاست. بنای اصلی این مجموعه امروزه باسیلیکای سانت آنیِزه فوئوری له موراست که در سالهای 625 تا 638م تبر قبر شهید عذرا ساخته اند – کلیسایی که با آن، تاریخ معماری صدر مسیحیت در رم به پایان می رسد.

پیش تر قبر در دخمه ای جدا در کنار باسیلیکایی ترحیمی...

سانتا کوستانتسا از همه بناهایی که از عهد قسطنطین در رم باقی است سالم تر مانده است. باسیلیکاهای بزرگ یا ویران و یا بازسازی شده است، اما مقبرة قسطنطنیه به جز تزیینات داخلی اش کاملا سالم مانده است. این بنا گواهی است بر کیفیت خوب طرح ریزی و اجرا که در رم صدر مسیحیت کماکان میسر بوده است. این بنا شاهکار یگانة معماری نیز هست. حجم بیرونی این بنای مدور از کاربرد سادة اصول معماری دورة باستان متأخر حکایت می کند. این بنا در اصل رواقی...

 

سانتا سابینا

سالم ترین با سیلیکایی که از صدر مسیحیت مانده با سیلیکای واقع بر تپه آونتینه است. این بنا سانتا سابیناست که در فاصلة سالهای 422 و 432م ساخته شده و دارای وضوح و خلوص آثار قوام یافته است. دیگر آزمون دورة قسطنطین به پایان رسیده و باسیلیکا به صورت کلاسیک خود بازگشته است. پلان بسیار ساده است: تالاری که در هر جانب آن یک راهه و یک محراب عمیق و فراخ قرار دارد. تالار نسبتا مرتفع است و تناسبات کشیده اش به فضای داخلی روشنایی و شکوهی تازه می بخشد. این شکوه شاخصة ردیف ستونهای قرنتی مجلل و شیاردار نیز هست. فضای...

 

ایاصوفیه

در طی شورش نیکه در سال 532م باسیلیکای کهن حکمت قدسی در قسطنطنیه که به عهد قسطنطین تعلق داشت در آتش سوخت. یوستنیانوس بلافاصله تصمیم گرفت بر جای آن، کلیسای تازه و بسیار شکوه تری بسازد. شاید آن وقت در خیال خود نوعی تازه از معماری مقدس می پرورد، از همان نوع در حوالی سال 525م در سرگیوس و باکوس پدید آورده بود.

این شیوه را حتی به راوننا هم صادر کرده بود و اندکی بعد کار ساختن سانتا ویتاله مرتبط با این خال تازه آغاز شد در سال...

 

سان مارکو

یکی دیگر از کلیساهای برجسته دوره بیزانس کلیسای سان مارکو است که نخستین کلیسای جناب مَرقُس در ونیز را به سال 830م برای نگه داری بقایای جسد این کاتب انجیل ساختند. طرح انتظام فضایی آن کلیسا را از کلیسای حواریون مقدس یوستینیانوس واقع در قسطنطنیه برگرفتند...

 

تصور فضا و سیر تحول آن

از نمونه هایی که آوردیم معلوم شد که صفات بارز معماری صدر مسیحیت ویژگیهای بنیادی ای فارغ از تفاوتهای کارکرد و اوضاع محیطی است. در هر کلیسای صدر مسیحیت همان میل به جسمانیت زدایی و اهمیت فضای داخل را می یابیم، یعنی میل به فضای روحانی را. مؤمنی که به بنا وارد می شد قرار بود واقعاً احساس کند که به سماوات گام نهاده است و اشک شادی از دیده فرو بارد. روحانی کردن فضا از طریق مخالفت با میراث معماری یونان محقق شده است : مخالفت ...

 

معنا و معماری

خیال مسیحانه از عالم را نمی توان چیزی دانست که از پدیده های طبیعی یا انسانی یا تاریخی انتزاع شده باشد. انسان مسیحی معتقد بود که با سلطه بر طبیعت یا فهم خویشتن یا عمل هدفمند نمی توان به امنیت وجودی رسید. این بدان معنا نیست که او از این ابعاد وجود غافل بود، بلکه بدین معناست که آنها را فرع بر یک بعد معنوی تازه می دانست. انسان صرفا با رشد دادن نفس خویش می ...

 

سن ویتاله، راونا، ایتالیا،

(32-47میلادی).

این کلیسای صدر مسیحیت شامل دو هشت ضلعی داخلی آن، از گنبد ضعیف سفالینی که سقف آن چوبی است، محافظت می کند. داخل بنا، کاملا ...

 

متروپلیس کوچک،آتن (1250).

این کلیسای جامع بسیار کوچک با ابعاد 11.5 در 7.5 متر، با سنگ های مرمرین ...

 

سن فوسکارا،تورچلُو، ونیز (1008)

این کلیسای قدیمی بروی جزیره ی کوچکی در تالابی در ونیز ساخته شده است. ستونهای مرمرین آن به سبک ستونهای کورنتی و قوس های رومی ساده ی روی آنها، از ویژگیهای معماری کلیساهای بیزانس ...

 

سن آپولیناره، راونا، ایتالیا (534)

کلیسای باسیلیکایی برگرفته از معماری غیرمذهبی رومی. این بنا، نمونه ی زیبایی از عصر شگرف سلطنت جاستینیان (قرن ششم) در راوناست...

 

سن آپولیناره ی جدید، راونا، ایتالیا، (490)

رواق آراسته ی تالار مرکزی، تکیه گاه دیوار مسطحی مزین به موزاییک هایی با طرح قدیسین است. پنجره های بلند با عنوان پنجره های سقفی، نور را به درون صحن اصلی هدایت می کنند. سقف کلیسا...

 

گنبد کاتولیک، صومعه ی هوسیوس لوکاس، یونان (حدود 1020)

گنبد و گوشه سازی این گنبد، با طلا و موزاییک های رنگین پوشانده شده است. به کمک تفکر مهندسی در معماری بیزانسی، مشکل ...

 

کلیسا، دافنی، یونان (حدود 1080)

کلیساهای یونان، سبک خاص بیزانس خود را توسعه دادند. موزاییک کاری نقش حضرت مسیح ...

 

  

منابع:

1- معنا در معماری غرب ( کریستیان نوربرگ-شولتس )

2- آشنایی با معماری جهان ( محمد ابراهیم زارعی )

3- تاریخ مختصر معماری ( کریستف هوکر )

4- مرجع معماری جهان ( ورنون گیبرد )

5- هنر در گذر زمان

هنر مسیحیت آغازین

 

سبکی را که مسیحیت پیشین می نامیم می توانیم سبک رومی پسین، یا آنچنان که در عرف تاریخ هنر رایج است، سبک باستانی پسین بنامیم.

 

آثار متعلق به دوره مسیحیت را فقط از روی موضعشان می توانیم از آثار متعلق به دوره رواج دین روم تشخیص دهیم نه از روی سبکشان، بر روی هم، مسیحیان آن زمان درست به اندازه معتقدان به دین روم، «رومی» بودند، هنرها و صنایع دستی گذشتگان را می آموختند، در محیط ایشان تربیت می شدند و به زبان ایشان سخن می گفتند. خود کلیسای مسیحی، از لحاظ سازمان و فلسفه اش، شدیداً به ساختار زندگی یونانی – رومی مدیون بود؛ در هنر مسیحیت آغازین، با تحول ساده ای از مضامین متعلق به دین روم به دین مسیحی و آزادانه ترین نوع عاریت گیری از موضوعات و شیوه های پیش از مسیحیت روبرو می شویم. شکلهای مختلط یا دورگه در سراسر امپراتوری مسیحی شده روم، به بیشترین تعداد ممکن و یا بیشترین حد درآمیختگی سکبهای محلی تولید می شوند و تشخیص یک سبک واحد – یا چندین سبک – را که قطعاً بشود عنوان مسیحیت پیشین بدان داد یا بشود آن را نمونه منحصر به فرد آن چیزی دانست که ما هنر مسیحیت پیشین می نامیم، غیرممکن می سازد. آنچه در هنرهای تجسمی رخ می دهد گونه ای «طبیعت زدایی» از ناتورالیسم یونانی – رومی، یا همان چیزی است که مقدمات پیدایشش را در ستون ترایانوس و پیشرفتش را در نقشهای برجسته طاق کنستانتین از نظر گذرانده ایم، شیوه های کهن گرایانه، به ناگاه در مسیر ناتورالیسم قدیمی ظاهر می شوند و شباهت آفریده های هنری به الگوهای اولیه یونانی – رومی که منشأ نهایی این آثار هستند، رفته رفته کمتر می شود. این روند طبیعت زدایی، که به درجات متفاوت تحت تأثیر سبکهای بربرها بود، تا دوره سده های میانه در دنیای غرب ادامه پیدا می کند. این پدیده به هیچ وجه نباید صرفاً به معنی نفی سبک یونانی – رومی یا مثله سازی ناشیانه آن توسط انسانهایی تلقی شود که حس تشخیص آن و مهارت دستی لازم برای آن را از دست داده بودند. بلکه پدیده مزبور حاصل جهان نگری سراپا تازه ای بود که باعث دگرگونی سنت ناتورالیستی می شود. هنر مسیحیت پیشین، بازتاب این دگرگونی در جریان عمل است..

 

 

■ مقابر دخمه ای

 

ارزشمندترین یادمانهای دوره پیگرد، ناپیداترین یادمانهای رم هستند؛ این یادمانها تماماً در زیر زمین قرار گرفته اند و به همین علت، مقابر دخمه ای نامیده می شوند. این مقابر، شبکه های گسترده ای از دالانها و اتاقکهای زیرزمینی در زیر شهر رم و شهرهایی هستند که به عنوان گورستانهایی پنهانی برای دفن مردگان مسیحی – که بیشترشان در ردیف شهدای اولیه مسیحیت به شمار می روند – طراحی شده بودند.

مقابر دخمه ای از سده دوم تا سده چهارم پیوسته مورد استفاده بوده اند و تخمین زده می شود که فقط در مقابر دخمه ای رم نزدیک به چهار میلیون جسد دفن شده باشد. این مقابر در روزهای پیگرد به عنوان مخفیگاهی برای پناهندگان مورد استفاده قرار می گرفتند؛ مدرک اثبات این سخن، پلکانهای مسدود و مجزا، تورفتگیها و گذرگاههای مخفی و درهای مخفی نگه داشته شده ورودی و خروجی است. بدون تردید در این دخمه ها آیینهای سری مسیحی نیز اجرا می شده است و نقش اصلی آنها جای دادن مردگان بوده است.

 

 

270

 

 

- نقشه مقابر دخمه ای کالیکستوس ، رم ، سده دوم ب م . و مقطع دالان اصلی کهن ترین منطقه

1 و 2 دالانهای اصلی

3. طبقه فرو ریخته پایینی

4. کوبیکولوم ( نمازخانه تدفینی)

توضیح :‌چهارگوشهای باز، لوکولوس هستند

 

 

 

 

دالان و لوکولوس های مقبره دخمه ای پامفیلیوس ، رم ، سده سوم ب م.

 

 

 

 

272↓– سقف نقاشی شده مقبره دخمه ای دو قدیس به نامهای سان پیترو و سان مارچلینو، رمف سده چهارم ب م

 

 

 

 

در رم، مقابر دخمه ای به صورت تونلهایی در دل لایه متخلخل خاک توفا که سازندگان قدیمی شهرهای مردگان در دوره اتروسکها از خواص عالیش بهره ها گرفته بودند، ساخته می شدند . پس از آنکه قطعه زمینی برای گورستان برگزیده می شد (مطابق قوانین رومی، مسیحیان می توانستند مالک زمین باشند) دالانی به پهنای 90 تا 120 سانتی متر و فاصله مناسبی از سطح زمین، دورتادور آن حفر می کردند (تصویر 270). در سطح دیوارهای جانبی این دالانها، تورفتگیهایی به موازات محور دالان برای نگهداری از اجساد مردگان گشوده می شد، این تورفتگیها که لوکولوس نامیده می شدند، مانند تاقچه هایی بر روی یکدیگر کنده می شدند ( غالباً اتاقکهای کوچکی به نام کوبیکولوم به عنوان نمازخانه تدفینی در دیوارها ساخته می شدند و طاق بندی متفاوتی داشتند. وقتی دالانهای پیرامونی اولیه پر از لوکوس و کوبیکولوم می شدند دالانهای دیگری عمود بر آنها حفر می کردند و این روند تا جایی که فضای جانبی اجازه می داد ادامه پیدا می کرد. آنگاه سطوح یا لایه های پایین تر را حفاری و از طریق پلکانهایی به یکدیگر متصل می کردند و تعداد لایه های مزبور در بعضی از شبکه ها تا پنج طبقه می رسید. وقتی محوطه های تدفینی مجاور متعلق به اعضای یک انجمن اخوت مسیحی، یا اهدایی یا خریداری شده در اختیار عده واحدی قرار می گرفت، میان گورستانهای مربوط راههای ارتباطی گشوده می شد و گورستانهای مزبور بدین طریق از جناحین گسترش می یافتند و تدریجاً بر وسعتشان افزوده می شد. پس از اعلام رسمیت دین مسیحی، ساختن مقابر دخمه ای از رواج افتاد و از آنچه ساخته شده بود به عنوان مکانهای مقدس، یادگارشهدای بزرگ و زیارتگاهی برای دینداران استفاده می شد.

بسیاری از کوبیکولومها را با نقاشی های دیواری به شیوه باستانی پسین (دین روم)، حتی از لحاظ موضوع، تزیین می کردند و در تفسیر این نقاشیها می گفتند که با اعتقادات ایشان سازگار هستند. طرحهای هندسی سقف نقاشی شده مقبر دخمه ای دو قدّیس به نامهای سان پیترو و سان مارچلینو در رم (تصویر 272) به معنی قبه فلک (دایره بزرگ) به کار گرفته شده و درونش را نقش صلیب یعنی مظهر اصلی ایمان مسیحی فرا گرفته است. بازوهای چلیپا به نیمدایره هایی ختم می شوند که در درونشان صحنه هایی برگرفته از کتاب عهد عتیق درباره زندگی یونس شرح داده شده که در سمت چپ به دریا پرتاب می شود و در سمت راست از کام نهنگ بیرون می آید و در قسمت پایین بار دیگر سالم و تندرست بر زمین خشک دیده می شود که از معجزه نجات خودش و رحمت خداوندگاری غرق در اندیشه شده است.

فضاهای بین این نیمدایره ها با پیکره های اورانس یا اعضای انجمن مسیحی که دستهایشان را به نشانه نیایش به آسمان بلند کرده اند اشغال شده است؛ این حالت کشیش وار امروزه نیز در مراسم عشای ربانی کاتولیکهای رومی تکرار می شود و احتمالاً به همان گذشته های دور و دراز مربوط می شود. در قاب مدور میانی، مسیح را در لباس چوپانی نیکوکار و جوان می بینیم که حضورش در صحنه داستان یونس حکایت از منجی بودنش دارد. موضوع چوپان نیکوکار را می توان پیگیری کرد و به هنر کهن یونانی و مصری رسید، ولی در اینجا چوپان نیکوکار به نگهبان وفادار گوسفندان مسیحی تبدیل می شود که به حواریون خویش می گوید ‹بره هایم را تغذیه کنید، گوسفندانم را تغذیه کنید». در اینجا شایان تذکر است که در مقابر دخمه ای متعلق به دوره پیگرد مسیح تقریباً همیشه یا در لباس چوپان نیکوکار شبیه سازی می شد یا در لباس یک آموزگار بعدها یعنی وقتی مسیحیت دین رسمی امپراتوری روم گردید. مسیح خصوصیاتی امپراتورانه چون هاله گرد سر، ردای ارغوانی، تاج و نشانه ها دیگری حاکی از سرکردگی خود پیدا کرد.

 

سبک نقاشان مقابر دخمه ای، غالباً همان امپرسیونیسم شتابان و طرح گونه ای است که در نخستین نقاشی های رومی متعلق به آخرین دوره پومپئی از نظر گذرانده ایم، و اجرای آن از خوب تا بد و غالباً بد، در نوسان است. باید در نظر داشته باشیم که مقابر دخمه ای، مکانهایی بد یمن برای هنر زینتگر دیواری بودند. هوا از تعفن اجساد فاسد شده سنگین بود، رطوبت زیاد بود و روشنایی که عموماً از طریق چراغهای روغنی تأمین می شد به هیچ وجه برای آفریدن نقاشیهای ظریف و اجرای طاقت فرسای چنان کاری کافی نبود. برای کشیدن طرحهای سقفی و طرحهای روی طاقها و نیمدایره ها، نقاش می بایست بدنش را به حالتهای دشوار و خسته کننده ای در می آورد و به همین علت جای شگفتی نیست که کارش را چنان شتابان به پایان می رسانده و نتایجی چنان کم ارزش می گرفته است.

 

 

 

کلیسای سان ویتاله در شهر راونا معرف معماری بیزانس است که در قلمرو روم غربی ساخته شده است.پلان آن هشت ضلعی است و گنبدی بر روی این هشت ضلعی قرار گرفته است.

این بنا به خوبی نشان می دهد که ادامه معماری بنای آرامگاه سانتاکوستانستا در شهر رم است.

تفاوت های بین دو بنا:

سانتاکوستانستا کوچکتر از سان ویتاله است.

فضای درونی سان ویتاله بیشتر است.

تزئینات سان ویتاله غنی تر است.

اصول تاغ بندی در سان ویتاله به گونه ای است که ساختمان به دلیل پنجره های وسیع غرق در نور گشته است.

بیزانس شامل دودوره می باشد.

کلیساهای دوره اول (پیش از پسین)از نظر پلان به سه گروه عمده تقسیم می شوند:

۱- کلیساهایی با پلان باسیلیکایی(پلان محوری): شباهت به پلان باسیلیکاهای رومی داشتند.تفاوت اساسی آنها با باسیلیکا وجود محور عرضی ثانوی که عمود بر محور طولی است و در نقطه ورودی اصلی قرار گرفته است.

۲- کلیساهایی بر اساس یک پلان مرکزی: در این بناها توجه به نقطه مرکزی است. تفاوت آن با پلان محوری در عدم وجود مانع بر سر راه گذر مستقیم به مرکز بنا و قرارگیری مؤمنان گرداگر یکدیگر در مقابل محراب می باشد. از نمونه های آن کلیساهای سان ویتاله در راونا، سن گریگوری در زوراتنتس، سانتا سرجیوس و باکوس در استانبول.

۳- کلیساهایی براساس ترکیب دو پلان محوری و مرکزی: بناهای مذهبی در این گروه جای می گیرند. وترکیبی از دوپلان قبلی می باشد.از بناهای شاخص آن کلیسای ایا صوفیه در شهر استانبول است که یکی از شاهکارهای معمای بیزانس می باشد.

کلیسای ایا صوفیه

مهمترین بنای به جای مانده از زمان ژوستی نین در استانبول می باشد.

از اصل یونانی «هاگیا صوفیا»به معنی کلیسای حکمت مقدس گرفته شده است.

معماران آن آنتیموس ترالسی و اسیدروس میلوتوسی می باشدند.

در سالهای ۵۳۷- ۵۳۲ میلادی ساخته شده است.

ابعاد آن ۷۲*۹۱ متر ، قطر گنبد ۳۱ متر، ارتفاع گنبد از سطح زمین ۵۶ متر می باشد.

با افزوده شدن پشت بند عظیم بر طرح اصلی و چهارمناره رفیع ترکی پس از پیروزی عثمانیها در ۱۴۵۳ میلادی ایاصوفیه به یک مسجد تبدیل شد.

این بنا در سده بیستم از حالت یک بنای مذهبی در آمد و امروزه به صورت موزه در معرض دید مردم قرار دارد.

نقشه ساختمان ترکیبی منحصر به فرد از عناصر گوناگون است؛

بنا دارای محور طولی کلیساهای مستطیل شکل صدر مسیحیت است.

قسمت مرکزی یا صحن از محوطه ای چهارگوش واقع در زیر گنبدی عظیم تشکیل شده است.

موضوع قابل توجه در این بنا کیفیت و کمیت نوری است که وارد آن می شود. زیر گنبد مرکزی ۴۰ پنجره تعبیه شده که نور را به درون وارد می کنند.

انتقال تدریجی از بدنه چهارگوش به لبه مدور گنبد به وسیله سه گوشی های کروی شکل موسوم به تاسچه انجام گرفته است.

برای حل مسئله فشار گنبد اصلی نیروبه وسیله “پندنتیوها “(تبدیلگر) که همان سه گوش های کروی است و در چهار گوشه زیر گنبد قرار دارد به چهار فیل پایه عظیم و نگهدارنده منتقل می شود.

از سوی دیگر به وسیله نیم گنبد شرقی و غربی فشار های حاصله به طرف خارج و پایین انتقال می یابد.

دوره بیزانس پسین دونوع پلان عمده رایج گردید:

۱- صلیب باز

۲- صلیب بسته

ساختمان ها به شکل مکعب گنبد دار که مکعب بر روی نوعی استوانه یا بدنه مدور نهاده شده و بالا رفته است.

کلیساها از نظر حجم کوچک، عمودی و چهار دهانه اند. سطوح دیوار بیرونی آن ها با نقش برجسته تزئین شده است.

نمونه آن ؛ کلیسای تئوتوکس در ۱۰۴۰ میلادی در شهر هوسیوس لوکاس یونان می باشد که در آن یک صلیب گنبددار وچهار بازوی هم اندازه تاغ دار(صلیب یونانی) را می توان دید.

نمونه دیگر کلیسای کاتولیکون است که در آن می توان سقفی گنبدی بر بالای یک هشت ضلعی مشاهده نمود.

کلیسای سان مارکو در شهر ونیز نیز شکل صلیب یونانی دارد که منشأ بیزانسی آن را نشان می دهد.

چند نمونه دیگر ؛  کلیسای سان آندریو کلیسای هویپ سیم ، کلیسای سان افسوس و هاگیا صوفیا در مالونیکا

ویژگی های سبکی معماری بیزانس(۳۰۰-۱۰۰۰ میلادی)

۱- نقشه ی صلیبی یونانی با دیوارهای آجری طرح دار به شکل پیچ دار، مشبک یا هفت و هشت

۲- گنبد بزرگ بنا شده روی نیم گنبدهای معلق

۳- نمای خارجی ساده

۴- ستون های بنا شده در یک ردیف

۵- سرستون های حجاری شده سبدی شکل

۶- راهروهای پوشیده از مرمر رنگی و موزائیک های پردانه در طبقه فوقانی

 

پیشینه تاریخی:

 

همان طور که می دانیم دیوکلسین، قلمرو وسیع امپراتوری روم را به دو بخش شرقی و غربی بین خود و فرماندهان همطرازش تفسیم نمود، و عملاً اضمحلال امپراتوری قدرتمند روم را نادانسته پی ریزی نمود. پس از آن کنستانتین شهر باستانی بیزانس را دوباره ساخت و کنستانتسنوپل (قسطنطنیه) نام گرفت. این شهر به طور شگفت انگیزی در سرنوشت شهر (روم) مرکز امپراتوری موثر واقع شد و با تضعیف قدرت امپراتوری روم، کشور روم به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد، و بدین طریق امپراتوری روم شرقی (بیزانس) شکل گرفت. فرمانروایی بیزانس به دست امپراتور آرکادیوس افتاد که شهر بیزانس (استانبول امروزی) را با همان نام قدیمی اش پایتخت خود قرار داد.

بیزانس، شهر بندری مهمی که به دلیل قرار گرفتن در منطقه ای که کوتاهترین مسیر غرب به مشرق زمین بود، اهمیت تجاری خاصی داشت و از تمدن چشم گیری برخوردار بود. ساکنان آن دارای سنت های پا برجایی بوده اند، به طوری که سلطه دیگران را به دشواری پذیرا شده اند. مثلاً یکی از حکمرانان هوادار اسپارت که در سال ۴۰۵ ق.م بر این شهر تحمیل شد، پس از ۱۶ سال مقاومت از شهر بیرون رانده شد.

بیزانس شهری بود با ویژگیهای اقتصادی سیاسی و فرهنگی خاص که ابزارهای لازم را فراهم آورد تا با فرهنگ و ارزش های فرهنگی و اجتماعی سرزمینهای مجاور آشنا شود و از این راه آثار هنری را به جهان عرضه کرده که هم جهانی هستند و هم از سنتها و فرهنگهای بومی و منطقه ای مایه گرفته اند. این شهر با این که قبلاً مرکز حکومتی به بزرگی امپراتوری روم نبوده ولیکن به تمدنهای روم و یونان در غرب، بابل، ایلام، اورارتو، هیتی و ایران از شرق دسترسی داشت، به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند که هنر و معماری بیزانس بی تأثیر از هنر و معماری مشرق زمین نیست. هنر بیزانس، هنری است که تجلی‌گاه جهان مسیحیت است. در هنر این دوران همچون سایر نحله‌های هنری، تاثیرات

شیوه‌های بیان اعصار گذشته که با عنوان بینش هنری از آن یاد می‌شود، استمرار دارد.

عصر بیزانس از مبهم‌ترین دوره‌های تاریخی است و به همین دلیل از این هنر به هنر قرون وسطا یاد می‌شود. هنرشناسان، هنر بیزانس را هنری تلفیقی و ترکیبی می‌دانند که شگردهای هنری دوران گذشته رم و یونان در عصر کهن در آن ظاهر شده است. در پدید آمدن هنر بیزانس و شکل گیری آن سه عنصر عمده نقش داشته: نخست ضرورت اداری، دوم تأثیرات هلنیستی و سوم فرآیند تأثیرگذاریهای معاصر از پادشاهی ساسانی در ایران. آنچه که امروزه مشخص شده اینست که مجموعه اندیشه ها و تفکراتی که به تدریج در این قطب جهان نظم یافتند و به هماهنگی رسیده اند، بر ریاضیات استوار بوده اند و بر اساس یافته های ریاضی، میان جهان فکر و جهان ماده اعتقاد به جدایی وجود داشته و انسان موجودی حائل میان این دو جهان دانسته می شده است. در این نظریه ها، انئیشه ها و تفکرات هند و ایرانی و هم اعتقادات بابلی و مصریها جای داشته است

معماری:

هنر معماری در روم شرقی (بیزانس) تا قرن ششم میلادی تحت تأثیر مسیحیت آغازین بود، این هنر در قرن ششم میلادی با آغاز حکومت «ژوستی نیانوس»، به وجود آمد او در هنر پروری همتای کنستامتین بود و آثاری که وی مورد حمایت و تشویق قرار داد، همه شکوه و عظمتی شاهانه داشتند تا جایی که دوران فرمانروایی او را به حق «نخستین عصر طلائی» هنر امپراتوری روم شرقی نامگذاری کرده اند. باید به این نکته اشاره نمود که بهترین گنجینه یادگاری «نخستین عصر طلائی» اکنون در خاک ایتالیا – که در شهر «راونا» کشف شده – جلوه گری می کنند، نه در شهر کنستانتینوپل (استانبول). شهر راونا که در اصل پایگاه نیروی دریایی در ساحل دریای آدریاتیک بود، از سال ۴۰۲ میلادی به بعد پایتخت امپراتوران روم غربی، و پس از آن در پایان همان قرن مقر فرمانروایی تئودوریک پادشاه استروگوتها شد، که همه چیز را به سبک و سیاق هنری

کنستانتینوپل می پسندید، و به همین علت در زمان ژوستی نیانوس شهر راونا به صورت پایگاه عمده ای برای گسترش و نفوذ سلطه بیزانس بر ایتالیا در آمد. مهمترین بنایی که در آن شهر در سالهای ۴۷-۵۲۶ میلادی ساخته شد، کلیسای «سان ویتاله» است. این ساختمان معرف معماری بیزانس است که در قلمرو روم غربی ساخته شد، و به طور قطع از آثار کنستانتینوپل اقتباس شده است. پلان آن هشت ضلعی است و گنبدی بر روی این هست ضلعی قرار گرفته است.

پلان کلیسای سان ویتاله

 

لازم به ذکر است، این بنا به خوبی نشان می دهد که ادامه معماری بنای آرامگاه سانتاکوستانستا (ر.ک. معماری صدر مسیحیت) در شهر رم است. با این تفاوت که مراحل تحول میان آن دو بنا در امپراتوری روم شرقی به وقوع پیوسته است. چون در همین جا (بیزانس) در طول یک قرن ساختمانهای گنبد دار رواج و گسترش یافته بودند، از طرف دیگر از نظر مقیاس کلیسای سانتاکوستانستا، کوچکتر از سان ویتاله است، فضای درونی سان ویتاله بیشتر و با تزئینات غنیتری آراسته شده است. در کلیسای سان ویتاله بر اثر اصول ساختمانی تازه ای که در تاق بندی به کار گرفته شده این امکان به وجود آمده است که در هر منطفه پنجره ای وسیع در بنا تعبیه گردد و داخل ساختمان را غرق در نور سازد.

در این ساختمان ساده ترین عناصر محور طولی کلیسای مستطیل شکل یعنی محوطه ای که با سقف متقاطع برای محراب در نظر گرفته شده و همچنین یک دهلیز طولی در مقابل ساختمان به چشم می خورد.

در اینجا باید به این نکته مهم اشاره نمود که مثلاً در شهر راونا «کلیسای سان آپولیناره» با پلان مستطیل شکل ساخته شده و این نشانگر این مسئله است که کلیسای مرکزی و به ویژه سان ویتاله تا چه حد در قلمرو روم غریب می نماید. پس به این نتیجه می رسیم که از زمان ژوستی نین به بعد کلیسای گنبد دار، با نقشه ای متمرکز (مرکزی) در قسمت اصلی بنا رواج یافت و بر دنیای مسیحیت ارتدوکس حکمفرما گردید. درست همان طور که نقشه محوری کلیسای مستطیل شکل بعدها معماری قرون وسطایی مغرب زمین را تحت تأثیر و به عبارتی زیر سلطه خود آورد.

کلیسای سان آپولیناره، راونا

 

به طور کلی باید گقت بناهایی که در طول دوران حکومت بیزانس که از سال ۳۳۰ میلادی تا سال ۱۴۵۳ میلادی ساخته شده اند، متنوع و تعدادشان فراوان و این به دو علت عمده بستگی داشته است. نخست وجود ملتهای مختلف که تابعه امپراتوری بودند، دوم طولانی بودن دوران حاکمیت بیزانس، همین مسئله موجب گردیده که نامیدن تمامی آنها به یک شکل، منطقی به نظر نرسد و از این روی است که این دوره زمانی از دیدگاه پژوهندگان این رشته به بخش هایی تقسیم شدهف که هر یک دارای ویژگیهای معینی هستند.

ساختمانهایی که در هر یک از مناطق تحت قلمرو امپراتوری ساخته شده اند در مصالح ساختمانی تابع امکانات محلی است و البته بر اساس برنامه ای مدرن ساخته شده اند. در شمال غربی ایتالیا، آجر، در شهرهای ساحلی و روی زمین های صخره ای در سوریه و فلسطین و بحشی از آسیای صغیر (ترکیه) از سنگ استفاده شده است. کلیساهای بیزانس از نظر پلان پیش از دوره بیزانس پسین به سه گروه عمده تقسیم شده که عبارتند از:

الف) کلیساهایی که به پلان باسیلیکاتی (پلان محوری) ساخته شده اند.

ب) کلیساهایی که بر اساس یک پلان مرکزی ساخته شده اند.

ج) کلیساهایی که بر اساس ترکیب دو پلان محوری و مرکزی شکل گرفته اند.

پلان باسیلیکایی:

این ساختمانها در طول یازده قرن حاکمیت روم شرقی (بیزانس) ساخته شدند و شباهتهای آشکاری با پلان باسیلیکاهای رومی داشتند. محور طولی که مدخل ورودی را به محراب کلیسا متصل می کند، در هر سمت خود با یک یا دو ردیف دالان سر پوشیده فرعی فرا گرفته شده است، و معمولاً قسمت فوقانی همین محور، به دهلیزها یا اتاق هایی خفاظت شده منتهی می گردد. در این گونه بناها، محور طولی تعیین کننده شالوده فضایی کلیسا محسوب می گردد، نه تقاطع آن با محور عرضی که از روی فضای وسیع تجمع های مشرف به محراب عبور می کند، و نه وجود پوششی بلندتر و شکوهمندتر که در محل تقاطع در محور طولی و عرضی بنا می شود، از قدر تعین آن می کاهد. این نوع پلان تفاوت اساسی ای که با باسیلیکا دارد، وجود محور عرضی ثانوی است که عمود بر محور طولی است در نقطه ورودی اصلی قرار گرفته است.

پلانهای مرکزی:

این نوع بناها یکی از پلانهای بارز و مشخص بیزانس است که در جای جای قلمرو امپراتوری ساخته شده است. در این بناها به جای توجه به محور طولی، توجه و تأکید بر نقطه مرکزی است. منشاء این گروه ساختمانی را باید از ساختمانهای رومی قدیمی دانست ولیکن کلیساها را با این سبک ایجاد نمودن، از دوره صدر مسیحیت آغاز و در این دوره به تکامل رسیده است. درباره این پلان باید به این نکته مهم در مقایسه با پلان محوری اشاره نمود، که به طور معمول مانعی بر سر راه گذر مستقیم از این فضا به مرکز بنا وجود ندارد. در این نوع بناهای آیینی مسیحیت، محراب که قطب بنا محسوب می شود، با همه زیبائی و شکوهی که از آرایش آن حاصل می شود روی به فضایی مرکزی دارد، فضایی که مؤمنان را مانند گروه نخست در طول محور طولی کلیسا مستقر نمی کند، بلکه آن را گرداگرد یکدیگر می خواهد تا در مقابل مقدس ترین مکان کلیسا یعنی محراب بایستند. از نمونه بارز این گروه می توان به کلیساهای: سان ویتاله در راونا، سن گریگوری در زوارتنتس و سانتاسرجیوس و باکوس در استانبول اشاره کرد.

بناهای با پلان ترکیبی محوری و مرکزی:

بناهای مذهبی که می توان آنها را جزو این گروه قرار داد، عموماً ویژگی های نخستین خود را از دست داده اند. این طرح نشان بر وجود کارآیی دو محور اصلی عمود بر یکدیگر (یکی طولی و تعیین کننده و دیگری عرضی و فرعی) نیست، این گروه ترکیبی از دو پلان محوری و مرکزی است. یکی از بناهای شاخص آن کلیسای «ایاصوفیه» شهر استانبول است که در حقیقت یکی از شاهکارهای معماری بیزانس است

معماری صدر مسیحیت وبیزانس

معماری صدر مسیحیت

از زمانی که امپراتور کنستانتین به مسیحیت گروید و آیین مسیح(ع) به عنوان آیین رسمی امپراتور روم اعلام گردید. پیروان مسیحیت توانستند آزادانه به تبلیغ آیین خویش بپردازند، اما پیش از این در دوران سختی به سر می بردند و در این دوره پر التهاب و بسیار طاقت فرسا در خفا ودر زیرزمین هابه تبلیغ آیین مسیحیت پرداختند.در ابتدا رومیان که از نظر 1ـ ایدئولوژی 2ـ پیروی از مذاهب چندگانه و پرستش عناصر طبیعی و خدایان متعدد با مسیحیان در تضاد بودند به اذیت و آزار پیروان مسیح می پرداختند و مسیحیان در بدترین شرایط به تبلیغ دین خویش پرداختند.

هنر مسیحیت آغازین را می توان از روی موضوعاتشان شناخت نه از روی سبک آنها زیرا هنر آنها کاملا مشابه هنر رومیان بوده است. کلیساهای مسیحی از لحاظ سازمان و فلسفه خود شدیدا به ساختار زندگی یونانی ـ رومی مدیون بودند.معماری صدر مسیحیت را به طور کلی می توان به دو بخش پیش از کنستانتین(از 313ـ50 میلادی) و پس از کنستانتین(ازسال314 تا سال سقوط امپراتوری) تقسیم نمود. دوره نخست را«دوره پیگرد» و دوره دوم را «دوره بازشناسی» می گویند.

دوره نخست(دوره پیگرد):

معماری مسیحیان را به علت تعقیب و کشتار ایشان بدست رومیها، دوره پیگرد می نامند، تمام هنر این دوره در مخفی گاهها و در زیرزمین شکل گرفته است. مهمترین و بارزترین نمونه آثار معماری این دوره مقبره های زیرزمینی است وبه همین علت مقابر دخمه ای نامیده می شوند. این مقابر شبکه های گسترده ای از دالانها و اتاقکهای زیرزمینی در زیر شهر رم وشهرهایی هستند که به عنوان گورستانهایی پنهانی برای دفن مردگان مسیحی ـ بیشترشان در ردیف شهدای اولیه مسیحیت به شمار می روند ـ طراحی شده بودند. مقابر دخمه ای از سده سوم تا سده چهارم پیوسته مورد استفاده بوده اند و ظاهرا درآنها حدود چهارمیلیون جسد دفن شده است.

مقابر دخمه ای در ابتدا به عنوان مخفیگاه برای پناهندگان مورد استفاده قرار می گرفتند اما در این دخمه ها آیینهای سری مسیحی نیز اجرا می شده است و نقش اصلی آنها جای مردگان بوده است.از نمونه های مقابر دخمه ای، مقبره دخمه ای کالیکستوس در رم است که در سده دوم میلادی ساخته شده است. عرض هر دالان آن در حدود90 تا 130 سانتی متر است.

سقف بسیاری از کوبیکولومها(نمازخانه تدفینی) را با نقاشی دیواری به شیوه آیین های رومی تزئین می کردند که موضوعات این نقاشی ها بیشتر درباره زندگی حضرت مسیح(ع) و یاران او بود.

معماری دوره بازشناسی:

این دوره از سال 325 میلادی یعنی وقتی که کنستانتین مسیحیت را دین رسمی امپراتوری روم قرار داد آغاز و تا حدود 500 میلادی ادامه می یابد. با اینکه بعضی از مراسم و جشنها در مقابر دخمه ای برگزار می شد ولیکن احتمالا عبادات و تجمع ها در این خانه های «انجمی» یا تالارهای ستوندار ساده برگزار می شدند. بقایای یکی از این خانه های اولیه نیز به دست آمده و شبیه به یک باسیلیکا بوده است.

(تعریف باسیلیکا: یکی از ابتکارات معماری رومی پدید آوردن ساختمانهای باسیلیکا بود. پلان این نوع بنا مستطیل شکل و دو یا چند مذبح نیم دایره داشت. مدخل ورودی در یکی از ضلعهای طولی قرار داشت. سبک باسیلیکا سه بخشی یا هفت بخشی بوده است. )

نکته قابل توجه در معماری این ودوره این است که به طور موثر تحت تاثیر معماری رومی قرار گرفته است. زیرا دین مسیح دینی نوپا بود و درزمینه های مختلف اجتماعی و فرهنگی تجربه قبلی را نداشت در نتیجه معماری نمی توانسته سبک خاصی را ارائه نماید. در چنین جامعه ای کلیسای مسیحی در قالب و فرم باسیلیکاهای رومی شکل می گیرند و عناصر معماری رومی در ساخت این کلیسا مورد استفاده قرار می گیرد. نخستین کلیسای مسیحی که با این اجزا پدید آمد کلیسای سن پیترو در روم است که ترکیبی است از خانه های حیاط دارو باسیلیکای رومی که با روحیه و جهان بینی مسیحی درهم آمیخته است اما با برخی تفاوت ها:1ـ برای مسقف کردن این کلیسا بر خلاف معماری رومی از تاق و قوس استفاده نشده است و از آسمانه چوبی شیبدار که موجب سبکی و سرعت در ساخت بوده بهره گرفته شده است.

2ـ ستونها گرداگرد محوطه داخلی (سالن اصلی)فقط در خطی طولی به کار گرفته شده اند در دید کلی پنج دالان پدید آوردنده اند که صحن اصلی کلیسا را منتهی به محراب می کنند و از نظر فضایی حرکت را به سوی نقطه انتهایی(محراب) افزایش می دهد.

3ـ تعداد محرابهای رومی در اینجا تقلیل یافته است و تنها یک محراب در سمت شرق تعبیه شده است.

4ـ ورودیهای جناحین طولی باسیلیکا به ضلع عرضی مقابل محراب انتقال یافته ست.

5ـ و همچنین بازوهای بیرون زده از بدنه اصلی از مشخصه های معماری مسیحی است که بعدها در روند تکاملی کلیساها به قسمت مرکزی پلان ها تغییر مکان دادند.

در واقع اساس و فلسفه پلان های کلیسای مسیحیت که به شکل صلیب است از اینجا آغاز گردیده است.

به طور کلی در بررسی معماری صدر مسیحیت می توان دو نوع پلان عمده تشخیص داد:

1ـ پلان باسیلیکایی که به عبارتی به کلیسای با پلان طولی نیز معروف است

2ـ پلان مدور که به تقلید ازپلانهای رومی در ساخت کلیساها رواج یافته است.

گرایش به برپایی پلان های مرکزی ریشه در در حالت روحانی که فضای این نوع بناها ایجادمی کنند، دارد. ایجاد این کلیساهای با پلان مرکزی در صدر مسیحیت به تدریج جای خود را به مقبره ها و آرامگاه هایی در کنار کلیساهای طولی داد. این پلان (مدور) بیشتر مورد علاقه و توجه مردم ناحیه شرق امپراتوری قرار گرفته ودر ابعاد وسیعی به کار گرفته شدند.

کلیسای سانتا کاستانستا( آرامگاه دختر کنستانتین):

این بنا در اصل منضم به کلیسای رومی «سنت آنیس» در خارج شهر بود. در این بنا بر خلاف آثار قبلی که در دوران شرک روم به وجود آمده بود. فضای داخلی به دو قسمت مشخص و متمایز تقسیم شده است. یکی تالار گرد و گنبد دار مرکزی است که به وسیله ردیف پنجره زیر سقف روشنی می گیرد ودر واقع به منزله شبستان کلیسای طولی (مستطیل شکل) است، و دیگری غلامگردشی با تاق گهواره ای است که همچون حلقه ای به دور تالار مرکزی قرار گرفته است. در اینجا تزئینات موزائیک کاری دربه وجود آوردن فرم داخلی و تزئینات آن نقش مهمی دارد.

پلان اصلی کاملا متاثر از پلان معبد پانتئون روم است. فقط در اینجا از دیوار نازک به جای دیوار ضخیم و از راهروی جانبی استفاده شده است.

کلیسای مزار مقدس:

انواع پلان های باسیلیکایی و طرحهای مرکزی و دوار یکی برای جاودان ساختن کسی و دیگری به منظور تجمع نخست به فرمی نسبتا از هم گسسته مورد استفاده قرار می گرفتند اما در کلیسای مزار مقدس ترکیبی از این دو نوع دیده می شود.

امپراتوری در نامه ای به اسقف اورشلیم قاطعانه می گوید که مایل است این باسیلیکا زیباتر از تمام باسیلیکاها در جاهای دیگر شود. از ساختمان اصلی این بنا چیزی به جا نمانده است. ساختمان این بنا که پیش از 333 میلادی آغاز شده بود در سال 613 میلادی تخریب شد ودر سالهای بعد دوباره بازسازی شده است. این بنا باسیلیکای نسبتا کوچکی است که دهلیز سرگشاده کوچکی در ابتدای آن واقع شده و به رواق واقع در خیابان رومی منتهی می گردد. در حیاط پشت باسیلیکا دو نقطه قابل احترام قرار دارد: یک صخره تصلیب در یک طرف و مزاری مقدس با پوششی از بنای گنبدی در عقب. این ساختمانها با توجه به عملکرد آیینی شان به هم متصل می شوند. بخش گنبد این کلیسا شبیه به کلیسای سانتا کاستانستا است ولی به طور کلی این بنا ترکیبی از دو نقشه طولی و مرکزی است. این وضعیت با زیبایی و انسجام بیشتر در حدود دویست سال بعد در کلیسای صوفیه در شهر قسطنطنیه در زمان بیزانس تکرار شد

 

 

سبکی را که مسیحیت پیشین می نامیم می توانیم بی آنکه خطایی مرتکیب شده باشیم سبک رومی پسین، یا آنچنان که در عرف تاریخ هنر رایج است، سبک باستانی پسین بنامیم. آثار متعلق به دوره مسیحیت را فقط از روی موضعشان می توانیم از آثار متعلق به دوره رواج دین روم تشخیص دهیم نه از روی سبکشان، بر روی هم، مسیحیان آن زمان درست به اندازه معتقدان به دین روم، «رومی» بودند، هنرها و صنایع دستی گذشتگان را می آموختند، در محیط ایشان تربیت می شدند و به زبان ایشان سخن می گفتند.

خود کلیسای مسیحی، از لحاظ سازمان و فلسفه اش، شدیداً به ساختار زندگی یونانی – رومی مدیون بود؛ در هنر مسیحیت آغازین، با تحول ساده ای از مضامین متعلق به دین روم به دین مسیحی و آزادانه ترین نوع عاریت گیری از موضوعات و شیوه های پیش از مسیحیت روبرو می شویم.

شکلهای مختلط یا دورگه در سراسر امپراتوری مسیحی شده روم، به بیشترین تعداد ممکن و یا بیشترین حد درآمیختگی سکبهای محلی تولید می شوند و تشخیص یک سبک واحد – یا چندین سبک – را که قطعاً بشود عنوان مسیحیت پیشین بدان داد یا بشود آن را نمونه منحصر به فرد آن چیزی دانست که ما هنر مسیحیت پیشین می نامیم، غیرممکن می سازد. آنچه در هنرهای تجسمی رخ می دهد گونه ای «طبیعت زدایی» از ناتورالیسم یونانی – رومی، یا همان چیزی است که مقدمات پیدایشش را در ستون ترایانوس و پیشرفتش را در نقشهای برجسته طاق کنستانتین از نظر گذرانده ایم، شیوه های کهن گرایانه، به ناگاه در مسیر ناتورالیسم قدیمی ظاهر می شوند و شباهت آفریده های هنری به الگوهای اولیه یونانی – رومی که منشأ نهایی این آثار هستند، رفته رفته کمتر می شود.

این روند طبیعت زدایی، که به درجات متفاوت تحت تأثیر سبکهای بربرها بود، تا دوره سده های میانه در دنیای غرب ادامه پیدا می کند. این پدیده به هیچ وجه نباید صرفاً به معنی نفی سبک یونانی – رومی یا مثله سازی ناشیانه آن توسط انسانهایی تلقی شود که حس تشخیص آن و مهارت دستی لازم برای آن را از دست داده بودند. بلکه پدیده مزبور حاصل جهان نگری سراپا تازه ای بود که باعث دگرگونی سنت ناتورالیستی می شود. هنر مسیحیت پیشین، بازتاب این دگرگونی در جریان عمل است..

● مقابر دخمه ای

ارزشمندترین یادمانهای دوره پیگرد، ناپیداترین یادمانهای رم هستند؛ این یادمانها تماماً در زیر زمین قرار گرفته اند و به همین علت، مقابر دخمه ای نامیده می شوند. این مقابر، شبکه های گسترده ای از دالانها و اتاقکهای زیرزمینی در زیر شهر رم و شهرهایی هستند که به عنوان گورستانهایی پنهانی برای دفن مردگان مسیحی – که بیشترشان در ردیف شهدای اولیه مسیحیت به شمار می روند – طراحی شده بودند.

مقابر دخمه ای از سده دوم تا سده چهارم پیوسته مورد استفاده بوده اند و تخمین زده می شود که فقط در مقابر دخمه ای رم نزدیک به چهار میلیون جسد دفن شده باشد. این مقابر در روزهای پیگرد به عنوان مخفیگاهی برای پناهندگان مورد استفاده قرار می گرفتند؛ مدرک اثبات این سخن، پلکانهای مسدود و مجزا، تورفتگیها و گذرگاههای مخفی و درهای مخفی نگه داشته شده ورودی و خروجی است. بدون تردید در این دخمه ها آیینهای سری مسیحی نیز اجرا می شده است و نقش اصلی آنها جای دادن مردگان بوده است.

در رم، مقابر دخمه ای به صورت تونلهایی در دل لایه متخلخل خاک توفا که سازندگان قدیمی شهرهای مردگان در دوره اتروسکها از خواص عالیش بهره ها گرفته بودند، ساخته می شدند . پس از آنکه قطعه زمینی برای گورستان برگزیده می شد (مطابق قوانین رومی، مسیحیان می توانستند مالک زمین باشند) دالانی به پهنای ۹۰ تا ۱۲۰ سانتی متر و فاصله مناسبی از سطح زمین، دورتادور آن حفر می کردند. در سطح دیوارهای جانبی این دالانها، تورفتگیهایی به موازات محور دالان برای نگهداری از اجساد مردگان گشوده می شد، این تورفتگیها که لوکولوس نامیده می شدند، مانند تاقچه هایی بر روی یکدیگر کنده می شدند.

غالباً اتاقکهای کوچکی به نام کوبیکولوم به عنوان نمازخانه تدفینی در دیوارها ساخته می شدند و طاق بندی متفاوتی داشتند. وقتی دالانهای پیرامونی اولیه پر از لوکوس و کوبیکولوم می شدند دالانهای دیگری عمود بر آنها حفر می کردند و این روند تا جایی که فضای جانبی اجازه می داد ادامه پیدا می کرد. آنگاه سطوح یا لایه های پایین تر را حفاری و از طریق پلکانهایی به یکدیگر متصل می کردند و تعداد لایه های مزبور در بعضی از شبکه ها تا پنج طبقه می رسید. وقتی محوطه های تدفینی مجاور متعلق به اعضای یک انجمن اخوت مسیحی، یا اهدایی یا خریداری شده در اختیار عده واحدی قرار می گرفت، میان گورستانهای مربوط راههای ارتباطی گشوده می شد و گورستانهای مزبور بدین طریق از جناحین گسترش می یافتند و تدریجاً بر وسعتشان افزوده می شد. پس از اعلام رسمیت دین مسیحی، ساختن مقابر دخمه ای از رواج افتاد و از آنچه ساخته شده بود به عنوان مکانهای مقدس، یادگارشهدای بزرگ و زیارتگاهی برای دینداران استفاده می شد.

بسیاری از کوبیکولومها را با نقاشی های دیواری به شیوه باستانی پسین (دین روم)، حتی از لحاظ موضوع، تزیین می کردند و در تفسیر این نقاشیها می گفتند که با اعتقادات ایشان سازگار هستند. طرحهای هندسی سقف نقاشی شده مقبر دخمه ای دو قدّیس به نامهای سان پیترو و سان مارچلینو در رم به معنی قبه فلک (دایره بزرگ) به کار گرفته شده و درونش را نقش صلیب یعنی مظهر اصلی ایمان مسیحی فرا گرفته است. بازوهای چلیپا به نیمدایره هایی ختم می شوند که در درونشان صحنه هایی برگرفته از کتاب عهد عتیق درباره زندگی یونس شرح داده شده که در سمت چپ به دریا پرتاب می شود و در سمت راست از کام نهنگ بیرون می آید و در قسمت پایین بار دیگر سالم و تندرست بر زمین خشک دیده می شود که از معجزه نجات خودش و رحمت خداوندگاری غرق در اندیشه شده است.

فضاهای بین این نیمدایره ها با پیکره های اورانس یا اعضای انجمن مسیحی که دستهایشان را به نشانه نیایش به آسمان بلند کرده اند اشغال شده است؛ این حالت کشیش وار امروزه نیز در مراسم عشای ربانی کاتولیکهای رومی تکرار می شود و احتمالاً به همان گذشته های دور و دراز مربوط می شود. در قاب مدور میانی، مسیح را در لباس چوپانی نیکوکار و جوان می بینیم که حضورش در صحنه داستان یونس حکایت از منجی بودنش دارد.

موضوع چوپان نیکوکار را می توان پیگیری کرد و به هنر کهن یونانی و مصری رسید، ولی در اینجا چوپان نیکوکار به نگهبان وفادار گوسفندان مسیحی تبدیل می شود که به حواریون خویش می گوید ‹بره هایم را تغذیه کنید، گوسفندانم را تغذیه کنید». در اینجا شایان تذکر است که در مقابر دخمه ای متعلق به دوره پیگرد مسیح تقریباً همیشه یا در لباس چوپان نیکوکار شبیه سازی می شد یا در لباس یک آموزگار بعدها یعنی وقتی مسیحیت دین رسمی امپراتوری روم گردید. مسیح خصوصیاتی امپراتورانه چون هاله گرد سر، ردای ارغوانی، تاج و نشانه ها دیگری حاکی از سرکردگی خود پیدا کرد.

سبک نقاشان مقابر دخمه ای، غالباً همان امپرسیونیسم شتابان و طرح گونه ای است که در نخستین نقاشی های رومی متعلق به آخرین دوره پومپئی از نظر گذرانده ایم، و اجرای آن از خوب تا بد و غالباً بد، در نوسان است. باید در نظر داشته باشیم که مقابر دخمه ای، مکانهایی بد یمن برای هنر زینتگر دیواری بودند. هوا از تعفن اجساد فاسد شده سنگین بود، رطوبت زیاد بود و روشنایی که عموماً از طریق چراغهای روغنی تأمین می شد به هیچ وجه برای آفریدن نقاشیهای ظریف و اجرای طاقت فرسای چنان کاری کافی نبود. برای کشیدن طرحهای سقفی و طرحهای روی طاقها و نیمدایره ها، نقاش می بایست بدنش را به حالتهای دشوار و خسته کننده ای در می آورد و به همین علت جای شگفتی نیست که کارش را چنان شتابان به پایان می رسانده و نتایجی چنان کم ارزش می گرفته است.

● معماری

با آنکه پاره ای از جشنها و مراسم در مقابر دخمه ای برگزار می شد، به احتمال زیاد عبادات منظم در خانه هایی خصوصی که به ترتیبی برای تبدیل شدن به خانه های «انجمنی» یا تالارهای ستوندار ساده تغییراتی در آنها داده شده بود، به جای آورده می شدند. خانه های اخیر سالم برجا مانده اند زیرا در آخرین پیگرد بزرگ در دوره دیو کلسین تمامی آنها ویران شدند، بقایای یکی از این خانه ها که به گونه ای باسیلیکای اولیه شباهت دارد و به ۳۱۱ میلادی مربوط می شود در زیر کلیسای جامع آکویلیا به دست آمده است.

وقتی مسیحیت در سراسر امپراتوری روم از کنستانتین به عنوان دین رسمی مذهبی و آداب نماز مسیحی ضرورت پیدا کرد و بر اهمیت کیش مسیحی بسی افزود. تمام اجزای معماری این کار وجود داشتند: خانه دهلیز سرگشاده دار، نمازخانه دخمه ای، باسیلیکای رومی، چگونه این اجزا با یکدیگر به طرز استادانه ای ترکیب شدند و یکی از نخستین بناهای کلیسای مسیحی در عصر جدید یعنی کلیسای قدیمی سان پیترو در رم را پدید آوردند بر ما دانسته نیست ؛ بحثهای مربوط به منشأ باسیلیکای مسیحی همچنان ادامه دارد.

کلیسای سان پیترو که در سال ۳۳۰ وقف شده، احتمالاً از مهم ترین طراحی در تاریخ معماری کلیسا برخوردار است. اهمیت این کلیسا وقتی بیشتر شد که گفتند اینجا محل فرضی دفن پطرس حواری مقرب عیسی مسیح بوده است. تشخیص ابعاد آن از روی طراحیهای قدیمی دشوار است؛ طول و ارتفاع صحن یا تالار مرکزی آن دو برابر صحن یک کلیسای جامع بزرگ بوده است. فضای درونی این کلیسا «یکی از جادارترین، مجلل ترین و هماهنگ ترین فضاهای ساخته شده تا آن زمان ... بود که به طرزی شاهانه از انواع مرمر و موزاییک سرشار بود، پرعظمت و در عین حال ساده، و بزرگ به بهترین معنی رومی این واژه بود».[۱]از نقشه کلیسای سان پیترو چنین بر می آید که کلیسای مزبور ساختمانی مستطیل شکل بود که راه ورودش از یک حیاط ستون بندی شده می گذشت و به دهلیز سرگشاده منتهی به هشتی ورودی یا دهلیز سرپوشیده می رسید؛ پیکر اصلی کلیسا از صحن یا تالار مرکزی، راهروهای کوتاه جانبی، مذبح یا شاه نشین و تالار عرضی یا بازویی که بین تالار مرکزی و مذبح قرار گرفته و اندکی از دیوارهای تالار مرکزی و راهروهای جانبی بیرون زده است تشکیل می شد. ترتیب و جایگزینی بنیادی این اجزا در معماری مسیحی دوره های بعد نیز مورد استفاده قرار گرفت، گرچه اشتباه است اگر تصور کنیم که باسیلیکا طرح انعطاف پذیر و استاندارد شده ثابتی دارد؛ مثلاً تالار بازویی که از ویژگیهای متغیر کلیسای شهر رم است، غالباً در کلیساهای شهرهای دیگر، مخصوصاً کلیساهای مشابه، به چشم نمی خورد.

در نقشه مقطع، تالار ستون بندی شده بزرگی را می بینیم که آشکارا با باسیلیکاهای غیر کلیسایی رومی نظیر باسلیکای اولپیا در فوروم ترایانوس ارتباط دارد. باسیلیکای سان پیترو برخلاف باسیلیکای نسبتاً قدیمی تر کنستانتین، طاق نداشت بلکه سقف چوبی داشت؛ ساختمانهای بتونی و طاق دار گران تمام می شدند و احتمالاً برحسب ضرورت و مناسب بودن مصالح سبک برای برگزاری مراسم دینی، در بناهای مسیحی از اینگونه مصالح سبک استفاده می شده است. در ورودی باسیلیکای پیش از مسیحیت که از قسمت طولی بنا باز می شد در کلیسای مسیحی به قسمت عرضی آن انتقال داده شده است. فقط یکی از چند مذبح با سیلیکای مزبور در اینجا حفظ شده است، که آنهم در آخرین نقطه مقابل در ورودی قرار داده شده است. ستونهایی که با فواصل مساوی دورتادور صحن کار گذاشته می شدند به ستونهای جناحی تبدیل شده اند و بر فراز همین ستونها در کلیسای سان پیترو یک اسپر افقی به شیوه کلاسیک کار گذاشته شده بود .

در ساختمانهای کلیسایی دوره های بعدی، ستونها به شیوه ایوان ستوندارِ کاخ دیوکلسین در اسپالاتو بیش از پیش در زیر قوسها قرار می گیرند. تمام این تغییرات در باسیلیکای دوره پیش از مسیحیت، پرسپکتیوی گسترده پدید می آورد که در زیارتگاه به عنوان کانون کل طرح و محل راز اصلی ایمان مسیحی متمرکز می شود. «روحانی شدن» طرح غیر کلیسای رومی نه فقط در تجدید آرایش محور ساختمان (برای متمرکز ساختن تمامی تجربه مشخص بر نقطه مرکزی) بلکه در ساختمان بی نهایت ساده و سبکی دیوارهای حایل و ستونهای آن نیز بیان شده است. بنای رومی – با دیوارهای عظیم و وزن سنگین، سطوح پیکره بندی شده با نقشهای برجسته و گود و انبوهی از مجسمه ها – به شکلی سبکتر، ظریفتر و صافتر درآمده است؛ می توان گفت که «غیرمادی» شده است تا با جهت گیری جدید به سوی دنیای معنوی در برابر دنیای مادی، جور درآید.

در منظره هوایی طرح بازسازی شده تخمینی کلیسای سان پیترو با آنکه تا اندازه ای بر حدس و گمان استوار است، همان سکوی پله دار رومی دیده می شود که بیشتر در معبد فورتوناویریلیس از نظرمان گذشت و چندین سلف اتروسک نیز دارد؛ یک مدخل باشکوه یا پروپولایا و فوروم مبدل شده به دهلیز سرگشاده از دیگر عناصری هستند که نه فقط اسلاف رومی بلکه اسلاف باستانی نیز دارند. به اعتقاد ما نمای بیرونی بنا مانند نمای بیرونی باسیلیکاهای مسیحی به طور کلی، بی زینت بود و هرگونه تلاش برای تزیین بنا را در داخل آن به کار می بستند. آدمی با دیدن این بنا گمان می کند که آن را به تقلید از کمال مطلوب مسیحی ساخته اند، که نمای بیرون عظیم و ساده است و درونش روح افزا و زیباست.

طرح کلیسای باسیلیکایی مستطیل شکل، سالهای طولانی مورد توجه دنیای مسیحی بود. ولی مسیحیان اولیه، الگوی ساختمانی کلاسیک دیگری را نیز اقتباس کردند که ساختمان متراکم در قسمت مرکزی (نقشه – مرکزی) یا ساختمان گنبددار گرد یا چند ضلعی بود، بعدها این نقشه در خاورمیانه زمین مورد توجه قرار گرفت و معماران بیزانسی ابعاد عظیمی به آن دادند و موضوعش را به شکلهای مبتکرانه گوناگونی تکمیل کردند.

در غرب از الگوی ساختمان نقشه – مرکزی عموماً برای بناهای کوچک در مجاورت و در خدمت با سیلیکاهای اصلی مانند آرامگاهها، تعمیدگاهها و نماز خانه های خصوصی استفاده می شد. نمونه بسیار ظریف این طرح نقشه – مرکزی، کلیسای سانتا کوستانتسا در رم است ، که در اواسط سده چهارم ساخته شده بود. این کلیسا که احتمالاً در آغاز یک تعمیدگاه بوده، به فاصله اندکی به آرامگاه کنستانتیا دختر کنستانتین امپراتور مبدل گردید.

پیشینیان این کلیسا را می توان تا رسیدن به مقابر لانه زنبوری میسنی ها ردیابی کرد، هرچند این احتمال وجود دارد که سازندگانش مستقیماً از پانتئون یا بنای مدور گنبدی بر بالای حوضچه برخی از حمامهای عمومی مانند حمامهای کاراکالا الهام گرفته باشند. لیکن پیکر اصلی پانتئون دستخوش دگردیسی شده است، همچنان که باسیلیکای رومیان پیش از مسیحیت به باسیلیکای مسیحیت آغازین جهش پیدا کرد.

در کلیسای سانتا کوستانتسا دایره ستونهای دوتایی که استوانه های گنبد دار را نگه می دارد، از فشار دیوارهای بیرونی خلاص شده و به قدر کافی آزاد است تا فضایی برای دالان طاق گنبدی یا غلام گردش بگشاید. به بیان درست تر، چنین به نظر می رسد که طاق بندی دیواری باسیلیکا به گرد دایره ای چرخیده، غلام گردش بر راهروهای جانبی باسیلیکا منطبق شده و مانند آنها یک ردیف پنجره بلند و پر تعداد زیر گنبدی پیدا کرده است. ناتورالیسم پر جلوه موزاییکهای تجملی طاق غلام گردش، حکایت از ادامه نفوذ روحیه ناشی از دین روم دارد.

تمام بناهای مهم سده چهارم، از جمله سانتا کوستانتسا و باسیلیکاهای بزرگ طولی، ارتباط تنگاتنگی با کنستانتین و خویشان نزدیکش دارند زیرا در اثر حمایت و نظارت ایشان و به عنوان کمال مطلبو جدید ایمپریوم مسیحی بود که این ساختمانها به وجود آمدند.

این پیوند تنگاتنگ میان خویشان کنستانتین و معماری کنستانتینی می تواند بیانگر پایداری مشخصی در طرح باسیلیکاهای ظاهراً متفاوت سده های چهارم و اوایل سده پنجم باشد. همچنین می تواند تا اندازه ای بیانگر این نکته باشد که چگونه طرحهای ظاهراً متضاد و مخالفی چون کلیسای دراز و کلیسای مرکزی را در پاسخگویی به نیازهای اعتقاد و مراسم مذهبی مسیحی را در تصورشان در کنار هم قرار داده اند.

کنستانتین با در اختیار داشتن سنتی چند صد ساله، خیلی طبیعی بود که محل فوت و دفن عیسی مسیح را با ساختمان سنتی عظیمی به نام بنای مدور گنبدی، جاودانه سازد. در عین حال به نظر می رسیده است که طرح باسیلیکای موجود می توانسته است فضای کافی و لازم برای اجتماع زائرانی را که به مقدس ترین مکان در عالم مسیحیت سرازیر می شدند در اختیار ایشان بگذارد. از آن زمان تا چند صد سال بعد، مسأله معماری – با آنکه هیچگاه علناً به زبان آورده نشد – این بود که چگونه نقشه دراز را با نقشه مرکزی یا مدور یکی کند.

گونه های آرامگاهی و باسیلیکایی، طرحهای مرکزی و دراز، یکی برای جاودان ساختن کسی و دیگری به منظور گردهم آیی، نخستین بار به شکلی نسبتاً از هم گسسته در طرح بازسازی شده و حدسی کلیسای مزار مقدس (قیامت) مورد بررسی قرار گرفته اند.

امپراتور در نامه ای به اسقف اورشلیم قاطعانه می گوید که مایل است این باسیلیکا «زیباتر از تمام باسیلیکاهای دیگر در جاهای دیگر» بشود. از ساختمان اصلی این باسیلیکا چیزی برجا نمانده است و در ساختمان باسیلیکای مزار مقدس پیش از ۳۳۳ میلادی آغاز شده بود و در سال ۶۱۳ میلادی به دست ایرانیان ویران گردید و در سالهای بعد نیز بارها ساخته و باز ساخته شد. آنچه می توانیم بازسازی کنیم، باسیلیکای نسبتاً کوچکی است که دهلیز سرگشاده کوچکی در ابتدایش قرار گرفته و به رواق واقع در خیابان رومی منتهی می شود. در حیاط پشت باسیلیکا دو تا از محترم ترین نقاط واقع شده اند: صخره تصلیب در یک طرف و مزار مقدس با پوششی از بنای گنبدی در عقب.

این ساختمانها از طریق کارکرد آیینی شان به یکدیگر مربوط می شوند و از لحاظ معماری، یک دیوار پیرامونی آنها را با هم مربوط می کند. بنای گنبدی کلیسای مزار مقدس با آنکه ظاهراً به بنای گنبدی سانتا کوستانتسا با آن گنبد مخروطی احتمالاً چوبی اش شباهت دارد، احتمالاً به ساختمانهای مدوری همچون ساختمان گنبدی اپیداوروس که سقف شان چوبی بود ، باز می گردد.

به هر حال، کلیسای مزار مقدس، گونه های ساختمانی نقشه مرکزی و نقشه دراز را در روابط میان اجزای معماری، حتی اگر سست و بی نقشه باشند، در یکجا گنجانده است. وحدت کامل جزء گنبددار مرکزی و باسیلیکا دویست سال بعد در وجود کلیسای بزرگ ایاصوفیه در قسطنطنیه تحقق خواهد یافت. پس از ترکیب مزبور، دو گونه ساختمانی به راههای جداگانه خویش ادامه خواهند داد. کلیسای دراز (غالباً با چلیپابندی گنبددار) در غرب، و کلیسای مرکزی در شرق

 

 

 

 

هنر صدر مسیحیت و هنر اسلامی هنر بیزانسی (هنر بیزانسی پسین«معماری)

 

در فاصله اواخر سده دهم و سده دوازدهم، با حمایت پادشاهان مقدونی، پدیده ای رخ داد که دومین شکوفایی یا دومین عصر طلایی بیزانس نامیده شده است؛ در این دوره فرهنگ بیزانسی یک بار دیگر با سرچشمه های هلنی خود مواجه شد و تا رسیدن به سبکهای به ارث رسیده از عصر یوستی نیانوس یا روزگار نخستین شکوفایی، با آنها همراه شد.

 

معماری

در معماری، سلسله تنوعاتی در صحن گنبددار مرکزی ظاهر شد. از بیرون که بنگریم ساختمان کلیسای نمونه وار بیزانس پسین، به شکل مکعب گنبددار (ندرتاً به شکل چهارگوش با قاعده ای غیر مربعی) است و مکعب بر روی گونه ای استوانه یا تنه مدور نهاده شده و بالا رفته است. کلیساها کوچک، عمودی و چهار شانه اند و بر خلاف ساختمانهای پیشین، بیزانسی، سطوح دیوارهای بیرونی شان با نقش برجسته تزیین شده اند.

در کلیسای تئوتوکوس که در حدود ۱۰۴۰ میلادی در هوسیوس لوکاس یونان ساخته شد، می توان شکل یک صلیب گنبددار را دید که چهار بازوی هم اندازه یا چهار بازوی طاق دار («صلیب یونانی») دارد. طرح معماری بیزانسی در کنار این واحد، و با مضاعف کردن آن، فضاهای درهم پیچیده گیج کننده ای آفرید.

در کلیسای بزرگتر کاتولیکون که به این کلیسا متصل است، سقفی گنبدی بر بالای یک هشت ضلعی محصور در یک مربع و نتیجه افزودن عناصری به نام سه کنج طاقی، تیر زیر سری، با تیرهای حمال افقی که گوشه های مربع مزبور را به یکدیگر وصل می کنند  زده شده است این ترتیب کار، گسترش هوشیارانه طرحهای قدیمی تری چون نقشه مدور سانتاکوستانتسا، نقشه هشت گوش سان ویتاله، و گنبد متکی بر طاسچه های روی یک مربع در کلیسای ایاصوفیه است. هسته مرکزی کلیسای کاتولیکون در داخل دو راستگوشه قرار گرفته و راستگوشه بیرونی در حکم دیوارهای بیرونی آن است. بدین ترتیب در نقشه طبقه همکف، از مرکز به خارج، یک مجموعه دایره – هشت ضلعی مربع مستطیل دیده می شود که اجزایش ارتباط متقابل بسیار پیچیده ای با یکدیگر دارند.

ارتفاع داخل کلیسای کاتولیکون بازتابی از نقشه بغرنج آن است این کلیسا نیز همانند ساختمانهای پیشین بیزانسی، فضا و سطح، نور و تاریکی را به یک راز تبدیل می کند. فضای بلند و باریک درونی این کلیسا ما را بر آن می دارد که نگاهمان را به نقاط بالا متمرکز کنیم و به اطراف بچرخیم: «تأثیر کلی فضای درونی، القای زیبایی فوق العاده ناشی از تداخل پیچیده عناصر بلند و کوتاه، فضاهای هسته ای و کمکی دارای مناطق نورگیر روشن، کم نور و تاریک است».

بدین ترتیب فضاهای درونی پیچیده ای بوده اند که در سطوح بالاتر به گنبدهایی تماشایی با شکلهای مدور پدید می آورند که پرسپکتیوهای جا به جا شونده، به طرز برجسته ای در نظر بیننده زنده می کنند. نقشه کلیسای باشکوه حواریون که درروزگار یوسنی نیانوس ساخته شد و اکنون اثری از آن برجا نمانده است، در کلیسای سان مارکوی ونیز که به تقلید از آن ساخته شده، انعکاس یافته است

بنای اصلی کلیسای سان مارکو که به سده یازدهم مربوط می شود، در سطوح پایین، با افزوده های رومانسک و گوتیک، تغییر هیأت یافته است. ولی نقشه یا منظره هوایی گنبدها که در امتداد صلیبی با بازوهای برابر (این بار نیز صلیب یونانی) آرایش گرفته اند، ناگهان منشأ بیزانسی آن را آشکار می سازد، پوسته های بنایی شده درونی گنبدها با شکل های برآمده، چوبی و کلاهخود مانندی پوشیده شده اند که سطح بیرونی شان با ورقه های مس مطلاّ کاری شده است.

این ورقه ها نه فقط گنبدهای درونی را محافظت می کنند بلکه ترکیب بندی پرجلوه ای متناسب این کلیسای بزرگ جمهوری مغرور و نیز پدید می آورند و نیز، همچون راونا در ۱۲۰ کیلومتری جنوب خود، علیرغم استقلالی که در اوائل سده های میانه به دست آورده و صدها سال حفظ کرده بود، شدیداً تحت تأثیر بیزانس بود.

فضای درونی کلیسای سان مارکو، همچون نقشه اش، اساساً بیزانسی است، هرچند مقیاس بزرگ یوسنی نیانوسی و سکته های ناشی از بندهای گنبددار آن تا اندازه ای جزیی در اثر عناصر رومانک غربی دگرگون شده اند. بدون تردید طرز تأمین روشنای و سلسله موزاییکهای روایتی آن، تماماً بیزانسی اند